رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶
شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

درگیری‌های اخیر ایران و آمریکا به چه معناست؟

درگیری‌های اخیر ایران و آمریکا به چه معناست؟

در روزهای اخیر، همزمان با تبادل دوباره آتش و حملات نظامی جمهوری اسلامی و دولت ترامپ به یکدیگر، این پرسش که آیا احتمال از سرگیری جنگ بین دو کشور افزایش یافته‌ست یا نه، در اذهان شکل گرفته است که در این مطلب می‌کوشیم توضیحی پیرامون آن ارائه دهیم.

در حملات نظامی دو روزه گذشته هر دو طرف، اقدامات خود را نه با استناد به دلایل اولیه آغاز جنگ، بلکه با برداشت متفاوت از مفاد تفاهم‌ نامه و نحوه اجرای آن توجیه کرده‌اند. اما پاسخ جامع تر را باید در ماهیت خود آتش‌‌بس جستجو کرد. هر آتش‌ بسی الزاماً به معنای آغاز صلح پایدار نیست. در بسیاری از جنگ‌ها، توقف درگیری‌های نظامی بیش از آنکه نتیجه حل اختلافات باشد، حاصل محدودیت ‌هایی است که ادامه جنگ را برای طرفین پرهزینه یا دشوار می ‌کند. اگر عوامل اصلی بحران و جنگ همچنان باقی بمانند، آتش‌ بس تنها شکل رویارویی را تغییر می ‌دهد، نه ماهیت آن را.

در رابطه با آتش بس و تفاهم نامه بین ایران و آمریکا نیز چنین وضعیتی مشاهده می‌‌شود. توقف درگیری‌‌های مستقیم، اگرچه از گسترش جنگ جلوگیری کرد، اما موضوعات اساسی که زمینه‌ ساز آن بودند هم‌چنان بی‌‌پاسخ رها شده‌اند. از اختلاف درباره موشک‌ها و نیابتی‌های جمهوری اسلامی تا نقش منطقه‌‌ای ایران گرفته تا تحریم‌ ها و برداشت متفاوت دو کشور از نظم آینده خاورمیانه و مدیریت تنگه هرمز. به این‌ها همه باید مناسبات جمهوری اسلامی با اسرائیل را نیز افزود. تا زمانی که این مسائل به راه‌ حل قابل قبولی برای هر دو طرف نرسد، آتش‌ بس پایدار رویائی بیش نخواهد بود.

این واقعیتی است که جمهوری اسلامی و دولت ترامپ نه به دلیل دستیابی به توافقی جامع، بلکه به دلیل شرایط و محدودیت‌‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی، ناگزیر به پذیرش آتش‌‌بس شدند. از این رو، اگر در آینده این محدودیت‌‌ها کاهش یابد یا از میان برداشته‌شود، در حالی که اختلافات بنیادین هم‌چنان پابرجاست، احتمال اوج‌ گیری دوباره تنش‌ها و حتی بازگشت به جنگ هم‌چنان وجود خواهد داشت.

با این حال، درگیری‌‌های این روزها را نباید به معنای آغاز جنگی تازه دانست. آن‌چه اکنون محل اختلاف است، دیگر همان بهانه‌‌هایی نیست که جنگ به‌خاطرش آغاز شد، بلکه تفسیر متفاوت دو طرف از مفاد تفاهم ‌نامه و حقوق و امتیازهایی است که هر یک برای خود در دوره پس از جنگ قائل هستند. از همین رو، اقدامات نظامی اخیر بیش از آن‌که با هدف گسترش جنگ انجام شود، وسیله‌ای است برای تقویت موقعیت مذاکره و افزایش قدرت چانه‌زنی برای پس از آن. هر دو طرف با تمام نیرو تلاش می‌‌کنند پیش از رسیدن به توافق نهایی، دست برتر را در میدان و به تبع آن بر سر میز مذاکره به دست آورند.

در واقع، رقابت کنونی بیش از آن‌که بر سر ادامه جنگ باشد، بر سر تعیین نتایج و "غنایم" جنگ است. هر طرف می‌‌کوشد برداشت خود را از موازنه قدرت و مفاد تفاهم نامه تثبیت کند تا همان برداشت، مبنای توافق‌ های بعدی قرار گیرد. به همین دلیل، حتی اقدامات نظامی و سیاسی نیز می‌‌تواند بر روند مذاکرات و شکل‌ گیری نظم آینده منطقه اثرگذار باشد.

البته سرنوشت این آتش‌‌بس تنها به تصمیم جمهوری اسلامی و دولت ترامپ وابسته نیست. بحران کنونی دارای ابعاد پیچیده و بازیگران متعددی است که هر یک منافع و محاسبات خاص خود را دنبال می‌کنند. کشورهای منطقه و حتی قدرت‌های فرامنطقه‌ ای، به‌ویژه اسرائیل هر کدام می‌‌توانند با اقدامات یا محاسبات خود، روند مذاکرات را با مانع رو به ‌رو کرده یا آتش ‌بس را به بن‌ بست بکشانند. از این رو، آینده این آتش‌بس صرفاً در اراده دو طرف خلاصه نمی‌‌شود، بلکه به برآیند مجموعه‌ ای از عوامل منطقه‌ ای و بین ‌المللی وابسته است.

در مجموع، آتش‌بس زمانی به صلحی پایدار منجر خواهد شد که مسائل اصلی به وجود آورنده جنگ نیز حل‌ و فصل شوند. در غیر این صورت، توقف درگیری تنها یک وقفه موقت در منازعه خواهد بود. هر زمان که محدودیت‌های کنونی از میان برداشته شود، بدون رفع ریشه ‌های اختلاف، امکان بازگشت تنش‌‌ها و حتی از سرگیری جنگ هم‌چنان وجود خواهد داشت. از این رو، تحرکات محدود امروز را باید بیش از آن‌که نشانه آغاز جنگی جدید دانست، بخشی از رقابت برای کسب دست برتر در مذاکرات و شکل ‌دهی به نظم پس از جنگ تلقی کرد.

جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵- ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید