پنجشنبه ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶
پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
January 2021
حسن گلشاهی
من در همان اتاق، شاهد لطیفترین احساسات پشت آن چهرههای انقلابی شدم و نازک ترین مهربانیها را در آن نگاههای پلنگ وار دیدم. فداکاریها از خرد تا کلان و گذشتن از خود بی دریغ را، که وصفشان نیز برایم دشوار است. از مسعود که وجودش آکنده از مبارزه بود تا عباس با آن شخصیت مستحکمی که با خود داشت. آرش، آژنگ، گلوی بذله گو، موید همیشه شوخ، آریان مهربان، نجابت توکلی، صلابت عرب هریسی، مجید تیزهوش و حاجیان پرجنب و جوش. همه و همه. آن اتاق، عصاره مبارزه انقلابی بود و همزمان، نماد ایثار بیمانند در راه آرمانهای والا.
1 نظر
شورای مرکزی حزب چپ ایران
ما بر «نه» به انتخابات فرمایشی و برگزاری انتخابات آزاد، قضاوت صندوق های رای و پذيرش رای آزادانهی مردم پای می فشاریم. برگزاری انتخابات آزاد مشروط به تامین شرائط آن، از جمله: آزادی زندانیان سیاسی، تامین آزادی فعالیت احزاب مخالف، سندیکاهای کارگری، تشکل ها و انجمن های سیاسی و صنفی، آزادی مطبوعات، گردهمائی ها و مبادلۀ آزادانهی اطلاعات است.
4 نظر
رحمان
از کجا می داند،
جوانی سَرخوش و خنده رو
انتظارش را می کشد
شانه هایش را در چنگ می گیرد
و خستگیِ سالهایِ خسته
از تن اش،
قطره-قطره بیرون می ریزد
جوانی سَرخوش و خنده رو
انتظارش را می کشد
شانه هایش را در چنگ می گیرد
و خستگیِ سالهایِ خسته
از تن اش،
قطره-قطره بیرون می ریزد
مهدی ابراهیم زاده
ورودی های سالهای ۵۰، ۵۱، ۵۲، ۵۳، و جذب بخشی از آنها به اتاق کوه، گامی بود در جهت هر چه بیشتر سیاسی شدن، فضای موجود. سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۴ دانشگاه چه به لحاظ اعتصابات دانشجویی که بخشاً از فضای دانشگاه خارج شده و به جامعه کشیده شده بود، چه به لحاظ حجم و ابعاد فعالیت های فوق برنامه دانشجویی، نظير سخنرانی، نمایش فیلم، تأتر، برپایی این نمایشگاه نقاشی و عکس و چه به لحاظ گسترش و تنوع فعالیت اتاق کوه و جانشینی فعالان قدیمی با فعالان جوانتر، میتوان از نقاط اوج جنبش دانشجویی دانست.
بهرنگ ایران سرشت
از خانه به خیابان مى زنم ...، شاخه هاى خشك در باد مى رقصند، چراغ هاى خیابان ساكت از كرونا روشن است. یاد آن شبى مى افتم كه با فانوس در را به روى برق چشمان غلام باز كردم ، آن شب هم شاخه ها در باد تكان مى خوردند و سایه هاى ترسناكى بر دیوار خانه قدیمى مان مى افتاد. آن شبى كه تا صبح من و غلام ، بیژن را بر در و دیوار شهر تكثیر مى كردیم ...
م. بابلی زاده
یکی دو روز بعد آمدند و چند نفرمان را که اسممان را نوشته بودند صدا زدند و به صف از بند بیرون بردند؛ و تک تک اسمها را خواندند و به من که رسید نگاهی به من کرد و با مکث گفت حالا تو بیا اینور؛ بعد رفقا را برد و بعد فهمیدم که همگی شان را برای همیشه از ما گرفتند و مرا در همان وضعیت یک ساعت نگاه داشتند و گفتند برو بند تا بعد!
گروه کار ملی - قومی حزب چپ ایران
بر پایه تجارب تلخ تکراری طی چهار دهه گذشته، این نگرانی وجود دارد که بازداشتهای اخیر از فعالان ملی و قومی، احتمالا خطر جانی برای آنان در پی داشته باشد. بر اساس پارهای اخبار، بازداشتیها در معرض اتهامهای سنگین قرار دارند. مردم کردستان طی چهار دهه گذشته بارها تازیانه چنین یورشهایی را خورده و از آن بوی خون شنیدهاند. آنان هربار فرزندانی از خود را قربانی برنامهها و تصمیمات امنیتی و انتقام جوییهای سرکوبگران دیدهاند.
1 نظر
گروه کار کارگری حزب چپ ایران
مطالب این شماره جُنگ کارگری:
بازندگان بورس، قربانی کلاهبرداری دولتی هستند
اقتصاد شراکتی، آیندۀ مشاغل و "پساسرمایه داری" بخش هجدهم
افزایش دستمزد در جمهوری اسلامی بدون توسل بە اعتصاب ممکن نیست
گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە
بازندگان بورس، قربانی کلاهبرداری دولتی هستند
اقتصاد شراکتی، آیندۀ مشاغل و "پساسرمایه داری" بخش هجدهم
افزایش دستمزد در جمهوری اسلامی بدون توسل بە اعتصاب ممکن نیست
گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە
علی ساکی
نکند حدسم درست است این صدا و این ادا و اطوارها برای من آشنا بود . از کجا؟ یادم آمد! از میدان سعدی خرم آباد که بعدها شد خیابان شهدا. با خودم میگویم حاجی!؟ نکند خودش است؟ حدسم درست بود همه در خرم آباد به اسم حاجی میشناختنش هم حزب اللهی ها و هم رفقای چپ.