در آستانە نوروز کشور از لحاظ اقتصادی و فقر در چنان وضعیت وخیمی بسر می برد کە در تمام سالهای بعد از انقلاب تصور نمی کنم بتوان مشابە آن را سراغ گرفت. قدرت خرید مردم در اثر تورم و کاهش همە روزە ارزش ریال بە شدت افت کردە و اغلب کار و کسب ها بی رونق شدە است. وضعیت بە گونەای است کە ملیون ها ایرانی نگران نان شب شان هستند. این وضعیت اگر جنگی در بگیرد کە احتمال آن متاسفانە کم نیست، می تواند بە مراتب بدتر از این کە هست بشود
مطابق آخرین آمار دولتی کە در میانە این هفتە منتشر شد، تورم نقطعە ای ظرف یک ماە در بهمن با حدود ٨ ونیم درصد رشد بە بیش از ٦٢ درصد رسید. کە این ارقام نیز کمتر از نرخ واقعی است. رشد نرخ تورم در طول یک ماە نیز در ایران در چند دهە گذشتە اگر بی سابقە نباشد، نادر است. با این اوصاف نرخ بالای تورم لزوما اگر چە بە تنهایی نمی تواند یک رژیم را متلاشی کند، اما می تواند بە اعتراضات اجتماعی و سیاسی دامن بزند.
اما بحران اقتصادی فقط در تورم فلج کنندە کە می تواند بە شورش های وسیع منجر شود، محدود بە نرخ تورم لجام گسیختە و رشد پرشتاب آن کە حکومت از چارە جویی برای آن درماندە است خلاصە نمی شود.
سقوط و افت سطح تولید، کاهش مداوم نرخ رشد اقتصادی، افزایش تعطیلی و ورشکستگی واحدهای کوچک و متوسط تولیدی، اخراج های گستردە کارگران و افزایش بیکاری، توقف پروژە های عمرانی، تعویق طولانی در پرداخت دستمزدها و حقوق بازنشستگان، بدهی های کلان دولت بە موسسات خدماتی و درمانی، و... از معضلاتی هستند کە قبلا در حجم و اندازە کنونی سابقە ندارند.تحریم ها را نیز اگر بە موارد بالا اضافە کنیم تصویر بە مراتب هولناکتری بە ما می دهند.
دیگر فقط طبقە کارگر و ته. ی دست نیست کە از فشار اقتصادی تحت فشار قرار دارند. بحران اقتصادی مدتهاست کە کار و کسب و وضعیت اقتصادی تولید کنندگان متوسط بە پائین، کسبە، کشاورزان و صاحبان مشاغل آزاد را نیز بی رونق کردە است. وضعیت تولید کنندگان بزرگتر نیز اگر چە بە بدی بقیە نیست اما آنان نیز نسبت بە گذشتە تحت فشار قرارگرفتەاند و نگران و ناراضی اند.
زمانی کە اکثر جمعیت کشور بهر دلیلی از لحاظ اقتصادی در وضعیت دشواری مانند امروز گرفتار می شوند، تولید کنندگان و ثروتمندان هم نمی توانند از آسیب های چنین وضعیتی کاملا در امان بمانند.
علل بحران پیچدە اقتصادی کە بە بحرانهای سیاسی و اجتماعی و نارضایتی ها و اعتراضات هم دامن زدە و می زند، هر چە کە باشد، بە عمومی شدن اعتراض و نارضایتی اکثر طبقات و گروە های اجتماعی از رژیم و چنان اجماعی منجر شدە است کە نظیر آن در تمام سالهای بعد از انقلاب وجود نداشتە است. نظیر یک چنین اجماعی تنها در ماە های پایانی رژیم شاە بوجود آمدە بود.
بدون اینکە بخواهم ذرەای از اهمیت جنبش های پیشین کم کنم و با تاکید بر اینکە همە ی آنها از خیزشهای شورش گونە مشهد و اسلام شهر و از جنبش های ٨٨ ، ٩٦ و ٩٨ و ٤٠١ تا جنبش خونین دی ماە ١٤٠٤ هر یک اهمیت و اثرات خاص و ارزشمند خودشان را داشتەاند، اما وسعت و پایگاە اجتماعی هیچ کدام شان بە اندازە جنبش دیماە فراگیر نبودە است. این فراگیری البتە نە تصادفی بل کە بازتاب نارضایتی گستردە و کم مانندی است کە بخشی از علل آن در بالا شرح دادە شد.
مطالبات هیچ یک از جنبش های پیشین بی راە نبودە است، اما مجموعە شرایط جامعە و رژیم و تفاوتهای اقتصادی و طبقاتی و نگاە های کم و بیش متفاوت فرهنگی و اجماع بیشتر نیروهای درون حکومتی و مانورهای آنان مجموعا مانع از فراگیر شدن جنبش های پیشین شدە است.
جنبش زن زندگی، آزادی البتە توانست بە یک جنبش نسبتا فراگیر تبدیل شود و تحولات فرهنگی و فلسفی تازەای کە ماهیت انقلابی داشت بوجود آورد و مقاومت و تداوم بیشتری بە دلیل متنوع تر و کثرتگراتر خود پیدا کرد، با این حال از آنجا کە رژیم شرایط بە مراتب بهتری از لحاظ اقتصادی داشت و پیوند طبقات بالای سرمایە داری با رژیم بە اندازە امروز سست نشدە بود آن نتوانست اجماعی بە وسعت جنبش انقلابی دیماە بوجود بیاورد.
درست بە دلیل ماهیت مترقی، مطالبات ترقی خواهانە و دمکراتیک جنبش مهسا است کە جریانات ارتجاعی و طرفداران سلطنت مطلقە و استبداد فقاهتی هر دو این روزها حملات خود بە جنبش ژینا را دو چندان کردەاند
تشدید روز افزون بحران اقتصادی و تاثیرات مستقیم آن روی معیشت، کار و کسب و زندگی اکثر گروە های اجتماعی در شرایطی کە جنبش دی ماە همچنان تداوم دارد، نشان می دهد کە حتی اگر رژیم بتواند بطور موقت جنبش را مهار نماید، با وضعیت اقتصادی کنونی و استیصال رژیم از مهار بحران اقتصادی و تبعات آن ،بحران اقتصادی بە تنهایی می تواند رژیم را از پای درآورد.
با این فرض است کە جریانات ارتجاعی و دیکتاتوری تلاش دارند با کمک و مساعدت کشورهای خارجی توسعە طلب و تجاوزگر خود را برای جانشینی بعد از سقوط رژیم آمادە کنند.
کمبود یک آلترنایو جمهوریخواە دمکراتیک و کثرت گرا متاسفانە میدان سیاست را برای یکە تازی جریانات ارتجاعی راستگرا و حامیان بین المللی شان باز گذاشتە است.
افزودن دیدگاه جدید