بخش نخست
تاریخچه جهانی تأمین اجتماعی
تدوین تاریخچهای جامع از روند عدالت اجتماعی در عرصه جهانی، مستلزم بررسی تحول مفهومی آن از یک ایده فلسفی تا یک ارزش محوری در سیاست بینالملل است. این مفهوم اگرچه ریشههای دیرپایی دارد، اما صورتبندی مدرن آن در دو قرن اخیر و در بستر تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته است. در نگاهی کلان، میتوان این تاریخ را در قالب چندین برهه و روند اصلی تحلیل کرد.
ریشهها و تولد یک ایده (پیش از ۱۸۰۰ - اوایل قرن بیستم)
ایده عدالت اجتماعی به طور رسمی در متون قرن نوزدهم ظاهر شد، اما زمینههای فکری آن در سدهی هجدهم و با تحول در "تخیل اجتماعی" غرب فراهم گشت. در این دوران، مفهوم "حقوق طبیعی" که توسط جان لاک احیا شد، این باور را تقویت کرد که افراد پیش از ساختارهای اجتماعی وجود دارند و نهادها موظف به رعایت حقوق اولیه آنها هستند. این طرز فکر جدید، زمینه را برای نقد نهادهای ناعادلانه و طرح ایدهی برابری فراهم آورد .
نخستین ارجاعات مکتوب به "عدالت اجتماعی" در اوایل دهه ۱۸۲۰ در انگلستان ظاهر شد. ویلیام تامپسون در سال ۱۸۲۴ و جان استوارت میل در ۱۸۶۳، هر دو با رویکردی فایدهگرایانه، بر نقش جامعه و نهادهای آن در تضمین توزیع عادلانه منابع و شادی تأکید کردند. میل به طور مشخص اصل برابری را سنگبنای عدالت دانست . در همان زمان، انقلاب صنعتی و رشد سرمایهداری، شکافهای طبقاتی را عمیقتر کرد و جنبش کارگری را به عنوان اولین نیروی منسجم برای مطالبهی عدالت در توزیع منافع اقتصادی پدید آورد. تصویب قوانین محدودکنندهی کار کودکان و شکلگیری اتحادیهها در این دوره، گامهای اولیه برای نهادینهسازی این مطالبات بود .
عصر تحولات بنیادین: از انقلابها تا حقوق اجتماعی (اوایل قرن بیستم تا ۱۹۴۵)
اگرچه توجه به عدالت اجتماعی در اواخر قرن نوزدهم کمرنگتر شد، اما تحولات پرتلاطم نیمهی اول قرن بیستم، آن را دوباره به صدر اخبار آورد. انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه و بحرانهای اجتماعی ناشی از جنگ جهانی اول و رکود بزرگ ۱۹۲۹، پرسش از "عدالت" را به مسئلهای حیاتی برای بقای نظامهای سیاسی تبدیل کرد . در واکنش به این بحرانها، دولتها ناگزیر به مداخله در اقتصاد و برقراری سیستمهای تأمین اجتماعی شدند. تصویب قانون تأمین اجتماعی در آمریکا (۱۹۳۵) نمونهای از این تحول بود که مسئولیت دولت در قبال رفاه شهروندان را به رسمیت میشناخت . این دوره، گذار از عدالت صرفاً توزیعی به نهادینهسازی "حقوق اجتماعی" را رقم زد.
جهانیسازی عدالت: از حقوق بشر تا جنبشهای نوین اجتماعی (۱۹۴۵ - ۲۰۰۰)
پس از جنگ جهانی دوم، عدالت اجتماعی وارد عرصهی بینالمللی شد. تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان ملل متحد، سنگبنای مفهوم "عدالت جهانی" را بنا نهاد . هرچند تمرکز اولیه بر حقوق مدنی و سیاسی بود، اما روند استعمارزدایی در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، کشورهای تازهاستقلالیافته را به بازیگرانی مؤثر در تعریف این مفهوم تبدیل کرد. این کشورها بر اهمیت حقوق اقتصادی و اجتماعی و همچنین عدالت در روابط بینالملل تأکید داشتند .
دههی ۱۹۶۰ نقطهی عطفی در تاریخ عدالت اجتماعی محسوب میشود. در این دهه، جنبشهای عدالتخواهی از چارچوب طبقاتی صرف خارج شدند و اشکال متنوعتری به خود گرفتند. مهمترین این جنبشها عبارت بودند از:
· جنبش حقوق مدنی در آمریکا: که با رهبرانی مانند مارتین لوتر کینگ، برای پایان دادن به تبعیض نژادی و کسب حقوق برابر برای سیاهپوستان مبارزه میکرد .
· جنبشهای زنان، دانشجویی و ضد جنگ: که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، طیف وسیعی از نابرابریهای جنسیتی، فرهنگی و سیاسی را به چالش کشیدند .
· جنبشهای استقلالطلبانه و عدالتخواهی در ایرلند شمالی و کبک: که مسئلهی عدالت را با هویت ملی و مذهبی پیوند زدند .
· ظهور کنشگری برای حقوق معلولان: که در اواخر دههی ۱۹۷۰ با تشکیل گروههایی مانند، خواستار رعایت کرامت و حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت شد
چالشها و چشماندازهای نوین در قرن بیست و یکم
از دههی ۱۹۹۰ به این سو، عدالت اجتماعی به مفهومی کاملاً جهانی و چندبعدی تبدیل شد. اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در کپنهاگ (۱۹۹۵) با حضور سران ۱۸۶ کشور، تعهدی تاریخی برای ریشهکنی فقر، ایجاد اشتغال و تقویت انسجام اجتماعی به عنوان ارکان عدالت اجتماعی ایجاد کرد . این تعهدات بعداً در اهداف توسعه هزاره (۲۰۰۰) و اهداف توسعه پایدار (۲۰۱۵) تبلور یافت .
با این حال، پیشرفت در این مسیر با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. دادههای بینالمللی نشان میدهد که در سه دههی گذشته، جهان به موفقیتهای چشمگیری دست یافته است: نرخ فقر شدید جهانی از ۳۹٪ به ۱۰٪ کاهش یافته، کار کودکان تقریباً به نصف رسیده و برای اولین بار در تاریخ، بیش از نیمی از جمعیت جهان تحت پوشش حداقل یک نوع حمایت اجتماعی قرار گرفتهاند .
ناکامی ها
چالشهای عمیق و جدیدی نیز پدید آمده است. پیشرفتها به طور یکسان توزیع نشده و نابرابریهای ساختاری همچنان پابرجاست . حدود ۸۰۰ میلیون نفر هنوز در فقر شدید به سر میبرند و ۴۰٪ از جمعیت جهان از هرگونه حمایت اجتماعی محروم هستند . تحولات تکنولوژیک و ظهور هوش مصنوعی از یک سو و بحرانهای اقلیمی از سوی دیگر، تهدیدکنندهی مشاغل و تشدیدکنندهی نابرابریهای موجود هستند .
در واکنش به این وضعیت، جنبشهای اجتماعی نوینی مانند "اشغال والاستریت" (۲۰۱۱) و اعتصابات اقلیمی دانشآموزی (۲۰۱۹) به رهبری گرتا تونبرگ، بار دیگر خواستار عدالت در توزیع قدرت و منابع و مسئولیتپذیری در قبال نسلهای آینده شدند . در سطح بینالمللی نیز دومین اجلاس سران توسعه اجتماعی در دوحه (۲۰۲۴)، با تصویب اعلامیه سیاسی دوحه، بر ضرورت اقدام جمعی برای مقابله با این چالشها و اصلاح معماری مالی جهانی تأکید کرد .
در نهایت، تاریخ عدالت اجتماعی در عرصه جهانی، حرکتی است از یک ایده فلسفی به یک مطالبه همگانی و سپس به یک پروژهی بینالمللی پیچیده. این روند نشان میدهد که هرچند دستاوردهای بزرگی حاصل شده، اما مسیر تحقق "عدالت برای همه" همچنان طولانی و پرپیچوخم است و هر دوره، بسته به شرایط و بحرانهای خود، تعریف تازهای از آن به دست میدهد
چند نمونه تاریخی از روند تکوین تأمین اجتماعی
در تاریخ تامین اجتماعی، چندین کشور به عنوان پیشگام و الگو در برقراری سیستمهای حمایتی شناخته میشوند. در ادامه فاکتهای مهم از روند تامین اجتماعی در این کشورهای پیشتاز ارائه میشود
۱. آلمان: نخستین سیستم مدرن تامین اجتماعی
آلمان به عنوان مهد تامین اجتماعی مدرن شناخته میشود. در دهه۱۸۸۰، صدراعظم اتو فون بیسمارک جهت مقابلە با جنبش چپ قدرتمند آلمان کە در تدارک انقلاب سوسیالیستی در این کشور بود، سه قانون اساسی را به تصویب رساند که پایهگذار رفاه اجتماعی مدرن شد:
· ۱۸۸۳: قانون بیمه بیماری - نخستین قانون در جهان که کارگران را در برابر هزینههای درمانی بیمه میکرد.
· ۱۸۸۴: قانون بیمه حوادث - پوشش هزینههای ناشی از کار.
· ۱۸۸۹: قانون بیمه سالمندی و ازکارافتادگی - اولین سیستم بازنشستگی دولتی که سن بازنشستگی را ۷۰ سال تعیین کرد (بعدها به ۶۵ کاهش یافت).
هدف بیسمارک علاوه بر حمایت از کارگران، کاهش جذابیت سوسیالیسم و حفظ ثبات اجتماعی بود.
۲. بریتانیا: الگوی جامع رفاه اجتماعی
بریتانیا با دو موج اصلاحی مهم، سیستم تامین اجتماعی را متحول کرد
گزارش بِوریج (۱۹۴۲)
این گزارش توسط ویلیام بورلیج تهیه شد و مانیفست دولت رفاه مدرن نام گرفته است. اصول کلیدی آن:
· مبارزه با "پنج شر بزرگ": فقر، بیماری، جهل، بیکاری و بیخانمانی
· سیستم جامع بیمه اجتماعی برای همه شهروندان "از گهواره تا گور"
۱۹۴۸: تاسیس سرویس سلامت همگانی
نخستین سیستم بهداشت و درمان همگانی و رایگان در جهان که توسط انورین بیون تأسیس شد و تا امروز نماد تامین اجتماعی بریتانیاست
۳. ایالات متحده آمریکا: قانون تامین اجتماعی ۱۹۳۵
در بحبوحه رکود بزرگ فرانکلین روزولت قانون تامین اجتماعی را به عنوان بخشی از "نیو دیل" به تصویب رساند.
فاکتهای کلیدی
· نخستین سیستم فدرال بازنشستگی برای سالمندان
· ایجاد سیستم بیمه بیکاری
· کمک به زنان بیوه و کودکان نیازمند
· بودجهریزی از طریق مالیات بر حقوق
۴. نیوزیلند: پیشگام بازنشستگی همگانی
· ۱۸۹۸: تصویب قانون مستمری سالمندان که به عنوان نخستین قانون بازنشستگی همگانی در جهان شناخته میشود (حتی پیش از آلمان)
۵. سوئد: الگوی نوردیک (سوسیال دموکراسی رفاهی)
سوئد توسعهیافتهترین شکل دولت رفاه را ارائه داد
· دهه۱۹۳۰: تشکیل "کمیسیون جمعیت" و آغاز تحقیقات برای سیستم جامع رفاهی
· دهه۱۹۵۰-۱۹۶۰: ایجاد سیستم همگانی بازنشستگی و خدمات اجتماعی با کیفیت بالا
· مدل سوئدی بر پایه شهروندی (نه صرفاً اشتغال) استوار است و بالاترین سطح برابری اجتماعی را هدف قرار میدهد.
۶. شیلی: پیشگام خصوصیسازی (مدل متفاوت)
· ۱۹۸۱: در دوران پینوشه، شیلی اولین کشوری بود که سیستم بازنشستگی دولتی را به سیستم سرمایهگذاری خصوصی (مدل صندوقهای بازنشستگی) تبدیل کرد. این مدل بعدها توسط برخی کشورها تقلید شد (و بعدها برخی از آن عقبنشینی کردند)
نکته مهم: پیشگامان پیشامدرن
حتی پیش از این موارد، اشکال ابتدایی تامین اجتماعی وجود داشت
· چین باستان (دودمان ژو، ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد): انبارهای غله دولتی برای مواقع قحطی
· قوانین حمورابی (۱۷۵۰ ق.م): حمایت از زنان بیوه و یتیمان
· روم باستان: توزیع رایگان غله به شهروندان فقیر
جمعبندی فاکتهای برجسته
کشور نقطه عطف نوآوری کلیدی
آلمان ۱۸۸۳-۱۸۸۹ نخستین سیستم مدرن بیمه اجتماعی
نیوزیلند ۱۸۹۸ نخستین بازنشستگی همگانی
بریتانیا ۱۹۴۲-۱۹۴۸ مدل جامع "از گهواره تا گور" و
آمریکا ۱۹۳۵ قانون فدرال تامین اجتماعی در پاسخ به بحران
سوئد دهه ۱۹۵۰ کاملترین دولت رفاه همگانی
بهروز فدائی ـ 22 فوریه 2026
|
افزودن دیدگاه جدید