رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۳۰ مارس ۲۰۲۶
دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵

بیانیه مشترک چهار بلوک جمهوری خواه علیه جنگ، جنگ‌طلبان و برای صلح و آزادی

بیانیه مشترک چهار بلوک جمهوری خواه علیه جنگ، جنگ‌طلبان و برای صلح و آزادی

بيش از سه هفته از آغاز حمله نظامی دولت‌های آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد در این مدت بخش‌های وسیعی از کشور و زیرساخت‌های حیاتی آن آسیب دیده و زندگی میلیون‌ها شهروند ایرانی به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. گزارش‌ها از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان، از جمله کودکان، و آسیب به مراکز درمانی، آموزشی و زیرساخت‌های حیاتی و نیز آوارگی گسترده مردم حکایت دارد.

جمهوری اسلامی نیز با شلیک موشک و پهپاد به شهرهای اسرائیل و کشورهای منطقه، از جمله به صنایع تولید نفت، فرودگاه‌ها و هتل‌ها، و به‌ویژه به پایگاه‌های آمریکا در آن کشورها واکنش نشان داده‌است. اکنون تمام منطقه به‌خصوص کشورهای عرب خلیج فارس عملا به منطقه‌ی جنگی تبدیل شده‌اند. صدور نفت از تنگه‌ی هرمز با مانع مواجه است. چشم‌انداز روشنی برای پایان جنگ دیده نمی‌شود و تلاش مؤثر و جدی دیپلماتیک برای توقف آن شکل نگرفته است.

ما مخالفت قاطع خود را با جنگ و تداوم آن، بمباران و تخریب زیرساخت‌های کشور اعلام می‌کنیم و خواهان پایان فوری آن هستیم. در عین حال، سیاست‌های تنش‌زا و ماجراجویانه جمهوری اسلامی، و نیز حملات نظامی دولت‌های آمریکا و اسرائیل را در شکل‌گیری و تداوم این بحران مؤثر دانسته و هر دو را محکوم می‌کنیم.

همانطور که دبیر کل سازمان ملل تصریح کرده است آتش‌بس در ابتدا نیازمند توقف حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران است. جمهوری اسلامی نیز نباید پذیرش آتش‌بس را به ‌دریافت غرامت و «تنبیه متجاوز» موکول کند.

در چارچوب روابط بین‌الملل، جنگ‌ها محصول تصمیم دولت‌ها هستند و مسئولیت اصلی این درگیری متوجه آن‌هاست. حمله نظامی در تعارض آشکار با منشور سازمان ملل و اصول بنیادین حقوق بین‌الملل قرار دارد و هم‌زمان در بستری از نظامی‌سازی و تشدید رقابت‌های ژئوپولیتیک در منطقه شکل گرفته است.

ما تأکید می‌کنیم که مردم ایران مسئول سیاست‌های جمهوری اسلامی نیستند. این حکومت نه حاصل انتخاب آزاد مردم است و نه در راستای منافع آنان عمل کرده است. ما بر این باوریم که استقرار  آزادی و دموکراسی در ایران و تحقق آرزوها و آمال تاریخی مردم ایران، تنها از طریق جنبش‌های مردمی و مبارزات مدنی آن‌ها می‌تواند مستقر گردد، ‌نه از طریق مداخله‌ی نظامی دولت‌های خارجی و بمباران و کشتار آن‌ها. مردم ایران صرفاً قربانی نیستند؛ آن‌ها در سال‌های اخیر، از جمله در جنبش «زن، زندگی، آزادی» و دیگر کنش‌های مدنی، نشان داده‌اند که نیرویی فعال برای تغییر هستند و گذار دموکراتیک تنها از مسیر همین ظرفیت اجتماعی ممکن است.

حفظ جان انسان‌ها، به‌ویژه غیرنظامیان، زندانیان، بیماران و گروه‌های آسیب‌پذیر، باید در اولویت مطلق قرار گیرد. حمله به بیمارستان‌ها، مدارس و مناطق مسکونی نقض صریح حقوق بین‌الملل بشردوستانه است و همه طرف‌های درگیر موظف‌اند از آن اجتناب کنند و به اصول حقوق بشردوستانه پایبند باشند.

این جنگ نه راه‌حل مشکلات ایران است و نه جایگزینی برای تغییرات دموکراتیک. تداوم آن با تخریب زیرساخت‌ها، میدان دادن به جنگ‌سالاران، تشدید فضای امنیتی و تضعیف جامعه مدنی، مسیر گذار دموکراتیک را دشوارتر کرده و خطر بی‌ثباتی گسترده را افزایش می‌دهد. هم‌زمان، سرکوب داخلی نیز تشدید شده و جان فعالان مدنی و زندانیان سیاسی در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

ما از سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای بین‌المللی می‌خواهیم با به‌کارگیری همه ابزارهای سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک برای توقف فوری جنگ، کاهش تنش‌ها و تسهیل کمک‌رسانی انسانی اقدام کنند. همچنین خواستار بررسی مستقل نقض حقوق بشر و قوانین بین‌المللی و پاسخگویی تمامی طرف‌ها هستیم. سازمان ملل متحد می  تواند با مداخله‌ی فعالانه از گسترش چرخه‌ی خشونت در منطقه جلوگیری کند و طرفین درگیر را به مسیر پایان دادن فوری به جنگ ترغیب نماید

ما عمیقا نگران آن هستیم که با تداوم این جنگ، منطقه‌ی خاورمیانه و به‌شمول آن کشور ما تبدیل به میدان رقابت بین قدرت‌های مختلف، اعم از منطقه‌ای و جهانی شود. این امر می‌تواند با توجه به اهمیت اقتصادی  ژئوپولتیکی آن، جهان را با بحران بزرگی مواجه سازد. 

ما بر ضرورت همکاری وسیع‌تر نیروهای جمهوریخواه و تلاش برای شکل دادن به یک آلترناتیو جمهوریخواهی در داخل و خارج ایران، برای تاثیرگذاری بر تحولات سیاسی کشور تاکید می‌کنیم. این امر تنها از طریق همگرائی بیشتر نیروهای جمهوریخواه، با اتکا به نقاط اشتراک اصلی و حداقلی جمهوریخواهان و اتحاد حول چارچوب کلی اصول جمهوری‌خواهی،‌ به‌مثابه‌ی یک نظام سیاسی امکانپذیر است. شکل‌گیری یک آلترناتیو دموکراتیک تنها از طریق همکاری و هم‌افزایی نیروهای داخل و خارج کشور ممکن است.

ما بر ضرورت گذار از جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام جمهوری دموکراتیک، سکولار/لائیک و مبتنی بر رأی آزاد مردم، حقوق بشر و حاکمیت ملی تأکید می‌کنیم و آن را تنها راه پایدار خروج از بحران‌های کنونی می‌دانیم.

ما از مردم  عزیز کشورمان می‌خواهیم با همبستگی و همیاری متقابل بین تشکل‌های جامعه مدنی و نهادهای صنفی به کمک هموطنان آسیب‌دیده‌ بشتابند و از امدادرسانی، حمایت از آسیب‌دیدگان، در زمینه‌ی دسترسی به درمان، ارتباطات و خدمات حیاتی دیگر دریغ نکنند و کوشش کنند چتر حفاظت اجتماعی را گسترده‌تر کنند.

امضاکنندگان

همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران

ائتلاف:

۱. اتحاد جمهوری خواهان ايران 
۲. حزب چپ ايران
۳- جبهه ملی ايران ـ اروپا
۴. سازمان های جبهه ملی ايران در خارج از کشور
۵. همبستگی جمهوری خواهان ايران

کانون همکاری نهادهای جمهوری خواه ایران

۱- جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران
۲- نهاد همگرایی جمهوری‌خواهان ایران - استکهلم
۳- انجمن ایرانیان جمهوری خواه – تورنتو (تیرا)
۴- انجمن آموزشی و پژوهشی دانا 
۵- شبکه همگرایی جمهوری‌خواهان سکولار و دموکرات ایران

