تشکلهای صنفی کارگری پس از انقلاب
بخش چهارم
برخی از تشکلهای صنفی کارگری در جمهوری اسلامی در تقابل با ساختار رسمی قدرت شکل گرفتهاند؛ خیلی ها نیز اهداف صنفی را دنبال می کردند، با این حال هر دو گرایش یکی بعد از دیگری سرکوب شدند. بنابراین اغلب عمر کوتاه، دستاوردهای محدود داشتند و سرانجام سرکوب شده اند، با این حال، همین تشکلها مهمترین تجربههای سازمانیابی مستقل کارگری در ۴۵ سال گذشته را رقم زدهاند
در ادامه، مهمترین تشکلها را بهصورت تاریخی، همراه با نقشآفرینان، دستاوردها و سرنوشت شان مرور میکنیم
شوراهای کارگری و کارخانهای (۱۳۵۷–۱۳۶۰)
تشکلها
شوراهای کارگری در کارخانهها و مراکز تولیدی
شوراهای کنترل کارگری (در برخی صنایع بزرگ)
نقشآفرینان
کارگران پیشرو کارخانهها
فعالان چپ (فداییان، حزب توده و دیگر نیروههای چپ همچنین نیروهای مستقل)
کارگران صنعت نفت، ذوبآهن، خودروسازی، نساجی
دستاوردها
مشارکت مستقیم کارگران در مدیریت
افزایش دستمزدها و بهبود شرایط کار در سالهای اولیە بعد از انقلاب بهمن
تثبیت عملی «حق دخالت کارگر در تصمیمگیری»
سرانجام
انحلال و جایگزین آنها با شوراهای اسلامی کار
سرکوب فعالان مستقل
حذف کامل شوراهای واقعی تا اوایل دهه ۱۳۶۰
درس تاریخی: خودسازمانیابی کارگری بدون پشتوانه سیاسی–حقوقی پایدار، دوام نمیآورد
شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر (تشکلهای رسمی)
تشکلها
شوراهای اسلامی کار
خانه کارگر
کانون عالی شوراهای اسلامی کار
نقشآفرینان
دولت جمهوری اسلامی
روحانیون نزدیک به حکومت
مدیران دولتی و امنیتی
دستاوردها
برخی خدمات رفاهی جزئی
حضور نمایشی در نهادهای تصمیمگیری
کانال ارتباطی کنترلشده بین دولت و کارگران
سرانجام
باقیماندن بهعنوان نهاد رسمی
بیاعتمادی گسترده کارگران
ایفای نقش کنترلی بهجای نمایندگی واقعی
تفاوت با سندیکا: این نهادها مستقل نیستند و امکان چانهزنی واقعی ندارند
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران (احیا از ۱۳۸۳)
نقشآفرینان کلیدی
منصور اسانلو
ابراهیم مددی
رضا شهابی
داود رضوی و عدەای دیگر
فعالان باسابقه کارگری
دستاوردها
احیای مفهوم سندیکای مستقل پس از دو دهه سرکوب
بسیج هزاران کارگر حملونقل
طرح علنی حق تشکل مستقل در سطح جامعه
سرانجام
بازداشت و زندانیشدن رهبران
اخراج گسترده فعالان
تضعیف تشکل، اما حذف کامل نشد
اهمیت تاریخی: نقطه عطف بازگشت سندیکالیسم مستقل در ایران
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه (احیا از ۱۳۸۷)
نقشآفرینان کلیدی
اسماعیل بخشی
علی نجاتی و چند تن دیگر
جمعی از کارگران باسابقه مجتمع
دستاوردها
پیوند مبارزه صنفی و مبارزە با خصوصیسازی
افشای مسئله فساد ساختاری در واگذاریها
جلب حمایت افکار عمومی سراسری
سرانجام
بازداشت و پروندهسازی برای فعالان
تعلیق عملی سندیکا
تداوم اعتراضات، اما بدون نهاد رسمی فعال
تجربه نو: عبور از مطالبه مزدی به نقد سیاستهای کلان اقتصادی
تشکلهای معلمان
تشکلها
کانون هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
انجمنهای صنفی معلمان استانها
نقشآفرینان
صدها تن از فعالان صنفی آموزشی
دستاوردها
اعتراضات سراسری هماهنگ
پیگیری مطالبات معیشتی واجتماعی مانند تحصیل رایگان، آموزش بە زبان مادری، مخالفت و مبارزە با خصوصی و پولی سازی آموزش و دفاع از حقوق کودکان و انش آموزان
پیوند صنف و جامعه مدنی
سرانجام
زندان و محرومیت شغلی فعالان
تداوم فعالیت بە رغم سرکوب های شدید و پر هزینە تشکلها
حفظ بقا بهعنوان پایدارترین تشکل صنفی مستقل
اعتراضات کارگران پروژهای، نفت، فولاد، معادن (دهه ۱۳۹۰ به بعد)
ویژگیها
فاقد تشکل رسمی
سازمانیابی شبکهای و غیرمتمرکز
استفاده از رسانههای اجتماعی
دستاوردها
افزایش دستمزد در برخی مقاطع
هماهنگی بین کارگران مناطق مختلف
فشار مقطعی بر کارفرما و دولت در راستای دفاع و مبارزە برای حقوق کارگران
سرانجام
تداوم چرخه اعتراض–
جمعبندی سرنوشت تشکلهای کارگری در جمهوری اسلامی
|
تشکل |
دستاورد اصلی |
سرانجام |
|---|---|---|
|
شوراهای کارگری |
مشارکت واقعی |
انحلال |
|
شوراهای اسلامی |
کنترل دولتی |
تداوم بیاعتبار |
|
شرکت واحد |
احیای سندیکا |
سرکوب، تضعیف |
|
هفتتپه |
نقد خصوصیسازی |
تعلیق عملی |
|
معلمان |
اعتراض سراسری |
بقا با هزینه بالا |
|
پروژهایها |
قدرت عددی |
بدون نهاد پایدار |
نتیجه نهایی
تشکلهای صنفی کارگری در جمهوری اسلامی
شکل گرفتند، اما نهادینه نشدند
دستاورد آفریدند، اما تثبیت نشدند
رهبر پرورش دادند وهزینە سنگین متحمل شدند، اما مرعوب نشدند
تجربه ۴ دهه اخیر نشان میدهد
مسئله اصلی جنبش کارگری ایران نه فقدان اعتراض،
بلکه فقدان ا
افزودن دیدگاه جدید