تنها یک هفته پس از آن که وزارت خزانه داری آمریکا "سنگینترین تحریم تاریخ آمریکا" را، با عنوان "عملیات اقتصادی طرد" علیه ایران کرد، ۲۵مین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، برگزار شد. این همزمانی نزدیک، اجلاس شانگهای را ناخواسته به صحنه ای برای سنجش توفیق واقعی این تحریم بدل کرد؛ تحریمی که ترامپ آن را با بزرگترین حملۀ متفقین به آلمان نازی (D-Day) تشبیه کرده است.
بستۀ تحریمی اعلام شده پنج بخش تازه از اقتصاد ایران را مشمول تحریمهای ثانویه کرده است و وزیر خزانه داری امریکا، اسکات بسنت، به صراحت هشدار داده کشورهایی که با ایران داد و ستد می کنند، در معرض تحریمهای ثانویه اند. در چنین فضایی ایران در اجلاس شانگهای استقبال سیاسی قابل توجهی دریافت کرد: سران عضو در «بیانیهٔ بیشکک» حملات نظامی آمریکا و اسرائیل را محکوم کردند، از حق ایران برای برنامهٔ هستهای صلحآمیز بر اساس پیمان ان.پی.تی. حمایت، و با "اقدامات یکجانبهٔ قهرآمیز" مخالفت کردند.
در حاشیهٔ اجلاس بیشکک، مسعود پزشکیان با شی جینپینگ دیدار کرد. این دیدار، ولو به کوتاه ترین زمان هم، پیامی سیاسی داشت: درست در بحبوحهٔ کارزاری که هدف آشکارش به گفتهٔ خود بسنت "طرد کامل» ایران بود، چین نشان داد که ایران را کشوری نه تنها مطرود بلکه نامطلوب هم نمی داند.
با تأکید بر تداوم رفتار محتاطانهٔ چین اکنون دیگر باید روشن شده باشد که این استدلال - که چین به دلیل حجم به مراتب سنگینتر مبادلات اقتصادی اش با آمریکا نسبت به ایران، در نهایت آمریکا را بر ایران ترجیح خواهد داد - برای فهم سیاست خارجی اش نسبت به این دو کشور کافی نیست. در نگاه بلندمدت پکن به نظم جهانی، حساب و کتاب اقتصادی صرف تعیین کنندهٔ همهٔ وجوه سیاست نیست؛ ملاحظاتی چون جایگاه چین در نظام چندقطبی موردنظر آن، روابط راهبردی با روسیه، متحدان منطقه ای ممکن، و مدیریت تصویر خود به عنوان قدرتی مستقل از فشار آمریکا، همان قدر در محاسبات پکن نقش دارند که ارقام تجاری.
افزودن دیدگاه جدید