نظریه های علل ریشه ای فقر
2.1 نهادها و توسعه - ادامه
بارینگتون مور (Barrington Moore) در اثر مشهور خود دربارۀ نهادها توضیح میدهد که رویدادهایی مانند انقلاب روسیه، جنگ داخلی آمریکا و بسیاری رویدادهای دیگر، بزنگاه های تاریخی سرنوشت سازی اند که نهادهای آینده و مسیر اقتصادی را شکل میدهند. این دیدگاه معمولاً با عنوان "فرضیه بزنگاه های بحرانی" شناخته میشود. کاتلین تلن (Kathleen Thelen) نیز در دو اثر در سالهای 1999 و 2000 در تبیین تاریخ و نهادهای کار در آلمان، از "تزهای بزنگاه بحرانی" دفاع میکند. تلن در کتاب نهادگرایی تاریخی در سیاست تطبیقی همچنین مروری بر ادبیات "بزنگاه بحرانی" در سیاست ارائه میدهد.
رشته دیگری از ادبیات نهادها از آثار جیووانی آریگی (Giovanni Arrighi)، ترنس هاپکینز (Terence Hopkins) و ایمانوئل والرشتاین (Immanuel Wallerstein) الهام گرفته است. آریگی و همکاران در اثری با عنوان "جنبشهای ضدسیستمی" استدلال میکنند که جنبشها یا انقلابهای ضدسیستمی که از دل مبارزه طبقاتی در یک جامعه سرمایه داری برمیخیزند، میتوانند گذرا باشند، زیرا نهادهای طبقاتی، آن گونه که مارکسیستهای قدیمی توصیف میکردند، در وضعیتی دائماً سیال قرار دارند. به باور آنان در اقتصاد جهانی سرمایه داری، به سبب تغییرات سریع تکنولوژی و شیوه تولید، گروه ها و نهادها پیوسته بازآفریده میشوند، دگرگون می گردند و از میان میروند.
2.2 نهادهای تجارت برده و توسعه در آفریقا
ادبیات گسترده ای نیز وجود دارد که نهادهای تجارت برده را با تلۀ فقر در آفریقا مرتبط میسازد. از مهمترین محققان این حوزه می توان به اینیکوری (Inikori)، مانینگ (Manning) و میلر (Miller) اشاره کرد. اینیکوری در اثری در سال 1992 استدلال میکند که اکثریت عظیمی از کسانی که به بردگی گرفته و "صادر" میشدند، افراد آزادی بودند که به زور اسیر شده بودند. اسارت اشکال گوناگونی داشت، از جمله آدمربایی، یورشهای سازمانیافته توسط دولت، جنگ، گروگذاری، از مجاری قضایی، خراج و غیره. به ویژه در دوره 1750 تا 1807، "سلاح گرم به ازای برده" روش مرسومی در مناسبات با اروپاییان بود که برای اسیر کردن بردگان به کار می رفت. اینیکوری در اثری دیگری، منتشره در سال 1992، همچنین نشان میدهد که گسترش تجارت برده آتلانتیک به افزایش اسیرگیری و گسترش تجارت برده در آفریقا انجامید. افزایش تجارت اسیران، راهزنی و فساد را برای بیش از 300 سال در این قاره نهادینه کرد و با تضعیف نهادها، توسعه اجتماعی اقتصادی را به تأخیر انداخت.
استدلال منینگ نیز مشابه اینیکوری است، با این تفاوت که کار او بر داهومی متمرکز است؛ منطقه ای که تقریباً با ناحیه خلیج بنین در دوره 1640 تا 1860 منطبق است. او مشاهده میکند که افزایش عظیم قیمت برده همراه با کشش قیمتی 1.5 (نسبت قیمت به عرضۀ 1.5، وقتی افزایش 1 درصدی قیمت موجب افزایش 1.5 درصدی عرضه میشود)، انگیزۀ اسیر کردن بردگان بیشتر را ایجاد کرد. در این منطقه طی سالهای 1640 تا 1670، نهادهایی شکل گرفتند که عهده دار "سامان" جنگ، یورش، آدمربایی، رویه های قضایی و خراج بودند و برای اسیرگیری بردگان مساعد بودند. دولت به بازیگری فعال در گردآوری و تحویل بردگان تبدیل شد که خود شاهد دیگری در تأیید استدلال اینیکوری است. میلر نیز روایت مشابهی را در مورد آنگولا ارائه میدهد.
در سالهای اخیرتر، نان (Nunn) با استفاده از مدلهای آماری نشان میدهد که تجارت برده مانع توسعه دولت شده، به تکه تکه شدن قومی دامن زده و نهادهای حقوقی را تضعیف کرده است. تجارت برده از طریق این مجاری همچنان بر توسعه اقتصادی کنونی آفریقا اثر میگذارد. با این حال، بهاتچاریا نشان می دهد که شواهد تجربی او با وارد کردن متغیرهای دیگری همچون مالاریا و متغیرهای جغرافیایی، از استحکام کافی برخوردار نیستند.
افزودن دیدگاه جدید