یک هفته از یورش نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد؛ حمله ای که معادلات خاورمیانه را برهم زدە است. در این گزارش با مراجعه به تحلیلهای کارشناسان برجسته بین المللی، ابعاد مختلف این بحران، تأثیرات آن بر اقتصاد جهانی و به ویژه چشمانداز ایران و جمهوری اسلامی را بررسی میکنیم
خلاصه وضعیت در میدان نبرد
بر اساس گزارشهای بین المللی، عملیات موسوم به "خشم حماسی" با موفقیتهای تاکتیکی برای نیروهای آمریکایی و اسرائیلی همراه بوده است. از جمله مهمترین تحولات میدانی میتوان به موارد زیر اشاره کرد
· تلفات رهبری: منابع متعدد خبر از کشته شدن آیت الله خامنه ای، رهبر حکومت ، و شماری از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در حملات اولیه میدهند
· خسارات زیرساختی: تخریب بیش از ۲۰۰ سامانه پدافند هوایی، نابودی ۵۰ درصد از پرتابگرهای موشکی ایران و وارد آمدن خسارت به تأسیسات هسته ای و مقرهای فرماندهی از دیگر دستاوردهای ائتلاف عنوان شده است
· توان مقابله: با وجود این ضربات، سپاه پاسداران توانسته است دهها موشک بالستیک و پهپاد در تلافی حملات شلیک کند و پایگاههای آمریکا در منطقه و نیز مناطقی در کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دهد . این حملات تلافی جویانه به زیرساختهای انرژی عربستان و امارات نیز آسیب زده است .
تأثیر بر بازار نفت و اقتصاد جهانی
بیشک مهمترین پیامد فرامرزی این جنگ، شوک وارد شده به بازار انرژی است. با توجه به نقش کلیدی ایران و همسایگانش در تأمین نفت و گاز جهان، این بحران یک "بزرگترین بحران نفتی سالهای اخیر" را رقم زده است
· تنگه هرمز در تیررس: تردد نفتکشها در تنگه هرمز، که محل عبور حدود یک پنجم نفت جهان است، تقریباً متوقف شده است . ایران تهدید کرده است که اجازه خروج "حتی یک قطره نفت" از این آبراه را نخواهد داد
· شوک قیمتها: بلافاصله پس از شروع بحران، قیمت نفت برنت به نزدیک ۸۵ دلار در هر بشکه صعود کرد و تحلیلگرانی مانند وود مکنزی هشدار میدهند در صورت تداوم انسداد هرمز، قیمتها به "بیش از ۱۰۰ دلار" و حتی تا ۱۵۰ دلار نیز خواهد رسید . این افزایش قیمت، تورم را در سراسر جهان دامن زده و رشد اقتصادی را کند میکند. صندوق بین المللی پول تخمین میزند که هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت، رشد اقتصاد جهانی را ۰.۱۵ درصد کاهش میدهد .
· بازندگان اقتصادی: اروپا و ژاپن به دلیل وابستگی بالا به واردات انرژی، بلافاصله شوک را در بازارهای سهام و ارز خود تجربه کردند . کشورهای آسیایی مانند هند، کره جنوبی و فیلیپین نیز در معرض آسیب شدید هستند . حتی تولیدکنندگان بزرگ منطقه مانند عربستان و امارات به دلیل توقف صادرات و آسیب به تأسیسات خود متحمل ضرر هنگفتی شده اند .
· چالش برای آمریکا: اگرچه آمریکا خود تولیدکننده بزرگی است، اما افزایش قیمت بنزین در آستانه انتخابات میان دوری کنگره، به یک چالش بزرگ برای دونالد ترامپ تبدیل خواهد شد و میتواند تورم را مجدداً شعلهور سازد .
برندگان و بازندگان؛ نگاهی به چشمانداز بحران
کارشناسان بینالمللی توافق دارند که این جنگ، برندهای به معنای سنتی نخواهد داشت، اما برخی بازیگران ضرر کمتری کرده و برخی اهداف خود را تا حدودی پیش خواهند برد . در این میان، تحلیل آینده ایران و جمهوری اسلامی از همه پیچیدهتر است.
ایران و جمهوری اسلامی: بقا در برابر سقوط
وضعیت ایران در آستانه یک دگرگونی بزرگ قرار دارد. تحلیلها حاکی از دو سناریوی اصلی است:
· بقا به مثابه پیروزی: جان میلشایمر، نظریه پرداز برجسته روابط بین الملل، معتقد است در این جنگ نامتقارن، "ایران اگر شکست نخورد، برنده است" . اگر جمهوری اسلامی بتواند با وجود ضربات سنگین وارده، ساختار خود را حفظ کرده و به حیات خود ادامه دهد، این یک پیروزی بزرگ در برابر ائتلاف آمریکا و اسرائیل محسوب میشود. در این سناریو، ایران با اتکا به ظرفیتهای داخلی و شبکه منطقه ای خود، جنگ فرسایشی را ادامه داده و هزینه را برای مهاجمان افزایش میدهد تا آنها را وادار به عقبنشینی کند
· سناریوی فروپاشی و خلأ قدرت: خطرناکترین سناریو برای ایران، فروپاشی قدرت مرکزی است. با کشته شدن رهبر خلأ قدرت جدی پدید آمده است . این وضعیت میتواند به دو پیامد بسیار ناگوار منجر شود
1. تصدی قدرت توسط سپاه پاسداران: در شرایط بحران، این نهاد امنیتی-نظامی میتواند قدرت را در دست گرفته و دولتی "بسیار نظامی شده" و سرکوبگر تشکیل دهد. در این حالت، برنامه هسته ای با شتاب و محرمانه تر دنبال شده و حملات نیابتی در منطقه افزایش مییابد .
