طرح کلی تاریخ کار - بخش دهم

طرح کلی تاریخ کار - بخش دهم

انستیتو بین المللی تاریخ اجتماعی

شنبه, 25. آوریل 2020 - 00:46

هیچ جامعه ای نمی تواند به طور طبیعی برای مدتی طولانی دوام آورد، بدون آن که از نوعی از اقتصاد برخوردار باشد. اما پیشتر از این (یعنی قبل از قرن نوزدهم) هرگز هیچ اقتصادی وجود نداشت، که ولو در اساس تحت کنترل بازار باشد... اگرچه نهاد بازار از اواخر عصر حجر کمابیش مرسوم بود، اما نقش آن در حیات اقتصادی همواره فرعی بود... تقسیم کار، که پدیده ای به قدمت جامعه است، ناشی از تفاوتهای طبیعی در جنسیت، جغرافیا و موهبت های فردی است و ادعا دایر بر میل باطنی انسان به معامله و مبادله تقریباً بالتمامه جعل است".

چرا مناسبات کار تغییر می کنند؟
سوای تأثیرات متقابل مکانیسم های گفته شدۀ عمودی و افقی بر هم، باید این امکان را نیز در نظر داشته باشیم که عامل سومی در کار است که بر دست به دست آن دو عمل می کند. آیا یک نیروی پیش برندۀ همیشگی در پشت تحول تاریخی مناسبات کار قرار دارد؟

این سؤال توسط تئوری پردازان اجتماعی بزرگی که الهام بخش حرفۀ ما بوده اند پاسخ مثبت گرفته است. پاسخ های مشهور آدام اسمیت (1790 - 1723)، کارل مارکس (1883 - 1818) و ماکس وبر (1920 – 1864) به این سؤال در واقع یک نوع "موتور" را تداعی می کنند که تحولات اجتماعی و اقتصادی را به پیش می راند. البته آنها در مورد سوخت این موتور، حجم سیلندر و خاصه کارائی سوخت آن توافق نظری ندارند. اشتراک نظر آنان در قدرت تعیین کننده ای است که برای بازار - از همان لحظه در دوران مدرن که آزادانه در اروپای غربی و خاصه در جمهوری هلند(1) آغاز به شکل گیری کرد – قائل اند؛ الا این که آدام اسمیت به اثرات نهایتاً سازندۀ بازار باور دارد و مارکس به اثرات نهایتاً ویرانگر آن. ماکس وبر از "روح سرمایه داری"، از وضع یا حالتی ذهنی با سمت گیری برای کسب سود، سخن می گوید و آن را پیش شرط لازم برای موفقیت اقتصاد بازار می داند. ظاهراً زمین داران فاقد این روح بوده اند. به این دلیل وبر، و موسی فینلی از پیروان او، جامعۀ کهن را اساساً و در ذات آن متفاوت با جامعۀ سرمایه داری، در ابتدای قرن 16 و پس از آن در اروپا شکل گرفت، می دانستند.

برای متفکران پیش گفته و پیروان آنان، پیدایش بازاری برای مبادلۀ کالا، سرمایه و کار در جوامع ابتدائی تر، یعنی فئودالیسم، برده داری و استبداد آسیائی – چنان که کارل ویتفوگل مارکسیست متأثر از وبر آن را نامیده است - نیز سابقه داشت. آنها در بارۀ استبداد آسیائی پیش داوری مشترکی داشتند، که از متفکران کلاسیک باستان ناشی می شد. بنا به نظر متفکران کلاسیکی چون هرودوت، یونانی ها از یک "کشش خدادادی" برای آزادی برخوردار بودند، در حالی که دشمن ایرانی آنان محکوم به جامعۀ هیرارشیکی بودند که مشخصۀ آن کار نا آزاد بود. این روایت اثری شگرف داشت و با کشف مجدد متفکران کلاسیک در دوران رنسانس، در اولین متفکران اجتماعی و اقتصادی اواخر قرن 18 و اوائل قرن 19 عمیقاً نفوذ کرده بود. پیشتازان بزرگ سفر به اقیانوس آرام، خاصه هلندی ها، فرانسویان و انگلیسی ها، مفهوم "وحشی اصیل" را به این پیشداری افزودند. ما می توانیم این دست الگوهای تعبیر وضع را – که تأثیرات شان تا امروز نیز باقی اند – به عنوان نظام هائی از مناسبات کار محصور در زمان و مکان تلقی کنیم، که یا تقریباً تغییرناپذیر بودند، یا دست کم در مورد اروپا، در اثر یک دینامیسم درونی ظاهراً خودبخودی، از جامعۀ اولیه به برده داری، فئودالیسم، سرمایه داری گذر کرده و سرانجام با سوسیالیسم نیل خواهند کرد. باور وسیعی هم وجود داشت که باقی دنیا نیز همان مسیر تمدنی را با سرعتی بیشتر از اروپا طی خواهد کرد.

این مفهوم از دینامیسم تاریخ جهانی مدت های مدیدی مفهوم مسلط در مطالعه در این باره بود. به اعتباری دوام این مفهوم از آن رو بود که هر دو گروه متفکران لیبرال و مارکسیست به آن باور داشتند. الکساندر چایانف (1937 - 1888) و کارل پولانی (1964 – 1886) در نیمۀ اول قرن بیستم کوشش تئوریکی جالبی را برای ایجاد یک الگوی بدیل به خرج دادند.

چایانف با مطالعۀ آمارهای جامع در بارۀ خرده مالکان روسی در فاصلۀ سال های 1880 تا 1920 دست به این کار زد. پولانی و مکتب او، به روشی به مراتب کمتر سخت گیرانه نسبت به چایانف، نمونه های بسیار بیشتری را - از مزوپوتامی تا داهومی - از مناسباتی متفاوت با الگوی پیش گفته عرضه کردند.

با این حال مبتنی بر تجربۀ واقعی می توان گفت که کوشش های این محققان در نهایت چندان قانع کننده نبود. مقدم بر همه، این کوشش ها ناموفق بودند، زیرا در اهمیت کار برای معاش و رفتار ضدبازاری اهالی دنیا پس از انقلاب نوسنگی به شدت اغراق می کردند. کارل پولانی خود نظرش را چنین خلاصه کرده است:

"اجازه دهید نظرم را روشن کنم. هیچ جامعه ای نمی تواند به طور طبیعی برای مدتی طولانی دوام آورد، بدون آن که از نوعی از اقتصاد برخوردار باشد. اما پیشتر از این (یعنی قبل از قرن نوزدهم) هرگز هیچ اقتصادی وجود نداشت، که ولو در اساس تحت کنترل بازار باشد... اگرچه نهاد بازار از اواخر عصر حجر کمابیش مرسوم بود، اما نقش آن در حیات اقتصادی همواره فرعی بود... تقسیم کار، که پدیده ای به قدمت جامعه است، ناشی از تفاوتهای طبیعی در جنسیت، جغرافیا و موهبت های فردی است و ادعا دایر بر میل باطنی انسان به معامله و مبادله تقریباً بالتمامه جعل است".

* (1)- جمهوری سرزمینهای ندرلند بین 1588 تا 1795 کنفدرالی مشابه یک پیمان دفاعی و وحدت کمرگی بود. بخش اعظم این جمهوری کشور امروزی هلند (ندرلند) را شامل می شد. این جمهوری درقرن 17 از قدرت سیاسی و اقتصادی بزرگی برخوردار بود و مدتی طولانی نقش اصلی را در صحنۀ جهانی ایفا می کرد.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.