جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۸ ژوئن ۲۰۲۱

همە با هم علیە سرکوب خیزش مردمی مبارزە کنیم!

یادداشت

۰۲ آذر ۱۳۹۸

همە ما وظیفە داریم بە هر شکل و با هر امکانی کە در اختیار داریم مانع سرکوب این خیزش توسط جنایتکاران حاکم شویم. علیە کشتار و سرکوب و زندانی کردن مردمی کە در اعتراضات علیە گرانی بنزین دستگیر شدەاند، برای آزادی بازداشت شدگان و درمان مجروحین همە مردم باید اعتراض و تلاش کنند. اگر اعتراضات زیاد و گستردە باشد رژیم قادر بە سرکوب آنها نیست. 

علی خامنەای رهبر مستبد و جنایتکار جمهوری اسلامی، کە بلافاصلە پس از شروع تظاهرات مردم علیە سە برابر شدن قیمت بنزین فرمان سرکوب اعتراضات مردم را داد، روز چهارشنبە در حالی کە سرکوب خونین خیزش سراسری مردم ادامە داشت و شهرهای کشور توسط یگان ویژە سرکوب و پاسداران استبداد و بی عدالتی و اوباش مزدور لباس شخصی قرق شدە بود، برای توجیە جنایاتی کە بە فرمان وی انجام گرفتە بود، در صحنە حاضر شد.

رهبر خودکامە و درماندە رژیم، در سخنرانی روز چهار شنبە اش، صدها هزار مردمی را کە علیە گرانی، فقر و بیکاری و دیکتاتوری و فساد او و دیگرسردمداران حکومت در بیش از ١٠٠ شهر بە اعتراض برخاستەاند و خواهان کنار رفتن حکومت از قدرت و سپردن آن بە مردم هستند را، متهم بە اغتشاگری و وابستگی بە کشورهای خارجی و غیرە کرد و از کشتار سعبانە صدها نفر کە اکثرشان جوانان بیکار محلات فقیر نشین شهرها بودند بیشرمانە حمایت کرد.

سخنان او و اتهاماتی کە بر شرکت کنندگان در این خیزش بزرگ مردمی وارد نمود هیچ کدام تازگی نداشت. عین همین اتهامات ناروا و دروغ رهبر خود کامە جمهوری اسلامی و دیگر رهبران حکوت را مردم در رابطە با جنبش های سالهای ٨٨، و ٩٦ شنیدە بودند. در همە این جنبش ها بە زعم رهبران حکومت دست خارجی در کار بودە است و میلیونها از مردم شرکت کنندە در آنها گویا از زور شکم سیری و بواسطە تحریک "دشمنان" در جنبش ها شرکت کردە بودند.

در همان حال کە خامنەای مشغول سخنرانی بود تک تیراندازان مواجب بگیر وی روباە صفتانە در خیابانها کمین کردە بودند و مشغول شکار جوانان دلیر کشور بودند، اینترنت را قطع کردە بودند، انتشار اخبار اعتراضات مردم توسط رسانە ها ممنوع، و همزمان با آن موجی از اتهام ناروا بطور یک طرفە از زبان مسئولان ریز و درشت رژیم از رسانەهای دولتی کشور علیە معترضین و تخریب آنها در حال پخش بود.

خامنەای در حالی لاف پیروزی می زند و تلاش دارد شکستهای داخلی و خارجی رژیم اش را پیروزی جا بزند، کە کشور در بحران های مختلف غوطە ور است. دولت از تامین بودجەاش عاجز ماندە، ارزش پول کشور بە حداقل خود طی ٤٠ سال گذشتە رسیدە، تورم و گرانی قدرت خرید مردم عادی را سلب نمودە، بیش از نیمی از واحدهای تولیدی در تعطیلی و یا رکود هستند، قریب ٨ میلیون نفر بیکار و فاقد درآمد هستند. خیابانها مملو از کودکان خیابانی، زنان تن فروش، و کسانی است کە مشغول مشاغل کاذب اند. ٦٠ میلیون از جمعیت کشور برای بقا نیازمند کمک معیشتی هستند، میلیونها نفر دچار سوءتغذیە اند، بالغ بر ٢٠ میلیون نفر حاشیە نشین شدەاند و سیل مهاجرت تحصیل کردگان بە کشورهای "دشمن" همچنان ادامە دارد. با وجود این واقعیات غیر قابل پنهان، کدام یکی از اینها را می شود پیروزی خواند، کس نمی داند؟

اینها در کنار بی عدالتی، ناکارآمدی مسئولین رژیم، فساد ساختاری سیاستهای نئولیبراستی دولت و بویژە از بین بردن حق و حقوق کارگران و زحمتکشان و اعمال دیکتاتوری عوامل شکل گیری سە جنبش پیاپی و هزاران اعتصاب و اعتراض طی یک دهە گذشتە هستند. جنبش های کە برای از میان برداشتن هر یک از آنها چە جنایاتی کە صورت نگرفتە است. اگر با سرکوب میشد این جنبش ها و مطالباتی را کە کە آنها را شکل دادە اند، از میان برداشت، در آن صورت، بعد از سرکوب جنبش ٨٨ نە جنبش دی ٩٦ و نە خیزش آبان، پیش می آمد. مادامی کە این عوامل بجای خود باقی باشند شکل گیری جنبش های دیگر نیز اجتناب ناپذیر است.

خامنەای از پیروزی های پیاپی بر دشمنان خارجی در حالی صحبت می کند کە، تحریم های اقتصادی در حال گسترش هستند، موقعیت و نفوذ حکومت در عراق و لبنان بواسطە شکل گیری جنبش های مردمی عدالت خواهانە در معرض از دست رفتن است. در داخل نیز با موجی از اعتراضات و جنبش های مطالباتی روبروست کە هیچ برنامەای بە جزء سرکوب و سانسور برای پاسخ دادن بە مطالبات آنها و انداختن فشار مالی سیاستهای ماجراجویانە اش بر دوش مردم ندارد.

جنبش های مردمی را با دروغ و زدن اتهامات مختلف و اعمال خشونت و کشتار شاید بتوان برای مدتی کوتاە از خیابان پس راند، ولی محال است تا زمانی کە مطالبات شان بی پاسخ گذاشتە شدە باشد بە آنها پایان داد. بعد از سرکوب هر جنبش، جنبش دیگری جای آن را می گیرد. هرچە شرایط بحرانی تر و فشارها بیشتر باشد بهمان نسبت نیز بازگشت جنبش ها بە صحنە سریعتر و گستردەتر صورت می گیرد.

طی ١٠ سال گذشتە خیزش آبان سومین حرکت جنبشی است کە شکل می گیرد. فاصلە جنبش ٨٨ تا جنبش دی یک دورە ٨ سالە بود. در فاصلە بین جنبش ٨٨ کە جنبشی عمدتا محدود بە لایحە های متوسط برخوردار جامعە بود، این جنبش در قالب اعتراضات پراکندە ادامە یافت و در اثر سازش اکثر رهبران آن و خیانت دارودستە روحانی و تجربیات مبارزاتی مردم بە جنبش دی فرا روئید و با کیفیتی متفاوت و مطالبات رادیکالتر از جنبش ٨٨ بە صحنە بازگشت. جنبش ٩٦ نیز بە شدت سرکوب شد، ولی در قالب اعتراضات گروەهای اجتماعی مختلف مترقی و عدالت خواە بویژە اعتراضات کارگران، معلمان و دانشجویان ادامە یافت و پس از دو سال بصورت خیزش کنونی با ترکیبی متنوع تر و رایکالتر بە صحنە بازگشت. این بار نیز شاید حکومت بتواند با سرکوب شدیدتر آن را برای مدتی از خیابان پس براند ولی نە شکست می خورد و نە از حرکت باز می ماند! آنکە در این میان شکست خوردە است، همانا خامنەای و دیگر سرگردگان حکومت و نهادهای حکومتی، امثال، روحانی، رئیسی، لاریجانی و همە کسانی هستند کە در سرکوب این خیزش با رهبر مستبدشان همراە شدند و از هیچ تلاشی در این سرکوب فروگذار نکردند.

برخورد روحانی و سخنگوی دولت اش نیز مشابە رهبر رژیم و حتا سخنرانی هایش علیە تظاهر کنندگان بدتر و سخیفتر از خامنەای بود. روحانی تا آنجا پیش رفت کە از رئیسی خواست تا بازداشت شدگان را بە سزای اعمالشان برساند و ربیعی برای توجیە کشتار مردم، کارگران معترض در پتروشیمی های عسلویە را بە بستن دینامیت بە لولە دستگاە ها کە گویا بە دستور بیگانگان بودە است متهم کرد. این برخوردها در عین حال کە نشانە وحشت مسئولان ارشد حکومت است، خبر از نقشە های آنها برای گسترش سرکوبها با جعل اتهامات تازە دارد.

در جریان اعتراضآت تعدادی از موسسات دولتی و بانک و حوزە هم بە آتش کشیدە شد، ولی شواهد روشن حاکی از آن هستند کە این گونە اقدامات کە همیشە مستمسکی در دست مقامات حکومتی برای سرکوب اعتراضات و جنبشها بودە اند، توسط عوامل نیروهای امنیتی سازمان دادە شدەاند. روحانی و دیگر مسئولین رژیم این بار نیز از همین مستمسک برای توجیە جنایاتشان بهرە گرفتند و مدعی شدند کە اگر اعتراضات مسالمت آمیز بود، آنها گویا تظاهر کنندگان را قتل عام نمی کردند! این فریبکاری ها در حالی صورت می گیرد کە قبل از آن ما دەها بار شاهد دخالت سرکوبگرانە نیروهای امنیتی در تجمعات مسالمت آمیزی بودەایم کە در هیچ کدام از آنها نە جایی بە آتش کشیدە شدە و نە حتا یک شیشە توسط معترضین شکستە است. آنها همە دروغ می گویند، چون چیز دیگری برای موجە نشان دادن جنایت سعبانەای کە مرتکب می شوند ندارند.

خیزش آبان یک خیزش خود انگیختە، فاقد سازماندهی و رهبری و برخاستە از میان مردم فقیر و جوانانی است کە هیچ آیندەای با وجود حکومت فقە ها برای خود نمی بینند. با این اوصاف اما این خیزش از طرف گروە های از طبقە متوسط، کسبە و جنبش های مختلف اجتماعی حمایت می شود. ریشە در مطالبات و نارضایتی و اعتصابات، زحمتکشان و تهی دستان دارد و از نیروی آنها قدرت می گیرد. از خصوصیات دیگر این خیزش حضور نسل سومی های بعد از انقلاب در آن است کە بە دلیل نارضایتی شدیدی کە از رژیم در همە زمینە ها دارند و نگران آیندە خودشان هستند، بسیار رادیکال تر و جسورتر از نسل دومی ها هستند. این تنوع همگون و خصوصیات، کار سرکوب این خیزش توسط حکومت را بسیار دشوار می کند.

گرانی بنزین بی تردید موجب افزایش جهشی قیمتها و سقوط بیشتر قدرت خرید مردم خواهد شد و بە اعتراضات و اعتصابات دامن خواهد زد. هرچە این اعتصابات و اعتراضات جمعی تر و هماهنگ تر انجام شوند و بتوانند حمایت گروەهای اجتماعی وسیعتری از جامعە را کسب کنند، امکان بیشتری برای رسیدن کارگران و مردم بە خواستە هایشان بوجود می آید و سرکوب خیزش برای حکومت دشوارتر می شود. رهبران و فعالان جنبش کارگری حال کە خامنەای بە اعتراضات و جنبش ما بە مانند دشمن برخورد می کند و سرکوب زحمتکشان را پیروزی خودش می داند، لازم است بە شکل مقتضی از خیزش مردمی و شرکت کنندگان در آن کە از طرف رژیم زیر شدیدترین فشار های قرار دارد حمایت کنند و کارگران را نیز تشویق بە این کار کنند. اعتراضات کارگری در صورتی کە با خیزش کنونی پیوند کافی و منسجم برقرار کنند و هم بە آن نیرو بدهند و هم از آن نیرو بگیرند، می توانند پیروز شوند. از امکاناتی کە خیزش ایجاد نمودە برای گسترش اعتصابات و جهت دادن اعتصابات پراکندە بسوی اعتصابات جمعی تر فرا کارخانەای باید بهرە گرفت. اعتصابات پراکندە در شرایطی کە ما با یک رژیم بە شدت ضد کارگری و سرکوبگر مواجە ایم ما را بە مطالبات مان نمی رساند. می توان اعتصابات فرا کارخانەای را حول مطالبات مشترک، مانند خواست لغو قراردادهای موقت، اجرای قانون کار در شرکتهای پیمانکار، افزایش دستمزد، پرداخت منظم و بە موقع دستمزد و حقوق بازنشستگی، همسان سازی حقوق بازنشستگان، پرداخت بدهی های دولت بە تامین اجتماعی، ایمن سازی محل های کار و موارد مشابە کە معضلات عمومی کارگران هستند سازمان داد. نوع دیگری از اعتصابات فراکارخانەای، اعتصابات مشترک در یک رشتە حرفەای است. بعنوان مثال اعتصاب در پتروشیمی ها، صنایع فولاد، خودرو سازی و غیرە است کە کارکنان شان خواستە های حرفەای مخصوص بە خودشان را دارند. حتا در کشورهایی کە اتحادیە های کارگری نیرومندی دارند، کارگران برای رسیدن بە خواستە هایشان بطور جمعی در سطح کشوری تـصمیم می گیرند و عمل می کنند.

همە ما وظیفە داریم بە هر شکل و با هر امکانی کە در اختیار داریم مانع سرکوب این خیزش توسط جنایتکاران حاکم شویم. علیە کشتار و سرکوب و زندانی کردن مردمی کە در اعتراضات علیە گرانی بنزین دستگیر شدەاند، برای آزادی بازداشت شدگان و درمان مجروحین همە مردم باید اعتراض و تلاش کنند. اگر اعتراضات زیاد و گستردە باشد رژیم قادر بە سرکوب آنها نیست. راە مقابلە با سرکوب، فساد، بی عدالتی و دیکتاتوری گسترش همزمان اعتراضات در شهر ها و مناطق و موسسات مختلف است.

دیدگاه‌ها

اگرمعیارکارگرفروختن نیروی کارخودباشدچه کاریدی چه کارفکری طیف وسیعی ازکارگران همیشه ازقلم می افتندوفقط به کارگران کارخانه بسنده میشودوهمانهایی که ازقلم می افتندهمانهایی هستند که باکیفیت ترین به لحاظ کارگری هستندمحدودکردن به کارگران معدن وکارخانه طبقه کارگرراازقابلیت های بالایی که برخورداراست محروم میکنیم وهم توقع خودمان رادرارتباط باهمین کارگرانی که مطرح میکنیم تقلیل میدهیم اگردرست فکرکنیم خیلی ازپژوهشگران وحتی دانشمندان درطیف کارگری قرارمیگیرند
0

افزودن دیدگاه جدید