2. تجزیه کشور: در صورت تضعیف شدید دولت مرکزی، خطر درگیری میان جناحهای مختلف قدرت، هرج و مرج داخلی و حتی تجزیه کشور بر اساس خطوط قومی وجود دارد که فاجعهای بزرگتر از جنگ داخلی سوریه یا فروپاشی لیبی را رقم خواهد زد .
آمریکا و اسرائیل: پیروزی تاکتیکی، بنبست استراتژیک
· اسرائیل: اگرچه اسرائیل طراح اصلی این جنگ بوده و به اهداف مهمی مانند حذف رهبر ایران دست یافته است، اما این موفقیتها با خطرات بزرگی همراه است . حملات موشکی تلافی جویانه ایران میتواند خسارات سنگینی به این کشور وارد کند. همچنین، اعتراض کشورهای عربی به نقض حریم هواییشان و به خطر افتادن امنیت شان، روابط اسرائیل با همسایگان را بیش از پیش تیره کرده است . تحلیلگران میگویند اسرائیل اکنون در یک "کارزار فرسایشی بلندمدت و نامشخص" با ایران گرفتار شده است .
· آمریکا: دونالد ترامپ با وعده پایان دادن به "جنگهای بی پایان" در خاورمیانه به قدرت رسید، اما اکنون درگیر جنگی عمیق و بدون استراتژی خروج روشن شده است . جان میلشایمر میگوید "آمریکا اگر پیروز نشود، بازنده است" . عدم موفقیت در سرنگونی سریع جمهوری اسلامی و گیر افتادن در باتلاق جدیدی مشابه عراق و افغانستان،
بزرگترین شکست برای واشنگتن خواهد بود. علاوه بر این، فشار افکار عمومی در آستانه انتخابات و هزینههای سرسامآور مالی و نظامی این جنگ، چالشهای داخلی عظیمی برای دولت ترامپ ایجاد کرده است .
دیگر بازیگران منطقهای و بینالمللی
· کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان، امارات، قطر): این کشورها در خط مقدم آتش قرار گرفته اند و تأسیسات انرژی و حریم هواییشان هدف حملات قرار گرفته است . آنها که خواستار این جنگ نبودند، اکنون بین چکش حمله ایران و سندان واکنش آمریکا گرفتار شده اند و مجبور به اتخاذ مواضع دیپلماتیک پیچیدهای هستند.
· اروپا: اتحادیه اروپا عملاً در حاشیه این بحران قرار گرفته و نقشی در تحولات میدانی ندارد . مهمترین نگرانی اروپا، امنیت انرژی و موج جدید پناهجویان ناشی از گسترش جنگ است .
· چین و روسیه: هر دو خواهان توقف درگیریها هستند. چین نگران ثبات اقتصادی و تامین انرژی خود است و روسیه که خود درگیر جنگ اوکراین است، توانایی ورود به یک جبهه جدید را ندارد و خواهان حل و فصل دیپلماتیک است .
· ترکیه: این کشور که به شدت نگران موج پناهجویان و تحرکات گروههای کردی در مرزهایش است، تلاش میکند موازنهای بین روابط با آمریکا و حفظ کانالهای ارتباطی با تهران برقرار کند . جالب اینکه برخی مقامات سابق اسرائیلی، ترکیه را "ایران جدید" نامیدهاند و آن را هدف استراتژیک بعدی تلآویو میدانند .
چشم انداز: چند سناریوی پیش رو
به طور خلاصه، کارشناسان سه سناریوی اصلی را برای آینده این بحران ترسیم میکنند:
· سناریوی اول: تشدید و گسترش منطقه ای جنگ. با توجه به اصرار اسرائیل برای تغییر رژیم و واکنش شدید ایران و متحدانش (حزب الله، حوثیها)، خطر کشیده شدن جنگ به لبنان، عراق و سوریه بسیار بالاست .
· سناریوی دوم: جنگ فرسایشی. در این حالت، جنگ به درگیریهای موشکی و پهپادی مداوم تبدیل میشود. اقتصاد ایران و منطقه فلج شده و فشار بر اقتصاد جهانی و آمریکا ، افزایش مییابد. میلشایمر این سناریو را محتمل ترین و خطرناکترین حالت میداند
· سناریوی سوم: آتش بس و راه حل دیپلماتیک. اگرچه دورنمای آن در شرایط کنونی ضعیف به نظر میرسد، اما تمایل ترامپ برای خروج سریع از بحران و میانجیگری کشورهایی مانند عمان، قطر یا ترکیه میتواند به آتش بسی شتابزده منجر شود. در این صورت، ایران ممکن است امتیازاتی درباره برنامه هسته ای بدهد، اما هرگز از توانمندی موشکی خود دست نخواهد کشید .
نتیجه گیری: یک هفته پس از آغاز بحران، تنها میتوان با قاطعیت گفت که منطقه وارد مرحله ای بسیار خطرناک و غیرقابل پیشبینی شده است. ایران در سرنوشت ترین نقطه خود ایستاده و سرنوشت آن، نه تنها آینده خاورمیانه، بلکه وضعیت اقتصاد جهانی را نیز رقم خواهد زد.
بهروز فدائی ـ هفتم مارچ 2026
افزودن دیدگاه جدید