پنجشنبه ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶
پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
March 2021
مریم سطوت
در آن روزها فکر میکردم که مانند 28 مرداد امکان بازگشت شاه بازهم وجود دارد. اولین ملاقاتم با خانواده بعد از سه سال روز راهپیمایی فداییان از دانشگاه بود. میان خانواده احترام بسیار داشتم. آنها با دیدن من همه به گریه افتادند. اعلامیه باز شدن ستاد فداییان در دانشکده فنی را من به رادیو تهران بردم. در میان راه که حکومتنظامی بود چندین جا جلو مرا گرفتند. وقتی اسلحه کمری مرا دیدند و فهمیدند که چریک هستم راه را با احترام بسیار باز کردند. در جلو ستاد فنی هواداران بسیاری جمع شده بودند. برای آنها کافی بود که چریکها را ببینند
مریم پورتنگستانی
آرمانها و اهداف فداییان که همان ٰدفاع از آزادی و عدالت اجتماعی است همچنان در میان مردم و جوانان کشور زنده است. جنبش فداییان یک جنبش تاریخی، آزادیخواهانه، عدالتخواهانه با آرمانهای سوسیالیستی و چپ است. این جنبش میبایست به دنبال غلبه بر پراکندگیهایی که در میان چپ وجود دارد برود و نیز همراه با آن با جریانات مترقی و دمکرات جمهوریخواه ائتلاف وسیعی از این نیروها برای گذر از جمهوری اسلامی بهوجود آورد تا بلکه بلوک جمهوریخواهی سکولار برای مبارزه علیه استبداد حاکم بر کشور هر چه بیشتر متشکل و تقویت شود.
مهرداد از ایران
دو سازمان «چریکهای فدایی خلق ایران» و «مجاهدین خلق ایران» -که هریک مسیر و سرنوشت متفاوتی را از سر گذراندند-توانستند در زیر ضربات مرگبار سیستم پلیسی حاکم بر کشور و به رغم فراز و فرود فراوان بقا و تداوم یابند، نشانگر ان است که این دو سازمان ریشه در متن جامعه داشتند. از مهمترین عوامل این بقا و تداوم میتوان به صداقت و صمیمیت پیشگامان و کوشندگان این جنبش اشاره کرد. واقعیت این است که بنیادگزاران و پیشگامان این جنبش پیش از آن که به مبارزهی مسلحانه روی آورند،
بیژن میثمی
ترانه یا اثر موسیقیایی اجتماعی و اعتراضی نیز در همهی دوران موضوعیت دارد و به همین دلیل ماندگار میشود و میتوان گفت همین راز ماندگاری این ترانهها در تاریخ اجتماعی یک جامعه است. از همین رو واقعهی تاریخی سیاهکل در آن دوره و بهویژه در دههی پنجاه توانست طنین سیاسی پرقدرتی را همراه با احساس همبستگی با این جنبش در میان روشنفکران، دانشجویان، دانشگاهیان و هنرمندان، معلمین و ورزشکارانی که راه هرگونه مبارزه سازمان یافته و مستقل اجتماعی، مدنی و سیاسی را بسته می دیدند و...
یداله بلدی
پس از تولد جنبش فدائی که سر آغاز آن سیاهکل بود، نه تنها روشنفکران و نویسندگان و دانشجویان بلکه ورزشکارانی که دارای گرایشات آزادیخواهی و عدالتخواهی بودند نسبت به این جنبش که سکوت و اختناق جامعه را شکسته بود سمپاتی نشان دادند. جنبش فدایی از آغاز با ورزش و بهویژه ورزش کوهنوردی عجین بوده و کوهنوردی بخشی آز آموزشهای ضروری بود و حتی خیلی از اعضای سازمان چریکها در حین کوهنوردی با یکدیگر آشنا شده بودند. زندهیاد بیژن جزنی و یاران هستهی اولیه جنبش فدایی، همگی از کوهنوردان باتجربه بودهاند. بهویژه زندهیادان جلیل انفرادی و اسکندر صادقینژاد.
مرجان نیک خواه
از خرداد تا مهرماه که خبر کشته شدن مرتضی را به خانوادهاش دادند، روزهای سیاه، غمبار، تلخ، پر از التهاب و انتظار به کندی گذشت. تا در یک صبح پاییزی خبر آمد که او در مرداد ۱۳۶۳ کشته شد. زندگی مردی به پایان رسید که سرشار از عشق به انسان بود و جانی شعلهور داشت که روشنایی و گرما را به همه کسانی که او را میشناختند بیدریغ میبخشید. عشق او به انسان و داشتن آرزوهای نیکخواهانه برای ایران و انسانها سبب شد تا او در شکنجهگاه اوین لب از لب نگشاید و درد طاقتفرسای شکنجه را به جان بخرد و با سربلندی بر لبان مرگ بوسه زند.
2 نظر
حسین غبرایی
محمود دایم حرف میزد و میخندید. کمنظیر بود؛ با لهجهی زیبای اصفهانیش، از چشمانش شیطنت و زندگی میبارید. کریم مسنتر بود و بسیار آرام. ساعتی بعد نان آوردند. گفت خمیرهایش را جمع کنیم و به او بدهیم. بهشدت میلنگید و از بدنش خون و چرک بیرون میزد. پاهایش چند بار جراحی شده بود و هنوز دو گلوله در تن داشت. اعلام شده بود که کشته شده است؛ با چاپ عکس جسدش در خیابان. میگفت من مردهام و میخندید.
ناهید قاجار (مهرنوش)
ما که از فقر و بیعدالتی در جامعه رنج میبردیم با همدری و انساندوستی و عدالتخواهی به فعالیت سیاسی روی آوردیم. من از نسل آن زمانم، از کودکی و نوجوانی با مفهوم فقر و بیعدالتی آشنا شدم. کنجکاو و پرسشگر بودم که بدانم علت وجود بدبختی و رنج مردم چیست؟ وقتی خواستم از طریق مطالعه و شناخت جامعه حرکت کنم، تمام راهها را به روی خود بسته دیدم.
علی صمد
دفاعیات پرشور خسرو گلسرخی و دانشیان در بیدادگاه های رژیم شاهنشاهی در دورانی که بسیار کوچک بودم در جایی در گوشهای از حافظهام حفظ شده بود. همهی این تصویرها و مقاومتها باعث شده بود که مبارزه، مقاومت و صداقت و عدالتخواهی چریکها در برابر دیکتاتوری شاه برای امثال من نوجوان بسیار قهرمانانه و جذاب باشد. از شکنجههای ساواک در زندانها و کشتن مبارزینی که در زندان بودند و علیه دیکتاتوری مبارزه میکردند و تا پای جان برای آرمانهای عدالتخواهانه و آزادیخواهانهشان تلاش میکردند داستانهای بسیاری از مقاومت آنان شنیده بودم.
وهاب انصاری
باید توجه داشت که در سال ۱۳۵۹ هنوز نیروهایی مانند سازمان مجاهدین و خیلی از نیروهای دیگر در صحنه کشور حضوری فعال دارند و با سازمان روابط نزدیک و حسنه دارند و هنوز تصمیمهای جدی و تعیین تکلیف شدهای با حاکمیت نگرفتهاند. سرنوشت محتوم سازمان چریکهای فدائی خلق ایران، انشعاب و تصمیمگیری در انتخاب راهی که انتخاب کردند، نبود! انشعاب خرداد 59 روندهای بعدی هر طرف از سازمان را در آن روزهای پرهیجان و پر تلاطم تسریع کرد، که برای کل جنبش فدائیان باعث هزینههای سنگینی شد.