کنگره مشترک جمهوری خواهان دموکرات و فدرال دموکرات

۱- اتحاد برای ایران استرالیا
۲- تجمع احواز
۳- تورکمن ‌های دموکرات ایران
۴- حزب نماینده منافع جامعه بختیاری - بختیاری، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد
۵- حزب دموکرات آذربایجان
۶- شورای همکاری ترکمن‌صحرا
۷- فرقه دموکرات آذربایجان
۸- کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان
۹- گروه ۲۵ شهریور
۱۰- گروه ایرانیان جمهوری‌خواه استرالیا (یار)
۱۱- گروه چتری همنوا
۱۲- گروه نه به اعدام
۱۳- مرکز زنان تورک
۱۴- جبهه متحد بلوچستان ایران-جمهوری خواهان فدرال
۱۵- جبهه دموکراتیک ایران
۱۶- اتحاد ایرانیان جمهوری خواه - انگلستان
۱۷- حزب سوسیال دموکرات مام میهن
۱۸- حرکة النضال العربي الاحوازي (اسملا)

نهادهای شهری جمهوری خواهان

۱- همایش ایرانیان هامبورگ و حومه
۲- جمهوری خواهان انقلاب مهسا ( جام)- هایدلبرگ 
۳- کانون ایرانیان جمهوریخواه جنوب سوئد 
۴- کادر درمان برلین برای حقوق بشر
۵- طرفداران جمهوری سکولار دموکرات  
۶- بنیاد مهسا کپنهاگ

 

دیدگاه‌ها

Ghader
نقدی بر بیانیه چهار بلوک جمهوری خواه
دیدگاه

نقد بیانیه چهار بلوک جمهوری خواه: درماندگی در میانه کارزار و انهدام ملی

یکم. مسئولیت گریزی در سایه تساوی کاذب و نادیده گرفتن تبار مبارزات زحمتکشان
بیانیه با قرار دادن مسئولیت جنگ به طور مساوی میان ماجراجویی حکومت و تجاوز نظامی خارجی، تفاوت ماهوی میان علت و بهانه را نادیده میگیرد. محکوم کردن هم زمان ویرانی زیرساخت ها و سیاست های داخلی در لحظه ای که بقای مادی ملت در خطر است، نشان دهنده بن بست فکری جریانی است که توان تشخیص تضاد اصلی را ندارد. این رویکرد، در واقع پوششی برای تبرئه غیرمستقیم متجاوزانی است که هدفشان نه دموکراسی، بلکه به زانو درآوردن جامعه از طریق نابودی ابزار معیشت است.
تاریخ مبارزات زحمتکشان ایران و جهان به ما می آموزد که در لحظات بحران نظامی، دشمنان طبقاتی همواره از دو سو بر توده ها یورش میبرند، استبداد با سرکوب داخلی و امپریالیسم با انهدام بنیان های زیست جمعی. زحمتکشان در طول تاریخ، از قیام های کارگری در سده بیستم تا نبردهای ضد استعماری، آموخته اند که نباید اجازه داد نقد به حاکمیت جور، به جاده صاف کنی برای ویرانی زیرساخت هایی تبدیل شود که دسترنج و سرمایه نسل های متوالی کارگران و دهقانان است. تساوی انگاری بیانیه میان «بی تدبیری داخلی» و «تجاوز خارجی»، عملا چشم بستن بر ماهیت غارتگرانه ماشین جنگی است که هدفش نه رهایی مردم، بلکه تبدیل ایران به زمینی سوخته و محتاج به سرمایه جهانی است. کسی که مسئولیت انهدام نیروگاه ها، پل ها و جاده ها را به گردن هر دو طرف میاندازد، در واقع حق زحمتکشان برای دفاع از محصول کار و زندگی خود را انکار میکند. در منطق اصیل مبارزه، زحمتکشان همواره تضاد با ستمگر داخلی را پیش میبرند، اما هرگز در برابر یورش خارجی که قصد نابودی کل ظرفیت های ملی را دارد، موضع بی طرف یا مساوی نمیگیرند، چرا که میدانند ویرانی زیرساخت ها، نخستین گام برای به زنجیر کشیدن نیروی کار در فردای پس از جنگ است.

دوم. توهم دیپلماتیک و نقد نگاه قربانی محور به مردم
تکیه بیانیه بر نهادهای بین المللی و سازمان ملل برای توقف جنگ، بازتاب همان تفکر سوسیال دموکراسی غرب زده است که همواره نجات را در راهروهای قدرت های جهانی جستجو میکند. در این منطق، مردم نه فاعلان تغییر و صاحبان حق دفاع، بلکه تنها به عنوان قربانی و تن های آسیب پذیر تقدس دارند. سوسیال دموکراسی با تقلیل دادن مردم به توده ای منفعل که باید توسط ترحم نهادهای جهانی نجات یابند، عملا سوژگی و اراده ملت را سلب میکند. این جریان به جای فراخوان برای سازمان یابی مستقل طبقاتی، مردم را در صف انتظار برای کمک های بشردوستانه قرار میدهد و بدین ترتیب راه را برای دخالت بیشتر و تضعیف حاکمیت ملی هموار میکند.

سوم. غیبت استقلال هویت و ناتوانی در تفکیک خاک از حکومت در آینه تاریخ
بیانیه در حالی از ضرورت ایجاد یک آلترناتیو سخن میگوید که در ترسیم مرز میان استبداد داخلی و تجاوز خارجی ناتوان مانده است. حقیقت فروردین هزار و چهارصد و پنج این است که آلترناتیوی که در زمان جنگ، از ترس متهم شدن به هم سویی با حکومت، جرات نمیکند با صدای بلند علیه متجاوز خارجی فراخوان دفاع مستقل مردمی بدهد، چگونه میخواهد فردا از حاکمیت ملی و حقوق زحمتکشان دفاع کند؟ این ناتوانی در تفکیک خاک از حکومت، بزرگترین حفره سیاسی جریانی است که وطن را نه بستر مادی زیست و مبارزه، بلکه مفهومی انتزاعی میبیند که در زمان خطر میتوان آن را به نفع مصلحت اندیشی های دیپلماتیک رها کرد.
نگاهی به تاریخ مبارزات در ایران و جهان نشان میدهد که رهایی ملی همواره با تفکیک دقیق میان «دفاع از موجودیت ملت» و «تایید قدرت حاکم» پیوند خورده است. در تاریخ معاصر ایران، نهضت ملی شدن نفت نمونه بارز سیاستی بود که اجازه نداد تضاد با دربار، مرزهای استقلال ملی را در برابر دست اندازی استعمار پیر مخدوش کند. در سطح جهانی نیز، تجربه مقاومت ضد فاشیستی در اروپا و یا نبردهای رهایی بخش در آمریکای لاتین و آفریقا ثابت کرده است که نیروهای اصیل مردمی، حتی در اوج مبارزه با استبداد داخلی، هرگز اجازه ندادند ارتش های بیگانه به عنوان منجی وارد خاکشان شوند، چرا که میدانستند آزادی که با سرنیزه اجنبی بیاید، تنها به بازتولید برده داری نوین منجر میشود. سوسیال دموکراسی غرب زده با نادیده گرفتن این سنت سترگ، در حال تکرار همان خطای فاحشی است که برخی جریانات در جریان اشغال عراق یا لیبی مرتکب شدند و با سکوت در برابر بمباران ها، راه را برای نابودی ساختار ملی هموار کردند. کسی که امروز برای دفاع از خاک و زیرساخت های ملی در برابر بمب های هوشمند لکنت زبان دارد، فردا در برابر غارت منابع ملی توسط شرکت های چندملیتی نیز لکنت خواهد داشت. استقلال هویت یعنی ایستادن در سنگری که در آن نه به استبداد داخلی باج داده میشود و نه به متجاوز خارجی اجازه داده میشود تا به بهانه آزادی، آینده یک ملت را به توبره بکشد.

