پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۹ - ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰

در مورد قرارداد ۲۵ ساله با چین

۲۸ تير ۱۳۹۹

به باور من عبور ایران به دموکراسی و مردم سالاری اگر از طریق جنگ و براندازی سخت نباشد باید از روش های اصلاح طلبانه و یا تحولی نرم صورت گیرد گه مقدمه اش رشد اقتصادی و افزایش سطح و حجم طبقات میانی جامعه است. برای چنین رشدی لزوما بالا رفتن سطح تولیدات داخلی و افزایش سزمایه گذاری های ملی لازم است.

در دو سه هفته اخیر بحث و تبلیغات زیادی بر سر قراردادی بین ایران و چین در سطح رسانه ها در گرفته است. با توجه به اینکه در همین هفته نسخه فارسی پیش نویس تفاهم نامه استراتژیک ایران و چین در سایت انصاف نیوز منتشر شد لذا نکات زیر را با عنایت به این مطلب هژده صفحه ای و بعنوان کسیکه بواسطه حرفه و تحصیلات با بخش هایی ازین موارد در آمریکا در تماس هستم با شما در میان میگذارم.

1-از جمله مطالبی که در متن منتشر شده در انصاف نیوز میتوان دید انست که انچه در این مرحله منتشر شده رئوس دیدگاه استراتژیک و راهبردی است و به الطبع وارد جزئیات نمی شود. از یک سری امکانات و پتانسیل های راهبردی سخن گفته شده که موارد کلی و زیربنایی را در بر میگیرد مثلا ساخت راه و راه اهن و تجهیزات بندری و توسعه بنادر و فرودگاه ها. در مواردی نیز از سرمایه گذاری در صنایع بویژه در رشته های تکنولوژیک پیشرفته صحبت شده است. 

نیاز به یاداوری نیست که در برنامه ریزی کلان، هرم عمودی ازدیدگاه راهبردی(استراتژیکStrategic Vision) اغاز, سپس به برنامه های اجرایی (تاکتیکی) تقسیم گردیده و درنهایت در هریک ازین برنامه ها پروژه های مختلف تبیین، طراحی و در نهایت اجرا میشوند. انچه تا بحال در مورد ان شایعه پردازی شده همه در دو ردیف پایین تر یعنی برنامه ای و پروژه ایست که هنوز بر سر آن توافقی صورت نگرفته و واکنش های سرد طرف چینی هم البته به همین دلیل است.

2-در مورد سرمایه گذاری های زیربنایی راه و راه اهن برقی و تکنولوژی های الکترونیکی هیچ جای بحثی درباره پیشرفته بودن چین در این زمینه ها وجود ندارد! من بواسطه حرفه ای در این رشته اطلاع دقیق دارم که بیش از دو دهه است که در تمام کنفرانس های الکترونیک و یا ترابری که سالانه در ان شرکت می کنم مشاهده می کنم که بدون اغراق تا ۶۰٪ تمام مقاله ها و تئوری های ارائه شده در جهان وسیله پژوهشگران چینی تهیه و عرضه میشوند. پیشرفت کمپانی هایی مانند هواوی انقدر باعث نگرانی ترامپ شده است که اروپایی ها را هم تهدید به تحریم کرده است اگر که به 5G هواوی اجازه ورود بدهند. لازم بذکر است که برخی از پیشرفت های چین در این مسیر بواسطه دزدی اطلاعات است یعنی کپی برداری از تکنولوژی که برای ساخت در اختیار چین قرار گرفته بعدا بنام های غیر براند ساخته و بعضا تکمیل و بقیمت ارزانتر ببازار عرضه شده است.

چینی ها در امور صنعتی بسیاری در ایران هم اکنون هم کار میکنند، بطور مشخص در صنعت اتوموبیل سازی که الان چین در مورد اتوموبیل های برقی به پای تسلای امریکایی نزدیک شده است در کرمان سرمایه گذاری های مشترک داشته اند.

3- در بندر سازی و راه اهن هم اکنون نیز چینی ها در ایران کار میکنند ساخت ترن و لوکوموتیو ها در ایران در دست چینی هاست(متروی قم و شیراز را چین ساخته و توسعه انرا بر عهده دارددر بنادر گواتر و چابهار چین مشغول کار است و بندر گواتر با سرمایه گذاری چین و از تحریم های ترامپ بدلیل انتفاع افغانستان در ان معاف شده است. ساخت راه اهن فوق سریع مشهد به تهران و تبریز بخشی از پروژه راه و کمربند(جاده ابریشم قرن ۲۱) عملا برای ایران برایگان ساخته میشود، و به این توافق استراتژیک هم مرتبط نیست. خط سریع تهران به اصفهان و شیراز بخشی از سرمایه گذاری در خدمت توریسم است.

4- از شایعات مطرح واگذاری این جزیره و ان بندر است، واقعیت اما انست که در مورد کیش و قشم و چابهار صحبت شده است، در کیش بنظر میرسد ایجاد یک مرکز ازاد تجاری-صنعتی مدنظر باشد. در کیش مدتهاست یک منطقه ازاد تجاری وجود داشته ولی نتوانسته بودند سرمایه گذاران قابل اعتنایی را جلب کنند. از نظر اب و هوا و محیط دریایی کیش بهترین منطقه خلیج فارس است و بواسطه نزدیکی به بازار های خاورمیانه و هاب تجاری دبی سرمایه گذاری چینی ها میتواند محدوده ی بسیار مناسبی برای تولید و صادرات تکنولوژی باشد. نیروی کار متبحر ایرانی که نسبتا با دستمزد پایین قابل استفاده است و امکانات بالای مسکونی توریستی از امتیازات کیش برای جلب سرمایه است. 

5- در قشم صحبت از تاسیسات صنعتی و تجهیزات امنیت دریایی می شود. ایران دو هدف را پیش میبرد اول انکه چینی ها را به سرمایه گذاری در پتروشیمی و گاز طبیعی در منطقه مشترک پارس جنوبی با قطر تشویق نماید. دوم انکه برای صادرات نفت به چین از کانال تنگه هرمز شریک و دخیل پیدا نماید. ایران اگر بخش عمده نفت خود را به چین بفروشد دیگر گرفتار تحریم های امریکا نیست ولی چینی ها اگر نتوانند تنگه را کنترل کنند نمیتوانند بر توانایی ایران بر باز نگه داشتن تنگه هرمز اتکا داشته باشند. چین توافق کرده است در بخشی از قشم یک بندرگاه با امکان لنگراندازی نظامی داشته باشد. تا بتواند نیروی دریایی خود را مامور حفاظت از نفتکش های به مقصد چین نماید. الان سواحل جنوبی خلیج فارس از شرق تا غرب محل استقرار نیروهای دریایی و هوایی امریکا، بریتانیا و فرانسه است. علیرغم اختلافات امریکا و اروپا برسر برجام انها در ناتو و عملیات نظامی یک فرماندهی مشترک دارند. سناریوی محتمل انست که روزی امریکا بخواهد ورود و خروج نفتکش ها و کشتی های باربری ایران را در دهانه خلیج فارس متوقف و عملا محاصره دریایی بر ایران اعمال نماید. امریکا هم اکنون این پروسه را باصدور حکم توقیف نفتکش های ایرانی کلید زده است. من فقط سناریو را مطرح می کنم و شما راه های تقابل با ان را حدس بزنید الف: ایران تسلیم شود ب: ایران مقابله به مثل کند که در انصورت خطر جنگ قطعی ست! ج: ایران از چین و روسیه درخواست حمایت کند، احتمال انکه انها بخواهند و یا بتوانند در این لحظه وارد ماجرا بشوند زیاد بالا نیست د: ایران توافقی مانند انچه مورد بحث است با چین بعنوان طرف تجاری نفت و پتروشیمی خود امضا کند و چین نگهبانی از محصولات بارگیری شده بمقصد خود را خودش از مبدا بدست بگیرد. انچه گفتیم در باره هر نوع محصولات دیگر از جمله تولیدات تکنولوژی-محور چینی در خاک ایران هم صادق است.

6- در چایهار هم اکنون هم ایران دو قرارداد عظیم بندرسازی با چین و هند دارد. پایگاه نیروی هوایی ایران در چابهار آخرین تاسیسات ساخته شده در رژیم سابق است و به اندازه کافی مدرن و قابل استفاده بوده و فضا برای توسعه هم دارد. چینی ها به امکانات مشترک برای حمایت از نیروی دریایی خود در اقیانوس هند و دریای عمان از اینجا حساب می کنند. چین پایگاه دیگری در جیبوتی دارد مقابل یمن انطرف باب المندب! علیرغم تمام سرمایه هایی که در ایران صرف پروژه های دفاعی میشود و پیشرفت هایی که صنایع نظامی در ایران داشته در تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری باربری هوایی و دریایی بدلیل محدودیت های موجود ایران پیشرفت های چندانی نداشته است و از همین رو این دیدگاه راهبردی بخش هایی را به این زمینه ها اختصاص داده است.

7- و اما مهمترین وجه این تفاهم نامه در ارتباط با امال تکنولوژیک راهبردی انست. باید در نظر داشت که چین از مرحله اول برنامه توسعه صنعتی خود گذشته استزمانیکه در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی محل سرمایه گذاری امریکا و غربی ها به دلیل نیروی کاری ارزان بود. الان چین خود نه تنها صادر کننده تولیدات فنی ست بلکه تکنولوژی و سرمایه را نیز خودش صادر میکند. از سویی ایران از نظر دانش های بنیادی در سطح خوبی قرار دارد، اکثر تحصیل کرده های ایران علیرغم سیاه نمایی های سیاست بازان براحتی جذب دانشگاه های غربی شده و در بسیاری از کشور های جهان با روی گشاده بکار گرفته میشوند. نگاه چین به ایران یک نگاه براساس منافع مشترک است. نیروی کار متخصص و منبع انرژی از ایران و سرمایه و بازاریابی و صادرات از چین. گرچه چین مانند هر ابرقدرت دیگری به توسعه نفوذ خود میاندیشد ولی در اینجا مانند غرب فقط به فکر برداشت نفت و انداختن نان خشک نیست. بخاطر داشته باشید که حتی در زمان شاه هم فقط اتحاد شوروی بود که حاضر شد به ایران صنعتی مانند ذوب آهن بفروشد و رومانی بود که صنایع ماشین سازی و تراکتور سازی را در ایران راه اندازی کرد. تولید محصولات تکنولوژیک در ایران همانطوریکه نتیجه سرمایه گذاری های غرب در دهه های ۸۰ و ۹۰ عملا بذر توسعه صنعتی در چین را کاشت و در دهه ۶۰ باعث رشد صنعتی ژاپن و در دهه ۷۰ در کره جنوبی و تایوان گردید، می تواند به رشد فن اوری و تولید در سطح قابل رقابت در بازارجهانی به ایران نیز کمک کند.

8- و اما بزرگترین نکته منفی درباره چینی ها انست که انها قراردادی با اریک پرنس دارند که موسس بلک واترز(ارتش خصوصی قراردادی امریکا در عراق) است، امنیت بیشتر تاسیسات و اکتشافات معدنی چین در افریقا وسیله این کمپانی خصوصی اداره میشود که حالا سرمایه گذاری هایی از ولیعهد امارات محمد بن زاید و مشاوره امنیتی اسراییل هم در ان نقش دارد. اطمینان کردن چینی ها به چنین معجونی شاید در افریقا ممکن باشد اما در محیط سرزمینی ایران و خلیج فارس به یقین خطرناک و نابخردانه است. صحبتی که از پنج هزار نیروی امنیتی برای حفاظت از تاسیسات چین میشود اگر منظور این باشد معنی اجازه ورود به مزدورانی دارد که معلوم نیست چه هدفی را دنبال می کنند. 

دلیل مخالفت ها با این توافق یا تفاهم نامه چیست؟

تا حایی که من میتوانم حدس بزنم این مخالفت دو سه ریشه دارد:

نخست انکه، برای برخی که عمدتاً خود را برانداز میدانند مسئله انست که اگر هر کاری باعث حل مشکلات مملکت گردد، در عمل باعث عمر بیشتر حکومت اسلامی در ایران خواهد شد و این نتیجه ایست که برایش هیچ توجیهی پذیرفته نیست. شوربختانه اما در سوی دیگر این ساطور مردم ایران هستند که بزعم مخالفین تنها راه نجاتشان کفن کردن رژیم است و تمام عذابی که میکشند برای خارج نشینان و حتی برخی از داخل نشینان بهایی ست که باید برای سقوط رژیم بپردازند.

دوم انکه، به باور من عبور ایران به دموکراسی و مردم سالاری اگر از طریق جنگ و براندازی سخت نباشد باید از روش های اصلاح طلبانه و یا تحولی نرم صورت گیرد گه مقدمه اش رشد اقتصادی و افزایش سطح و حجم طبقات میانی جامعه است. برای چنین رشدی لزوما بالا رفتن سطح تولیدات داخلی و افزایش سزمایه گذاری های ملی لازم است. سطح رفاه و درامد متوسط اجتماعی بالای سطح فقر باشد. چنین برنامه هایی برای رشد سرمایه ملی در کشوری مانند چین به شکل چشمگیری در طی سی سال گذشته بار اور بوده و همین مدل میتواند در ایران نیز اثرات مثبت داشته باشد.

سوم انکه، بخشی از مخالفین که خود را از گروه اول معرفی نمی کنند معتقدند که از مورد دوم مردم عادی سود نخواهند برد و رانتخواران و نزدیکان رژیم نفع خواهند برد. این خطر کاملا واقعی و منطقی ست و عدم اعتماد به کارکرد گذشته رژیم باعث میشود که در هیچ موردی نتوان زیاد هم به روند وقایع خوشبین بود. راه سر امدن بر این مشکلات تنها از طریق نظارت وشفافیت در عمل است نه دست زدن به خودکشی جمعی. در مجموع مگر در روسیه و یا چین منافع اول به روسای حزبی نرسید؟ مگر در تمام جمهوری های شوروی سابق رهبران حزبی به رئیس جمهوران مادام العمر تبدیل نشده اند که الان هم ریاست را موروثی به فرزندانشان منتقل می کنند؟ با این وجود اما کسی منکر آن نیست که سطح متوسط زندگی و رفاه در جمعیت سه میلیاردی چین و در سراسر روسیه هم در دو دهه اخیر بالا رفته است.

 

 

 

 

دیدگاه‌ها

آقای اقتداری طبق کدام نشانه ها بعدازچهل سال یکباره رژیم به توسعه فکرمیکند.پولی که ازاوباماگرفته شدخرج کدام توسعه شد.اگرفکرتوسعه درایران بودمنابع چپاول نمی شد که به چین جهت قراردادبیست وپنج ساله احتیاج باشد.
0

آقاي اقتداري
با توجه باطلاعات مندرجه در مقاله اتان، شما تمايلتان را به اصلاحات و تحول نرم اعلام داشته ايد. براي اين هدف رشد اقتصادي را مقدم دانسته ايد و تفاهم نامه ايران و چين را در اين راسنا دانسته و پسنديده ايد. از صراحت و صداقت شما بايد قدرداني كرد. برخي از همفكران شما، براي اثبات مواضع خود، بدون طرح ان ها به ديگر ستيزي دست مي زنند و هرچه مي خواهند به مخالفين نسبت مي دهند كه همگي شاهديم و به بحث و نتيجه گيري معقول نمي انجامد و احساسي است و در حد يقين حسي با نفرت و افراط در جا مي زند.
فرشاد مومني اقتصاددان ايراني، پرسش هاي مهمي در مقابل اين تفاهم نامه قرار داده و جانبداراني شبيه شما را به چالش جدي مي اندازد. ممكن است به پرسش هاي او جواب بدهيد. برخي از اين پرسش ها چنين اند:
ايا در تاريخ ايران، تكيه به يك قدرت خارجي براي دفاع از كشور در مقابل كشور ديگر نتيجه مند بوده است؟
آيا موانع رشد در چهل سال گذشته نبود چين و چهارصد ميليارد دلار ان بوده است؟ كه اكنون با اين تفاهم نامه رفع بشوند؟

وقتی بستر نهادی به رانت و فعالیت غیرمولد پاداش می‌دهد، خارجی‌ها تحت هر عنوانی هم که بیایند در آن زمینه‌ها فعال می‌شوند تا بیشترین سود را با کمترین ریسک داشته باشند و توجه کنید که بستر نهادی امروز از نظر میدان دادن به مناسبات رانتی و تحمیل فشار به بخش مولد لااقل در حیطه‌هایی به مراتب شکننده‌تر از گذشته نیز است. بر اين بستر، رشد اقتصادي مقدم از نظر شما توهم نيست؟ توهمي كه طي چهل سال گذشته تجربه نشده؟
در تجربه‌های تاریخی جهان حتی یک مورد هم نداریم که یک کشور قادر به استفاده خردمند از ظرفیت‌های انسانی و مادی خود نباشد اما قادر باشد بصورت کارآمد از سرمایه‌های خارجی استفاده کند. ... بنابراین در این زمینه گام نخست این است که اگر ما به دنبال جذب سرمایه‌گذاری خارجی هستیم ابتدا قابلیت‌های داخلی خود را افزایش دهیم که نه تنها در این زمینه قابلیت بایسته از خود نشان ندادیم، بلکه همواره جزو کشورهایی با بالاترین رتبه در زمینه فرار سرمایه‌های انسانی و مادی خودمان بوده‌ایم. مساله حیاتی‌تر آن است که تمایل چین استمرار سرمایه‌گذاری در حیطه‌های خام فروشانه است. اینها موضوعاتی است که باید با دقت درباره‌اش صحبت شود و در سطح ملی توافق حاصل کنیم و پس از آن با طرف خارجی مذاکره کنیم. اين موارد در تفاهم نامه توسط شما مفروض تلقي شده اند؟
همیشه از فاصله شوک اول نفتی تا امروز هر اتفاق فاجعه آمیزی در کشورهای نفتی اتفاق افتاده ابتدا در ونزوئلا بوده و سپس با یک وقفه زمانی در سایر کشورها مانند مکزیک، نیجریه و ایران مشاهده شده است. بسیار جالب است که از کانال جذب سرمایه‌گذاری خارجی در زمینه استمرار خام فروشی، قبل از ما ونزوئلایی‌ها برای جذب سرمایه‌گذاری در صنعت نفت و گاز به سراغ چینی‌ها رفتند اما حالا مشاهده می‌کنیم که برای امور روزمره به کمک ما نیاز دارند. یعنی چینی‌ها در تجربه ونزوئلا در عمل به آنها خیری نرساندند چراکه بدهی‌های انبوهی برای آنها به یادگار گذاشته و حالا بهتر است از تجربه ونزوئلا در این موضوع استفاده کنیم. ايا شما با توافق بلاشرط خود با تفاهم نامه ايران و چنين، اين تجربه را براي كشور مدد نمي رسانيد ؟
اصل مقاله را در لينك زير مي بينيد

https://www.ilna.news/fa/tiny/news-941764
0

افزودن دیدگاه جدید