تشدید تنش بدون چشمانداز و هزینههای فزاینده جنگ برای ایران و منطقه
تهاجم نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران وارد مرحلهای گستردهتر و خطرناکتر شده است. در مرکز این تشدید تنشها، دونالد ترامپ قرار دارد که با وجود موج فزاینده انتقادها درباره ضرورت آغاز این حمله نظامی و نبود چشماندازی روشن از «پایان» آن، همچنان بر موضع خود ایستاده است. او بهطور کامل احتمال اعزام نیروهای زمینی را رد نکرده و دولت نیز از ارائه ارزیابی شفاف درباره آینده این عملیات خودداری کرده است. در همین حال، دامنه درگیریها گسترش یافته و شامل حملات تلافیجویانه میان ایران، اسرائیل و نیروهای آمریکایی در منطقه شده است؛ همزمان تنشها با حزبالله در لبنان نیز افزایش یافته و خطر گسترش جنگ به یک رویارویی تمامعیار منطقهای را بیشتر کرده است.
در داخل ایالات متحده، شکافهای سیاسی بر سر این جنگ عمیقتر شده است. بخشی از پایگاه «اول آمریکا» که ترامپ با وعده پرهیز از «جنگهای بیپایان» بسیج کرده بود، اکنون در پی افزایش تلفات، بالا رفتن قیمت انرژی و نشانههای طولانی شدن درگیری، دچار نارضایتی شده است. منتقدان این جنگ را «جنگی انتخابی» توصیف میکنند و درباره اهداف دقیق و نتیجه مورد نظر آن پرسشهای جدی مطرح میکنند. همچنان مشخص نیست که اگر ساختار سیاسی ایران تضعیف شود یا فرو بپاشد، چه سازوکاری برای انتقال قدرت در نظر گرفته شده و چنین سناریویی چه پیامدهایی برای منطقه خواهد داشت.
با این حال، عمیقترین پیامدها متوجه منطقه و مردم ایران خواهد بود. گسترش درگیریها میتواند خاورمیانه را بیش از پیش وارد چرخهای از بیثباتی، رقابتهای نیابتی و اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت کند. تشدید حملات متقابل خطر کشیده شدن کشورهای خلیج فارس و حتی دیگر بازیگران منطقهای به این درگیری را افزایش داده و چشمانداز جنگی طولانی، پرهزینه و غیرقابل پیشبینی را تقویت کرده است.
برای مردم عادی ایران که پیش از این نیز زیر فشار سرکوب داخلی، بحران اقتصادی و سالها تحریم قرار داشتهاند جنگ پیامدهایی ویرانگر به همراه خواهد داشت. این وضعیت به معنای افزایش ناامنی، تخریب زیرساختها، کاهش دسترسی به کالاهای اساسی و احتمال شکلگیری موجهای جدید آوارگی است. حتی اگر هدف اعلامشده تضعیف ساختار حاکم باشد، تجربههای منطقهای نشان دادهاند که فروپاشی ناگهانی سیاسی اغلب به خلأ قدرت، خشونتهای پراکنده و رنج بیشتر برای شهروندان عادی منجر میشود، نه ثبات یا گذار دموکراتیک.
ضرورت آتشبس فوری
بمباران بیوقفه ایالات متحده و اسرائیل در طول هفته گذشته به کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و چند تن از اعضای خانواده او انجامیده است. همچنین تعداد زیادی از مسئولان و اعضای سپاه پاسداران کشته شدهاند و بسیاری از زیرساختهای کشور در شهرهای مختلف منهدم شده است. در میان قربانیان، شمار زیادی از شهروندان عادی، زنان و کودکان نیز دیده میشوند؛ از جمله در بمباران یک مدرسه ابتدایی که بنا بر گزارشها ۱۶۵ کودک جان خود را از دست دادهاند.
جمهوری اسلامی نیز، همانگونه که انتظار میرفت، در واکنشی تلافیجویانه اسرائیل و پایگاههای ایالات متحده در کشورهای منطقه را هدف حملات موشکی قرار داده است. از سوی دیگر گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد ایالات متحده و اسرائیل نیروهای کرد را به حمله به ایران تشویق کردهاند. مجموعه این تحولات نشانهای روشن از خطر گسترش جنگ در سراسر منطقه و حتی فراتر از آن است.
در چنین شرایطی باید از هر امکان و با هر تدبیری برای توقف جنگ استفاده کرد. مسئولیت همه انسانها، احزاب سیاسی، دولتها و نهادهای مدنی است که با هر وسیله ممکن برای جلوگیری از ادامه این جنگ ویرانگر اقدام کنند.
در مجموع، ادامه این جنگ نه تنها شکافهای سیاسی در داخل ایالات متحده را عمیقتر میکند، بلکه خطر بیثباتی گسترده در منطقه و تحمیل هزینههای انسانی سنگین بر مردم ایران را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. بدون تعریف روشنی از «پیروزی» یا راهبرد سیاسی معتبری برای پایان دادن به درگیری، مسیر پیش رو همچنان بهشدت نامطمئن و خطرناک باقی میماند.
از این رو، فوریترین و ضروریترین گام در شرایط کنونی برقراری آتشبس فوری است. توقف درگیریها نخستین شرط برای جلوگیری از گسترش فاجعه انسانی، حفظ جان غیرنظامیان و گشودن راهی برای دیپلماسی و کاهش تنشهاست. آتشبس باید اکنون برقرار شود؛ زیرا تنها راه جلوگیری از تبدیل شدن این بحران به جنگی فراگیر و بیپایان، آتشبس است.
افزودن دیدگاه جدید