گذار سبز (دگرگونی سبز)

جمعه, 14. ژانویه 2022 - 21:43

صحبت از گذار آرام به انرژی پاک خیالی بیش نیست. امکان ندارد که جهان بتواند از تحولات بزرگ که کل سیستم انرژی را بازسازی می کند، رگ حیاتی اقتصاد جهانی است و نظم ژئوپلیتیکی را تقویت میکند جلوگیری کند. علاوه بر این، بحث این که چه کسانی نفع و چه کسانی ضرر میکنند از پایه بی اساس است. برای مثال، به اصطلاح دولت‌های نفتی ممکن است قبل از اینکه دچار قحطی شوند، از نعمت فراوانی منابع انرژی لذت ببرند، زیرا وابستگی به تامین‌کنندگان اصلی سوخت‌های فسیلی، مانند روسیه و عربستان سعودی، به احتمال زیاد قبل از کاهش آن افزایش خواهد یافت.

گذار سبز (دگرگونی سبز)

استخراج کلتان در شمال کیوو، کنگو، سپتامبر 2013 (کلتان یک سنگ معدنی فلزی کدر است که در مقادیر عمده در نواحی شرقی کنگو یافت می شود. هنگامی که کلتان تصفیه می شود، تبدیل به تانتالیوم فلزی می شود، پودری مقاوم در برابر حرارت که می تواند بار الکتریکی بالایی را در خود نگه دارد - مترجم)

درک اینکه چرا مردم رویای آینده ای را می بینند که با انرژی پاک تعریف می شود، سخت نیست. از آنجایی که انتشار گازهای گلخانه ای به رشد خود ادامه می دهد و رویدادهای شدید آب و هوایی مکرر و مضر تر می شوند، تلاش های فعلی برای حرکت فراتر از سوخت های فسیلی به طرز تاسف باری ناکافی به نظر می رسد. زنده و فعال بودن ژئوپلیتیک نفت و گاز بیش از همیشه بر ناامیدی می افزاید. اروپا در تنگنای یک بحران انرژی تمام عیار قرار دارد، به‌علاوه قیمت‌های سرسام‌آور برق، کسب‌وکارها را در سراسر قاره مجبور به تعطیلی و شرکت‌های انرژی را مجبور به اعلام ورشکستگی می‌کند و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه را برای بهره‌گیری از مبارزات همسایگانش با استفاده از گاز طبیعی کشورش در موقعیتی مناسب قرار می‌دهد. در ماه سپتامبر، خاموشی ها باعث شد معاون نخست وزیر چین، هان ژنگ به شرکت های انرژی دولتی کشورش دستور دهد تا به هر قیمتی که شده، تامین منابع برای زمستان را تضمین کنند. و در حالی که قیمت نفت به بالای 80 دلار در هر بشکه رسیده است، ایالات متحده و سایر کشورهای تشنه انرژی از تولیدکنندگان بزرگ از جمله عربستان سعودی درخواست می کنند تا تولید خود را افزایش دهند، در روابط تنش‌آمیز اخیر به ریاض نفوذ بیشتر میدهند و دایمی نبودن "عدم وابستگی" انرژی واشنگتن را مطرح میکنند.

طرفداران انرژی پاک امیدوارند (و گاهی اوقات قول می دهند) که علاوه بر کاهش تغییرات آب و هوایی، تغییر منابع انرژی کمک خواهد کرد که تنش ها بر سر منابع انرژی امری مربوط به گذشته شود. درست است که انرژی پاک ژئوپلیتیک را متحول خواهد کرد، اما نه لزوماً به روشی که بسیاری از مدافعان آن انتظار دارند. این گذار شکل بندی بسیاری از عناصر سیاست بین‌الملل را که حداقل از زمان جنگ جهانی دوم به بعد نظام جهانی را شکل داده‌اند، به هم خواهد ریخت و به‌طور قابل‌توجهی بر منابع قدرت ملی، روند جهانی‌شدن، روابط بین قدرت‌های بزرگ و هم‌گرایی اقتصادی مداوم کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه تأثیر می‌گذارد. پروسه گذار در بهترین حالت روندی آشفته خواهد بود و به دور از ایجاد هماهنگی و همکاری، احتمالاً اشکال جدیدی از رقابت و رویارویی را مدت‌ها قبل از شکل‌گیری یک ژئوپلیتیک جدید و بهتر ایجاد خواهد کرد.

صحبت از گذار آرام به انرژی پاک خیالی بیش نیست. امکان ندارد که جهان بتواند از تحولات بزرگ که کل سیستم انرژی را بازسازی می کند، رگ حیاتی اقتصاد جهانی است و نظم ژئوپلیتیکی را تقویت میکند جلوگیری کند. علاوه بر این، بحث این که چه کسانی نفع و چه کسانی ضرر میکنند از پایه بی اساس است. برای مثال، به اصطلاح دولت‌های نفتی ممکن است قبل از اینکه دچار قحطی شوند، از نعمت فراوانی منابع انرژی لذت ببرند، زیرا وابستگی به تامین‌کنندگان اصلی سوخت‌های فسیلی، مانند روسیه و عربستان سعودی، به احتمال زیاد قبل از کاهش آن افزایش خواهد یافت. و فقیرترین نقاط جهان برای رونق دادن به اقتصا خود، حتی با وجود اینکه با بدترین عواقب تغییرات آب و هوایی روبرو هستند نیاز به استفاده از مقادیر زیادی انرژی - بسیار بیشتر از گذشته - دارند. در عین حال، انرژی پاک منشا جدیدی از قدرت ملی خواهد بود، اما خود خطرات و عدم قطعیت های جدیدی را به همراه خواهد داشت.

اینها استدلال هایی برای کند کردن یا رد گذار انرژی نیستند. برعکس، کشورهای سراسر جهان باید تلاش‌ها را برای مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی سرعت بخشند. اما اینها استدلال هایی برای تشویق سیاست گذاران به نگاهی فراتر از چالش های خود تغییرات آب و هوایی و درک خطراتی است که از گذار ناهموار به انرژی پاک ناشی می شود. در حال حاضر پر مخاطره تر از پیامدهای ژئوپلیتیکی بلندمدت در اینده دور مصرف به اندازه تولید (برآیند صفر – Net Zero)، خطرات کوتاه ‌مدت بعضاً غیرمعمولی هستند که در چند دهه آینده به وجود خواهند آمد، زیرا ژئوپلیتیک جدید انرژی پاک با ژئوپلیتیک قدیمی نفت و گاز در هم آمیخته می‌شوند. عدم درک پیامدهای ناخواسته تلاش‌های مختلف برای رسیدن به برآیند صفر نه تنها پیامدهای امنیتی و اقتصادی خواهد داشت همچنین خود پروسه گذار انرژی را کند خواهد کرد. اگر مردم به این باور برسند که برنامه‌های بلندپروازانه برای مقابله با تغییرات آب و هوایی، قابلیت اطمینان یا مقرون ‌به ‌صرفه بودن انرژی یا امنیت منابع انرژی را به خطر می‌اندازد، این گذار کند می‌شود. سوخت های فسیلی ممکن است در نهایت محو شوند اما ژئوپلیتیک انرژی محو نخواهند شد.

دولت های نفتی دیر پا

جنگ جهانی اول نفت را به یک کالای استراتژیک تبدیل کرد. معروف است که در سال 1918، لرد کرزن، دولتمرد بریتانیایی گفت که هدف متفقین "روی موجی از نفت به پیروزی رسیده است." از آن زمان به بعد، امنیت بریتانیا به نفت ایران بسیار بیشتر از زغال سنگ نیوکاسل وابسته بود، زیرا انرژی به منبع قدرت ملی تبدیل شد و فقدان آن آسیب‌پذیری استراتژیک بود. در قرن بعد، کشورهایی که از منابع نفت و گاز برخوردار بودند، جوامع خود را توسعه دادند و از قدرت زیادی در نظام بین‌الملل برخوردار شدند و کشورهایی که تقاضا برای نفت از تولید آن پیشی گرفت، سیاست‌های خارجی خود را برای اطمینان از دسترسی مستمر به آن تعدیل کردند.

فاصله گرفتن از تولید و مصرف نفت و گاز به همان میزان و بطور چشمگیری جهان را تغییر شکل خواهد داد. اما بحث در مورد شکل آینده انرژی پاک اغلب از برخی جزئیات مهم چشم پوشی می کند. حتی زمانی که جهان به برآیند صفر برسد، به سختی به معنای پایان سوخت های فسیلی است. گزارش مهمی که در سال 2021 توسط آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) منتشر شد، پیش‌بینی می‌کند که اگر جهان تا سال 2050 به برآیند صفر برسد - همانطور که هیئت بین دولتی تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد هشدار داده است لازم است از افزایش میانگین دمای جهانی بیش از 1.5 درجه سانتیگراد بالاتر از سطح قبل از صنعتی شدن جلوگیری شود و در نتیجه از بدترین اثرات تغییرات آب و هوایی جلوگیری شود - همچنان تقریباً نیمی از گاز طبیعی و حدود یک چهارم نفت امروز مصرف می‌کند. یک تحلیل اخیر که توسط تیمی از محققان دانشگاه پرینستون انجام شد به طور مشابه نشان داد که اگر ایالات متحده تا سال 2050 به انتشار برآیند صفر کربن (net-zero) برسد، همچنان در مجموع از یک چهارم تا یک دوم گاز و نفت امروزی استفاده می کند. این یک کاهش چشمگیر خواهد بود. اما تولیدکنندگان نفت و گاز همچنان چندین دهه از منابع فسیلی خود بهره خواهند برد.

تامین کنندگان سنتی از نوسانات قیمت سوخت های فسیلی که ناگزیر از گذار ناهموار انرژی ناشی می شود، سود خواهند برد. مجموعه فشار بر سرمایه‌گذاران برای صرف‌نظر کردن از سوخت‌های فسیلی و عدم اطمینان در مورد آینده نفت حتی در حال حاضر این نگرانی را به وجود آورده است که سطح سرمایه گذاری ممکن است در سال های آینده کاهش یابد و باعث شود که عرضه نفت سریع‌تر از کاهش تقاضا کاهش یابد یا، همانطور که امروز دارد اتفاق می افتد، حتی با ادامه تقاضا کاهش یابد. این نتیجه باعث کمبودهای دوره ای و در نتیجه افزایش و نوسان قیمت نفت می شود. این وضعیت با افزایش درآمدهای نفتی کشورهای نفتی قدرت آنها را افزایش میدهد و نفوذ اوپک، که اعضای آن، از جمله عربستان سعودی، کنترل بیشتر ظرفیت مازاد جهان را در دست دارند و می‌توانند تولید جهانی نفت را در مدت کوتاهی افزایش یا کاهش دهند، را افزایش می‌دهد.

علاوه بر این، با تمرکز تولید جهانی در دست‌های کمتر، گذار به انرژی پاک باعث افزایش نفوذ برخی صادرکنندگان نفت و گاز خواهد شد. در نهایت، تقاضا برای نفت به میزان قابل توجهی کاهش می یابد، اما برای چند دهه پیش رو قابل توجه خواهد بود. با کاهش تقاضا (و احتمالاً کاهش قیمت نفت) بسیاری از تولیدکنندگان پرهزینه، مانند تولیدکنندگان کانادا و روسیه در قلمرو قطب شمال، احتمال دارد از بازار خارج شوند. سایر کشورهای تولیدکننده نفت مانند نروژ، بریتانیا و ایالات متحده که داعیه پیشرو بودن در تغییرات آب و هوایی دارند، در آینده می توانند تولید داخلی خود را در واکنش به افزایش فشار عمومی و تسریع روند گذار از سوخت های فسیلی به انرژی پاک محدود کنند. در نتیجه، تولیدکنندگان نفت مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس که نفت بسیار ارزان و کم کربن دارند، کمتر به موسسات مالی که اکنون از نفت دوری می‌کنند وابسته هستند و با فشار کمی برای محدود کردن تولید روبرو خواهند شد، می‌توانند شاهد افزایش سهم بازار خود باشند. حداقل تا زمانی که مصرف نفت به میزان قابل توجهی کاهش یابد، تأمین بیشتر یا تقریباً تمام نفتی که جهان مصرف می‌کند، به آنها نفوذ ژئوپلیتیکی فراتر از حد ممکن میدهد. سایر کشورهایی که صنایع نفتی آنها ممکن است دوام بیاورد، کشورهایی هستند که منابع آنها می تواند به سرعت آماده تولید شود، مانند آرژانتین و ایالات متحده که دارای ذخایر بزرگ نفت شیل هستند (نفت شیل یک نفت غیر متعارف است که از قطعات سنگ های رسی نفتی به وسیله تجزیه در اثر حرارت، هیدروژناسیون یا انحلال حرارتی تولید می شود - مترجم). با توجه به عدم اطمینان در مورد چشم انداز بلندمدت نفت، در نتیجه، این کشورها می توانند سرمایه گذارانی را جذب کنند که به دنبال دوره های بازپرداخت سریع تر هستند و ممکن است از ورود به دوره های بازپرداخت طولانی تر دوری کنند.

یک نمونه حتی جدی تر از این پویایی در بازارهای گاز طبیعی خود را نشان خواهد شد. از آنجایی که جهان شروع به استفاده کمتر از گاز طبیعی می کند، سهم بازار تعداد کمی از بازیگرانی که می توانند آن را به ارزان ترین و پاک ترین حد ممکن تولید کنند افزایش خواهد یافت، به ویژه اگر کشورهایی که اقدامات آب و هوایی جدی انجام می دهند تصمیم بگیرند تولید خود را محدود کنند. به ویژه با ظهور خط لوله نورد استریم 2 (Nord Stream 2) که روسیه را به آلمان متصل می کند، برای اروپا، این امر به معنای افزایش وابستگی به گاز روسیه است. درخواست‌های امروز قانون‌گذاران اروپایی از روسیه برای افزایش تولید گاز خود برای جلوگیری از بحران انرژی در زمستان امسال یادآور این است که اهمیت مسکو برای امنیت انرژی اروپا قبل از کاهش آن افزایش خواهد یافت.

هژمونی در نتیجه توانایی

برای درک ژئوپلیتیک جهانی که از سوخت‌های فسیلی فاصله می‌گیرد، مهم است که بفهمیم کدام یک از عناصر ابرقدرت بودن در عرصه انرژی پاک واقعاً تأثیر ژئوپلیتیکی ایجاد می‌کند. در اینجا نیز واقعیت با خرد متعارف متفاوت است و روند گذار بسیار متفاوت از پایان آن به نظر می رسد. در درازمدت، نوآوری و سرمایه ارزان تعیین خواهد کرد که چه کسی برنده انقلاب انرژی پاک خواهد شد. کشورهایی که هر دوی این ویژگی ها را دارند حداقل به چهار شکل هژمونی خواهند داشت.

قدرت تعیین استانداردها برای انرژی پاک به مثابه یکی از عناصر هژمونی، پیچیده تر از قدرت ژئوپلیتیکی همزاد منابع نفتی است و در عین حال به همان اندازه پایدار است. در سطح بین‌المللی، کشور یا شرکتی که استانداردهای جهانی را برای مشخصات تجهیزات یا معیارهای میثاق تعیین می‌کند، نسبت به سایر رقبا دارای برتری است. به عنوان مثال، استرالیا، شیلی، ژاپن و عربستان سعودی به عنوان پذیرندگان اولیه در تجارت هیدروژن و آمونیاک کم کربن فراسوی مرزها ظاهر شده اند و بنابراین ممکن است بتوانند استانداردهای زیرساختی و معیارهای میثاق را برای آن منابع سوخت تعیین کنند و فناوری ها و تجهیزات خود را در موقعیت برتر قرار دهند. و در مورد فناوری‌هایی که شامل مقادیر زیادی از داده‌ها هستند، مانند ابزارهای دیجیتالی که شبکه‌های الکتریکی را بهینه می‌کنند یا تقاضای مصرف‌کننده را مدیریت می‌کنند، هر کسی که استانداردها را تعریف کند نه تنها می‌تواند سیستم‌های بومی سازگار یا مبادله پذیر صادر کند، بلکه ممکن است بتواند داده‌ها را از آنها استخراج کند.

تنظیم استاندارد در مورد انرژی هسته ای اهمیت ویژه ای خواهد داشت. بر اساس گزارش آژانس بین المللی انرژی، تولید انرژی هسته ای جهانی باید از هم اکنون تا سال 2050 دو برابر شود تا جهان به برآیند صفر انتشار کربن برسد. تا سال 2018، از 72 رآکتور هسته ای برنامه ریزی شده یا در دست ساخت خارج از مرزهای روسیه، بیش از 50 درصد توسط شرکت های روسی و حدود 20 درصد توسط شرکت های چینی ساخته شده است. کمتر از دو درصد توسط شرکت های آمریکایی ساخته شده است. این امر به طور فزاینده ای مسکو و پکن را قادر می سازد تا بر معیارهای مربوط به عدم اشاعه تسلیحات هسته ای تأثیر بگذارند و استانداردهای عملیاتی و ایمنی جدیدی را اعمال کنند که طراحی شده اند تا به شرکت های خود یک پای ثابت در بخشی را بدهند که با شتاب گذار انرژی نیاز به رشد دارد.

دومین عنصر هژمونی در دنیای انرژی پاک، کنترل زنجیره تامین مواد معدنی مانند کبالت، مس، لیتیوم، نیکل و مواد کمیاب است که برای فناوری‌های مختلف انرژی پاک از جمله توربین‌های بادی و وسایل نقلیه الکتریکی حیاتی هستند. در اینجا، شباهت با قدرت نفت، تا حدی برقرار است. به گفته آژانس بین المللی انرژی، اگر جهان با شتاب به سمت یک ترکیب انرژی پایدارتر حرکت کند، تقاضا برای چنین موادی به مراتب از آنچه امروز به راحتی در دسترس است پیشی خواهد گرفت. طبق برآورد آژانس، جهانی که در مسیر برآیند صفر انتشار کربن در سال 2050 قرار دارد تا سال 2040 به شش برابر بیشتر از امروز به چنین موادی نیاز خواهد داشت. در همین حال، تجارت جهانی مواد معدنی حیاتی سر به فلک می کشد و از حدود ده درصد تجارت مرتبط با انرژی تا سال 2050 به حدود 50 درصد خواهد رسید. بنابراین در طول دوره گذار، تعداد کمی از کشورهایی که اکثریت قریب به اتفاق مواد معدنی حیاتی را تامین می کنند، از نفوذ بیشتری برخوردار خواهند شد. امروزه، یک کشور به تنهایی بیش از نیمی از عرضه جهانی کبالت (جمهوری دموکراتیک کنگو یا DRC)، یک کشور به تنهایی نیمی از عرضه لیتیوم (استرالیا) و یک کشور به تنهایی نیمی از عرضه مواد کمیاب (چین) را در اختیار دارد. در مقابل، سه تولیدکننده بزرگ نفت جهان - روسیه، عربستان سعودی و ایالات متحده - هر کدام تنها ده درصد از تولید جهانی نفت را در اختیار دارند. در حالی که کشورهای کوچکتر و فقیرتر، مانند جمهوری دموکراتیک کنگو، ممکن است در استفاده از قدرت معدنی خود برای اعمال فشار بر کشورهای قدرتمندتر مردد باشند، چین هم اکنون تمایل خود را برای انجام این کار نشان داده است. تحریم چین بر صادرات مواد معدنی حیاتی به ژاپن در سال 2010، در شرایط افزایش تنش در دریای چین شرقی، می تواند نشانه ای از اتفاقات آینده باشد.

کنترل چین بر نهاده‌های بسیاری از فناوری‌های انرژی پاک به مهارت و قدرت استخراج آن محدود نمی‌شود، در فرآوری و پالایش مواد معدنی حیاتی نیز نقش غالب‌تری دارد. حداقل تا یک دهه آینده، این واقعیت‌ها به چین قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک واقعی و قابل درک می‌دهد. با این حال، در دراز مدت، این تأثیر کاهش خواهد یافت. افزایش قیمت نفت در دهه 1970 باعث شد تا بازیگران جدید به جستجوی منابع جدید نفت بپردازند. چشم انداز سوء استفاده سیاسی از مواد معدنی کمیاب باعث تکرار همین پدیده خواهد شد. علاوه بر این، چنین مواد معدنی را می توان بازیافت کرد و جایگزین هایی برای آنها نیز وجود خواهد داشت.

سومین عنصر هژمونی انرژی پاک، توانایی تولید ارزان قطعات برای فناوری های جدید خواهد بود. با این حال، این پدیده مزیت‌های مشابه با داشتن منابع نفت یا گاز را به همراه نخواهد داشت. به عنوان مثال، چین دو سوم پلی سیلیکون (سیلیکون با درصد خلوص بسیار بالا - مترجم) جهان و 90 درصد ویفرهای (ویفر به تکه بسیار باریکی از یک ماده نیمه‌ رسانا مانند بلور سیلیکون می‌گویند که درصد خلوص آن بسیار بالا و نزدیک به ۱۰ درصد است. ویفر سیلیکونی مولفه اصلی در تولید و ساخت مدارهای الکتریکی است - مترجم) نیمه هادی را که برای ساخت سلول های انرژی خورشیدی استفاده می شود، داراست. با حذف ناگهانی این اقلام از زنجیره تامین جهانی، چین می تواند اختلالهای جدی ایجاد کند. اما ورودی‌های (درونداد - inputs) محصولات انرژی پاک که انرژی تولید یا ذخیره می‌کنند با خود انرژی یکسان نیستند. اگر چین صادرات پنل‌های خورشیدی یا باتری‌ها را محدود کند، چراغ‌ها خاموش نمی‌شوند. چین نمی تواند یک شبه اقتصادها را به بن بست بکشاند یا رفاه و ایمنی شهروندان را، آنطور که روسیه در زمستان های سرد سال 2006 و 2009 صادرات گاز طبیعی به اروپا را محدود کرد، به خطر بیندازد.

مطمئناً، اقدامات چین باعث ایجاد اختلال، جابه‌جایی و تورم مشابه اثرات تاخیر در صادرات تراشه‌های رایانه‌ای در سراسر سال 2021 می‌شود. این آشفتگی اگر مصرف‌کنندگان را تشویق به بازگشت به خودروهای بنزینی یا لغو نصب پنل های خورشیدی بر پشت بامها کند می‌تواند روند انتقال انرژی را متوقف کند. با این حال، حتی اگر چین این تاکتیک را اتخاذ کند، به مرور زمان، بازارها واکنش نشان خواهند داد و سایر کشورها و شرکت‌ها محصولات یا منابع جایگزین خود را تولید می‌کنند، به نحوی که انجام آن با یک منبع طبیعی مانند نفت که فقط در مکان‌های خاص موجود است، بسیار سخت‌تر است.

گذار سبز (دگرگونی سبز)

در یک کارخانه ذوب عناصر کمیاب در دامائو، چین، اکتبر 2010 (عنصرهای خاکی کمیاب یا فلزهای خاکی کمیاب، مجموعهٔ ۱۷ عنصر شیمیایی جدول تناوبی است. این دسته از عنصرها از پانزده عنصر لانتانیدها و دو عنصر اسکاندیم و ایتریم تشکیل می‌شوند – مترجم)

آخرین راه برای تبدیل شدن یک کشور به یک ابرقدرت انرژی پاک، تولید و صادرات سوخت‌های کم کربن است. این سوخت‌ها، به‌ویژه هیدروژن و آمونیاک، با توجه به نقش بالقوه‌شان در کربن‌زدایی بخش‌هایی که به سختی می توان انها را برقی کرد، مانند تولید فولاد، سوخت رسانی به کامیون ها، کشتی ها و سایر وسایل نقلیه سنگین؛ و شبکه های متعادل کننده که عمدتاً توسط منابع تجدید پذیر انرژی تامین می شوند که می توانند اختلالات متناوب را تجربه کنند، برای گذار به جهان برآیند صفر حیاتی خواهند بود. سناریوی «برآیند صفر تا سال 2050» آژانس بین‌المللی انرژی پیش بینی می کند که تجارت هیدروژن و آمونیاک از تقریباً صفر امروز به بیش از یک سوم کل معاملات مرتبط با انرژی افزایش یابد. با گذشت زمان، پیش‌بینی می‌شود که منابع هیدروژن عمدتاً شامل هیدروژن سبز باشد که در مکان‌هایی با انرژی‌های تجدید پذیر فراوان و کم‌هزینه تولید می‌شود، مانند شیلی و کشورهای خلیج‌فارس، که مقادیر زیادی انرژی خورشیدی ارزان دارند. به این ترتیب، برخی از کشورهای نفتی که با دور شدن از سوخت‌های فسیلی در معرض تهدید قرار می‌گیرند، ممکن است بتوانند خود را به «کشورهای برقی» تبدیل کنند.

اگر در نهایت یک بازار با عرضه مناسب و متنوع برای هیدروژن و آمونیاک ایجاد شود، کمبود در یک مکان را می توان با عرضه از محل دیگر جبران کرد، دقیقاً مانند شرایط نفت امروز. این امر نفوذ ژئوپلیتیکی تامین کنندگان غالب را محدود خواهد کرد. با این حال، در کوتاه مدت تا میان مدت، تولید و تجارت رو به گسترش سوخت های کم کربن تنش ها و خطرات ژئوپلیتیکی ایجاد خواهد کرد. همان‌طور که دهه‌ها پیش در مورد بازار نوپای جهانی گاز طبیعی مایع صادق بود، عرضه سوخت‌های کم کربن در ابتدا تحت کنترل تعداد کمی از تولیدکنندگان قرار خواهد گرفت. در نتیجه، اگر کشوری مانند ژاپن بر روی هیدروژن و آمونیاک شرط بندی کند و برای تامین سوخت خود به شدت به یک یا دو کشور وابسته باشد، ممکن است با خطرات جدی امنیت انرژی روبرو شود.

تامین کنندگان اصلی سوخت های کم کربن نیز در طول زمان تکامل خواهند یافت. به گفته آژانس بین‌المللی انرژی، قبل از اینکه هیدروژن سبز (یا آمونیاک که حمل و نقل آن آسان‌تر است و می‌توان دوباره به هیدروژن تبدیل شود) غالب شود، احتمالاً هیدروژن «آبی» غالب خواهد شد (هیدروژن سبز با استفاده از الکترولیز آب تولید می شود و هیدروژن آبی از گاز طبیعی - مترجم). هیدروژن آبی از گاز طبیعی با استفاده از فناوری جذب کربن برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای تولید میشود. کشورهای دارای گاز ارزان و ظرفیت مناسب ذخیره سازی دی اکسید کربن، مانند قطر و ایالات متحده، ممکن است به عنوان برخی از صادرکنندگان برتر هیدروژن یا آمونیاک آبی ظاهر شوند. برای کشورهایی که فاقد گاز طبیعی هستند اما ظرفیت ذخیره دی اکسید کربن در زیر زمین را دارند، ارزان ترین راه برای دریافت هیدروژن - که حمل و نقل آن در مسافت های طولانی دشوار است - ممکن است واردات گاز طبیعی و سپس تبدیل آن به هیدروژن در نزدیکی مکانی باشد که مورد استفاده قرار می گیرد، بنابراین برخی از همان خطرات و وابستگی هایی را که گاز طبیعی امروزی دارد، دارا می باشد. و بدترین وضعیت برای کشورهایی خواهد بود که نه دارای گاز طبیعی و نه دارای ظرفیت ذخیره سازی هستند، مانند کره جنوبی، و بنابراین باید هیدروژن آبی، هیدروژن سبز و آمونیاک وارد کنند. این کشورها تا زمانی که بازار بسیار بزرگتر و متنوع تری برای هیدروژن و آمونیاک ایجاد نشود، آسیب پذیر خواهند بود.

سبزتر اما کمتر جهانی

یک اقتصاد جهانی با برآیند صفر به زنجیره های تامین بزرگی برای اجزای انرژی پاک و محصولات تولیدی، تجارت سوخت های کم کربن و مواد معدنی حیاتی و ادامه تجارت (البته بسیار کوچکتر از امروز) نفت و گاز نیاز دارد. بنابراین، در ابتدا، یک دنیای کربن زدایی شده ممکن است به نظر جهانی‌تر از سیاره امروزی وابسته به سوخت فسیلی باشد. اما رسیدن به آن جهان برآیند صفر ، سه نیرو ایجاد خواهد کرد که علیه جهانی شدن عمل خواهند کرد.

اول، جهانی کربن زدایی شده بیشتر به برق متکی خواهد بود و جهانی که بیشتر به برق وابسته است، تجارت جهانی انرژی کمتری را شاهد خواهد بود. آژانس بین المللی انرژی پیش بینی کرده است که در جهان برآیند صفر در سال 2050، کل تجارت مرتبط با انرژی تنها 38 درصد از آن چیزی است که اگر جهان در مسیر فعلی خود باقی بماند، خواهد بود. ارزان‌ترین و ساده‌ترین راه برای کربن‌زدایی بخش‌های مختلف اقتصاد، مانند خودروهایی که با فرآورده‌های نفتی یا گرمای تولید شده از سوختن گاز طبیعی کار می‌کنند، اغلب برق‌رسانی به آن‌ها و اطمینان از تولید برق از منابع کربن صفر است. به گفته محققان پرینستون، به همین دلیل، مصرف کل برق در ایالات متحده احتمالاً در یک اقتصاد کاملاً کربن زدایی شده دو تا چهار برابر بیشتر از امروز خواهد بود. در مقایسه با نفت و گاز، برق کربن زدایی شده به احتمال زیاد به صورت محلی یا منطقه ای تولید می شود. کمتر از سه درصد از برق جهانی در سال 2018 در مقایسه با دو سوم عرضه جهانی نفت در سال 2014 در خارج از مرزها مبادله شدند. این به این دلیل است که با وجود تحولات در تکنولوژی انتقال برق ولتاژ بالا و جریان مستقیم، حمل و نقل برق در فواصل طولانی دشوارتر و گرانتر است. وابستگی به برق وارداتی نیز نگرانی‌های امنیتی بیشتری را برای یک کشور ایجاد می‌کند تا مثلاً وابستگی به نفت وارداتی، زیرا انبار کردن و ذخیره ‌سازی برق در صورت اختلال در عرضه یا واردات از منابع دیگر بسیار دشوارتر است.

فشار دیگر علیه جهانی شدن از این واقعیت ناشی می شود که انرژی پاک در حال حاضر به گرایش به سمت سیاست حمایت از صنایع و فراورده‌های داخلی کمک می کند. کشورهای سرتاسر جهان با ترس از وابستگی به سایر کشورها و تلاش برای ایجاد صنایع اشتغال زا در داخل مرزهای خود، موانعی را بر سر ورود انرژی پاک ارزان از خارج ایجاد می کنند. نمونه بارز آن، عوارض گمرکی و تعرفه‌هایی است که هند بر روی پنل‌های خورشیدی چینی برای پرورش صنعت خورشیدی داخلی خود وضع می‌کند. در همین راستا، کنگره ایالات متحده در حال بررسی یک اعتبار مالیاتی است که به نفع شرکت‌هایی است که خودروهای الکتریکی در ایالات متحده را با کارگران اتحادیه تولید می‌کنند. و تلاش های بین المللی برای از بین بردن موانع تجارت کالاهای زیست محیطی مانند توربین های بادی و پنل های خورشیدی متوقف شده است.

در نهایت، کشورهایی که گام‌های جدی به سمت کربن‌زدایی برمی‌دارند ممکن است سعی کنند از طریق دولت ‌سازی اقتصادی دیگران را وادار به پیروی از آن کنند - که به نوبه خود ممکن است به تجزیه جهانی منجر شود. به عنوان مثال، سیاست گذاران اتحادیه اروپا در نظر دارند تا سال 2023 مکانیسم های تنظیم مرزی را در رابطه با انتشار گازهای گلخانه ای ایجاد کنند. بر اساس این سیاست، کالاهای وارداتی از کشورهایی که با استانداردهای آب و هوایی اتحادیه اروپا مطابقت ندارند، مشمول هزینه های تعرفه ای خواهند بود که قیمت کالاها را بر اساس محتوای کربن آنها همتراز می کند. به این ترتیب، برای مثال، فولاد "سبز" (فولاد با کمترین ردپای کربن - مترجم) ساخته شده در اروپا، در بازار اروپا نسبت به فولاد "کثیف" (قولاد با مقدار قابل توجه کربن - مترجم) وارداتی صدمه نخواهد دید. با این حال، با گذشت زمان، تعرفه‌هایی که با هدف هموار کردن شرایط اعمال می‌شوند، ممکن است به تعرفه‌هایی تبدیل شوند که هدف آنها تحت فشار قرار دادن کشورهایی است که برای دنبال کردن سیاست‌های آب و هوایی قوی‌تر در کربن‌زدایی بسیار کند تلقی می‌شوند. و اگرچه ایده استفاده از تحریم‌ها برای مجبور کردن به کربن‌زدایی سریع‌تر ممکن است در حال حاضر سیاست سخت گیرانه به نظر برسد، اما در دنیایی که انتشار کربن به طور فزاینده‌ای به عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی تلقی می‌شود، تحریم‌ها می‌تواند به ابزاری متداول برای وادار کردن عقب‌مانده‌ها به اقدام تبدیل شود.

برنده ها و بازنده ها

حرکت به سمت یک اقتصاد جهانی برآیند صفر مستلزم میزان بی سابقه ای از همکاری جهانی است، اما همچنین منجر به درگیری در طول مسیر می شود و در نهایت برندگان و بازندگانی خواهد داشت. برخی از قدرت‌های بزرگ، مانند چین و ایالات متحده، موقعیت خوبی برای بهره‌مندی از این گذار دارند. به نظر می رسد سایرین، مانند روسیه، با احتمال بیشتری وضعیت بدتری داشته باشند. این مسیرهای متفاوت، البته روابط بین قدرت‌های بزرگ را تغییر خواهد داد.

روابط بین پکن و واشنگتن اکنون نسبت به دهه‌های گذشته پرتنش‌تر است. تاکنون، علیرغم توافق دقیقه نود برای همکاری در زمینه تغییرات اقلیمی که در نشست بیست و ششمین کنفرانس اعضا (COP26) در گلاسکو در پاییز گذشته به دست آمد، همکاری بین دو قدرت حداقل بوده است. اگر تحولات اخیر - مانند عدم حضور شخص شی جین پینگ رئیس جمهور چین در نشست گلاسکو، تجدید نظر کم رنگ چین در اهداف اقلیمی خود و نرم شدن سیاست زغال سنگ پکن در مواجهه با کمبود اخیر گاز - نشان دهنده یک روند باشد، چین و ایالات متحده ممکن است به طور فزاینده ای بر سر تغییرات اقلیمی درگیری داشته باشند، که ممکن است اراده سیاسی سایر کشورها را برای انجام اقدامات اقلیمی جدی تضعیف کند.

به نظر می رسد گذار به انرژی پاک به عرصه دیگری تبدیل شود که در آن دو کشور به شدت بر سر فناوری، استعدادها، منابع، بازارها و استانداردها رقابت کنند. این رقابت ممکن است سرعت گذار به انرژی پاک را تسریع کند، اما به تنش بین دو قدرت بزرگ نیز دامن خواهد زد. چین به طور فزاینده ای قدرت خود را تقویت خواهد کرد و از موقعیت مسلط خود در تولید انرژی های پاک و کنترل خود بر مواد معدنی حیاتی استفاده خواهد کرد. با این حال، با پیشرفت دوران گذار، با ظهور فناوری‌های جدید در جاهای دیگر، تغییر زنجیره‌های تامین و استفاده از مواد فراوان‌تر برای تولید انرژی پاک، نفوذ چین ممکن است کاهش یابد.

گذار سبز (دگرگونی سبز)

حمل و نقل سنگ معدن عناصر کمیاب در Lianyungang، چین، اکتبر 2010

یکی دیگر از روابط قدرت های بزرگ که گذار انرژی ممکن است آن را تغییر دهد، رابطه بین ایالات متحده و متحدان اروپایی آن است. در زمانی که روابط فراسوی آتلانتیک نیاز به ترمیم و بهبود دارد، سیاست مربوط به تغییرات اقلیمی به طور بالقوه می تواند به عنوان یک عامل پیوند قوی عمل کند. واشنگتن و شرکای آن در اروپا در نهایت می توانند از قدرت جمعی اقتصادی و دیپلماتیک خود در جهت ایجاد انگیزه برای کربن زدایی در سراسر جهان استفاده کنند. آنها می توانند یک "کلوپ تغییرات آب و هوایی" از کشورهای متعهد به برآیند صفر تشکیل دهند که بر واردات از خارج از کلوپ تعرفه اعمال می کند. این ایده توسط ویلیام نوردهاوس (William Nordhaus) اقتصاددان برنده جایزه نوبل در سال 2020 حمایت شده است. آنها همچنین می توانند مکانیسم های مشترک برای کربن زدایی صنایع با مصرف انرژی بالا مانند فولاد، سیمان و آلومینیوم و حتی تغییر کاربری ناتو برای تمرکز بر واکنش به فجایع محیط زیستی و امنیتی مرتبط با آب و هوا ایجاد کنند.

با این حال، در کوتاه‌مدت، راه رسیدن به دنیای برآیند صفر ممکن است برای روابط ایالات متحده و اروپا هموار نباشد. سیاست های پیچیده آب و هوایی واشنگتن نیاز به اتخاذ سیاست های سخت دارد، مانند تلاش برای تصویب بودجه آشتی ملی در کنگره برای غلبه بر مخالفت جمهوری خواهان با استانداردهای سختگیرانه انتشار گازهای گلخانه ای و مالیات های کربن و تکیه صرفاً به هویج (مانند یارانه ها) به جای چماق برای تغییر رفتار شرکت ها و مصرف کنندگان. این امر هماهنگی سیاست‌ها را در فراسوی آتلانتیک دشوار می‌کند و خطر تشدید تنش‌های تجاری را به علت متعهد بودن اروپا به اقداماتی مانند تعرفه‌های مرزی کربن به همراه خواهد داشت.

در نهایت، گذار انرژی به ناچار روابط روسیه با دیگر قدرت های بزرگ را متحول خواهد کرد. روسیه به شدت به صادرات نفت و گاز وابسته است و در دراز مدت، پروسه گذار به انرژی پاک خطرات قابل توجهی را برای اقتصاد و نفوذ آن به همراه خواهد داشت. با این حال، در پروسه ناهموار گذار، موقعیت روسیه در برابر ایالات متحده و اروپا ممکن است قبل از تضعیف شدن قوی‌تر شود. از آنجایی که کشورهای اروپایی در سال های آینده به طور فزاینده ای به گاز روسیه وابسته می شوند و با افزایش نوسانات در بازار نفت، هم ایالات متحده و هم اروپا برای کنترل قیمت ها روی روسیه و از طریق مشارکت با عربستان سعودی به عنوان رهبران ائتلاف اوپک پلاس حساب خواهند کرد. اوپک پلاس از اعضای اوپک و ده کشور عمده صادرکننده نفت تشکیل شده است.

در همین حال، حتی اگر لفاظی‌های اخیر پوتین سازگارتر با تغییرات اقلیمی شده باشد، رویکرد عمدتاً نادیده‌ گیرانه روسیه در قبال تغییرات اقلیمی به عامل فزاینده تنش در روابط مسکو با واشنگتن و بروکسل تبدیل خواهد شد. و در دنیای کربن زدایی شده که به طور فزاینده ای برقی شده و از طریق اینترنت اشیا به صورت دیجیتالی به هم متصل می شوند، روسیه ممکن است، مانند زمانی که شبکه برق اوکراین را در سالهای 2015 و 2016 از بین برد، با حملات سایبری زیرساخت های انرژی را هدف قرار دهد. مصرف‌کنندگان انرژی در غرب استفاده از سوخت‌های فسیلی خود را محدود می‌کنند، روسیه به طور فزاینده‌ای برای تخلیه منابع خود به بازار چین روی می‌آورد و همسویی ژئوپلیتیکی مسکو و پکن را تقویت می‌کند.

از همگرایی به واگرایی

در 30 سال گذشته، نرخ رشد در کشورهای در حال توسعه به طور کلی از نرخ رشد در کشورهای توسعه یافته فراتر رفته است و به همگرایی اقتصادی تدریجی کشورهای ثروتمند و کشورهای فقیر دامن زده است. در دراز مدت، گذار به انرژی پاک نویدبخش تقویت این روند است. اگرچه جهان برآیند صفرهمچنان با مشکلاتی مواجه خواهد بود، اما درد بسیار کمتری را برای کشورهای در حال توسعه نسبت به دنیای تغییرات اقلیمی کنترل نشده به همراه خواهد داشت. علاوه بر این، بسیاری از کشورهای در حال توسعه از منابع انرژی پاک فراوان و کم‌هزینه مانند انرژی خورشیدی برخوردار هستند که می‌توانند از آن در داخل استفاده کنند یا به عنوان برق یا سوخت صادر کنند. تعداد قابل توجهی نیز دارای تشکیلات زمین شناسی عالی برای ذخیره دی اکسید کربن هستند که باید از جو حذف شوند. (طبق برخی برآوردها، یک پنجم کاهش دی اکسید کربن لازم برای دستیابی به برآیند صفر از حذف کربن حاصل می شود.)

با این حال، مسیر ناهموار برای کربن‌زدایی، خطرات جدی برای کشورهای در حال توسعه نیز به همراه دارد. شکاف بین کشورهای ثروتمند و فقیر در نشست تغییرات اقلیمی در گلاسکو کاملاً نمایان شد. کشورهای کم درآمد در درخواست خود از کشورهای صنعتی برای پرداخت خسارتی که انتشار گازهای گلخانه ای آنها در طول تاریخ ایجاد کرده است، تاکید داشتند. تغییرات آب و هوایی نتیجه انتشار مجموعه کربن در طول زمان است. یک چهارم کل انتشار کربن از آغاز عصر صنعتی تا کنون از ایالات متحده و تقریباً به همان اندازه از اروپا بوده است. تنها دو درصد آن از کل قاره آفریقا آمده است. از آنجایی که کشورهای ثروتمند احساس فوریت فزاینده ای برای کاهش انتشار کربن دارند و کشورهای در حال توسعه همچنان بر نیاز به ایجاد رشد خود متمرکز هستند، این دو گروه با هم برخورد خواهند داشت.

همچنین شواهدی از تنش در مورد سرنوشت کمک 100 میلیارد دلاری که کشورهای ثروتمند در اجلاس تغییرات آب و هوایی کپنهاگ در سال 2009 متعهد شدند تا سال 2020 به کشورهای فقیر ارایه دهند وجود داشت. این تعهد محقق نشده باقی مانده است. حتی این مبلغ هنگفت در مقایسه با حدود 1 تا 2 تریلیون دلاری که سالانه برای سرمایه گذاری در انرژی پاک در اقتصادهای در حال توسعه و بازارهای نوظهور برای دستیابی به برآیند صفر تا سال 2050 مورد نیاز است، یک رقم ناچیزاست. با افزایش فوریت کربن زدایی همراه با هزینه های تغییرات آب و هوایی، شکست کشورهای ثروتمند در کمک به کشورهای فقیر عامل فزاینده تنش های ژئوپلیتیکی خواهد بود، به خصوص که کشورهای در حال توسعه به طور نامتناسبی بیشترین آسیبی را که خود عامل ایجاد آن نبوده اند متحمل می شوند.

با توجه به مدت زمانی که جهان برای اقدام در مورد تغییرات اقلیمی منتظر مانده است، کشورهای فقیر باید مسیرهای توسعه متفاوتی را با مسیر توسعه کشورهای ثروتمند دنبال کنند. کشورهای در حال توسعه مجبور خواهند بود بسیار کمتر به سوخت های فسیلی متکی باشند. با این حال، نزدیک به 800 میلیون نفر به هیچ گونه خدمات انرژی، بسیار کمتر از میزان انرژی مورد نیاز برای ایجاد میزان قابل قبول رشد اقتصادی و صنعتی شدن، دسترسی ندارند. اگرچه انرژی خورشیدی، بادی و دیگر منابع انرژی تجدید پذیر می‌توانند راهی ایده آل برای برآوردن برخی از نیازهای کشورهای در حال توسعه باشند، اما در حال حاضر برای تامین انرژی مورد نیاز برای صنعتی شدن و سایر مسیرهای رشد کافی نیستند و محدودیت‌هایی برای افزایش سرعت آن‌ها وجود دارد. برخی از کشورهای در حال توسعه نیز با موانعی روبرو خواهند شد که به ندرت در کشورهای ثروتمند ظاهر میشوند. به عنوان مثال، شارژ یک خودروی الکتریکی ممکن است در کشورهایی که هر روز خاموشی را تجربه می‌کنند یا در کشورهایی که شبکه‌های برق توسط ژنراتورهای دیزلی پشتیبانی می‌شوند، ممکن است به آن راحتی نباشد.

اگر کشورهای ثروتمند به طور فزاینده‌ای به دنبال جلوگیری از استفاده از سوخت‌های فسیلی باشند و کشورهای در حال توسعه، تعداد محدودی جایگزین‌های مناسب و مقرون‌ به‌ صرفه در اختیار داشته باشند، شکاف بین ثروتمندان و فقرا بیشتر خواهد شد. به عنوان مثال، در آوریل گذشته، وزارت خزانه داری ایالات متحده اعلام کرد که حتی با وجود اینکه 60 درصد از برق ایالات متحده هنوز از منابع فسیلی تامین می شود، ایالات متحده دیگر به دلیل نگرانی های مربوط به تغییرات آب و هوایی - به جز در فقیرترین کشورها، مانند سیرالئون - پروژه های گاز طبیعی در خارج از کشور را تامین مالی نمی کند. مدت کوتاهی پس از آن، یمی اوسین باجو، معاون رئیس جمهور نیجریه در مجله "فورین افیرز - Foreign Affairs " استدلال کرد که درخواست از کشورش برای توسعه بدون استفاده از گاز طبیعی، ناعادلانه است.

تنش ها بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه نه تنها بر سر استفاده از سوخت های فسیلی بلکه بر سر تولید آنها نیز تشدید خواهد شد. بسیاری از کشورهای فقیر جهان، مانند گویان، موزامبیک و تانزانیا، منابع هیدروکربنی قابل توجهی دارند که مایلند از آنها استفاده کنند. اما کشورهای ثروتمندی که خود را رهبران تغییرات اقلیمی می دانند، به طور فزاینده ای به آن ها و سایر کشورهای در حال توسعه یا شرکت هایی که می خواهند با آنها شریک شوند فشار می آورند تا حفاری نکنند، حتی اگر حداقل برخی از آن کشورهای ثروتمند به استخراج نفت، گاز و زغال سنگ خود ادامه دهند. و موسسات مالی با فشار فزاینده ای از سوی فعالان محیط زیست برای حمایت نکردن از پروژه های استخراجی در کشورهای در حال توسعه مواجه خواهند شد. در دنیایی که محدوده کمتر و کمتری برای استفاده از سوخت های فسیلی دارد، کشورهای فقیر ممکن است به طور قابل درکی بپرسند که چرا نباید به آنها اجازه داد تا یک تکه بزرگتر از یک کیک در حال کوچک شدن را داشته باشند.

چگونه می توان خطرات را کاهش داد

گذار به انرژی پاک مستلزم دگرگونی کامل اقتصاد جهانی است و در سه دهه آینده به حدود 100 تریلیون دلار هزینه سرمایه اضافی نیاز دارد. دلیل کمی وجود دارد که انتظار داشته باشیم چنین تحول اساسی را بتوان به روشی هماهنگ، مدیریت شده و روان تکمیل کرد. حتی اگر یک برنامه ریز استاد وجود داشت که سیستم انرژی جهانی بسیار به هم پیوسته را طراحی می کرد، یک گذار منظم به اندازه کافی سخت می بود و روشن است که چنین نیست.

هنگامی که جهان به یک سیستم انرژی کاملاً یا حتی عمدتاً کربن زدایی شده دست یابد، بسیاری از خطرات امنیت انرژی امروزی به طور قابل توجهی بهبود می یابند (حتی با ظهور برخی خطرات جدید). نفوذ دولت‌های نفتی و نفوذ روسیه در اروپا کاهش می‌یابد، قیمت برق تجدید پذیر نوسان کمتری خواهد داشت و درگیری‌ها بر سر منابع طبیعی کاهش می‌یابد. اما اگر در مسیر رسیدن به این وضعیت نهایی، مقرون به صرفه بودن، قابل اطمینان بودن یا امنیت تامین انرژی یا سایر الزامات امنیت ملی با واکنش های بلند پروازانه به تغییرات آب و هوایی در تضاد باشد، این خطر قابل توجه وجود دارد که نگرانی های زیست محیطی به خطر بیفتد. بنابراین، رهبری بین‌المللی در عرصه تغییرات آب و هوایی به چیزی بیش از مذاکره در مورد توافق‌نامه‌های اقلیمی، دادن وعده‌هایی برای کربن‌زدایی و کاهش پیامدهای امنیت ملی ناشی از تأثیرات شدید تغییرات آب و هوایی نیاز دارد. و این امر همچنین به معنای کاهش دادن خطرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی ناشی از انتقال موفقیت آمیز به انرژی پاک به طرق مختلف است.

