رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۸ سپتامبر ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵

چه فکر میکنی،،،می شناسمت

چه فکر میکنی،،،می شناسمت

چه فکر میکنی،،،می شناسمت،

بنام هر غزل،

که رندانه می سراید آن شاعر سپید،

بنام ارغوان هر بهار،

که شور غنچه های سرخ میزند بسر،

بنام مرتضی،

بنام آن شکوفه ی شکفته برفرازخون،

بنام گالیا،

وآن سکوت رفته برزبان جان،

بنام شهر درد،

بنام شهر دود و آه،

بنام مردمان هر دیار،

دراین خروش سبز و،

این وداع تلخ،

چه فکر میکنی،

می شناسمت،،،،،،،،،،،،

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید