آموزش زبان فارسی به کودکان و نوجوانان ایرانیِ مقیم خارج از کشور از مهمترین زمینههای حفظ و تداوم هویت فرهنگی ایرانیان مهاجر است. با توجه به رشد جمعیت ایرانیان در کشورهای غربی و فاصلهی نسلی میان مهاجران، مسئلهی آموزش زبان مادری از جنبههای فرهنگی، روانشناختی، اجتماعی و آموزشی اهمیت روزافزون یافته است. این پژوهش با هدف بررسی ضرورتهای آموزش فارسی، چالشهای موجود و ارائهی راهکارهایی برای ارتقای کیفیت آموزش زبان مادری در محیطهای مهاجرتی تدوین شده است. نتایج نشان میدهد که آموزش مؤثر زبان فارسی نهتنها موجب حفظ پیوندهای عاطفی و فرهنگی نسل دوم ایرانیان با ریشههای خود میشود، بلکه در رشد شناختی و تقویت هویت دوفرهنگی آنان نیز نقش کلیدی دارد .
زبان، اصلیترین عنصر در شکلگیری و تداوم هویت فردی و جمعی است. هیچ جامعهای بدون زبان خود نمیتواند فرهنگ، اندیشه و ارزشهایش را بازتولید کند. در جوامع مهاجر، زبان مادری معمولاً نخستین مؤلفهای است که در معرض فرسایش قرار میگیرد. برای ایرانیان مهاجر، زبان فارسی نهتنها ابزار ارتباط، بلکه حافظهی تاریخی و نماد پیوستگی فرهنگی است .
با این حال، در دهههای اخیر، نسلهای دوم و سوم ایرانیان خارج از کشور به تدریج از زبان فارسی فاصله گرفتهاند؛ پدیدهای که پیامدهایی چون از خودبیگانگی فرهنگی، گسست ارتباطی با خانواده و از دست رفتن سرمایهی فرهنگی را در پی داشته است. در این زمینه، آموزش نظاممند زبان فارسی به کودکان و نوجوانان مهاجر ضرورتی فرهنگی، آموزشی و حتی روانی محسوب میشود .
اهمیت و کارکردهای آموزش زبان فارسی
تقویت هویت فرهنگی
زبان فارسی حامل اندیشه، ارزشها و نظام معنایی ایرانی است. آموزش این زبان به نسلهای جدید، موجب تداوم هویت فرهنگی در شرایطی میشود که محیط اجتماعی و آموزشی، زبان و فرهنگ دیگری را ترویج میدهد. پژوهشها نشان دادهاند که تسلط بر زبان مادری، احساس تعلق فرهنگی را افزایش داده و از بحران هویت در نوجوانان مهاجر جلوگیری میکند.
کارکردهای شناختی و آموزشی
یادگیری زبان دوم (در کنار زبان اصلی محیط) تأثیر مثبت بر تواناییهای شناختی کودکان دارد. دو زبانهها معمولاً از انعطاف ذهنی، تمرکز و توان تحلیل بیشتری برخوردارند. از این منظر، آموزش فارسی نه تنها از منظر فرهنگی، بلکه از دیدگاه روانشناختی نیز مفید است.
نقش در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی
تسلط به زبان فارسی امکان ارتباط عمیق تر با والدین و به ویژه نسلهای پیشین خانواده را فراهم میکند. این ارتباط عاطفی یکی از مهمترین عوامل سلامت روانی و اجتماعی در کودکان مهاجر به شمار میرود .
چالشهای آموزش زبان فارسی در جوامع مهاجر
نبود نظام رسمی آموزشی
در اغلب کشورها، آموزش زبان فارسی در چارچوب رسمی مدارس ارائه نمیشود و به فعالیتهای داوطلبانه یا کلاسهای آخر هفته محدود است. این مسئله موجب نا پیوستگی آموزشی و ناهماهنگی در سطح تدریس میشود .
سلطهی زبان محیط
زبان کشور میزبان در تمامی حوزه های آموزشی، رسانه ای و ارتباطی حضور دارد و فارسی به تدریج جایگاه خود را از دست میدهد. در بسیاری از خانوادهها نیز والدین برای تسهیل ارتباط با محیط جدید، استفاده از زبان فارسی را محدود میکنند .
ضعف منابع آموزشی
کتابها و مواد درسی موجود، معمولاً برای دانشآموزان فارسی زبان داخل ایران تدوین شدهاند و با نیازهای زبانی، فرهنگی و آموزشی کودکان دوزبانه سازگاری ندارند. کمبود کتابهای دوزبانه، بازیهای آموزشی و محتوای چند رسانه ای از مشکلات اصلی است .
کمبود معلمان آموزشدیده
در بسیاری از مراکز فارسیآموزی، معلمان فاقد آموزش تخصصی در حوزهی آموزش زبان دوم هستند. عدم آشنایی با روشهای نوین تدریس و روان شناسی زبانآموزان دوزبانه، کیفیت یادگیری را کاهش میدهد .
راهکارها و الگوهای پیشنهادی
طراحی برنامهی درسی اختصاصی برای فارسیآموزان مهاجر
تهیه ی برنامههای آموزشی متناسب با نیازهای کودکان دوزبانه و طراحی محتواهای فرهنگی جذاب، شرط اساسی موفقیت است. این برنامهها باید مهارتهای گفتاری و ارتباطی را بر مهارتهای صرفاً نوشتاری مقدم بدانند .
آموزش و توانمندسازی معلمان
تربیت آموزگاران دوزبانه و آموزش روشهای تدریس زبان دوم (Second Language Learning Methods) از ضروریترین اقدامات است. استفاده از فارغالتحصیلان ایرانی در رشتههای آموزش زبان میتواند کیفیت تدریس را ارتقا دهد .
بهرهگیری از فناوری و رسانههای دیجیتال
اپلیکیشنهای آموزشی، پلتفرمهای آنلاین و تولید محتوای چندرسانهای (فیلم، انیمیشن، بازیهای زبانی) میتوانند جذابیت یادگیری فارسی را افزایش دهند و نقش مهمی در استمرار آموزش داشته باشند .
تقویت نقش خانواده و جامعه
خانواده نخستین و مهمترین نهاد انتقال زبان است. تشویق والدین به گفتگو، قصهگویی و مطالعه به زبان فارسی در خانه، تأثیر چشمگیری در حفظ زبان دارد. انجمنهای ایرانی نیز میتوانند با برگزاری جشنهای فرهنگی و اردوهای آموزشی، زمینهی تمرین و استفاده از زبان را فراهم کنند .
نتیجهگیری
زبان فارسی، ستون اصلی هویت ایرانی و عامل پیوستگی فرهنگی میان نسلهاست. در شرایط مهاجرت، آموزش و حفظ این زبان نه تنها یک وظیفه ی فرهنگی، بلکه ضرورتی تربیتی و هویتی است. نتایج مطالعات نشان میدهد که کودکان دوزبانهی ایرانی، در صورت بهرهگیری از آموزش منظم و جذاب، نه تنها زبان مادری را حفظ میکنند بلکه درک عمیقتری از ریشهها و فرهنگ خود به دست میآورند .
برای تحقق این هدف، لازم است نهادهای فرهنگی ایرانی در خارج از کشور، با همکاری مراکز آموزشی و رسانهای، برنامهای جامع و علمی برای آموزش زبان فارسی تدوین کنند. تنها در این صورت است که میتوان اطمینان داشت زبان فارسی در میان نسلهای آینده، زبانی زنده، پویا و معنادار باقی خواهد ماند .
مسعود شب افروز
دیدگاهها
نویسنده محترم فرض را بر این تصور خطا نهاده است که همه ایرانیان، «فارس» اند و زبان همه شان نیز «فارسی» است.
با حساب ایشان، نه تنها فارس ها، بلکه غیر فارسهای ایرانی خارج از کشور نیز، باید در خانه با کودکان خود فارسی حرف بزنند تا کودکانشان فارسی را بعنوان زبان مادری بیاموزند.
اگر تاریخ و نام نویسنده این مقاله حذف شود، خواننده آشنا با تاریخ تطور «ناسیونالیسم افراطی فارسی»، تصور خواهد کرد که مطلبی از مجله «آینده» محمود افشار در دوران پهلوی اول را پیش رو دارد. سخت بتوان باور کرد که این نوشته متعلق به زمانیست که حتی بسیاری از مبلغین سینه چاک آن، به خطا بودن این تصور معترفند.…
حیرت انگیز است. چگونه می توان چپ بود و چنین تصوراتی داشت؟ و حیرت انگیزتر، نشر چنین مطلبی در ارگان حزب چپ ایران است.
افزودن دیدگاه جدید