قبل از هز چیز، سیاستگذاران باید ابزارهای خود را برای افزایش امنیت و قابلیت اطمینان انرژی گسترش دهند و برای نوسانات اجتناب ناپذیر آماده شوند. اولا، حذف یک منبع انرژی بدون کربن موجود که می تواند به طور مداوم کار کند - یعنی انرژی هسته ای - کوته بینانه است و خلاص شدن از شر ابزارهای موجود تضمین انرژی، مانند ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده، احمقانه خواهد بود. در واکنش به وفور نفت در کوتاه مدت ایالات متحده و پیش بینی دنیای پس از نفت، کنگره عجولانه تصمیم گرفته است که این ذخایر را به فروش برساند. در واقع، با تسریع گذار انرژی، سیاست گذاران باید تجزیه و تحلیل های هزینه-فایده را انجام دهند تا اطمینان حاصل کنند که آیا ذخایر استراتژیک اضافی ممکن است برای تضمین عرضه گاز طبیعی، مواد معدنی حیاتی، هیدروژن و آمونیاک توجیه پذیر خواهد بود یا خیر.

سیاستگذاران همچنین باید حداکثر انعطاف را در مورد منابع انرژی داشته باشند، حتی اگر آنها انرژی "قهوه ای" را به تدریج کنار بگذارند. (انرژی قهوه ای یا توان قهوه ای اصطلاحاتی هستند که برای توصیف انرژی تولید شده از منابع آلاینده در مقابل انرژی پاک که از منابع تجدید پذیر و غیر آلاینده تولید می شوند به کار برده می شوند. - مترجم). استدلال هایی مبنی بر اینکه ایالات متحده در سال 2007 "اوج استفاده از بنزین" را تجربه کرد و یا اینکه جهان در سال 2014 "اوج استفاده از زغال سنگ" را تجربه کرد، نادرست بود. با توجه به عدم اطمینان در مورد نیازها و تقاضاهای آتی، سیاست گذاران باید آماده باشند تا برخی از موجودی های سوخت های فسیلی قدیمی را در صورت نیاز برای دوره های کوتاهی در طول دوره گذار برای ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا در نظر بگیرند. تدوین کنندگان مقررات خدمات شهری باید ساختارهای قیمت‌گذاری را طوری اتخاذ کنند که شرکت‌ها را برای ارائه قابلیت اطمینان انرژی جبران کند. به عنوان مثال، به منظور آماده شدن برای اوج تقاضا، تدوین کنندگان مقررات خدمات شهری باید مکانیسم هایی را طراحی کنند که برای حفظ ظرفیت و ذخیره، حتی اگر به ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرند، به شرکت‌های برق حق العمل پرداخت ‌کنند و آنها را تشویق ‌کنند تا طرح‌هایی ارائه دهند که به مشتریان برای کاهش مصرف برق در دوره‌های اوج مصرف پاداش ‌دهند. به طور مشخص تر، سیاست گذاران باید اقداماتی را برای افزایش کارایی به منظور کاهش تقاضا و در نتیجه کاهش عدم تعادل عرضه و تقاضا اتخاذ کنند.

راه دیگری که دولت‌ها می‌توانند امنیت تضمین انرژی را تقویت کنند، کاهش ریسک‌های زنجیره تامین است - اما نه به ‌گونه‌ای که حمایت‌گرایی از تولیدات داخلی را تشویق کند. مقامات نباید به دنبال عمده کردن استقلال باشند، بلکه در عوض سعی کنند در یک سیستم متنوع و به هم پیوسته انعطاف ‌پذیری ایجاد کنند. در اروپا، بهبود امنیت انرژی ناشی از کاهش واردات گاز روسیه نیست - در واقع، این واردات به طور مداوم افزایش یافته است - بلکه به دلیل اصلاحات نظارتی و زیرساختی است که بازار اروپا را یکپارچه‌تر و رقابتی‌تر کرده است. در مقابل، در جریان بحران برق 2021 در تگزاس، بخش‌هایی از این ایالت که به شبکه‌های ایالت‌های همسایه متصل بودند بهتر از بقیه تگزاس که توسط یک شبکه برق مجزا و سیستم انتقال خدمات رسانی می‌شد تغذیه شدند.

سیاستگذاران همچنین باید برخی از معظلاتی که از طریق گذار نابسامان انرژی، نابرابری‌های عمیق در جامعه را تشدید می‌کنند و به طور بالقوه واکنش سیاسی علیه انرژی پاک ایجاد می‌کنند را مورد ملاحظه قرار دهند. جوامع وابسته به درآمد سوخت فسیلی و مشاغل بدون توسعه اقتصادی و آموزش نیروی کار تحت حمایت دولت متضرر خواهند شد. در همین حال، برای کمک به مصرف کنندگان کم درآمد برای مقابله با نوسانات قیمت، سیاست گذاران باید مانند بسیاری از کشورهای اروپایی در ماه های اخیر به یارانه ها یا تعدیل موقت نرخ مالیات روی آورند.

به همان اندازه که دولت ها نیاز به رشد نوآوری های جدید و سرعت بخشیدن به گذار به انرژی پاک برای مهار تغییرات آب و هوایی دارند، آنها همچنین باید اقدامات آگاهانه ای برای کاهش خطرات ژئوپلیتیکی که این تغییر ایجاد می کند انجام دهند. فن‌آوری‌های جدید می‌توانند مشکلات فنی و لجستیکی را حل کنند، اما نمی‌توانند رقابت، تفاوت‌های قدرت یا انگیزه‌ای که همه کشورها برای محافظت از منافع خود و به حداکثر رساندن نفوذ خود دارند را از بین ببرند. اگر دولت‌ها این واقعیت را در نظر نگیرند، جهان در سال‌های آینده با برخی ناپیوستگی‌های دردناک، از جمله تهدیدات اقتصادی و امنیتی جدید که سیاست‌های جهانی را دگرگون می‌کند مواجه خواهد شد. اما شاید بزرگ‌ترین خطر ناتوانی در شناسایی و برنامه‌ریزی برای این مشکلات این باشد که اگر نگرانی‌های امنیت ملی با بلند پروازی‌های تغییرات اقلیمی در تقابل قرار گیرند، گذار موفقیت‌آمیز ممکن است اصلاً رخ ندهد. و جهان می تواند دست اندازهای بیشتری را در جاده ناهموار تا "برآیند صفر" تحمل کند.

----------------------------

جیسون برداف (Jason Bordoff)، یکی از بنیانگذاران دانشکده تعییرات اقلیمی در دانشگاه کلمبیا و مدیر موسس مرکز سیاست بین المللی انرژی در دانشکده روابط بین‌الملل و روابط عمومی دانشگاه کلمبیا است. در دوران دولت اوباما، او به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور و مدیر ارشد انرژی و تغییرات آب و هوایی در کارکنان شورای امنیت ملی خدمت می کرد.

مگان ال. اوسالیوان (Meghan L. O’Sullivan)، پروفسور در امور بین‌الملل در مدرسه کندی هاروارد و نویسنده کتاب "بادآورده (Windfall): چگونه فراوانی انرژی جدید سیاست جهانی را تغییر می‌دهد و قدرت آمریکا را تقویت می‌کند" است. در دوران دولت جورج دبلیو بوش، او به دستیار ویژه رئیس جمهور و معاون مشاور امنیت ملی در امور عراق و افغانستان بود.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.