هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل با شعار «بازگرداندن اعتماد» برگزار شد؛ اما آنچه در رابطه ایران و آمریکا در نیویورک دیده شد، بیش از هر چیز تصویر بیاعتمادی، تهدید، تقابل و شکست گفتوگو بود.
سخنرانی مسعود پزشکیان نیز در همین چارچوب قابل فهم است: نه یک ابتکار تازه دیپلماتیک، بلکه عمدتاً پاسخی سیاسی به حملات ترامپ و تلاشی برای دفاع از روایت جمهوری اسلامی از جنگ.
ترامپ یک روز پیشتر ایران را تهدید به نابودی کرده بود و هیئت ایرانی در اعتراض سالن را ترک کرد. روز بعد، هنگام سخنرانی پزشکیان، نماینده آمریکا نیز سالن را ترک کرد.
دو خروج متقابل، شاید از نظر تبلیغاتی برای هر دو طرف قابل استفاده باشد، اما از منظر دیپلماسی یک پیام روشن دارد:
دو طرف حتی تحمل شنیدن روایت یکدیگر را ندارند.
این تصویر، شاید گویاتر از تمام شعارهای «اعتمادسازی» اجلاس باشد.
پزشکیان از ایران گفت؛ اما جمهوری اسلامی را نماینده ایران معرفی کرد
پزشکیان تلاش کرد ایران را کشوری معرفی کند که در دویست سال گذشته آغازگر جنگ نبوده و همواره در برابر تجاوز از خود دفاع کرده است.
دفاع از تمامیت ارضی ایران و مخالفت با جنگ، البته موضوعی فراتر از جمهوری اسلامی است. اما مشکل از جایی آغاز میشود که ایران و جمهوری اسلامی عملاً در یک مفهوم واحد قرار داده میشوند.
ایران یک ملت، یک سرزمین و یک تاریخ است؛ جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی است.
این دو را نمیتوان یکی دانست.
مردم ایران میتوانند همزمان با تجاوز خارجی مخالف باشند و با جمهوری اسلامی نیز مخالف باشند. میتوانند هم جنگ را نخواهند و هم ادامه حکومت استبدادی را نپذیرند.
سخنرانی پزشکیان این تفکیک اساسی را انجام نداد.
قربانیان جنگ؛ حقیقتی انسانی که نباید مصادره سیاسی شود
نمایش تصاویر قربانیان و کودکان کشتهشده در حملات، از تأثیرگذارترین بخشهای سخنرانی بود. پزشکیان با این تصاویر تلاش کرد اتهام «حمایت از تروریسم» را با طرح این استدلال پاسخ دهد که ایران خود قربانی تروریسم و حملات نظامی بوده است.
اما یک اصل را نباید فراموش کرد:
کودک قربانی جنگ، ابزار تبلیغات هیچ حکومتی نیست.
اگر جان انسانها اهمیت دارد، باید همه قربانیان دیده شوند؛ نه فقط قربانیانی که با روایت سیاسی یک حکومت سازگارند.
و اگر هدف واقعاً جلوگیری از تکرار این فاجعههاست، پرسش اصلی پس از نمایش تصاویر باید این باشد:
برای متوقف کردن جنگ چه باید کرد؟
اینجا سخنرانی پزشکیان پاسخ روشنی ارائه نکرد.
مذاکره؛ اما کدام مذاکره؟
پزشکیان از گفتوگو و دیپلماسی سخن گفت و همزمان تأکید کرد که ایران تسلیم فشار نخواهد شد.
اما در همان روزها، طبق گزارشهای منتشرشده، نمایندگان ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس بهصورت غیرمستقیم مذاکره کردهاند.
این واقعیت یک پرسش جدی ایجاد میکند:
اگر مذاکره ممکن است، چرا سیاست رسمی دو طرف همچنان بر تهدید، تحقیر و نمایش قدرت استوار است؟
مذاکره واقعی با شعار آغاز نمیشود؛ با تعریف منافع، امتیازهای متقابل، تضمینهای روشن و برنامه زمانی آغاز میشود.
در سخنرانی پزشکیان چنین نقشه راهی دیده نشد.
او گفت ایران آماده مذاکره است، اما نگفت ایران برای پایان جنگ چه پیشنهادی روی میز میگذارد.
هرمز؛ نقطه فشار یا نقطه همکاری؟
پزشکیان درباره تنگه هرمز نیز موضعی صریح گرفت و بر حقوق ایران در این آبراه حیاتی تأکید کرد.
اما هرمز فقط یک اهرم فشار علیه آمریکا نیست.
امنیت آن به ایران و همه کشورهای ساحلی خلیج فارس، تجارت جهانی و امنیت انرژی مربوط است.
اگر جمهوری اسلامی واقعاً به دنبال صلح و امنیت منطقهای است، چرا یک طرح مشخص برای امنیت مشترک خلیج فارس و آزادی کشتیرانی ارائه نمیکند؟
چرا هرمز نباید از ابزار تهدید به نقطه آغاز همکاری منطقهای تبدیل شود؟
این فرصت در سخنرانی از دست رفت.
«بازگرداندن اعتماد»؛ اما با چه کسی؟
اعتماد میان ایران و آمریکا تقریباً به پایینترین سطح خود رسیده است. اما مسئولیت این وضعیت را نمیتوان تنها بر دوش یک طرف گذاشت.
تهدیدهای نظامی واشنگتن و زبان تحقیرآمیز ترامپ، راه دیپلماسی را دشوارتر میکند. در مقابل، سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی، برنامه هستهای مناقشهبرانگیز و نبود شفافیت کافی نیز از عوامل اصلی بیاعتمادی طرفهای مقابل است.
نادیده گرفتن هر یک از این دو واقعیت، تحلیل را به تبلیغات سیاسی تبدیل میکند.
صلح زمانی ممکن است که واقعیتهای ناخوشایند هر دو طرف دیده شوند.
مسئله اصلی اما در تهران است
بزرگترین مشکل سخنرانی پزشکیان شاید نه در سازمان ملل، بلکه در داخل ایران باشد.
رئیسجمهور جمهوری اسلامی میتواند از حقوق ملت ایران در برابر قدرتهای خارجی دفاع کند؛ اما نمیتواند انتظار داشته باشد که دفاع از ایران بهطور خودکار به معنای مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی تلقی شود.
مردم ایران حق دارند بگویند:
ما جنگ نمیخواهیم.
ما بمباران نمیخواهیم.
ما دخالت خارجی نمیخواهیم.
اما در عین حال:
ما حکومت استبدادی، سرکوب، اعدام، تبعیض و محرومیت از حق انتخاب سیاسی را نیز نمیخواهیم.
این دو خواست در تضاد با یکدیگر نیستند.
اتفاقاً آینده ایران زمانی میتواند از چرخه جنگ و استبداد خارج شود که این دو مسئله از یکدیگر تفکیک شوند.
مشکل فقط ترامپ نیست؛ مشکل فقط جمهوری اسلامی هم نیست
یکی از خطرناکترین دوگانههایی که امروز به مردم ایران تحمیل میشود، این است:
یا جمهوری اسلامی، یا حمله خارجی.
یا تسلیم در برابر قدرت خارجی، یا ادامه حکومت موجود.
اما مردم ایران مجبور نیستند این دوگانه را بپذیرند.
ایران نه ملک جمهوری اسلامی است و نه میدان بازی قدرتهای خارجی.
مردم ایران حق دارند آینده کشور خود را بدون جنگ خارجی و بدون حکومت استبدادی تعیین کنند.
از این منظر، سخنرانی پزشکیان یک فرصت از دسترفته بود. او میتوانست از مهمترین تریبون جهان اعلام کند که ایران آماده پایان جنگ، مذاکره، شفافیت و همکاری منطقهای است؛ اما در عین حال تأکید کند که آینده سیاسی ایران باید به مردم ایران واگذار شود.
چنین پیامی میتوانست مرز روشنی میان ایران و جمهوری اسلامی ترسیم کند.
اما این اتفاق نیفتاد.
سخنرانی مقاومت بود، نه نقشه راه
سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل را باید در چارچوب جنگ و بحران کنونی فهمید.
او به ترامپ پاسخ داد.
از قربانیان ایرانی گفت.
از حق ایران در هرمز دفاع کرد.
بر مذاکره تأکید کرد.
و گفت ایران تسلیم نخواهد شد.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است:
بعد از مقاومت چه؟
بعد از جنگ چه؟
بعد از تهدید چه؟
بعد از مذاکره چه؟
و مهمتر از همه، آینده ایران را چه کسی باید تعیین کند؟
سخنرانی پزشکیان برای این پرسشها پاسخ روشنی نداشت.
تصویر خروج هیئت ایران از سخنرانی ترامپ و خروج نماینده آمریکا از سخنرانی پزشکیان، بیش از هر بیانیهای وضعیت امروز را نشان میدهد:
دیپلماسی در بنبست است؛ جنگ ادامه دارد؛ بیاعتمادی عمیقتر شده و مردم ایران میان دو فشار گرفتارند: جنگ خارجی و استبداد داخلی.
اگر قرار است شعار «بازگرداندن اعتماد» معنایی واقعی داشته باشد، راه آن نه در خروج از سالن است، نه در تهدید به نابودی و نه در تکرار شعارهای سیاسی.
راه آن، پایان جنگ، آغاز مذاکره واقعی، احترام به حاکمیت مردم ایران و پایان دادن به این تصور است که میان ایران و جمهوری اسلامی هیچ فاصلهای وجود ندارد.
ایران باید از دوگانه جنگ و استبداد عبور کند؛ آینده ایران را نه بمبهای خارجی و نه حکومتهای مادامالعمر، بلکه مردم ایران باید تعیین کنند .
مسعود شب افروز
گرایش چپ
افزودن دیدگاه جدید