پنجشنبه ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶
پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
January 2021
علی شریفی
گرایشهای انفعالی، با تحقیر این اسطورههای نجابت و شرافت، و با مسخره کردن برخی از الزامات مرحله خاصی از حیات سازمان، سعی دارند میراث پر افتخار «جنبش فدایی » را کمرنگ و بی اثرسازند. در چهل و دومین سالگرد شهادت رفیق قاسم سیادتی، و پنجاهمین سالگرد جنبش فدایی، تجدید خاطره ملاقات با آن عزیز، و بازگویی صحبتها و مشغله های فکری آن فرزند راستین خلق، شاید تذکری باشد به برخی از کسانی که نقش و تأثیر انکار ناپذیر رفیق سیادتی و یاران را در حفظ و تکامل سازمان کمرنگ ارزیابی میکنند.
اژدر بهنام
عصر همان روز در خانه نشسته بودیم که زنگ در به صدا درآمد. مختار مثل همیشه قبل از دیگران از جا پرید و به طرف در حیاط رفت. چند لحظه بعد برگشت و گفت: "اژدر، یکی با تو کار دارد". بلند شدم و رفتم. با کمال تعجب عنایت را دیدم که جلو در ایستاده است. بلافاصله او را به داخل حیاط آوردم و گفتم که شاهد فرارش بودم. اول سراغ دوستش را گرفت و وقتی فهمید که موفق به فرار شده، نفس راحتی کشید.
مزدک اسکندرخواه
لحظه ای سکوت کرد و ادامه داد وگفت: "تو این حاکمیت را نمی شناسی" و از همبند بودن خود با اسدالله لاجوردی جلاد اوین در زندان شاه گفت. لاجوردی به سختی مریض می شود و منصور که می شد از او به عنوان پزشک نام برد مراقبت از وی را به عهده می گیرد. روزی منصور، در حین مراقبتهای پزشکی، از اسدالله می پرسد: "اسد اگر قدرت بدست شما بیافتد با ما چه خواهید کرد؟" لاجوردی می گوید: "همه شما را از دم تیغ میگذرانیم."
بهزاد کریمی
منتظر واکنش من بود. فرصت خواستم و گفتم کسانی هستند که بهتر است از آنها سراغی بگیرم. بعد هم پرسیدم مصلحت میداند پولی جمع و جور کنم؟ راستش در این خیال بودم که رفقا کم بانک نزدهاند و چند ده هزار تومانی که مثلاً می توانم از این و آن بگیرم نباید مسئله سازمان باشد! نگو که این نیز یکی دیگر از پنداشتهای خام من بود!
سعید رهنما
در تاریخ ۲ تا ۴ دسامبر سال ۲۰۲۰، کنفرانس مشترک بینالمللی «تکوینِ نونامی» از سوی انستیتو توسعهی صنعتی ویته، دانشگاه مسکو، دانشگاه لومونوسُف، جامعهی اقتصاد آزاد روسیه، و کنگرهی کارکنان آموزشی، علوم و تکنولوژی، در سن پترزبورگ برگزار شد. در سه روز این کنفرانس که بهخاطر کرونا به شکل مجازی برگزار میشد، بیش از ۵۰ مقاله ارائه شد. متأسفانه بهخاطر مسائل فنی تعدادی ازجمله من نتوانستیم به کنفرانس وصل شویم، اما پارهای اطلاعات مربوط به کنفرانس و مخصوصاً نوشتههای بودرونُف را دریافت کردیم که موضوع این مرور مختصر است.
کاوه حیدرآبادی
"سرخ دار" جوان
از لای درختان
به خورشید نگاه کرد
باد در دیلمان پیچید
و سیاهکل
از مه بیرون آمد
از لای درختان
به خورشید نگاه کرد
باد در دیلمان پیچید
و سیاهکل
از مه بیرون آمد
سهیلا گلشاهی
ماندهام از وقایع بسیاری که از آنها خاطراتی در ذهن دارم کدامشان را بنویسم؟ بدانگونه نیز بنویسم که در زمان خود رخ دادند و نه منطبق بر فکر و سلیقه امروز! به چند تایی اشاره میکنم که در آنها احساس دست داده در آن زمان، همانهایی بودند که امروز هم با من اند.
رزا روزبهان
من که در آنزمان نوجوان بودم در دسته دختران قرار گرفتم و به تقلید از آنان پشت خم کردم تا سهم دوازده دستی را بر پشتم بگذارند، ولی این انسانهای شریف و با تجربه شش دسته بیشتر بر پشتم قرار ندادند. در جواب به اعتراض من هیچ نگفتند و لبخند زدند لبخندی که محبت آمیز بود. با اعتراض راه افتادم با پشت و کمر تا شده زیر بار ساقه های برنج به سمت انبار شروع به حرکت کردم؛ وقتی به انبار رسیدیم با نهایت تعجب دیدم که بیشتر از دو دسته بر پشتم باقی نمانده بود.