دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۳ اوت ۲۰۲۰

سازماندهی "دیمی کاران"1: نگاهی از "جنوب" - بخش دوم

۲۰ تير ۱۳۹۹

جنبش نوین کارگری در سطح جهانی باید تصدیق کند که کارگران مهاجر جزئی لاینفک از طبقۀ کارگر اند و این که آنها در بسیاری از موارد نقشی محوری در بنای جنبشهای کارگری داشته اند. امروزه روز هوشمندترین اتحادیه ها دیگر با کارگران مهاجر همچون یک تهدید برای کارگران بومی رفتار نمی کنند، بلکه آنان را فرصتی برای تقویت جنبش کارگران تلقی می کنند. اتحادیه ها با تلقی از کارگران مهاجر به عنوان "موضوع واحد" نقش دموکراتیک خویش را در پیوند دادن کارگران مهاجر با اتحادیه ها و مبارزه با نیروهای تفرقه افکن و نژادپرست عمق بخشیده اند.

یک جنبش جهانی کار

از آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که سرمایه داری جهانی شده شرایط لازم، و آن هم نه فقط به معنای شرایط مادی بلکه همچنین به معنای آگاهی لازم، را برای ظهور یک جنبش جهانی کار به وجود آورده است. اتحادیه های کارگری به جهتگیری فراملی جهانی شدن را دستمایه کرده اند تا دست به سازماندهی اکسیونهای فراملی بزنند، ساختارهای فراملی جدیدی را ایجاد کنند، و همبستگی با کارگران مهاجر را در میهن خویش تحکیم بخشند. گسترش نااطمینانی در پهنۀ جهانی موجب تمرکز جنبشهای مختلف کار روی موضوعات واحد شده است. استحکام این اتحادیه ها و تداوم نقش پراهمیت شان بستگی تامی به موفقیت آنها در ایجاد مقاومتی جهانی و ارائۀ بدیلهای جهانی دارد. مخاطرات بسیار اند و نتیجه ابداً بدیهی نیست.

کارگران غیررسمی، کارگران مهاجر و دیمی کاران دو چالش بزرگ را در برابر این گذار (به جنبش جهانی) نهاده اند. البته ما در هر دو سو شاهد جنبشهای مثبتی بوده ایم. اتحادیۀ مرکزی کارگران (CUT)، که اتحادیۀ قدرتمندی در برزیل است، به حمایت مادی و معنوی از تشکیل "سندیکای کارگران غیررسمی" برخاست. این سندیکا به موضوعات حول برنامۀ "اعتباردهی خرد" (micro credit)* و ایجاد اشتغال می پردازد، که از حمایت وزیر کار برزیل نیز برخوردار است. در افریقای جنوبی، به دنبال تصممیم "کنگرۀ اتحادیه های کارگری افریقای جنوبی" (COSATU) در سال 2012 تیمی برای طرح و بررسی شرایط کارگران آسیب پذیر و سازماندهی گستردۀ آنان در صفوف اتحادیه های کارگری و دیگر سازمانهای کارگری تشکیل شد. هیچ یک از این ابتکارات با توفیق کامل همراه نشدند، اما هر دوی آنها مبین انتقال توجه و تمرکز به لایه هائی از کارگران، غیر از لایه های سنتی پشتوانۀ اتحادیه ها بوده اند.

در ارتباط با کارگران مهاجر، بسیاری تجارب تاریخی نزد اتحادیه های کارگری وجود دارند، که با ورود کارگران خارجی به بازار کار بومی مخالفت ورزیده و گاه در پی انزوای کارگران خارجی موجود برآمده بوده اند. اما در دهه های اخیر این وقوف و تصدیق در اتحادیه ها قوت گرفته است که "همبستگی با کارگران مهاجر به اتحادیه های کارگری کمک می کند تا به اصول پایه ای جنبش کارگری رجعت کنند". برای "دموکراتیزه کردن جهانی شدن"، آزادی تشکل و جنبش کارگران در سطح ملی باید به سطح بین المللی گسترش یابد. یک نمونۀ خوب اقدام اتحادیه های کارگری در امریکای لاتین است که به ترویج، ارتقاء، تقویت و تضمین آزادی جنبش برای تمام کارگران – خواه در کشور خویش، خواه مهاجر از یا مهاجر به کشوری دیگر - اعلام تعهد کرده اند.

  • جنبش نوین کارگری در سطح جهانی باید تصدیق کند که کارگران مهاجر جزئی لاینفک از طبقۀ کارگر اند و این که آنها در بسیاری از موارد نقشی محوری در بنای جنبشهای کارگری داشته اند. امروزه روز هوشمندترین اتحادیه ها دیگر با کارگران مهاجر همچون یک تهدید برای کارگران بومی رفتار نمی کنند، بلکه آنان را فرصتی برای تقویت جنبش کارگران تلقی می کنند. اتحادیه ها با تلقی از کارگران مهاجر به عنوان "موضوع واحد" نقش دموکراتیک خویش را در پیوند دادن کارگران مهاجر با اتحادیه ها و مبارزه با نیروهای تفرقه افکن و نژادپرست عمق بخشیده اند. ما شاهدیم که اتحادیه های کارگری در سنگاپور و هنگ کنگ برای عضوگیری کارگران مهاجر می کوشند؛ کوششی که با بهرۀ متقابل. همچنین در مالزی، اتحادیه بین المللی کارگران ساختمانی و جنگل، که یک فدراسیون جهانی از اتحادیه هاست، اقدام به عضوگیری کارگران مهاجر دوشادوش اعضای "معمولی" خود کرده است. از طریق این قبیل اقدامات مثبت و فعالانه است که اتحادیه ها خواهند توانست با استراتژی "تفرقه بیانداز و حکومت کن"، که پایۀ رونق اقدامات ضد اتحادیه ای است، مواجه شوند.

در بخشهای بعدی

در بخشهای بعدی این مطلب ما بر این موضوعات مکث خواهیم کرد و جوانب هر یک را بیشتر خواهیم گشود. به کوششهائی که برای نمونه در امریکای مرکزی در بخش صنایع پوشاک، برای سازماندهی کارگران غیررسمی، مهاجر و دیمی کاران در زنجیرۀ تأمین جهانی انجام شده اند، خواهیم پرداخت. بر لزوم طرح خواست تقویت حق سازمانیابی و اتحادیه مکث خواهیم کرد و درهم آمیختگی انواع مختلف استثمار کار واهمیت حیاتی همبستگی جهانی را آشکارخواهیم کرد.

سپس راههائی را که اتحادیه های کارگری با درجات متفاوتی از موفقیت برای سازماندهی کارگران غیررسمی و خاصه کارگران مهاجر در آسیا پیشه کرده اند، معرفی خواهیم کرد. نشان خواهیم داد که چگونه سازماندهی این کارگران میتواند اقدامی با برد متقابل برای اتحادیه ها و مهاجران باشد. و این که دیمی کاران به اتحادیه نیاز دارند؛ نه فقط برای دسترسی به امکانات قانون و مناسبات کار در سطح ملی بلکه همچنین برای دسترسی به سازمانهای بین المللی که به وضع استانداردهای کار اشتغال دارند.

به سازماندهی کارگران غیررسمی در کشورهای افریقائی خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد، که این امر اگرچه به علت نسبت بسیار بالای کارگران غیررسمی یک چالش عظیم است، اما اگر اتحادیه ها بر تحقق منافع مشترک آنان با کارگران رسمی تمرکز کنند، می تواند ثمر دهد. تأکید بر عمومیت مقاومت کار و اشکال مختلط سازماندهی است که امروزه ظهور کرده اند.

زیرعنوان "زنان در بازار کار غیررسمی: جهانی شدن و سازمانیابی" به نقش محوری ای خواهیم پرداخت که زنان کارگر در سازماندهی در کشورهای "جنوب"، غالباً در اشکال نوآورانه و الهامبخش داشته اند. بر نیاز به مکانیسمهای حمایت اجتماعی و تنوع اشکال سازماندهی تأکید خواهیم داشت، زمانی که شکل اتحادیه ای تنها یا گزینه از میان گزینه هاست.

سرانجام به این پرسش بازخواهیم گشت که اتحادیه های "شمال" و "جنوب" چگونه می توانند همکاری کنند و خاصه بر اهمیت کارگران مهاجر در "شمال" مکث خواهیم کرد. امروزه برخی اشکال مبارزۀ کارگران مهاجر و همبستگی با آنان را شاهدیم، مثلاً در ساحل غربی امریکا، که می توان از آنها بسیار آموخت.

* برای اطلاع از "اعتباردهی خرد" نگاه کنید به

https://fa.wikipedia.org/wiki/اعتباردهی_خرد

افزودن دیدگاه جدید