رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴

نئولیبرالیسم در ایران و پیامدهای آن

نئولیبرالیسم در ایران و پیامدهای آن

 

بخش چهارم

تأثیر نئولیبرالیسم بر طبقه کارگر و اقشار پایین جامعە



 

 پیامدهای سیاست‌های نئولیبرالیسم در ایران بر طبقات اجتماعی مورد کنکاش قرار میدهیم. این تحلیل بر شاخص‌های کلیدی اقتصادی و اجتماعی (نابرابری، فقر، اشتغال، دستمزد و وضعیت کار) متمرکز است و نشان می‌دهد چگونه این تغییراتِ اقتصادی ساختارهای طبقاتی را شکل داده یا تخریب کرده است.

 شاخص نابرابری 

 تعریف: ضریب جینی عددی بین ۰ تا ۱۰۰ است که این ضریب هرچه بالاتر باشد، نابرابری درآمد بیشتر است.

در دهه‌های اخیر، ضریب جینی در ایران دچار نوسانات بوده، اما در مجموع در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد تا حدودی بالاتر از متوسط جهانی بودە است. .

در سال ۲۰۲۳، ضریب جینی حدود 35.9 ضریب نسبت به سال قبل افزایش یافته و بالاتر از میانگین منطقه‌ای آسیا است.

در دوره‌هایی از دهه ۱۳۸۰ تا اوایل ۱۳۹۰  ضریب نابرابری کاهش یافت، اما پس از آن دوباره افزایش یافت این افزایش با دوره‌های تورمی و تغییرات قیمتی همزمان بوده است

نتیجه برای طبقات اجتماعی

 طبقات پایین و متوسط نابرابری را بیشتر تجربه کرده‌اند افزایش نابرابری نشانه‌ی تمرکز درآمد در اقشار ثروتمند ‌همراە  با فشار بر دهک‌های پایین و متوسط جامعه است.

 فقر و خط فقر

 داده‌ها درباره فقر در ایران پیچیده و متغیر است، اما دو منبع مرتبط را می‌توان مرور کرد

الف) گزارش رسمی  و غیررسمی

گزارش‌ها نشان داده‌اند که نرخ فقر مطلق به‌دلیل افزایش هزینه‌های زندگی (تورم شدید) و  افزایش نیافتن دستمزدها افزایش یافته است:

در سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹، فقر از حدود ۲۲٪ به ۳۲٪ افزایش یافت (نزدیک به یک‌سوم جمعیت) در اثر افزایش هزینە های زندگی و بخصوص معیشتی بە خط مطلق فقر افزودە شدند.

تخمین‌ها حاکی از این است که در سال ۲۰۲۱ تقریباً ۴۰٪ خانوارها پایین‌تر از خط فقر بودند.

 طبقات پایین و اقشار آسیب‌پذیر بزرگ‌ترین فشار را از افزایش فقر واقعی تحمل می‌کنند خصوصاً در شرایطی که دستمزدها با تورم همخوان نیستند (مشکل پوشش واقعی خط فقر).
 طبقه متوسط نیز به‌دلیل کاهش توان خرید به سوی طبقه پایین رانده شده است.

بیکاری و اشتغال

 مطابق آمار رسمی ٨ درصد نیروی کار در سال ١٤٠٥ بیکار بودە و تعداد بیکاران بنا بر پیشبینی ها در سال آیندە بە ٩ درصد خواهد رسید. اما تعداد بیکاران  واقعی بر اساس استانداردهای آماری بسیار بیشتر از نرخ بیکاری رسمی است. 

وضعیت زنان و جوانان

سهم زنان از بازار کار کمتر از ٢٠ درصد نیروی کار و حدود یک پنجم مردان است. اکثر زنان شاغل همچنین در مشاغلی کار می کنند کە فاقد ثبات هستند و دستمزد هایی کە بە آنان دادە می شود اغلب ٣٠ تا ٥٠ درصد کمتر از مردانی است کە در مشاغل رسمی و پایدار کار می کنند.

جوانان و زنان با نرخ بیکاری  بالا و عدم دسترسی به اشتغال پایدار مواجه هستند—این تبعیض نابرابری مزدی و جنسیتی را افزایش دادە است.

 دستمزد، تورم و قدرت خرید

طبق داده‌های اخیر

دستمزدها در ایران در مقایسه با تورم واقعی بسیار پایین‌تر است، به‌طوری‌که قدرت خرید نیروی کار کاهش یافته و هزینه‌های اساسی (مسکن، غذا، حمل‌ونقل) برای بسیاری از خانوارها غیرقابل تحمل شده است.

با وجود افزایش اسمی دستمزدها، تورم  با وجود تورم بالای۴۰٪  افزایش ٢٠ تا ٣٠ درصد دستمزدها کاهش قدرت خرید واقعی را جبران نمی‌کند.

نتیجه برای طبقات اجتماعی

 کارگران و مزدبگیران از نابرابری درآمد و کاهش قدرت خرید بیشترین آسیب را دیده‌اند—زیرا مزد واقعی کاهش یافته اما هزینه‌های زندگی بالا رفته است
 فرودستان شهری و روستایی نیز به‌طور مستقیم تحت فشار تورم و ضعف شبکهٔ حمایت اجتماعی قرار دارند


 

 

گذری بر روندهای تاریخی اجرای سیاست‌های نئولیبرالی

ساختار اقتصاد ایران (نفت، رانت، نهادهای شبه‌دولتی)

پیامدهای ساختاری، نهادی و طبقات به‌ صورت جامع بررسی می‌شود

 ویژگی‌های نئولیبرالیسم در ایران (نسخه ایرانی)

قبل از بررسی پیامدها، باید بدانیم که نئولیبرالیسم در ایران شکل کلاسیک ندارد. ویژگی‌های اصلی آن:

 آزادسازی قیمت‌ها

(هدفمندی یارانه‌ها، افزایش قیمت انرژی، حذف ارز ترجیحی، آزادسازی نرخ ارز)

 خصوصی‌سازی و خصولتی سازی

واگذاری شرکت‌ها به:

بخش خصوصی و نهادهای نظامی–امنیتی

بنیادها و شرکت‌های وابسته به دولت

نهادهای حکومتی

 کوچک‌سازی خدمات عمومی

در آموزش، درمان، بیمه‌ها، مسکن، بازنشستگی.

 بازارمحور کردن رابطه کار–سرمایه

قراردادهای موقت، پیمانکاری، کاهش حمایت‌های قانونی.

 عدم توسعه نهادهای حمایتی

دقیقا برخلاف نسخه‌های اسکاندیناوی یا حتی اروپای شرقی

 پیامدهای نئولیبرالیسم برای کارگران

 بی‌ثبات‌سازی بازار کار

 قراردادهای موقت و سفید امضا

امروز حدود ۹۰٪ قراردادهای کار موقت یا فاقد امنیت شغلی هستند

  تعدیل و حذف مواد حمایتی قانون کار

رشد پیمانکاری

کاهش  پوشش و حمایت‌های بیمه‌ای

حذف اتحادیە های کارگری از مناسبات کارگری کارفرمایی و عدم پایبندی بە قراردادهای دستە جمعی 

پیامد

 امنیت شغلی از بین رفتە است 

 

 کاهش واقعی دستمزدها صور گرفتە است

به‌ویژه پس از:

هدفمندی یارانه‌ها (۱۳۸۹)

بحران ارزی ۱۳۹۷

حذف ارز ترجیحی (۱۴۰۱۱۴۰۲)

پیامد

 سطح زندگی کارگران از زیر خط فقر بە خط بقا سقوط کردەاند 
 هزینه مسکن بە تنهایی → ۵۰ تا ۷۰٪ درآمد را می بلعد
  ارزش غذایی سفرەها بە شدت کاهش یافتە است
چند شغلگی بە دلیل کافی نبودن دستمزدها عمومیت پیدا کردە است

 افزایش فقر کارگری

در ایران، برخلاف بسیاری از کشورها، «کار کردن» لزوماً مانع از فقیر شدن نیست.

 بیش از نیمی از کارگران «فقیر شاغل» هستند.

یعنی درآمدشان به خط فقر نمی‌رسد.

پیامد

 فروپاشی امنیت اقتصادی
 کاهش امکان پس‌انداز 
 گرفتاری در چرخه فقر بین‌نسلی

سرکوب اتحادیه‌ها و نهادهای صنفی

در نسخه‌های نئولیبرال، اغلب آزادی اتحادیه‌ها محدود می‌شود. در ایران اما حقوق اتحادیە های کارگری بە کلی نفی می شود:

 اعتراضات کارگری عمدتاً امنیتی می‌شود

پیامدها

 کارگران بدون «قدرت جمعی» در برابر دولت، بازار و کارفرما بدون هر حمایتی رها شده‌اند
 نئولیبرالیسم بدون دموکراسی → حداکثر فشار بر کارگران

 پیامدهای نئولیبرالیسم برای طبقه متوسط

طبقه متوسط در ایران بیشترین تغییر ساختاری را تجربه کرده است.

 کوچک شدن طبقه متوسط

در اثر

تورم

بی‌ثباتی ارزی

کاهش توان خرید

خصوصی‌سازی آموزش و درمان

 طبقه متوسط از «نیروی فعال اجتماعی» به «گروه  هموارە در حال سقوط» تبدیل شده.

 هزینه‌های سنگین آموزش و درمان

 خصوصی‌سازی آموزش

مدارس غیرانتفاعی

دانشگاه‌های شهریه‌محور

تضعیف آموزش عمومی

 خصوصی‌سازی درمان

خدمات درمانی گران

بیمه ناکارآمد

پیامد

 طبقه متوسط مجبور به کاهش مصرف ضروریات
 بدهکار شدن خانوارها
 مهاجرت فکری و فرار مغزها

 بیکاری و ناامنی شغلی در میان تحصیل‌کرده‌ها

نئولیبرالیسم در ایران دانشگاه‌ها را گسترش داد، اما بازار کار متناسب رشد نکرد.

 نتیجه

بیکاری گسترده تحصیل‌کردگان

مهاجرت نیروهای متخصص

ایجاد «طبقه متوسط سرخورده»

فروپاشی رؤیای خانه‌دار شدن

تورم مسکن + سیاست‌های رهنی بازارمحور:

 خانه‌دار شدن به کالایی لوکس تبدیل شد

(برای بسیاری از طبقه متوسط غیرممکن)

پیامد

 نارضایتی عمیق طبقاتی
 تعویق ازدواج و کاهش باروری
 سستی ستون‌های فرهنگی و اجتماعی

پیامدهای نئولیبرالیسم بر زحمتکشان و حاشیه‌نشینان

این قشر شامل

کارگران غیررسمی

دست‌فروشان

کودکان کار

مهاجران داخلی

حاشیه‌نشینان شهرها

گسترش حاشیه‌نشینی 

در اثر

رشد قیمت مسکن

کاهش قدرت خرید

مهاجرت از روستاها

ضعف شبکه حمایت اجتماعی

 حاشیه‌نشینی در ایران به ۱۲۱۵ میلیون نفر رسیده

گسترش اقتصاد غیررسمی

نئولیبرالیسم در ایران مقررات‌زدایی ناقصی ایجاد کرد:

 میلیون‌ها نفر وارد اقتصاد غیررسمی و بی‌ثبات شدند

کارگری روزمزد

دست‌فروشی

کار بدون بیمه

مشاغل نامطمئن

پیامد

 عدم امنیت شغلی
 عدم بیمه و بازنشستگی
 خطر آسیب‌پذیری در بحران‌ها

 فقر بین‌نسلی

برای این قشر

دسترسی به آموزش کیفی ـ  بسیار پایین

دسترسی به درمان → محدود

فرصت‌های شغلی → محدود

نتیجه

 بازتولید فقر در نسل بعد

ریشه ساختاری پیامدها؛ چرا نئولیبرالیسم در ایران چنین نتیجه‌ای داد؟

 ساختار رانتی (اقتصاد نفتی)

با شعار پر‌رنگ و لعاب رقابت، رانت ایجاد کردند

 خصوصی‌سازی و خصولتی سازی راه انداختند

دارایی‌های عمومی به «بازیگران قدرتمند» واگذار شد

 بازار آزاد بدون نهادهای نظارتی

نتیجه

تورم

رکود

بیکاری

نابرابری

 دولت کوچک نشد فقط «خدمات عمومی» کوچک شد

اما ساختار امنیتی و دیوانسالاری بزرگ ماند.

 جمع‌بندی نهایی

 برای کارگران:

سقوط امنیت شغلی

کاهش شدید دستمزد واقعی

افزایش فقر

سرکوب تشکل‌ها

بی‌ثبات‌سازی زندگی

 برای طبقه متوسط

کوچک شدن

افت درآمد واقعی

افزایش هزینه‌های درمان و آموزش

بحران مسکن

مهاجرت گسترده

ناامیدی نسبت به آینده

 برای زحمتکشان و حاشیه‌نشینان

فقر پایدار

حاشیه‌نشینی گسترده

اقتصاد غیررسمی

ناتوانی در دسترسی به خدمات عمومی

آسیب‌پذیری شدید اجتماعی

 

بهروز فدائی ـ هجدهم ژانویه 2026

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید