2. نظریه های علل ریشه ای فقر
2.3 جغرافیا و توسعه
کتاب اثرگذار جرد دایموند (Jared Diamond) با عنوان "اسلحه ها، میکروبها و فولاد" شاید جامعترین روایت معاصر از نقش جغرافیا در توسعهٔ اقتصادی باشد.
دایموند در سال 1997 در این کتاب این پرسش را مطرح میکند که چرا تاریخ در قاره های مختلف به گونهای چنین متفاوت رقم خورده است؟ او استدلال میکند که جغرافیا و زیستن در جغرافیای معین بر انسانها در قاره های گوناگون به شیوه های متفاوتی اثر گذاشته اند. شرایط جغرافیایی و اقلیمی در قاره های مختلف، مواهب متفاوتی از نظر منابع غذایی و دام فراهم کرده است. در دشت اوراسیا، به ویژه در جنوب غربی آسیا در پیرامون مدیترانه، اقلیم برای رشد شمار زیادی از غلات وحشی خوراکی و پستانداران بزرگ بسیار مناسب بود. دایموند در این کتاب با پیروی از باستانشناس دانشگاه شیکاگو، جیمز هنری بریستد (James Henry Breasted)، این منطقه را "هلال حاصلخیز" مینامد*.
شکارچیان-گردآورندگان اولیه شمار زیادی از این غلات وحشی خوراکی را اهلی کردند و به شیوهٔ زندگی کشاورزی مبتنی بر یکجانشینی روی آوردند (باید توجه داشت که اگرچه بیشتر جوامع انسانی گذار از شکارچی-گردآورنده به جوامع مبتنی بر کشاورزی یکجانشین را تجربه کردهاند، استثناهای قابل توجهی نیز بر این قاعده وجود دارد). آنان همچنین تعداد زیادی از پستانداران بزرگ را اهلی کردند و از آنها برای شیر، گوشت و نیروی عضلانی استفاده کردند. شیر و گوشت حیوانات اهلی به منبعی قابل اتکا از پروتئین بدل شد که بهره وری نیروی کار کشاورزی را افزایش داد. استفاده از نیروی عضلانی حیوانات بزرگ اهلی در کشاورزی نیز بهره وری کشاورزی را بالا برد و به ایجاد مازاد غذایی کمک کرد. این تکنولوژیها (کشاورزی، دانش، محصولات و حیوانات اهلیشده و مازاد غذا) در امتداد همان عرض جغرافیایی به دیگر بخشهای دشت اوراسیا گسترش یافت. این حیوانات و محصولات در شرایط جغرافیایی اروپای غربی به خوبی رشد کردند. اروپای غربی دارای خاکهای بسیار حاصلخیزِ یخچالی، بارندگی قابل اتکا و شمار اندکی از بیماریهای ناتوان کنندهٔ مناطق گرمسیری است. این شرایط برای توسعهٔ بیشتر این محصولات و حیوانات اهلی شده کاملاً مناسب بود. به این ترتیب بهره وری کشاورزی بیش از پیش افزایش یافت و به طور مستمر به ایجاد مازاد غذایی انجامید. سابقه ای نسبتاً طولانی از کشاورزی یکجانشین همراه با اهلی سازی حیوانات به بروز مکرر بیماریهای همه گیر انجامید. این امر به جمعیت اوراسیا کمک کرد تا در برابر بسیاری از بیماریهای همه گیر، ایمنی حیاتی پیدا کند. این جوامع که به ایمنی و مازاد غذایی مجهز بودند، رشد جمعیت را تجربه کردند. ساختارهای اجتماعی پیچیده تر شدند و سبک زندگی یکجانشین به توسعهٔ اسلحهها، شمشیرهای فولادی، شناورهای دریانورد و مانند آن انجامید. هنگامی که غیراروپاییانِ قاره های آمریکا و آفریقا در جریان فتوحات استعماری با اروپاییان تماس یافتند، گروه نخست توان مقاومت چندانی در برابر گروه دوم نداشت؛ زیرا اروپاییان به اسلحه ها، شمشیرهای فولادی، اسبها، کشتیهای اقیانوس پیما و میکروبها و ایمنی در برابر میکروبها مجهز بودند. بسیاری از جمعیت بومی آمریکا بر اثر بیماریهای بیگانهٔ اوراسیایی، مانند آبله، جان باختند. در نتیجه، با گذشت زمان، اروپاییان نسبت به دیگر نقاط جهان هرچه بیشتر به رفاه و سعادت دست یافتند.
تز دایموند دربارهٔ خاستگاه کشاورزی مولد در "هلال حاصلخیز" همچنین از سوی "باستان-گیاهشناسان" دانیل زوهاری (Daniel Zohary) و ماریا هوپف (Maria Hopf) پشتیبانی میشود. زوهاری و هوپف در کتاب "اهلی سازی گیاهان در دنیای قدیم"، منتشره در سال 2000، شواهدی را ارائه میکنند که نشان میدهند گسترش گستردهٔ جوِ وحشی به "هلال حاصلخیز" محدود بوده است. آنان همچنین نشان میدهند که نیاکان وحشی گندمهای امروزی (گندم دودانه و گندم تک دانه) و نیاکان وحشی دیگر محصولات "هلال حاصلخیز" در همین منطقه پدید آمده بوده اند.
* هلال حاصلحیز شامل بخش بزرگی از اسرائیل، فلسطین و اردن امروز را تشکیل می دهد.
افزودن دیدگاه جدید