رأی منفی به ترامپ و جمهوریخواهان
انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ آمریکا به یکی از شکستهای سنگین حزب جمهوریخواه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ تبدیل شد. دموکراتها با پیروزی در رقابتهای کلیدی مجلس نمایندگان، سنا و چندین ایالت، توازن قدرت سیاسی در واشنگتن را تغییر دادند و کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست گرفتند.
این نتیجه را نمیتوان صرفاً جابهجایی چند کرسی یا پیروزی انتخاباتی یک حزب دانست. انتخابات بازتاب نارضایتی گسترده از عملکرد دولت ترامپ، افزایش هزینههای زندگی، پیامدهای جنگ با ایران و نگرانی از تمرکز قدرت در کاخ سفید بود. در کنار این تحولات، پیروزی شمار قابلتوجهی از زنان و نامزدهای متعلق به اقلیتهای نژادی و مذهبی، چهرهای متفاوت از نمایندگی سیاسی در آمریکا ترسیم کرد.
رکورد هزینههای تبلیغاتی
هزینههای تبلیغاتی انتخابات ۲۰۲۶ به سطحی بیسابقه رسید. برآوردها از هزینه و تعهدات تبلیغاتی در حدود ۱۱٫۶ میلیارد دلار حکایت داشتند؛ رقمی که نشاندهنده نقش فزاینده پول، شبکههای تبلیغاتی و حمایت گروههای ذینفوذ در رقابتهای انتخاباتی آمریکاست.
رقابت سنا در تگزاس، با بیش از ۵۶۰ میلیون دلار هزینه و رزرو تبلیغاتی، به یکی از پرهزینهترین رقابتهای غیرریاستجمهوری تاریخ آمریکا تبدیل شد.
این حجم عظیم هزینه نشان میدهد که انتخابات آمریکا، با وجود برخورداری از سازوکارهای دموکراتیک، همچنان بهشدت تحت تأثیر منابع مالی، سازمانهای قدرتمند و توانایی نامزدها در جلب حمایت رسانهای قرار دارد. بااینحال، نتیجه انتخابات نشان داد که هزینهکرد هنگفت و حمایت مستقیم رئیسجمهور لزوماً پیروزی را تضمین نمیکند.
پیشبینیها و مشارکت رأیدهندگان
در هفتههای پیش از انتخابات، بسیاری از ارزیابیها از احتمال پیشروی دموکراتها در مجلس نمایندگان حکایت داشتند؛ اما بازپسگیری سنا دشوارتر ارزیابی میشد. دموکراتها برای رسیدن به اکثریت، ناچار بودند در چند ایالت با گرایش سنتی جمهوریخواه پیروز شوند.
افزایش رأیگیری زودهنگام، بهویژه در ایالتهایی مانند تگزاس، نشانهای از اهمیت و حساسیت این انتخابات بود. البته مشارکت بالا بهتنهایی برتری هیچیک از دو حزب را ثابت نمیکرد.
نتیجه نهایی اما فراتر از پیشبینیهای محتاطانه بسیاری از ناظران رفت: دموکراتها نهفقط در رقابتهای نزدیک، بلکه در شماری از مناطق و ایالتهایی که جمهوریخواهان به پیروزی در آنها عادت داشتند، موفق شدند آرای لازم را به دست آورند.
شکست سنگین جمهوریخواهان در کنگره
مجلس نمایندگان
دموکراتها اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آوردند و جمهوریخواهان را از کنترل این نهاد خارج کردند. در شمارشهای اولیه روز چهارم نوامبر، دموکراتها دستکم ۲۲۲ کرسی را تصاحب کرده بودند و شمار قابلتوجهی از رقابتها همچنان در انتظار اعلام نتیجه نهایی بود.
بازپسگیری مجلس به دموکراتها امکان میدهد ریاست کمیتههای کلیدی، تنظیم دستور کار قانونگذاری و بخش مهمی از اختیارات نظارتی را در اختیار بگیرند.
سنا
پیروزی دموکراتها در سنا از نظر سیاسی اهمیت بیشتری داشت؛ زیرا این حزب توانست در چند ایالت با سابقه طولانی حمایت از جمهوریخواهان پیروز شود. در شمارشهای اولیه، دموکراتها با احتساب دو سناتور مستقل همسو با خود، به اکثریت ۵۴ کرسی دست یافتند.
از مهمترین پیروزیهای این دوره میتوان به نتایج تگزاس، کانزاس، کارولینای جنوبی، آیووا، اوهایو، مین و کارولینای شمالی اشاره کرد.
در تگزاس، جیمز تالاریکو با شکست نامزد جمهوریخواه، نخستین پیروزی دموکراتها در انتخابات سنا در این ایالت از سال ۱۹۸۸ را رقم زد. در کانزاس نیز آدام همیلتون به پیروزی رسید؛ نخستین پیروزی یک دموکرات در رقابت سنا در این ایالت از سال ۱۹۳۲.
این نتایج نشان میدهد که بخشهایی از رأیدهندگان ایالتهای محافظهکار نیز حاضر شدند در واکنش به عملکرد دولت، از نامزدهای دموکرات حمایت کنند.
حضور تاریخی زنان، سیاهپوستان و اقلیتها
یکی از مهمترین ویژگیهای انتخابات ۲۰۲۶، پیروزی نامزدهایی بود که انتخاب آنها موانع تاریخی حضور گروههای مختلف در بالاترین سطوح قدرت سیاسی آمریکا را به چالش کشید.
زنان در چندین رقابت مهم به پیروزی رسیدند و شماری از آنها برای نخستین بار در تاریخ ایالتهای خود به مقامهای عالی سیاسی دست یافتند.
جینیا هینوحوسا در تگزاس به پیروزی رسید و نخستین فرماندار زن لاتینتبار این ایالت شد.
کیشا لنس باتمز در جورجیا بهعنوان نخستین زن سیاهپوست انتخابشده به مقام فرمانداری یک ایالت در تاریخ آمریکا شناخته شد.
دب هالند در نیومکزیکو نخستین زن بومی آمریکا شد که به مقام فرمانداری یک ایالت انتخاب میشود.
امی اکتون در اوهایو به نخستین زنی تبدیل شد که از طریق انتخابات به مقام فرمانداری این ایالت میرسد.
در ویسکانسین نیز دیوید کراولی به نخستین فرماندار سیاهپوست این ایالت تبدیل شد. در فلوریدا، بایرون دونالدز، نامزد جمهوریخواه، بهعنوان نخستین فرماندار سیاهپوست این ایالت انتخاب شد. این نکته نشان میدهد که افزایش حضور اقلیتها در سیاست آمریکا به یک حزب محدود نمانده است، هرچند بخش مهمی از پیروزیهای تاریخی این دوره نصیب دموکراتها شد.
این تحولات صرفاً نمادین نیستند. حضور گروههای متنوعتر در ساختار قدرت میتواند دامنه مطالبات مطرحشده در سیاست عمومی را گسترش دهد؛ هرچند هویت قومی، جنسیتی یا مذهبی بهتنهایی تضمینکننده سیاستهای مترقی یا پاسخگویی به مطالبات مردم نیست.
انتخاب نخستین سناتور مسلمان آمریکا
یکی از رویدادهای تاریخی انتخابات، پیروزی عبدال السید در رقابت سنای ایالت میشیگان بود. این پزشک و مقام پیشین حوزه سلامت عمومی، با شکست مایک راجرز، به نخستین مسلمان منتخب مجلس سنای آمریکا تبدیل شد.
اهمیت این پیروزی تنها در تعلق مذهبی او خلاصه نمیشود. السید در کارزار انتخاباتی خود بر کاهش هزینههای زندگی، گسترش دسترسی به خدمات درمانی و مسکن تأکید داشت. مواضع او درباره سیاست خارجی آمریکا و مخالفت با حمایت نظامی بیقیدوشرط از اسرائیل نیز از موضوعات بحثبرانگیز کارزار انتخاباتیاش بود.
پیروزی او در شرایطی به دست آمد که هویت مذهبی و مواضع سیاسیاش هدف حملات برخی مخالفان قرار گرفته بود. انتخاب یک مسلمان به مجلس سنا، از این منظر، نشانهای مهم از ظرفیت نظام انتخاباتی آمریکا برای ورود چهرههایی با پیشینههای متفاوت به بالاترین سطوح قدرت است.
در کنار او، پیروزی چند نامزد مسلمان در انتخابات مجلس نمایندگان نیز بر گسترش حضور مسلمانان در نهادهای انتخابی آمریکا افزود.
جنگ با ایران و بحران هزینههای زندگی
از عوامل مهم شکست جمهوریخواهان، نارضایتی از وضعیت اقتصادی و پیامدهای جنگ با ایران بود. جنگی که بنا بر گزارشهای منتشرشده از ۲۸ فوریه آغاز شده بود، به یکی از موضوعات اصلی مناقشه سیاسی تبدیل شد.
افزایش هزینههای زندگی، نگرانی از قیمت انرژی و فشار تورمی بر خانوارها، بهویژه رأیدهندگان مستقل را تحت تأثیر قرار داد. بخش مهمی از رأیدهندگان، انتخابات را فرصتی برای مخالفت با عملکرد رئیسجمهور و ایجاد توازن در برابر قدرت کاخ سفید تلقی کردند.
نظرسنجیهای پس از رأیگیری نیز حاکی از آن بود که نارضایتی از مسیر کشور و تمایل به تقویت نظارت کنگره بر رئیسجمهور، در تصمیم انتخاباتی بسیاری از شهروندان نقش داشته است.
البته نباید نتیجه انتخابات را فقط به جنگ یا تورم تقلیل داد. نگرانی از فساد، سیاستهای مهاجرتی، نحوه استفاده از نهادهای فدرال و سبک حکمرانی ترامپ نیز در شکلگیری این شکست نقش داشتند.
ترامپ و شکست راهبرد انتخاباتی جمهوریخواهان
شکست جمهوریخواهان، ضربهای جدی به اعتبار سیاسی ترامپ وارد کرد. رئیسجمهوری که با حمایت از نامزدهای مورد نظر خود و حضور در کارزارهای انتخاباتی در پی حفظ اکثریت کنگره بود، نتوانست مانع پیروزی دموکراتها شود.
پیروزی دموکراتها در ایالتهایی که ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ در آنها عملکرد قدرتمندی داشت، نشان داد که ائتلاف انتخاباتی جمهوریخواهان در برابر نارضایتی اقتصادی و سیاسی آسیبپذیر است.
این نتیجه همچنین پرسشهایی جدی درباره آینده رهبری حزب جمهوریخواه مطرح میکند: آیا این حزب همچنان میتواند بر راهبرد سیاسی و شخصیمحور ترامپ تکیه کند، یا ناچار خواهد شد در سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و خارجی خود بازنگری کند؟
بااینحال، شکست انتخاباتی به معنای پایان نفوذ ترامپ یا از میان رفتن پایگاه اجتماعی جمهوریخواهان نیست. این حزب همچنان در ایالتها و بخشهایی از جامعه آمریکا از حمایت قابلتوجهی برخوردار است و ممکن است در انتخابات آینده برای بازپسگیری قدرت تلاش کند.
پیامدهای سیاسی: کنگره در برابر کاخ سفید
کنترل همزمان مجلس نمایندگان و سنا، ابزارهای مهمی در اختیار دموکراتها قرار میدهد:
۱. نظارت بر دولت: کمیتههای کنگره میتوانند تحقیقات گستردهتری درباره سیاستهای مهاجرتی، عملکرد وزارت دادگستری، هزینههای دولت و تصمیمهای مربوط به جنگ انجام دهند.
۲. محدود کردن دستور کار ترامپ: تصویب طرحهای مورد حمایت رئیسجمهور دشوارتر خواهد شد و دموکراتها میتوانند با طرحهای مخالف سیاستهای خود مقابله کنند.
۳. بررسی انتصابها و بودجه: اکثریت سنا در روند بررسی بسیاری از انتصابهای مهم فدرال و تصمیمهای مربوط به بودجه نقش تعیینکنندهای دارد.
۴. تقویت نظارت و توازن قوا: پیروزی دموکراتها میتواند امکان نظارت مؤثرتر کنگره بر قوه مجریه را افزایش دهد؛ مطالبهای که در میان رأیدهندگان نیز حمایت گستردهای داشت.
بااینحال، کنترل کنگره به معنای در اختیار داشتن تمام قدرت سیاسی نیست. ترامپ همچنان از حق وتوی ریاستجمهوری برخوردار است و عبور از وتو به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارد. بنابراین، احتمال رویارویی سیاسی و بنبست قانونگذاری در واشنگتن همچنان جدی است.
فرجام سخن : فراتر از یک شکست انتخاباتی
انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را میتوان یکی از جدیترین شکستهای سیاسی ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش دانست. جمهوریخواهان کنترل هر دو مجلس کنگره را از دست دادند و در چندین ایالت مهم نیز با شکست روبهرو شدند. افزایش هزینههای زندگی، جنگ با ایران، نارضایتی از عملکرد دولت و تمایل به تقویت نظارت بر قدرت ریاستجمهوری، از عوامل اصلی این چرخش انتخاباتی بودند.
در عین حال، انتخاب زنان، سیاهپوستان، بومیان آمریکا، لاتینتبارها و نخستین سناتور مسلمان کشور، بُعد اجتماعی و تاریخی این انتخابات را برجسته کرد. این پیروزیها نشان میدهند که مرزهای مشارکت سیاسی در آمریکا در حال تغییر است و گروههای بیشتری توانستهاند در سطوح بالای قدرت نمایندگی پیدا کنند.
با وجود این، پیروزی دموکراتها بهخودیخود به معنای حل بحرانهای اقتصادی، پایان جنگ یا تحقق عدالت اجتماعی نیست. آزمون واقعی این حزب از ژانویه ۲۰۲۷ آغاز خواهد شد؛ زمانی که کنگره جدید کار خود را شروع میکند و رأیدهندگان انتظار خواهند داشت که پیروزی انتخاباتی به تغییرات ملموس در زندگی روزمره آنان تبدیل شود.
پیام روشن انتخابات این است: قدرت سیاسی حتی در دست رئیسجمهوری با پایگاه اجتماعی نیرومند نیز مصون از پاسخگویی نیست. رأیدهندگان میتوانند با استفاده از صندوق رأی، توازن قوا را تغییر دهند و مسیر سیاست کشور را تحت تأثیر قرار دهند .
مسعود شب افروز
افزودن دیدگاه جدید