شنبه ۷ نوامبر ۲۰۲۶
شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵

اکتبر 2026

مسعود شب‌افروز
سرکوب، شکنجه و اعدام، از دیرپاترین ابزارهای حکومت‌های استبدادی برای حفظ قدرت و خاموش‌کردن صدای مخالفان بوده‌اند. ماهیت ضد انسانی این ابزارها نیازی به اثبات ندارد؛ اما آنچه خطرناک‌تر و از نظر اخلاقی شرم‌آورتر است، تلاش برای توجیه این جنایت‌ها، تطهیر عاملان آن‌ها و بازنویسی تاریخ به سود سرکوب‌گران است. شکنجه تنها زمانی به گذشته تعلق می‌گیرد که حقیقت آن آشکار شود، مسئولانش پاسخ‌گو باشند و جامعه در برابر تکرار آن مصونیت پیدا کند. در غیر این صورت، تغییر حکومت‌ها و جابه‌جایی چهره‌ها لزوماً به معنای پایان استبداد نیست.
همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران
بیانیه مشترک جنابعالی و ولیعهد ابوظبی، مصداق بارز نقض قوانین بین‌المللی، مداخله در امور داخلی ایران و تعرض به تمامیت ارضی کشور ماست. طرح ادعای واهی “اشغال جزایر سه‌گانه”، نشان‌دهنده بی‌اطلاعی آشکار از تاریخ خلیج فارس است یا گویای این واقعیت تلخ که اصول حقوق بین‌الملل، قربانی منافع اقتصادی کوتاه‌مدت شده است. جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، بخش تفکیک‌ناپذیر و همیشگی خاک ایران بوده و خواهند ماند.
همدستان فاشیسم یا نازیسم، بخشی از یک مجموعه‌ی بسیار ناهمگن (نامتجانس) بودند؛ بطوری که الگوها و تیپ‌های شخصیتی بسیار متفاوتی در درون آن‌ها وجود داشت. نکته بسیار مهمی که باید آن را درک کنیم، این است که احزاب یا سازمان‌های فاشیستی که در سال‌های ۱۹۳۹/۱۹۴۰ گزینه همکاری با اشغالگران را انتخاب کردند، دقیقاً در همان برهه زمانی دچار ریزش شدید و تخلیه کادرهای مبارز خود شدند. امّا چرا؟ هسته ایدئولوژیک این احزاب، گونه‌ای از ناسیونالیسم راست افراطی بود؟ ویژگی بارزی که فاشیسم را به عنوان یک فرهنگ سیاسی تعریف می‌کند. پروژه‌های آن‌ها ناسیونالیستی و در جستجوی عظمت و توسعه‌طلبی ملّی از طریق خشونت بود.
مسعود شب‌افروز
وقتی نوزاد به کالا تبدیل می‌شود، مسئله تنها سرنوشت یک کودک یا تصمیم ناگزیر یک خانواده نیست؛ مسئله، مناسبات اجتماعی و ساختارهایی است که اجازه می‌دهند فقر و بی‌پناهی به زمینه‌ای برای کسب سود از آسیب‌پذیرترین انسان‌ها تبدیل شود. خریدوفروش کودک را نمی‌توان با موعظه اخلاقی، محکوم‌کردن مادران گرفتار یا دستگیری چند دلال ریشه‌کن کرد. تا زمانی که خانواده‌های محروم از امنیت معیشتی بی‌بهره‌اند، زنان باردار در بحران به حمایت فوری دسترسی ندارند، فرایندهای قانونی شفاف و کارآمد نیستند و نهادهای مسئول در برابر عملکرد خود پاسخ‌گو نیستند، زمینه‌های بازتولید این فاجعه همچنان باقی خواهد ماند.
سیامک کیانی
پیوند میان طبقه‌های اجتماعی و حزب‌های سیاسی یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های جامعه‌شناسی سیاسی است؛ پرسشی که از مارکس و انگلس آغاز می‌شود و تا امروز، در تحلیل دگرگونی‌های سیاسی جامعه‌هایی مانند ایران، همچنان زنده و کشمکش‌برانگیز است. پرسش اصلی این است: آیا حزب سیاسی تنها گردان سازمان‌یافته یک طبقه است، یا می‌تواند از جایگاه طبقاتی خود دور شود و پایگاهی اجتماعی فراتر بسازد؟ پاسخ به این پرسش تنها یک جدل نظری نیست؛ بل‌که راهبرد سیاسی حزب‌ها و جنبش‌ها را در جامعه‌هایی تعیین می‌کند که با بحران اقتصادی، فرسایش لایه‌های میانی و گسترش نابرابری روبه‌رو هستند.
1 نظر
-COP17 در ایروان ارمنستان ؛- کاظم رستمی
-خوزستان در حسرت هوای تازه؛آلودگی ۱۲ شهر به وضعیت قرمز رسید
-ریه‌های تهران چگونه از نفس افتاد؟ مرگ هزاران درخت در پارک‌های جنگلی تهران
-واکاوی انتقادی اقتصاد، عدالت و اکولوژی در گفتگو با شهرام اتفاق؛ پشت پرده‌ی بحران‌های اقلیمی؛ محدودیت‌های فناورانه یا اتهامات سرمایه‌داری؟
-آزمایش لجن رودخانه‌ای برای مهار از تورب‌زارهای آلمان بدون تعطیلی کشاورزی
مصطفی کمالی
تجربه‌ی اعتراضات کارگران شهرداری‌ها، صنایع نفت و گاز، و بازنشستگان نشان می‌دهد که کانال‌های رسمی و نهادهای بورکراتیک موجود (مانند شوراهای اسلامی کارِ وابسته یا هیأت‌های حل اختلاف اداره کار) کارایی لازم را برای احقاق حقوق مزدبگیران ندارند؛ بلکه خود به‌عنوان ابزاری برای محدود کردن حرکت مطالبه‌گران و چرخه‌ی فرسایش آن عمل می‌کنند که عملاً تحت امر نیروهای امنیتی و اداره کار قرار دارند
گای استندینگ
هرچند باید مراقب بود که تعریف بیش از حد گسترش نیابد، ویژگی دیگری از فرایند پریکاریا شدن را می توان چیزی نامید که باید "تحرک شغلی خیالی" خوانده شود. این پدیده در گرایش پست مدرن به صورت "ارتقای عنوان شغلی" (uptitling) بروز می یابد؛ گرایشی که مجله اکونومیست آن را به شکلی ظریف و طنزآمیز به سخره گرفته است. به فردی که شغلی ایستا و بی آینده دارد، عنوانی پرطمطراق داده می شود تا گرایشهای مربوط به وضعیت پریکاریا پنهان بماند. افراد را "رئیس"، "مدیر اجرایی" یا "مسئول" می نامند، بی آن که ارتشی برای فرماندهی یا گروهی برای سازمان دهی داشته باشند.
بهروز فدایی
٣٠ تیر و تحولات مربوط به ملی‌شدن نفت نشان دادند که کارگران می‌توانند در بحران‌های سیاسی کشور به نیرویی تعیین‌کننده تبدیل شوند.
در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، اتحادیه‌ها بار دیگر توانستند در فضای سیاسی فعال شوند. این دوره نشان داد که سرکوب دهه ۲۰ نتوانسته بود سنت سازمان‌یابی کارگری را به‌طور کامل نابود کند
صادق
اینکە در این شرایط وانفسا هنوز کسانی هستند کە سیاستهای ستمگرانە و عدالت ستیزانە رژیم را صرفا ز موضع عدالتخواهانە نقد نمایند گرچە می تواند در حد معینی بە تحرکات اجتماعی در جامعە یاری برساند اما اثر آن چنان نیست کە بتواند چرخ های این هیولای خونریز را کە برای حفظ این نظم لعنتی هر روز عدەای از عدالتخواهان را بر سر دار می برد و صدها تن را دستگیر و روانە سیاە چالهای خود می کند، از حرکت بازدارد.