رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۱ فوریه ۲۰۲۶
یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴

شباهت‌های دو فاشیسم مذهبی و سلطنتی: «حیدر حیدر» و «جاوید شاه»

شباهت‌های دو فاشیسم مذهبی و سلطنتی: «حیدر حیدر» و «جاوید شاه»

به‌عنوان یک نیروی چپ که تمامیت‌خواهی، استثمار و حذف را در هر لباسی، چه عبا و عمامه و چه تاج و تخت، برنمی‌تابد، ضروری می‌دانم که پرده از یک شباهت هولناک و پنهان میان دو جریان سیاسی-اجتماعی به‌ظاهر متخاصم بردارم: فالانژیسم «حزب‌اللهی» حامی جمهوری اسلامی و فالانژیسم «سلطنت‌طلب» حامی پادشاهی پهلوی.
اگر از منظری ماتریالیستی و طبقاتی به ساختار و شیوهٔ عمل این دو گروه بنگریم، شباهت‌های بنیادینی در هستهٔ ایدئولوژیک و متدولوژی حذف‌گرایانهٔ آن‌ها مشاهده می‌شود که هر دو را به ابزاری برای تثبیت قدرت و سرکوب دموکراسی تبدیل می‌کند.

۱- تک‌صدایی، تک‌قهرمان، تک‌راه

هستهٔ اصلی هر دو شعار و هر دو جریان، اعتقاد به یک تک‌قهرمان مطلق است که تمام مشروعیت سیاسی و تاریخی را در خود خلاصه می‌کند.

* «حیدر حیدر»: شخص‌محوری مذهبی. در اینجا، علی (به‌عنوان حیدر) نه‌تنها یک امام تاریخی، بلکه نماد یک نظام سیاسی-اعتقادی است که در نهایت به «ولایت فقیه» کنونی و شخص ولی فقیه تسری می‌یابد. فالانژهای حزب‌اللهی، با حذف هرگونه تفسیر دموکراتیک از اسلام، تمامی مشروعیت سیاسی را در یک محور الهیاتی (امام و جانشین او) فشرده می‌کنند. هر صدای مخالف این محور، «خارج از دین» و «خارج از مسیر حق» است و باید حذف شود.

* «جاوید شاه»: شخص‌محوری موروثی. در اینجا، «شاه» نه‌تنها یک پادشاه تاریخی، بلکه نماد یک نظام سیاسی-سلطنتی است که مشروعیت خود را از یک توالی موروثی و تقدس «میهن» (با تعریف تنگ‌نظرانهٔ سلطنت) کسب می‌کند. فالانژهای سلطنت‌طلب، با حذف هرگونه تفسیر جمهوری‌خواهانه یا دموکراتیک از ایران، تمامی مشروعیت سیاسی را در یک محور سلسله‌ای فشرده می‌کنند. هر صدای مخالف این محور (از چپ و ملی تا مذهبی دموکراتیک)، «ضد میهن» و «تجزیه‌طلب بالقوه» است و باید حذف شود.

نتیجه: هر دو شعار، فریادی برای تک‌صدایی سیاسی است که جایی برای کثرت‌گرایی، تنوع ایدئولوژیک، و حق تعیین سرنوشت از پایین باقی نمی‌گذارد.

۲- فرهنگ حذف و طرد مطلق: مکانیسم عمل فالانژها

بزرگ‌ترین شباهت این دو جریان در شیوهٔ تعامل با مخالفان و مکانیسم‌های حذف است. هر دو فالانژیسم، مخالفان خود را «دشمن» می‌دانند، نه «رقیب».

این دو جریان برای تثبیت قدرت و حذف دیگران، از یک الگوی مشابه پیروی می‌کنند:
تکفیر سیاسی و برچسب‌زنی

*  فالانژهای حزب‌اللهی: مخالفان را با برچسب‌های ایدئولوژیک و مذهبی همچون «منافق»، «ضد انقلاب»، «خارج از دین» و «مفسد فی الارض» مرزبندی کرده و از دایرهٔ شمول «ملت» خارج می‌کنند.

* فالانژهای سلطنت‌طلب: مخالفان را با برچسب‌های ناسیونالیستی و امنیتی چون «تجزیه‌طلب»، «چپ کمونیست مزدور»، «اخوانی» یا «مزدور خارجی» از دایرهٔ «میهن» تعریف‌شدهٔ خود بیرون می‌اندازند.
حذف سیستماتیک:

* روش حزب‌اللهی: این رویکرد به سرکوب دولتی، زندان، اعدام و حذف فیزیکی و فرهنگی (مانند خالص‌سازی) از طریق ابزارهای نظام جمهوری اسلامی می‌انجامد.

* روش سلطنت‌طلب: این رویکرد، الگوهای سرکوب دیکتاتوری گذشته (مانند عملیات ساواک) را بازتولید کرده و بر حذف کامل صداهای جمهوری‌خواه، چپ یا منتقد تمرکز دارد.
 

نکته: هدف هر دو گروه، حتی در صفوف اپوزیسیون، حذف کامل و بی‌قیدوشرط صداهای غیرهمسو است. سلطنت‌طلبان با طرد هر صدای جمهوری‌خواه یا چپ به‌عنوان «متحد جمهوری اسلامی»، همان مسیر حذف را می‌روند که حزب‌اللهی‌ها هر منتقد مذهبی را «لیبرال» یا «غیرخودی» می‌نامند. حذف در هردو اردوگاه، به یک روش سیستماتیک تبدیل شده است.

۳- سلطهٔ ایدئولوژی بر واقعیت و اقتصاد

هر دو ایدئولوژی، مدعی هستند که مشکلات جامعه تنها با بازگشت به یک مدل آرمانی گذشته یا آینده (که خودشان تعریف می‌کنند) حل خواهد شد، در حالی که هر دو از پذیرش تحلیل طبقاتی و واقعیت استثمار می‌گریزند.
فالانژیسم مذهبی: راه‌حل نهایی در «عدالت علوی» (یک آرمان انتزاعی از گذشتهٔ مذهبی) خلاصه می‌شود که در عمل به یک بوروکراسی فاسد مذهبی و رانت‌خواری اقتصادی (اقتصاد بنیادها و سپاه) تبدیل شده است. این ایدئولوژی با تمرکز بر مناسک و آرمان‌های دینی، چشم مردم را بر استثمار عریان اقتصادی دولتی می‌بندد.

* فالانژیسم سلطنتی: راه‌حل نهایی در «عظمت شاهنشاهی» (یک آرمان انتزاعی از گذشتهٔ ناسیونالیستی) خلاصه می‌شود که در عمل، بدون هیچ برنامهٔ اقتصادی و سیاسی دموکراتیک، صرفاً بازگشت به یک ساختار طبقاتی و دیکتاتوری پیشین را وعده می‌دهد. این ایدئولوژی با تمرکز بر نوستالژی میهن‌پرستی، بر فقر و استثمار طبقهٔ کارگر در دورهٔ پهلوی سرپوش می‌گذارد.

* هر دو، از پذیرش تحلیل طبقاتی، استثمار سرمایه‌داری دولتی رانتی، و نیاز به دموکراسی رادیکال به‌عنوان راه‌حل واقعی پرهیز می‌کنند و به‌جای آن، با استفاده از یک شعار احساسی (دینی یا ملی)، مردم را به سمت یک رهبر کاریزماتیک هدایت می‌کنند تا بتوانند استثمار را ادامه دهند.

سخن پایانی: نه این، نه آن!

برای نیروهای مبارز چپ، هدف نهایی نه تداوم استبداد مذهبی است و نه بازگشت به استبداد موروثی. شعارهای «حیدر حیدر» و «جاوید شاه» دو روی یک سکهٔ باستانی هستند: سکهٔ حذف، تک‌صدایی و استبداد.
مبارزهٔ ما، مبارزه علیه این دوگانگی کاذب است. ما باید با روش‌های حذف‌گرایانه و تک‌قطبی هردو جریان مقابله کنیم. راه‌حل در بازگشت به گذشته نیست، بلکه در ساختن آینده‌ای است که در آن، کارگر، زن و فرودست، خود قهرمان داستان و خالق قدرت باشد.

نه شاه، نه شیخ! قدرت به دست مردم!

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید