دونالد ترامپ با طرح ایجاد نهادی موسوم به «شورای صلح»، ابتکاری را مطرح کرده که در ظاهر با هدف حل منازعات جهانی معرفی میشود، اما بر اساس منشور هشت صفحهای آن، عملاً تلاشی برای ایجاد نهادی موازی و رقیب سازمان ملل متحد و تمرکز قدرت در دست رئیس آن شورا، یعنی خود او است.
این شورا ابتدا در چارچوب اجرای آتشبس غزه و بر پایه قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت (نوامبر ۲۰۲۵) برای مدت دو سال مطرح شد. اما منشور پیشنهادی ترامپ نه محدودیت زمانی دارد و نه حتی ارجاع مستقیمی به غزه. متن منشور صراحتاً از «شجاعت فاصلهگرفتن از نهادهایی که شکست خوردهاند» سخن میگوید، اشارهای آشکار به سازمان ملل.
بر اساس این منشور، دونالد ترامپ اولین و قدرتمندترین رئیس "شورای صلح" است. او بهتنهایی دولتها را عضو یا اخراج میکند، سیاستها را تعیین مینماید و حتی پس از پایان دوره ریاستجمهوری اش میتواند در رأس شورا باقی بماند. شورای اجرایی هفتنفره نیز با ترکیبی از مقامات نزدیک به ترامپ و چهرههای سیاسی همسو شکل گرفته است.
ساختار عضویت شورا ماهیتی تبعیضآمیز دارد: کشورهایی که بیش از یک میلیارد دلار در سال نخست پرداخت کنند، از عضویت دائمی برخوردار میشوند، سایر کشورها تنها برای سه سال و به تصمیم رئیس شورا عضو خواهند بود. به این ترتیب، صلح به امتیازی قابل خرید تبدیل میشود.
در میان کشورهای دعوتشده، اسرائیل، آرژانتین، مراکش، امارات متحده عربی، بحرین، مجارستان و چند دولت دیگر مشارکت خود را اعلام کردهاند. در مقابل، فرانسه صراحتاً این طرح را رد کرده و آن را جایگزینی خطرناک برای سازمان ملل دانسته است، موضعی که با تهدیدهای اقتصادی ترامپ پاسخ داده شد. اوکراین و نروژ نیز از مشارکت خودداری کردهاند، و کشورهایی چون چین، روسیه، انگلیس و آلمان هنوز اعلام موضع نکرده اند. چین، بر طرفداری از مناسبات جهانی مبتنی بر حقوق بین الملل و سازمان ملل موضع گیری کرده است.
در مجموع، «شورای صلح» بیش از آنکه پاسخی به بحرانهای جهانی باشد، نشانهای از گذار از چندجانبهگرایی به نظم فرمانروایانه شخصی است، نظمی که در آن زور، پول و اراده یک دولت جایگزین قواعد حقوق بینالملل میشود. بعبارت دیگر، حاکمیت زور، بجای حاکمیت قانون در مناسبات بین المللی. تضعیف سازمان ملل در این مسیر، جهان را نه به صلحی پایدار، بلکه به منطق زور و معامله نزدیکتر میکند.
چهار شنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱ ژانويه ۲۰۲۶
افزودن دیدگاه جدید