رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۱۲ مارس ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

مبارزات صنفی، کارگری دیروز، امروز و چشم انداز

مبارزات صنفی، کارگری دیروز، امروز و چشم انداز

بخش پایانی

مهم‌ترین خطوط قرمز جنبش کارگری ایران 

 

جنبش کارگری اگر خطوط قرمز روشن نداشته باشد، در هر نوع حکومتی—اقتدارگرا یا لیبرال—یا سرکوب می‌شود یا جذب و بی‌اثر

۱استقلال تشکیلاتی مطلق (خط قرمزِ خط قرمزها)

هیچ حکومت، حزب، نهاد امنیتی یا سرمایه‌دار حق قیمومت بر تشکل کارگری را ندارد

مصادیق ممنوع

تشکل‌های دولتی یا شبه‌دولتی

سندیکاهای وابسته به حزب حاکم

تأمین مالی مشروط از دولت

«نماینده کارگری» منصوب از بالا

 درس تاریخی:
خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار، سندیکاهای فرمایشی پهلوی → همگی ابزار مهار بودند

۲حق تشکل، اعتصاب و تجمع بدون قید سیاسی–امنیتی

جنبش کارگری نباید بپذیرد که:

اعتصاب «امنیتی» تلقی شود

تشکل نیازمند مجوز سیاسی باشد

اعتراض به شرط «غیرسیاسی بودن» مجاز باشد

 اصل بنیادین

هر مطالبه صنفی، بالقوه سیاسی است
و این حق کارگر است، نه جرم.

۳ممنوعیت معامله‌ی «معیشت در برابر سکوت»

هیچ بهبود مزدی یا رفاهی نباید در ازای

کنار گذاشتن حق تشکل

سکوت در برابر خصوصی‌سازی

عدم مشارکت سیاسی
پذیرفته شود

 تجربه پهلوی و جمهوری اسلامی
رفاه از بالا = بی‌قدرتی از پایین

۴استقلال از اپوزیسیون نخبگانی و دولت‌های در تبعید

جنبش کارگری

نباید پیاده‌نظام پروژه‌های سیاسی نخبگان شود

نباید مطالباتش را به «بعد از گذار» موکول کند

نباید در نام «وحدت ملی» حذف شود

 خط قرمز
هیچ گذاری بدون تضمین حقوق کارگری مشروع نیست

۵اولویت عدالت اجتماعی بر صرفِ آزادی بازار

جنبش کارگری باید صراحتاً اعلام کند

با سرمایه‌داری افسارگسیخته مخالف است

خصوصی‌سازی بدون نظارت اجتماعی را نمی‌پذیرد

امنیت شغلی خط قرمز است

 آزادی سیاسی بدون عدالت اقتصادی
بازتولید نابرابری + بی‌قدرتی کارگر

۶حق قرارداد جمعی و چانه‌زنی واقعی

جنبش کارگری نباید بپذیرد

تعیین دستمزد صرفاً توسط دولت یا بازار

حذف نقش تشکل‌ها در سیاست‌گذاری اقتصادی

قوانین کار انعطاف‌پذیرِ ضدکارگر

 اصل
کارگر فقط نیروی کار نیست؛
یک طرف مذاکره‌ی اجتماعی است.

۷همبستگی بین‌صنفی و سراسری (نه جزیره‌ای)

خط قرمز مهم

جداسازی معلمان از کارگران

تقابل رسمی–غیررسمی

شکاف شاغل–بیکار–بازنشسته

 هر حکومتی تلاش می‌کند جنبش را تکه‌تکه کند
همبستگی، ابزار بقاست

۸مخالفت با امنیتی‌سازی اختلافات صنفی

هیچ حکومت آینده‌ای نباید

اختلاف کارگر و کارفرما را به پلیس و دادگاه امنیتی بسپارد

فعال صنفی را زندانی کند

اعتراض را جرم‌انگاری کند

 این خط قرمز باید غیرقابل مذاکره باشد.

۹مشارکت مستقیم در فرآیند گذار و قانون‌گذاری

جنبش کارگری باید

نماینده‌ی مستقل در مجلس مؤسسان / فرآیند گذار داشته باشد

در تدوین قانون کار، تأمین اجتماعی، سیاست‌های اقتصادی نقش داشته باشد

 تجربه جهانی می‌گوید

اگر کارگران در لحظه‌ی تأسیس نظم جدید غایب باشند
در نظم جدید حذف می‌شوند

۱۰حافظه تاریخی زنده (نه فراموشی سیاسی)

خط قرمز نهایی

فراموش نکردن پهلوی

فراموش نکردن جمهوری اسلامی

فراموش نکردن سرکوب‌ها

 هر حکومتی که از «فراموشی» حرف می‌زند
معمولاً از تکرار همان سرکوب‌ها سود می‌برد

جمع‌بندی نهایی (خلاصه‌ی طلایی)

جنبش کارگری ایران برای هر حکومت آینده باید بگوید

ما نه طرفدار این حکومت‌ایم، نه آن اپوزیسیون
ما طرفدار حق تشکل، عدالت اجتماعی و کرامت نیروی کار هستیم
هرکس این‌ها را تضمین کند، مشروعیت دارد
هرکس نکند، با زیباترین شعارها نه

 

این پرسش، در واقع «جمع‌بندی استراتژیک» تمام بحث‌های قبلی ماست. اگر تجربه‌ی پهلوی، جمهوری اسلامی و نمونه‌های جهانی را کنار هم بگذاریم، به یک نتیجه‌ی شفاف می‌رسیم

جنبش کارگری اگر خطوط قرمز روشن نداشته باشد، در هر نوع حکومتی—اقتدارگرا یا لیبرال—یا سرکوب می‌شود یا جذب و بی‌اثر

پس خطوط قرمز باید فراتاریخی و فرادولتی باشند؛ یعنی وابسته به نام حکومت، ایدئولوژی یا شکل آن نباشند.
در ادامه، مهم‌ترین خطوط قرمز جنبش کارگری ایران را به‌صورت دقیق و عملی فهرست می‌کنم.

بهروز فدائی ـ هشتم مارس

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید