دمکراسی و رفاە بدون آزادی فعالیت اتحادیە های کارگری میسر نیست
جمعە آیندە ١١ اردیبهشت مصادف با اول ماە مە روز جهانی کارگر است. حداقل از ١٠٥ سال پیش تا کنون بعد از تشکیل نخستین سازمانهای کارگری روز جهانی کارگر البتە با فراز و فرود های زیادی متناسب بە شرایط سیاسی در کشور ما بە اشکال مختلف برگزار شدە است. وجود رژیم های دیکتاتوری البتە جز در هنگامی کە خلاء قدرت بوجود آمدە هموارە مانع از برگزاری آزادانە روز کارگر و فعالیت احزاب و اتحادیە های کارگری واقعی شدە است.
وجود آزادیهای نسبی بوجود آمدە در اثر انقلاب مشروطە و آزاد شدن نیروهای مترقی از قید و بند استبداد سلطنتی و تشکیل نخستین سازمانهای کارگری در میان کارگران مهاجر ایرانی در باکو، بە گسترش دامنە فعالیت و نفوذ احزاب و اتحادیە های کارگری بویژە حزب کمونیست ایران کە نقش مهمی در تشکیل، سازماندهی و هدایت اتحادیە های نخستین داشت، منجر شد.اما این دوران طلایی اولیە دیری نپائید.
بە محض طی شدن پروسە انتقال سلطنت قاجار بە پهلوی کە با کودتای سید ضیا و رضا خان میر پنچ و هدایت افسران انگلیسی انجام شد، دیکتاتوری تازەای کە کمتر از دیکتاتوری محمد علی شاە خوفناک نبود جای آن را گرفت.
در سال ١٣٠٥ نیروهای شهربانی وقت بساط روز کارگر را کە توسط اتحادیە کارگران چاپ و سایر اتحادیە های کارگری تهران سازماندهی شدە بود و همە سالە برگزار می شد، بر هم زدند و فعالیت های آزاد اتحادیە ای و روزنامە های مستقل در ایران را ممنوع کردند.
متعاقب آن رهبران اصلی اتحادیە ها را کە در دسترس بودند بە زندان انداختند و بعدا تعدادی از آنها را در زندان بە قتل رساندند. با این حال فعالیت های اتحادیەای بصورت غیر علنی تا سال ١٣١٠ کە قانون معروف بە "قانون سیاە" را تصویب کردند و حتی تا مدتی بعدتر نیز ادامە داشت.
نیروهای پیشروی طبقە کارگر کە در همان مدت کوتاە قبل از بازگشت دیکتاتوری طعم آزادی و فعالیت سازمانیافە را چشیدە بودند حاضر نبودند با وجود اختناق شدید آن را رها کنند.
تشکیل حزب تودە، شورای متحدە مرکزی و دیگر جریانات کارگری و چپ و تبدیل آنان بە بزرگتری سازمانها متشکل تاثیرگزار در رویدادهای سیاسی و اجتماعی کشور بازتاب تجربیات جنبش کارگری از دوران اختناق رضا شاهی بود. جنبشی در صحنە اجتماعی و سیاسی بوجود آمدە بود کە ریشە در میان مردم زحمتکش داشت و حذف شدنی نبود.
در تمام سالهای بعد از کودتای نگین ٢٨ مرداد، سرکوب اتحادیە ها و سازمانهای کارگری و چپ و ایجاد احزاب و اتحادیە های کارگری حکومتی سیاستهایی بودند کە بە رغم تجربیات شکست خوردە دوران رضا شاە با قصد نابود کردن جنبش کارگری یا لاقل جلوگیری از رشد و تاثیر گزاری آن توسط هیئت حاکمە ایران اعمال و دنبال می شد.با اینکە وقوع انقلاب و برآمد نیرومند چپ از دل آن بار دیگر شکست چنین سیاستهایی را بە اثبات رسانید، اما رژیم اسلامی نیز همان سیاستها را گام بە گام در پیش گرفت و تلاش کرد با خشونتی بی سابقە از جملە با کشتار نیروی چپ آنرا بە پیش ببرد، اما آرزو بر دل ماند.
در رژیم پیشین نیز فعالیت سندیکاهای مستقل ممنوع بود و هر اقدامی برای تشکیل سندیکاهای مستقل با زندان جواب می گرفت. روز کارگر برای سالها بکلی ممنوع بود. سپس روز تولد رضا شاە را بە عنوان روز کارگر قرار دادند، اما چون استقبال نشد، بالاخرە روز اول ماە مە را پذیرفتند و فقط بە سندیکاهای دولتی اجازە می دادند کە روز کارگر برای تجلیل از شاە و دعا بجان وی تظاهرات نمایند.
در جمهوری اسلامی نیز برخورد با روز کارگر ترکیبی است ازبرخورد دوران رضا شاە و محمدرضا شاە.
دیروز پنجشنبە سوم اردیبهشت علیرضا محجوب دبیرکل خانە کارگر کە در واقع خانە عوامل حکومت است، برنامە ویژە "هفتە کارگر" خود را اعلام کرد. برنامە اصلی این تشکل حکومتی و دبیر کل سر سپردە آن تفاوتی با مراسم های احزاب دولتی زمان شاە ندارد.
گویی اساسا روز کارگر در جهان از نظر این جماعت برا سنا گویی از شاهان و شیخان بوجود آمدە است. بە غیر از دو سە سال انقلاب کە در اثر خلاء ناشی از سقوط رژیم شاە و وجود پر قدرت سازمانهای کارگری و شرایط بعد از انقلاب ، آنها جسارت بیان صریح حرفهای امروزشان را نداشتند، بعد از سرکوب احزاب و سازمانهای کارگری و احیای دیکتاتوری و اختناق همە سالە، روز کارگر را فرصتی برای تجلیل و تکریم از رهبر و تائید سیاستهای ضد کارگری رژیم مورد استفادە قرار می دادند. علیرضا محجوب دیروز بە سیاق سالهای گذشتە گفت:
"برای گرامیداشت روز کارگر در روز جمعه، بحث تجدید بیعت با رهبر شهید و مراسم بیعت با رهبر جدید انقلاب اسلامی را نیز داریم. همچنین مراسمی برای زنان کارگر نیز توسط خانه کارگر به صورت مجزا برگزار خواهد شد. ما با مراسم تجدید بیعت با رهبر شهیدمان در محوطهی بیت رهبری همراهی خواهیم داشت"
در مورد دستمزد های زیر خط فقر کە مهمترین مطالبە کارگران است نیز افزود:
: باوجود اینکه مزد مصوب سال جاری بسیار کمتر از رقمی بود که ما محاسبه کرده بودیم، ولی جسارت دولت در افزایش ۶۰ درصدی مزد حداقل بگیران قابل ستایش است و فشاری که به وزیر کار برای یکماه دیر ابلاغ کردن مصوبه مزدی شورای عالی کار وارد آمد، بیسابقه بود. نگرانی ما برای معیشت واقعی است.
او سالهاست کە در مورد موضوع دستمزد از یکسو افزایش را ناکافی می خواند و در یک تناقض آشکار از وزیر کار بخاطر امتناع از افزایش دستمزد و منجمد کردن آن در حد یکسوم حداقل هزینە های اولیە زندگی تجلیل می کند. خیالش هم راحت است کە حکومت با ندان اجازە تظاهرات بە کارگران و تشکلهای غیر حکومتی، میدان را برا فریبکاری سرسپردگان خود خالی نگە می دارد و برادران سرکوبگر محجوب هم آمادەاند تا هر حق طلبی را در روز کارگر سرکوب کنند. علت اصلی شکست برنامە های اقتصادی و سیاسی هر دو رژیم سلطنتی و اسلامی با وجود تفاوتهایی کە با هم دارند، وجود دیکتاتوری و سرکوب اتحادیە های کارگری در هر دو رژیم است. پایە دمکراسی و جامعە مدنی اتحادیە هستند و بدون اتحادیە ها حداقل تا کنون جوامع دمکراتیک بە مفهوم مدرن آن شکل نگرفتە است.
تجربیات طبقە کارگر و مبارزات تایخی مردم ایران در یکصد سال اخیر بە ما آموختە است کە علت اصلی فقر و فلاکت امروز و دیروز اکثریت مزد و حقوق بگیران وجود رژیم های دیکتاتوری سرمایە داری و رانتی است کە با سرکوب آزادی های اساسی و اتحادیە ها و احزاب کارگری و بی حقوق سازی نیروی کار و ایجاد احزاب و اتحادیە های طرفدار صاحبان قدرت و ثروت و تشدید استثمار و غارت بیش از دو سوم جمعیت کشور را بە زیر خط فقر راندە و با ناراضی کردن مردم بە متجاوزان خارجی فرصت دادەاند کە جنگ پرهزینە ای را بر مردم ما تحمیل نمودە، و فقر، بیکاری، گرانی و تورم و نا امنی بیشتر را برای مردم رقم زدەاند. باید از فرصت روز کارگر برای مبارزە علیە، فقر، استبداد، بیکاری، جنگ و برای تحمیل صلح بە هر دو طرف و نجات کشور از پیامدهای تجاوز خارجی متحدانە مبارزە و تلاش کرد. مشکلات مردم در صورت تداوم جنگ روز بە روز بیشتر خواهند شد
طبقە کارگر ایران با از سر گذراندن سە تجربە در دو رژیم دیکتاتوری سلطنتی و فقاهتی آموختە است، برای اینکە بتواند از حقوق خود دفاع کند، باید متحد و متشکل شدە و همزمان برای کسب حقوق خود با استفادە از تجربیات گذشتە علیە استبداد و دیکتاتوری، و جنگ نیز کە بە آن ها افزودە شدە مبارزە کند. واقعیت این است کە جنگ مانع بزرگی بر سر راە آزادی و عدالت اجتماعی. واهداف جنبش های مردمی بوجود می آورد کە بدون پایان دادن بە جنگ رسیدن بە آنها اگر ناممکن نباشد ، بسیار دشوار است،
افزودن دیدگاه جدید