انقلابی در ایران در جریان است. رژیم حکومت اسلامی دست به قتل عام و جنایت بشری زده است و برای ادامه حاکمیت ضد بشری خودش هزاران نفر ازهم وطنان ما را در سراسر ایران را به وحشیانه ترین شکل به خاک و خون کشیده است.
جریان ارتجاعی طرفدار سلطنت، که خواستار حکومت موروثی پهلوی و دیکتاتوری پیشین در ایران است، با حمایت و کمک بی دریغ از طرف سرمایهداری جهانی در حال تعرض به اهداف انقلابی و انحراف مسیر آن به سمت یک نظام دیکتاتوری در ایران است.
قبل از هرچیز باید به مردم آزادیخواه، برابری طلب و عدالت خواه و جوانان و فرزندان کارگران ایران که با جان و زندگی خود و عزیزانشان، بر علیه رژیم ستمگر و قاتل جمهوری اسلامی مبارزه میکنند، درود فرستاد.
به آنان که مشعل انقلاب برای رهایی از دیکتاتوری و فقر و برای سرنگونی رژیم جنایتکار حاکم بر ایران را روشن نگه داشتهاند، برای آزادی، دموکراسی، برابری و عدالت اجتماعی و برای اهداف زن ،زندگی، آزادی مبارزه میکنند، درود بی پایان میفرستیم و کوشش میکنیم که مبارزات و جانفشانی آنان توسط دشمنان مردم ایران ، یعنی حکومت جنایتکار اسلامی و طرفداران جریان ارتجاعی سلطنت طلبی ، مصادره نگردد.
۱ - دشمنان انقلاب چه کسانی هستند ؟
در یک نگاه کلی دشمنان انقلاب جریانات مدافع دیکتاتوری، مخالفین آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت در ایران هستند. انقلاب ایران دارای دو دشمن اصلی است، رژیم حکومت اسلامی و سلطنت طلبان طرفدار حکومت موروثی دشمنان انقلاب ایران هستند.
بخش عمده پایگاه اجتماعی حکومت اسلامی سرمایهداری اولیگارشی و رانت خواران وابسته به حکومت اسلامی است. حکومت اسلامی پایکاه خود را بطور عمده در میان کارگران، زحمتکشان، تهیدستان، بخش های عمده طبقه متوسط، بخشی از طبقه متوسط مرفه و بخشی از طبقه سرمایه داری در ایران را از دست داده است.
پایگاه اجتماعی سلطنت طلبان بطور عمده سرمایه داران خواستار پیوستن اقتصاد ایران به سرمایهداری کلان جهانی میباشد. بخشی دیگر از پایگاه اجتماعی سلطنت طلبان قشر متوسط مرفه است، که همچنان خواستار ادامه الیگارشی و استثمار و غارت هستند. جریان سلطنت طلبی برای باز سازی ساواک، همکاری با ارگان های سرکوب جمهوری اسلامی، جلب حمایت بخش های بیشتری از طبقه سرمایه داری و طبقه متوسط مرفه ایران، و همچنین جلب کمک و حمایت بیشتر از جانب آمریکا و اسراییل کوشش میکند.
حکومت اسلامی
در باره حکومت اسلامی به اندازه زیادی تحلیل و بررسی صورت گرفته است و مدارک زیادی در مورد کشتار، قتلعام، وحشی گری، غارت ثروت، اعمال وحشیانه تبعیض طبقاتی، جنسی، ملی، قومی، نابودی محیط زیست، نابودی نهاد های اجتماعی و دشمنی با کارگران، زحمتکشان و همچنین طبقه متوسط ایران در طول ۴۶ سال گذشته جمع آوری و پژوهش شده است و نیازی به تکرار مجدد آنها در این مقاله نیست.
سلطنت طلبان
طرفداران سلطنت در صدد تحمیل یک جریان سیاسی دست راستی به ایران هستند که پایه های یک دیکتاتوری و هژمونی جدید از سرمایهداری در ایران ریخته و مستحکم شود. سلطنت طلبان هویت خود را با دست راستی ترین و ارتجاعی ترین بخش سرمایهداری کلان در جهان و طرفدار ترامپ و نتانیاهو گره زده است.
پروژه ایجاد یک آلترناتیو سیاسی دست راستی و طرفدارسلطنت در ایران سابقه دیرینه دارد. حمایت مالی نهادهای امنیتی و سیاسی آمریکا و پرداخت مبالغ هنگفت به رضا پهلوی وبسیاری از افراد و جریان های طرفدار بازگشت سلطنت پهلوی، افشا کننده این استراتژی برای حفظ منافع سرمایه داری جهانی در ایران برای بعد از حکومت اسلامی بوده است.
جریان سلطنت طلبی از سال ها پیش از طریق رسانه ها و تلویزیونهای طرفدار خود نظیر «من و تو» و «ایران اینترنشنال» و در بسیاری موارد با حمایت بی بی سی و صدای آمریکا تبلیغات خود را آغاز کرد. در مورد حامیان مالی «من و تو» و «ایران اینترنشنال» گمانه زنی های زیادی انجام شده است و انگشت اتهام به سمت اسراییل، عربستان و خود جمهوری اسلامی هم نشانه رفته است. هرچند که حامیان مالی اصلی این رسانه ها هنوز پنهان نگاه داشته شده اند، ولی هماهنگی و همسویی سیاست های این رسانه ها با سرمایه داری جهانی و بخصوص حمایت کامل «ایران اینترنشنال» با سیاست های اسراییل مشهود است.
از طرف دیگر حکومت اسلامی که همه رسانه های مخالف خود، و بخصوص رسانه های طرفدار آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی را بشدت سرکوب کرده و میکند، هیچگونه مانع جدی برای این رسانه هایی که رسما و عملا سال ها در خدمت جریان ارتجاعی سلطنت طلب تبلیغ و ترویج کردهاند، بوجود نیاورده است.
تبلیغات سلطنت طلبی با حجم عظیمی از پروفایل ها و حسابهای کاربری در رسانه های مختلف اجتماعی مشاهده شد. امروز شواهد زیادی ارایه شده است که بسیاری از انها تقلبی، جعلی و با استفاده از تکنولوژی رباط و هوش مصنوعی بوده است. پس از آشکار شدن محل جغرافیایی و فیزیکی بعضی از کاربران در فضای مجازی، مشاهده شد که بعضی از پروفایل های طرفدار سلطنت طلبان هم بدست سپاه پاسداران و نیرو های امنیتی در ایران ایجاد شده بود. باید در نظر گرفت که این حجم عظیم فعالیت سایبری و ایجاد پروفایل های جعلی و تقلبی نیاز به امکانات بزرگ مالی و انسانی دارد. که میتوان احتمال حمایت مالی از جانب سرمایه داری جهانی را بازهم در اینجا در نظر گرفت.
شواهد زیادی از فعالیت میدانی سلطنت طلبان در خارج از ایران موجود است که از حدود تقریبا ده سال پیش بسیار منسجم تر شدهاند. مشاهدات نشان میدهد که این جریان فعالیت کاملا مشابه و هماهنگی را در کشور های خارج پیش میبرند. استفاده از پرچم شاهنشاهی، شعار واحد حول رضا پهلوی، شکل تظاهرات و آکسیون های مشابه، اجرای اکسیون های همزمان، انتخاب مکان های مشابه و همزمان در همه کشور ها، ایجاد پروپاگاندای خاص در فضای اجتماعی با هشتک ها و گفتمان سازی های مشترک ، هم صدایی ها و همراهی کاملا مشترک و هماهنگ با لابی های مختلف ارتجاعی سرمایهداری جهانی، جریانات وابسته به ترامپ، نتانیاهو و دست راستی های فاشیستی در بسیاری از کشورها از جمله این نمونه ها هستند. همه این مشاهدات این احتمال را بشدت مطرح میکند که این جریان ارتجاعی از یک مرکز و با حمایت مالی عظیمی پشتیبانی میشود.
علاوه بر آن جریان سلطنت طلبی حول شعار ارتجاعی «جاوید شاه» و تبلیغ برای شخص رضا پهلوی به وحدت نظری و ایدولوژیک رسیده است و این سه عنصر یعنی وحدت نظری، تشکیلات منسجم و داشتن حمایت مالی بزرگ ، این جریان را تبدیل به یک جریان فعال سیاسی خطرناک کرده است، چرا که از هم اکنون قول سرکوب شدید میدهد خواستار بقا و ادامه نوعی از نظام دیکتاتوری و تسلط سرمایهداری جهانی در ایران بعد از حکومت اسلامی ایران میباشد.
اتحاد استراتژیک حکومت اسلامی و سلطنت طلبان
از طرف دیگر نشانه های زیادی از اتحاد استراتژیک رژیم حکومت اسلامی و جریان سلطنت طلبی مشاهده شده است. مبارزه و شعار های مشترک و مشابه این دو جریان ارتجاعی بر علیه احزاب، سازمان ها و تفکر چپ در ایران نشان از اتحاد استراتژیک است.
حکومت اسلامی و سلطنت طلبان در سرکوب آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، و حق تعیین سرنوشت برای ایرانیان با هم متحدند، برای آنها «تمامیت ارضی» اسم رمز سرکوب کردستان، بلوچستان، آذربایجان، و خوزستان است. اما شعار «تمامیت ارضی» از طرف حکومت اسلامی و سلطنت طلبان فریبی آشکار است. هر دو جریان ارتجاعی برای رسیدن به اهداف خود در واقع از تجزیه ایران باکی ندارند.
سلطنت طلبان با تقاضاهای مکرر از آمریکا و اسراییل خواستار حمله به ایران شدهاند. اسراییل با سیاست “خاور میانه جدید” نقشه تقسیم و تجزیه ایران را دارد چرا که در دوران پس از حکومت اسلامی، یک ایران متحد، آزاد، دموکراتیک و حامی عدالت اجتماعی را دشمن خود میشمارد. سلطنت طلبان برای رسیدن به قدرت در ایران حاضر شده اند با اسراییل، که خواستار تجزیه ایران است، همراه و متحد شوند.
حکومت اسلامی هم مشتاقانه به امید حمله آمریکا است. یا برای حکومت اسلامی این امکان فراهم میشود که با ایجاد شرایط جنگی و نظامی زندانیان سیاسی را اعدام و همه جنبش های آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی را سرکوب کند و موفق به ادامه حکومت دیکتاتوری خود شود. یا اینکه در صورت شکست و سرنگونی بتواند از شرایط جنگی سود برده و دست به تقسیم سپاه پاسداران به گروه های مختلف داعشی اسلامی بکند و یک جنگ داخلی را به ایران تحمیل کند حتی اگر منجر به تجزیه ایران شود. جمهوری اسلامی بار ها گفته است که یا ما حکومت میکنیم و یا زمین سوخته تحویل مردم ایران میدهیم.
علاوه بر آن بسیاری از فعالین کارگری، مدنی، حقوق بشری،زنان، فعالین سیاسی، تشکل های صنفی، شخصیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و همچنین اقلیت های ملی، قومی، اتنیکی، دانشجویان و بطور خلاصه همه طرفداران آزادی، دموکراسی، سکولاریسم، فدرالیسم، عدالت اجتماعی و طرفداران آرمان های زن، زندگی، آزادی مورد حمله، آزار، تحقیر، سانسور و حتی حمله فیزیکی جریان سلطنت طلب قرار گرفته اند. در این زمینه جریان ارتجاعی سلطنت طلب در مقام همراه و همکار سرکوب حکومت اسلامی قرار کرفته است.
۲- دوستان انقلاب چه کسانی هستند ؟
دوستان انقلاب در نگاه کلی طبقات زحمتکش جامعه ایران از طبقه کارگر، کشاورز، تهیدستان شهری و روستایی، و اقشار زحمتکشان در طبقه متوسط ایران هستند. اقشار عظیم زحمتکشان ایران از معلمان، زنان، کارمندان، کاسب کاران و مغازه داران خرد و متوسط، دانشجویان، هنرمندان خواستههای اقتصادی، اجتماعی بنیادی دارند. میلیونها زحمتکش زیر خط فقر در ایران همراه با طبقه متوسط فقیر و میانه ایران و حتی بخشی از اقشار طبقه متوسط مرفه درایران خواستار عدالت اجتماعی، آزادی و دموکراسی هستند.
أحزاب سیاسی سراسری و همچنین أحزاب ملی و اتنیکی ، نمایندگان سیاسی، مدنی، تشکل های کارگری صنفی، فعالین حقوق بشر، زنان، دانشجویان، تشکل ها و سازمان های جمهوری خواه، شخصیت ها و افراد منفرد و همه نیروهایی که خواستار آزادی، دموکراسی، سکولاریسم، فدرالیسم، عدالت اجتماعی تقسیم عادلانه ثروت هستند، نیروهای پتانسیل برای آلترناتیو دموکراتیک در ایران را تشکیل میدهند.
۳- آلترناتیو دموکراتیک چه میخواهد و هدف آن چیست؟
مهمترین نکته ای که نیروهای پتانسیل آلترناتیو دموکراتیک به آن توجه خواهند کرد، شفافیت و صداقت و صراحت در اهداف و برنامه های آلترناتیو دموکراتیک خواهد بود. باید خواسته و مطالبات همه طبقات و اقشار مختلف به صورت برابر مورد احترام قرار کیرد، پذیرفته شود، و اصول استفاده از خرد جمعی و توافق پایدار و دموکراتیک مورد بهره برداری قرار کیرد.
خواسته آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و سیستم دموکراتیک مبنی بر مشارکت فعال و جمعی مردمی از جمله اولین اهداف آلترناتیو دموکراتیک است.
مشاهدات از سال های ۱۳۹۵ تاکنون نشان میدهد که کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، بازنشسته ها، از جمله اقشار و طبقات اجتماعی در ایران بوده اند که علاوه برمطالبات صنفی و آزادی، دموکراسی، خواسته عدالت اجتماعی را هم بعنوان یک خواسته مهم مطرح کردهاند.
از جمله خواسته های مربوط به عدالت اجتماعی میتوان آموزش رایگان و با کیفیت، درمان و خدمات پزشکی رایگان را نام برد. از طرف دیگر خواسته های رفع تبعیض طبقاتی، جنسی، قومی، ملی، نابودی فقر، جلوگیری از خصوصی سازی، غارتگری، اختلاس، کانالیزه کردن ثروت به جیب حاکمان جمهوری اسلامی، روحانیون، و سرمایهداران و رانت خواران طرفدارانها بارها دراعتراضات مختلف اقشار و طبقات اجتماعی مطرح شده است.
منشوری که توسط دوازده تشکل کارگری در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ارایه شد، از جمله اسنادی است که بر خواسته عدالت اجتماعی در ایران تاکید کرده است.
در سال های اخیر سمت و سوی مبارزه مردمی به سمت پایان دادن به قدرت بی انتهای نهاد های نظامی،ایدولوژیک، اقتصادی، امنیتی، سیاسی و مذهبی رژیم حکومت اسلامی کشیده شده است. در کنار آن موضع گیری آشکار در مقابل تمامیت و کلیت نظام حکومت اسلامی باعث شده است که اعتراضات از مرحله مطالباتی به اعتراضات سیاسی رسیده است، و مستقیما موجودیت کل رژیم حکومت اسلامی را نشانه گرفته است.
سرنگونی حکومت اسلامی در ایران
روند مبارزاتی جنبش انقلابی از جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ تا مبارزات معلمان که از سال ۱۳۹۶ شروع و همچنان در سراسر ایران ادامه دارد، تا مبارزات کارگران هفت تپه و فولاد در خوزستان، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ برای گرانی و معیشت، جنبش بزرگ زن، زندکی آزادی در ۱۴۰۱ و به دنبال آن جنبش انقلابی کنونی در دی ماه ۱۴۰۴ نشان دهنده فرا روییدن مبارزات مردمی از یک حنبش مطالباتی به خواسته سیاسی سرنگونی رژیم حکومت اسلامی در ایران است.
ملی شدن در اینجا به این معنی است که تمام درآمد و سود آن برای عدالت اجتماعی، آموزش رایگان در مدارس و دانشگاه ها، درمان و خدمات بیمارستانی رایگان، خدمات بازنشستگی، برای تقویت بنیان های اصلی و پایه ای در استان های محروم و همچنین برای رفع مشکلات محیط زیستی صرف بشود. ملی شدن در اینجا به معنی آن نیست که سرمایه داران طرفدار سلطنت صاحب این ثروت بشوند و یا سرمایه داری اولیگارشی وابسته به حکومت اسلامی صاحب این ثروت باقی بماند.
علاوه بر آن مالکیت نفت، منابع زیر زمینی، روی زمینی، منابع طبیعی و محیط زیستی بایستی در مالکیت عمومی و ملی با تعریف بالا قرار گرفته و سیاست آینده بر مبنای منافع جامعه و محیط زیست و نسل آینده در تمام کشور ایران و با اولیت بر استان ها و مناطق محروم ایران باشد. این منابع بایستی برای پیشرفت صنعت، کشاورزی و تولید ثروت به نفع عموم مردم، زحمتکشان و طبقه متوسط ایران استفاده شود.
آنچه که برای یک آلترناتیو دموکراتیک در ایران بایستی در درجه اول اهمیت باشد، این است که چگونه انتقال قدرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از رژیم حاکم به مجموعه طبقات اجتماعی ایران، که امروز زیر ستم سرمایه وانواع تبعیض های مختلف اجتماعی، اقتصادی، ملی، قومی، جنسی ، مدنی و حقوق بشری هستند، بایستی صورت بگیرد.
اهداف آزادی، دموکراسی، لاییسیته، فدرالیسم، عدم تمرکز قدرت، عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت، اهدافی است که کارگران و زحمتکشان ایران را با طبقه متوسط ایران متحد میکند. عدالت اجتماعی هم خواست مهم طبقه کارگر و هم طبقه متوسط ایران است.
تکیه بر عدم استفاده از خشونت و جلوگیری از جنگ
مبارزات و جنبش های مردمی در ده های اخیر همگی خشونت پرهیز و با استفاده از حق اعتراض مسالمت آمیز مندرج در قانون اساسی همین حکومت اسلامی بوده است. اما در مقابل این حکومت اسلامی است که همواره و حتی قبل از به قدرت رسیدن خود و همچنین در دوران تثبیت قدرت خود در دهه شصت از خشونت بی حد و حصر استفاده کرده است و همچنان ادامه میدهد. استفاده از خشونت در حکومت اسلامی همیشه جنایت بر علیه بشریت بوده است. وقایع دی ماه ۱۴۰۴ این واقعیت که حکومت اسلامی قتل عام میکند، جنایت بر علیه بشریت انجام میدهد، را در جشم جهانیان آشکار کرد. این حکومت اسلامی،است که همچون دوران حکومت سلطنت پهلوی خواهان استفاده از خشونت، اعدام و کشتار است. حکومت اسلامی و سلطنت طلبان هر دو امروز خواهان جنگ هستند، و جنگ و خشونت برایشان نعمت است.
آلترناتیو دموکراتیک خواستار خشونت نبوده، نیست و نخواهد بود. آلترناتیو دموکراتیک خواستار رعایت همه حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشراست. خواهان مجازات عادلانه برای سرکوبگران است. آلترناتیو دموکراتیک خود را موظف به رعایت کرامت و انسانیت میداند. استفاده از شیوه های مبارزاتی خشونت پرهیز الترناتیو دموکراتیک را قدرتمند کرده و حکومت اسلامی و طرفداران سلطنت را خلع سلاح خواهد کرد. در اینجا باید به یک نمونه مثبت اشاره کرد که احزاب کرد در کردستان ایران با وجود برخوردار بودن از امکانات نظامی، تاکنون نشان داده اند که به این اصول پایدارند.
ضمن تاکید بر اینکه أصول اساسی حقوق بشر بر دفاع انسان در مقابل خشونت تاکید میکند، بایستی اصل استفاده از شیوه های خشونت پرهیز را از جمله أصول اولیه و ارزش های مهم آلترناتیو دموکراتیک منظور کرد. آنچه که مسلم است این است که هم آلترناتیو دموکراتیک امروز و هم ایران آزاد و دموکراتیک فردا در مقابل خود دشمنان متعدد تا دندان مسلح دارد و خواهد داشت و دفاع از ایران دموکراتیک از جمله مسایل پر اهمیت امروز و آینده است.
اما این سوال ، که امروز با خشونت جنون آمیز و وحشی گری های فاشیستی اعمال شده از طرف حکومت اسلامی چه باید کرد، را بایستی به عهده خرد جمعی نیروهای شرکت کننده در آلترناتیو دموکراتیک واگذار کرد و از موضوع بحث این مقاله خارج است.
هدف از طرح این مبحث در این مقاله روشن نمودن این اصل اساسی است که خشونت گرایی خود مانع رسیدن به سرنگونی رژیم حکومت اسلامی خواهد بود، و آلترناتیو دموکراتیک بنا به اعتقاد اصولی به انسانیت و قوانین حقوق بشری در ذات خود خواهان برقراری نظم و سیستم حکومتی بر علیه خشونت کرایی، جنگ ، مرد سالاری و قدرت پرستی و اقتدار گرایی میباشد.
۴- وظایف عاجل امروز چیست؟
همه نیروهای سیاسی، اجتماعی، مدنی و تشکل ها و احزاب و سازمان های مختلف که خواهان آزادی، برابری، دموکراسی و عدالت اجتماعی هستند، در این لحظه کنونی وظیفه دارند که با یاری و همیاری مشترک مقدمات ایجاد یک آلترناتیو دموکراتیک را فراهم کنند. نیروهای سیاسی و اجتماعی که پتانسیل واقعی یک آلترناتیو دموکراتیک هستند، هم در داخل ایران و هم در خارج ایران هستند و مرز داخل و خارج در این زمینه بی معنی است.
ایجاد آلترناتیو دموکراتیک وظیفه عاجل روز است. ما نیاز به یک آلترناتیو دموکراتیک داریم که در برابر دو نیروی ارتجاعی، رژیم دیکتاتوری حکومت اسلامی و سلطنت طلبان خواهان حکومت دیکتاتوری موروثی، قدرتمندانه صف آرایی کند.
ایجاد آلترناتیو دموکراتیک
باید خواستار یک آلترناتیو دموکراتیک شد که در برگیرنده خواسته های اجتماعی، سیاسی و طبقاتی همه زحمتکشان و همه طبقات و اقشار اجتماعی از کارگران و کشاورزان، معلمان، دانشجویان ، زنان، جوانان، کودکان، از فرودستان تا طبقه متوسط ایران باشد.
اهمیت بسیاری دارد که این آلترناتیو دموکراتیک طرفدار آزادی، دموکراسی، سکولاریسم، عدالت اجتماعی باشد، از اصول نظام و سیستم سیاسی و حکومتی عدم تمرکز حمایت کند و خواستار شکلی از دموکراسی باشد که در آن خواسته های حق تعین سرنوشت و حقوق اقلیت های ملی و اتنیکی در ایران تامین و تضمین شده باشد و بتواند طبقات زحمتکش در سراسر ایران را بخصوص در مناطق ملی و قومی و اتنیکی را در بر بگیرد و تضمین کننده اتحاد کارگران و زحمتکشان با طبقه متوسط در سراسر ایران را باشد.
جمهوریخواهی بطور یقین یکی از اشکال مناسب برای نظام دموکراتیک آینده است، ولی یک جمهوری که عدالت اجتماعی را کمرنگ مطرح کند و همجنین حقوق اقلیت های ملی، قومی و اتنیکی را برسمیت نشناسد، شانس دست یابی به آلترناتیو دموکراتیک را از دست خواهد داد.
چالش ها و موانع برای ایجاد آلترناتیو دموکراتیک
همانطور که اشاره شد همه احزاب، سازمان ها، تشکل های مختلف، شخصیت ها و فعالین چپ، دموکرات و جمهوریخواه در داخل و خارج ایران، که بر سر اهداف آلترناتیو دموکراتیک توافق دارند، بطور بالقوه نیروهای آلترناتیو دموکراتیک محسوب میشوند.
اما واقعیت این است که چالش های متعدد و مهمی در راه ایجاد آلترناتیو دموکراتیک وجود دارد.
اختلافات ایدولوژیک
یکی از اصول اساسی دموکراسی و حقوق بشری پذیرش و احترام به عقاید است و هیچ شخص و یا گروه اجتماعی نباید به دلیل عقیده و مذهب و ایدولوژی مورد تبعیض قرار بگیرد. مشاهدات نشان میدهد که یکی از چالش های مهم در شکل گیری آلترناتیو دموکراتیک عدم درک صحیح و یا عدم رعایت اصول اساسی دموکراسی و حقوق بشر است.
اختلافات بر سر شیعه، سنی، بهایی، یهودی، مسیحی، بی خدایی و ایدولوژی های دیگر در اتحاد و همکاری بعضی نیرو های دموکراتیک بخصوص در ایران همچنان تاثیر گذار است.
در میان نیروهای ساکن خارج از ایران این چالش ایدولوژیک به اشکال دیگری وجود دارد. نمونه های بارز انها خوانش های مختلف از تئوری های انقلاب، برداشت های مختلف از اهداف و آرمان ها، عمده کردن اشکال مختلف مبارزه نظیر خشونت پرهیزی و خشونت گرایی، و همچنین حمایت یا عدم حمایت از تئوری های اصلاح طلبی میباشد. این چالش باعث ایجاد صف بندی های غیر دموکراتیک شده است و مانع ایجاد آلترناتیو دموکراتیک است.
باید بر سد اختلافات ایدولوژیک برای اتحاد و تشکیل آلترناتیو قدرتمند دموکراتیک در مقابل نیروهای ضد انقلاب چیره شد.
عدم اعتماد و باز سازی گفتمان استقلال
جنون چپ ستیزی در دوران سلطنت پهلوی و حکومت اسلامی، همراه با تبلیغات گسترده چپ ستیزیانه سرمایهداری جهانی با هدف جلوگیری از قدرت گیری نیروهای دموکراتیک دلیل اصلی عدم اعتماد به نیروهای چپ و دموکراتیک است.
در سال های چهل و پنجاه شمسی گفتمان استقلال از جانب نیروهای چپ آن زمان مطرح شد که در آن به منافع مشترک طبقاتی، اقتصادی و اجتماعی زحمتکشان در ایران از طبقه کارگر تا طبقه متوسط توجه داشت و این منافع مشترک را طبقاتی و فارغ از همه تنوعات اتنیکی، ملی، قومی، مذهبی تعریف میکرد. درمقیاس جهانی هم این تعریف استقلال خود را از وابستگی به قطب ها و اردوگاه های بزرگ جهانی دور نگاه میداشت و همچنان بر دوستی و اتحاد با زحمتکشان جهان در مبارزه با سرمایه داری جهانی تکیه میکرد، و طرفدار استقلال در روابط بینالمللی با همه کشور های جهان بود.
اما در طول استبداد و دیکتاتوری صد ساله در ایران هم در زمان پهلوی و هم در زمان حکومت اسلامی این گفتمان مترقی از استقلال به عمد تحریف شد و تعاریف ارتجاعی متفاوتی از آن به جامعه ایران تحمیل شد.
باید بر سد عدم اعتماد غلبه کرد و گفتمان استقلال بر مبنای آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و منافع مشترک نیرو های دموکراتیک اجتماعی ایران را باز سازی کرد.
ساختار جدید سازماندهی رهبری جمعی
سازماندهی به شیوه های قدیمی بایستی منسوخ شوند و جای خود را به اشکال مدرن سازماندهی بدهند.
امروز ما شاهد انبوهی از احزاب ، سازمان ها، تشکل های مختلف چپ، دموکراتیک و جمهوریخواه روبرو هستیم. این ارزیابی بسیار محتمل است که یکی از علت های وجودی این تعداد زیاد تشکل ها بطور عمده بر مینای اختلافات ایدولوژیک و همچنین عدم اعتماد به یکدیگر بوده است.
چالش بزرک امروز این است که همه این تشکل ها دارای رهبریتی هستند که حاضر نیستند از مسند رهبری بر این تشکل ها دست بکشند و هر نوع اتحادی را معادل از دست دادن قدرت خود در تشکل متبوعه خود میدانند. رهبران این تشکل ها با وجود اینکه خود بار ها برای اتحاد و همکاری بیانه و اعلامیه میدهند، ولی در واقع خود به بهانههای مختلف مانع از تشکیل آن میشوند. نمونه های بارز آن در دو دهه اخیر در کوشش چپ ها و جمهوریخواهان برای ایجاد اتحاد های تاریخی در میان أحزاب و سازمان های چپ و جمهوری خواهی بوده است که کمابیش ناموفق بوده اند..
باید پذیرفت که آن برداشت از اتحاد که بر اساس تفکر “پیوستن همه به من” میباشد، نه تنها منسوخ شده بلکه دارای جنبه های اقتدارگرایی و درک غلط از دموکراسی است. در فردای ایران آزاد و دموکراتیک باید همه احزاب سیاسی و تشکل های مستقل آزاد باشند و طبقات اجتماعی بایستی از حق داشتن احزاب طرفدار خود بر خوردار باشند. احزاب و سازمان ها و تشکل های امروز حق دارند که موجودیت خود را حفظ کنند، اما نبایستی به هیچ وجه مانع از ایجاد یک اتحاد و یا یک آلترناتیو دموکراتیک بشوند.
استفاده از دانش و خرد جمعی روز و جوانگرایی
این واقعیتی است که رهبریت غالب احزاب، سازمانها و تشکل های موجود در داخل و خارج ایران عمدتا از نسل های گذشته تشکیل شده است.
جوانگرایی در اینجا اشاره به سن و سال نیست، بلکه استفاده از تفکر علمی، پرسشگر،نقدگرا، دوری از تعصب و پایبندی های ایدولوژیک، و برخورداری از دانش و تجربه در دنیای امروزی است که دارای سیر تحولات و پیشرفت های علمی و تکنولوژی بسیار گسترده و با سرعت بسیار زیاد است..
از آن مهمتر اینکه علم و تکنولوژی همیشه در پی یافتن راه حل برای چالش ها و مشکلات مورد تمرکز یک جامعه است. اما تولید علم و دانش نیاز به امکانات اقتصادی، اجتماعی و دموکراتیک دارد که عمدتا در انحصار کشور های پیشرفته سرمایه داری بوده و تمرکز انها عمدتا و بطور ویژه برای حل چالش ها و مشکلات در کشورهای نظیر ایران نبوده است. ایران نیاز به تولید علم در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیط زیستی دارد که توجه بر خصوصیات ویژه کشور پهناور و جامعه متوع و متکثر ایران داشته باشد.
آلترناتیو دموکراتیک باید به قابلیت کامل برای جذب همه پژوهشگران، دانشمندان، هنرمندان، و همه نیروهایی که در امر تولید علم و کاربرد آن در جامعه ایران فعالیت میکنند را بدست بیاورد. این نیروها که عمدتا جوان هستند باید بتوانند آلترناتیو دموکراتیک را بعنوان بستری برای گسترش، پیشرفت و رسیدن به اهداف خود ببینند.
ایجاد همبستگی طبقاتی
نبود همبستگی بین طبقات و اقشار مختلف مردمی، و یا بین اکثریت و اقلیت های ملی، قومی، مذهبی به دفعات در طول دهه نود در ایران دیده شده بود.
اما جنبش مهسا و انقلاب زن، زندگی، آزادی همبستگی بزرگی بین مردم ایران بوجود آورد، و امید همبستگی طبقاتی را تقویت کرد. فعالین و نیروهای دموکراتیک در کردستان، بلوچستان، خوزستان و آذربایجان بر این همبستگی پای فشردند. در دوران جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی در ۱۴۰۴ نشانه های بسیار مثبتی از این همبستگی دیده شد.
با وجود آنکه جنبش مهسا بعلت کرد بودن دختر ایران مهسا ژینا امینی میتوانست همبستگی بزرگ طبقاتی را در بین همه ایرانیان و بر فراز تنوعات ملی، قومی، اتنیکی و زبانی ایجاد کند، ولی شوربختانه بازهم همدستی حکومت اسلامی و سلطنت طلبان مانع از شکل گیری یک همبستگی واحد ملی شد.
ایجاد هم آهنگی و هم صدایی درجنبش انقلابی در ایران
تکیه آلترناتیو دموکراتیک بایستی بر جنبش انقلابی دموکراتیک در ایران، در تشکل های کارگری، مدنی، صنفی و شخصیت های دموکراتیک و مترقی در ایران باشد. آلترناتیو دموکراتیک بایستی از امکانات خود در داخل و خارج ایران بهره گیری کند و مبارزات کارگران، زنان، دانشجویان، اقشار زحمتکش و طبقه متوسط را در شهر های مختلف هماهنگ و هم صدا کند.
ایجاد رسانه تصویری سراسری و مشترک
شکی نیست که ایجاد یک رسانه تلویزیونی و یا تصویری سراسری مشترک برای ایجاد صدای مشترک نیروهای دموکراتیک بسیار با اهمیت و در درجه اول اولویت برای یک آلترناتیو دموکراتیک در ایران است.
به نظر میرسد که چالش تامین هزینه اقتصادی و قابلیت های تکنیکی از جمله موانع اصلی این امر مهم میباشد. اما با نگاهی به گستردگی نیروهای دموکراتیک در خارج و داخل ایران، با امکاناتی که بسیاری از این نیرو ها هم اکنون هم در ماهواره ها و هم در گروه های مختلف اجتماعی در اختیار دارند، این چالش را میتواند تا حد زیادی قابل حل در نظر گرفت.
کلید اصلی و نکته اساسی در حل مشکلات مالی و تکنیکی نیست، بلکه در تغییر در نگاه همه نیروهای دموکراتیک و یافتن راه حل برای انبوه چالش ها و ایجاد یک همبستگی و آلترناتیو دموکراتیک میباشد.
۵- سخن آخر
در روزهای انقلابی دی ماه ۱۴۰۴ به دفعات مشاهده شد که جوانان در بسیاری از شهر های ایران با آگاهی کامل به احتمال به قتل رسیدن خود، داوطلبانه از جان خود گذشتند و زندگی خود و عزیزانشان را با شرکت در اعتراضات خیابانی به مخاطره انداختند. رژیم حکومت اسلامی با سبعیت تمام هزاران نفر از بهترین و عزیز ترین فرزندان این سرزمین را به قتل رساند.
برخی از جوانان در گروه های اجتماعی آشکار، علنی، با قدرت و استواری بی نظیر وصیت نامه و پیغام آخرین وداع گذاشتند. برای جنبش انقلابی در ایران این اقدام تازه ای نیست، و چقدر آشناست. یاد آور و با الهام از مبارزان راه آزادی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی در دهه های سی، چهل ، پنجاه و شصت در ایران است. این نشانگر عزم راسخ جوانان ایران برای تغییر است.
شکی نیست که این مبارزه ادامه خواهد یافت. جنبش انقلابی ادامه دارد و خیزش های آینده، اعتراضات و اعتصابات اینده خواهند آمد و این ندای عظیمی است که مردم ایران دیگر حکومت دیکتاتوری، تبعیض و فقر، و به تبع آن نابودی اقتصادی، اجتماعی و محیط زیست و نابودی زندگی در ایران را نمیخواهند.
دشمنان انقلاب ایران، چه حکومت اسلامی و چه سلطنت طلبان موفق نخواهند شد این عزم و اراده را نابود کنند. اما میتوانند رسیدن به هدف تغییر انقلابی و سرنگونی رژیم اسلامی را به تاخیر بیاندازند.
هیج انقلابی بدون وجود یک آلترناتیو به پیروزی نخواهد رسید. حتی اکر دو شرط لازم شناخته شده، یعنی پایین نخواهد و بالا نتواند، تحقق پیدا کند، نیروی انقلاب دموکراتیک ایران بدون آلترناتیو خود پیروز نخواهد شد.
بدون نیروی آلترناتیو دموکراتیک خطر سرکوب، تکرار قتل عام و کشتار و جنایت علیه بشریت توسط جمهوری اسلامی، خطر حمله نظامی آمریکا و اسراییل، و خطر ایجاد جنگ داخلی، تجزیه و نابودی ایران به شدت وجود دارد.
احزاب، سازمان ها، تشکل ها، نهاد های موجود، و شخصیت های چپ ،جمهوریخواه و دموکرات در ایران و خارج از ایران باید بتوانند فکر، اندیشه، و ساختارخود را تغییر داده و اتحاد و آلترناتیو دموکراتیک را ایجاد کنند.
این وظیفه عاجل روز است.
با امید به پیروزی
امیر حسن پویا
افزودن دیدگاه جدید