چهارم. صلح انتزاعی در برابر سنت مبارزاتی چپ ایران و جهان علیه امپریالیسم
نمیتوان از حفاظت اجتماعی سخن گفت اما در برابر انهدام سیستماتیک زیرساخت ها که ستون فقرات زیست جمعی است، تنها به جملات کلی بسنده کرد. این بیانیه با اتکا به یک صلح طلبی اخلاقی و بی طرف، آگاهانه از تاریخ پرشکوه مبارزات جنبش های چپ ایران و جهان علیه جنگ طلبی و اشغالگری عبور میکند. تاریخ سده بیستم گواه است که صلح واقعی محصول ایستادگی طبقاتی در برابر کشورگشایی امپریالیستی بوده است. در تبارشناسی چپ انقلابی، صلح هرگز به معنای سکوت در برابر متجاوز یا گدایی از نهادهای بین المللی نبوده است؛ بلکه از منطق «جبهه واحد ضد امپریالیستی پیروی میکند که در آن دفاع از تمامیت مادی جامعه در برابر یورش خارجی، پیش شرط هرگونه مبارزه برای رهایی داخلی است.
در ایران، سنت مبارزاتی پیشروان جنبش چپ همواره بر این اصل استوار بود که دفاع از استقلال ملی پاره تنِ مبارزه طبقاتی است. از ایستادگی در برابر اولتیماتوم های استعماری تا سازمان دهی مقاومت های مردمی، چپ اصیل هرگز اجازه نداد تضاد با حکومت حاکم، مرزهای دفاع از خاک را به نفع قدرت های بزرگ مخدوش کند. در سطح جهانی نیز، جنبش های چپ در ویتنام، کوبا و فلسطین به ما آموختند که صلح طلبی انتزاعی در زمان تجاوز، تنها به سود اشغالگر تمام میشود. سوسیال دموکراسی غرب زده در این بیانیه فراموش کرده است که اشغال سرزمین ها تحت نام صدور دموکراسی، تنها نقابی برای غارت منابع و سرکوب جنبش های اصیل است. ایستادن در میانه، در حالی که ماشین جنگی امپریالیسم در حال شخم زدن خاک کشور است، نه یک موضع سیاسی، بلکه خیانت به سنت مقاومت جهانی زحمتکشان در برابر اشغالگری است. هرگونه سیاستی که نتواند میان «بنیان های مادی یک ملت» و «ساختار سیاسی حاکم» تفکیک قائل شود، عملا در جبهه ای قرار میگیرد که هدفش تبدیل ایران به زمین سوخته است تا بر ویرانه های آن، نظمی دست نشانده بنا کند.
پنجم. نتیجه گیری: ضرورت گسست از توهمات لیبرال و بازگشت به اراده مستقل
تحلیل نهایی بر این بیانیه نشان میدهد که سوسیال دموکراسی غرب زده در ایران، حتی در میانه ویرانی زیرساخت ها، همچنان از درک ماهیت خشن و غارتگر نظم جهانی ناتوان است. این جریان با تقلیل سیاست به چانه زنی های حقوقی، عملا نقش جاده صاف کن را برای پروژه های مداخله گرانه ای ایفا میکند که هدفشان جراحی سیاسی ایران از بیرون است. حقیقت عریان هزار و چهارصد و پنج این است که صلح واقعی نه از مسیر قطعنامه ها، بلکه از طریق بازپس گیری سیاست توسط طبقات تحت فشار (کارگران، معلمان و جوانان) میگذرد. هرگونه آلترناتیوی که نتواند به صراحت تجاوز خارجی را به عنوان ابزار سلطه محکوم کند و راهکار عملی برای دفاع از زیرساخت ها ارائه دهد، محکوم به فنا در غبار جنگ است. صلح بدون استقلال و بدون تکیه بر نیروهای مادی داخلی، تنها نامی محترمانه برای تسلیم است. ما نیازمند سیاستی هستیم که بر پایه استقلال هویت بنا شده باشد، سیاستی که نه به دشمن رژیم باج میدهد و نه در برابر رژیم عقب نشینی میکند، بلکه با تکیه بر اراده مستقل مردم، در پی ساختن ایرانی است که نه میدان جنگ قدرت ها باشد و نه زندان آمال ملی.
ح-ت

فریبرز شریعت
بیانیه...
دیدگاه

ایران مورد تجاوز قرار گرفته ست و تنبیه حداکثری متجاوز و درخواست غرامت بدیهی ترین اقدام ست.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید