رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۲۳ آوریل ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

بیماریهای شغلی؛ مرگهای تدریجی و پنهان

بیماریهای شغلی؛ مرگهای تدریجی و پنهان

در حالی که حوادث ناگهانی کار سهم بزرگی از مرگ ومیر را به خود اختصاص میدهند، بیماریهای شغلی که حاصل سالها کار در محیطهای آلوده و پرخطر هستند، قربانیان خاموش و گمنام تری دارند که به ندرت در آمار رسمی جایی برایشان هست.

طبق برآورد سازمان بین المللی کار، میزان مرگ ومیر ناشی از بیماریهای شغلی در جهان حدود ۶ برابر حوادث کار است؛ اما در ایران این نسبت به ۱۲ برابر نیز میرسد. 

سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۳ مجموعاً ۴۹,۱۹۸ حادثه ناشی از کار را ثبت کرده که این آمار نیز تنها شامل موارد گزارش شده است. فعالان کارگری اما این آمار را بسیار کمتر از واقعیت میدانند.

بیماریهای شغلی

بیماریهای شغلی طیف گستردهای از آسیبهای جسمی و روانی را شامل میشوند

· بیماریهای تنفسی: این شایعترین و مرگبارترین دسته از بیماریهای شغلی هستند که در اثر استنشاق طولانی مدت گرد و غبار و مواد شیمیایی ایجاد میشوند. سیلیکوزیس یکی از مهمترین آنهاست که در میان کارگران معادن زغالسنگ و سنگبری رواج دارد. یک مطالعه نشان داد که خطر نسبی مرگ و میر ناشی از سیلیکوزیس بین ۶۳ تا ۶۶ در هر هزار نفر و خطر اضافه مرگ بر اثر سرطان ریه حدود ۶۵ نفر در هر هزار نفر تخمین زده میشود.

· بیماریهای قلبی و عروقی: فشارهای کاری طاقت فرسا، استرس مزمن و نوبتکاری در صنایعی مانند فولاد و

پتروشیمی، به طور مستقیم سلامت قلب را تهدید کرده و خطر سکته و حملات قلبی را افزایش میدهند.

· اختلالات اسکلتی-عضلانی: این دسته از شایعترین علل ناتوانی شغلی در ایران هستند. یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ نشان داد که بیشترین میزان این اختلالات در ناحیه تحتانی کمر (۴۶.۶ درصد) رخ میدهد و عواملی مانند استرس شغلی و حرکات تکراری نقش اصلی را در بروز آن دارند.

· سرطانهای شغلی: تماس مداوم با مواد شیمیایی سرطانزا مانند بنزن در صنایع پتروشیمی و یا آرسنیک و آزبست در سایر صنایع، کارگران را در معرض خطر بالای ابتلا به سرطانهای مختلف (مانند سرطان خون) قرار میدهد.

· اختلالات روانی: استرس شدید، ناامنی شغلی، فشار روانی ناشی از کار در محیطهای پرخطر و ساعات کار طولانی، کارگران را به سمت افسردگی، اضطراب و فرسودگی شغلی سوق میدهد که خود زمینه ساز بسیاری از بیماریهای دیگر است.

پیامدهای انسانی و اجتماعی

این بیماریها نه فقط جان، بلکه زندگی و آینده کارگران و خانواده هایشان را نابود میکنند. بسیاری از قربانیان، پس از سالها زندگی با درد و رنج، در سنین میانسالی از کار می افتند و در حالی که هنوز میتوانستند نان آور خانه باشند، به یکباره به فردی وابسته تبدیل میشوند.

 قانون تأمین اجتماعی، ازکارافتادگی کلی را به عنوان کاهش قدرت کار به نحوی تعریف میکند که فرد نتواند بیش از یکسوم (۳۳ درصد) از کار سابق یا کار دیگری درآمد داشته باشد. بسیاری از کارگرانی که دچار بیماریهای مزمن شغلی میشوند، در همین نقطه تعریف مبهم و فرآیندهای پیچیده تشخیصی گم میشوند و هرگز موفق به دریافت مستمری ازکارافتادگی نمیشوند.

غربت قانون و بیرحمی نهادها

نظام حقوقی ایران در این زمینه با بحران روبه رو است

· خلأ نظارت مؤثر: آمارها نشان میدهد تنها ۳۹ درصد مراکز کار تحت پوشش واقعی بازرسی هستند و دسترسی به امکانات بهداشتی در کمتر از نیمی از محیطهای کار فراهم است.

· تشخیص دشوار و نا مطمعن : تشخیص یک بیماری شغلی  "ناشی از کار" فرآیندی فوق العاده دشوار و زمان بر است. حتی اگر بیماری تشخیص داده شود، قوانین در عمل به ندرت از کارگر حمایت میکنند

· قربانیان بدون پوشش بیمه: این معضل برای کارگران غیررسمی، به ویژه کارگران ساختمانی و فصلی، به مراتب حادتر است. نبود بیمه تأمین اجتماعی به معنای نبود هیچ حمایت مالی در برابر بیماریهای ناشی از کار است.

آمارهای رسمی و گزارشهای موجود نشان میدهند که موضوع بیماریهای شغلی و قربانیان گمنام آن، به یکی از بحرانهای خاموش اما عمیق نظام کار در ایران تبدیل شده است؛ بحرانی که ریشه در عدم نظارت مؤثر تشکلها و بی توجهی نهادهای ذیربط دولتی به سلامت و ایمنی کارگران دارد.

بیماریهای شغلی: قربانیان گمنام آمار

بیماریهای ناشی از کار قربانیان خاموش و گمنامی هستند که آمار دقیقی از آنها وجود ندارد. کارگران در محیطهای آلوده به مواد شیمیایی، سمی، گازها و گرد و غبار، سالها در معرض انواع بیماریهای تنفسی، قلبی، پوستی، سرطانهای شغلی و اختلالات روانی قرار میگیرند و پس از سالها زندگی همراه با رنج و درد، جان میبازند. سازمان بین المللی کار تخمین میزند که از ۲.۳۴ میلیون تلفات شغلی سالانه در جهان، ۲.۰۲ میلیون مورد مربوط به بیماریهای مرتبط با کار است که ابعاد واقعی این تراژدی را روشن میکند.

نهادهای دولتی و کارفرمایان: از نظارت تا کوتاهی

اگرچه قوانین بالادستی مانند قانون کار (فصل چهارم) و قانون تأمین اجتماعی، مسئولیت روشنی بر دوش کارفرمایان برای تأمین ایمنی و بهداشت کارگران قرار داده است، اما اجرای آنها با ناکارآمدیهای جدی مواجه است

· ضعف نظارت و بازرسی: تعداد و انگیزه کافی برای بازرسان کار وجود ندارد و جرایم بازدارنده نیستند.

· تضعیف نهادهای حمایتی: کارگران آسیبدیده در دعاوی حقوقی علیه کارفرمایان به ندرت به حق خود میرسند و دیوانها نیز اغلب جانب کارفرما را میگیرند.

· معضل پیمانکاری و نبود بیمه: با توجه به ماهیت غیررسمی بسیاری از مشاغل، بسیاری از کارگران، به ویژه در بخش ساختمان، فاقد هرگونه پوشش بیمه تأمین اجتماعی هستند. قانون بیمه کارگران ساختمانی (مصوب ۱۳۸۶) به درستی اجرا نمیشود و در صورت وقوع حادثه، این کارگران بی بضاعت و بدون هیچ حمایت مالی رها میشوند.

این تصویر، گوشهای از فاجع های انسانی و عمیقاً نگران کننده در نظام کار ایران است. تفاوت فاحش آمارها میان نهادهای مختلف، نه فقط یک اختلاف عددی، بلکه روایتی از شفاف نبودن اطلاعات و بیتوجهی به جان انسانهاست

بهروز فدائی ـ 20 آپریل 2026

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید