سوسیالیسم ایرانی

سوسیالیسم ایرانی
چهارشنبه, 27. آوریل 2022 - 21:10
جنبش های سوسیالیستی و کارگری، تنها و تنها از طریق تثبیت  نقش و سهم قدرتمند خویش در کسب حاکمیت و قدرت سیاسی  و حفظ و  تداوم مستمر  این قدرتمداری قادر خواهند بود امکان تحکیم نظام اقتصادی سیاسی کار سالاری، حفاظت از حقوق کارگران، زحمتکشان، گروه های اجتماعی تحت تبعیض  را بدست آورده و نهادهای ساختاری نظام سوسیالیستی را مستحکم نمایند. تنها از این طریق می باشد که آنها از ساختارنظام سوسیالیستی و ارزش های نظام کارسالاری  دفاع نموده و راه را برای بازگشت دوباره سلطه گری های  ظالمانه نظام سرمایه سالاری ببندند.

مقدمه

دورانی که ما در آن زندگی میکنیم، دوران گذار از نظام  اقتصادی سیاسی سرمایه سالاری، به نظامی مبتنی بر کار سالاری، یعنی سوسیالیسم می باشد. گرچه  استعمارگران، امپریالیسم و قدرتمداری سرمایه سالاری حاکمه در ایران، طی دوران تاریخی صد و پنجاه سال گذشته  جنبش سوسیالیستی – کمونیستی در ایران، در وحله اول از طریق نسل کشی و نابودی کمونیستها و پیروان سوسیالیسم، به موازات بمباران های تبلیغات مسموم، دروغ ، جعل تاریخ ، تهمت ، و بالاخره جنگ روانی جهت تسخیر روان های توده ای اهداف خویش را به پیش برده اند، آنان از طریق بکارگیری این شیوه ها میباشند که قادر بوده اند تا سلطه قدرتمداری سرمایه سالاری را حفظ نمایند.  

یکی از شیوه های تعقیب اهداف آنها در عرصه مبارزه ایدئولوژیک و جنگ روانی این بوده است، که گاها  در لباس میش و دوستان کارگران و زحمتکشان ظاهر شده و در جلد نزدیک ترین دوستان سوسیالیستها، به آنها نزدیک شده و تلاش در انتقال این ایده می نمایند گزینه های مناسبتری از سوسیالیسم برای زحمتکشان موجود میباشد. مثلا،  ایران کشوری جهان سوم میباشد، و در آن نظام سرمایه داری پیشرفت چندانی ندارد، لذا  قبل از سوسیالیسم، ایران احتیاج به یک نظام دموکراتیک مبتنی بر قانون اساسی برآمده از یک مجلس موسسان دارد. این نظریه مطرح میکند، که نظام دموکراتیک برآمده از مجلس موسسان مبتنی بر قانون اساسی، شرایط را هم برای رشد ساختارهای اقتصادی نظام سرمایه داری آماده  خواهد کرد، هم امکان را برای رقابت سالم و رشد احزاب سیاسی در کشور فراهم تر خواهد نمود.

انتخاب مابین نظام دموکراتیک و یا نظام سوسیالیستی، جنبش های سوسیالیستی -  کارگری را در دو راهی انتخاب یکی از دو گزینه  قرار می دهد. انتخاب هر کدام از این دو گزینه میتوانند کاملا به نتایج متضاد و متفاوتی منتهی گردند. چرا انتخاب گزینه دموکراتیک، با تحکیم سلطه قدرتمداری سرمایه سالاری و لیبرال دموکراسی منجر شده، و انتخاب جایگزین سوسیالیستی میتواند توده های کارگران و زحمتکشان را در مسیر بی بازگشت کار سالاری هدایت نماید. آیا با  انتخاب گزینه لیبرال دموکراسی، نظام قدرتمداری سرمایه سالاری  به وعده آزادی احزاب جهت رشد احزاب سوسیالیستی در حد امکان غلبه آنها بر احزاب سرمایه داری و کسب کامل قدرت سیاسی عمل خواهد کرد؟ برای قضاوت در این مورد، کافی است به تجربه خونین تک تک احزاب چپ، سوسیالیستی و کمونیستی تک تک کشورهای جهان در پنج قاره جهان توجه نمود.

سر سخن

جنبش کارگری و جنبش سوسیالیستی باید طی صد و پنجاه سال تاریخ خویش این تجربه تلخ را آموخته باشد که هر نسلی از پیروان جنبش سوسیالیستی که بخاطر رهایی از یوغ سرمایه به پا میخیزد، چنان توسط قدرتمداری های سرمایه سالاری سرکوب و سپس نابود میگردد، که  جنبش سوسیالیستی تا یکی دو نسل آینده نمیتواند دوباره خود را برای خیزش دیگری آماده نماید. بنابراین، اعتماد به وعده های قدرتمداری لیبرال دموکراسی، در شرایطی که زمین بازی را آنها تعیین می کنند، قوانین بازی را آنها مشخص می نمایند، قدرتمداری اجرای قوانین نیز در دست آنها می باشد، یک خوش خیالی بسیار خطرناکی بیش نیست.

جنبش های سوسیالیستی و کارگری، تنها و تنها از طریق تثبیت  نقش و سهم قدرتمند خویش در کسب حاکمیت و قدرت سیاسی  و حفظ و  تداوم مستمر  این قدرتمداری قادر خواهند بود امکان تحکیم نظام اقتصادی سیاسی کار سالاری، حفاظت از حقوق کارگران، زحمتکشان، گروه های اجتماعی تحت تبعیض  را بدست آورده و نهادهای ساختاری نظام سوسیالیستی را مستحکم نمایند. تنها از این طریق می باشد که آنها از ساختارنظام سوسیالیستی و ارزش های نظام کارسالاری  دفاع نموده و راه را برای بازگشت دوباره سلطه گری های  ظالمانه نظام سرمایه سالاری ببندند.

دوستانی که معتقد میباشند بدون حضور منسجم آلترناتیو قدرتمند سیاسی جنبش های کارگران، زحمتکشان و روشنفکران مسلح به آرمان سوسیالیستی در صحنه ، میتوان صحبت از اتحاد جبهه ای نیروهای سکولار و دموکراتیک جهت عبور از جمهوری اسلامی ایران نمود، عملا جنبش چپ و سوسیالیستی را به سیاهی لشکر لیبرال دموکراسی سکولار تبدیل نموده و آنها را به غسالخانه قدرتمداری سرمایه سالاری هدایت می نمایند. آنها عملا خواهان بازگشت همزمان آپوزیسیون سکولار دموکرات موجود، به همراه آقازاده های خارج نشین همین نظام جمهوری اسلامی ایران میباشند  که اینبار دیگر با چهره ای دموکرات و به روز شده  و کراوات می زنند، چنان قدرت سیاسی را در چنگ های خویش خواهند گرفت، که در خوش بینانه ترین حالت،  نیروهای چپ و سوسیالیستی به حاشیه های دور صحنه سیاسی اجتماعی کشور رانده خواهند شد.

بنابر این، اولویت اول جنبش های کارگران و زحمتکشان نه تنها در این است که هر چه بیشتر منسجم تر و گسترده تر گردند، بلکه این نیروها باید هر چه بیشتر با آرمان های سوسیالیستی آشنا شده و  از طریق مسلح شدن  هر چه بیشتر به آگاهی سوسیالیستی، با آلترناتیو و گزینه مستقل پلاتفورم سوسیالیستی خویش در صحنه چالش ها و  تحولات سیاسی کشور نقش آفرینی نمایند.

باورمندی به قدرت تعیین کننده و تاریخی کارگران، زحمتکشان، معلمان، دانشجویان، جنبش های زنان و دیگر جنبش های انسانی و آزادیخواه و رهایی طلب، میتوان نقش پتانسیل تعیین کننده اردوگاه کار را در شرایطی که با آرمان خواهی سوسیالیستی وارد صحنه سیاسی میگردند را  به اراده عموم  اجتماعی تحول و تغییر تبدیل نمود.

تعریف ما از سوسیالیسم

بخواهیم سوسیالیسم را در چندین جمله تعریف نمائیم، چه میتوانیم بگوییم. سوسیالیسم مدیریت نظام اقتصادی سیاسی گذار از سرمایه داری به کمونیسم می باشد. نظام سوسیالیستی، سرمایه سالاری اقتصادی سیاسی را به تحلیل برده و نظام سیاسی اقتصادی مبتنی بر ارزشمداری کار سالاری را مسلط خواهد نمود. بنابر این، اولین شرط امکان تحقق این هدف از طریق بدست آوردن و کنترل و حفظ طولانی مدت و بدون بازگشت قدرتمداری سیاسی توسط نمایندگان اردوگاه کار و نمایندگان سیاسی آنها، یعنی احزاب سوسیالیستی – کمونیستی امکان پذیر می باشد.

در نظام های سوسیالیستی، چندین مدل اقتصادی به موازات همدیگر فعال بوده و به حیات خویش در مجاورت همدیگر ادامه خواهند داد. نظام اقتصادی مبتنی بر مالکیت خصوصی، در کنار واحد های اقتصادی با ساختار تعاونی، همراه با واحد های ساختاری اقتصادی مبتنی بر مالکیت دولتی و بالاخره موسسات اقتصادی غیر انتفاعی به صورت موازی و مکمل همدیگر به فعالیت خویش در جامعه ادامه خواهند داد.

اگر چه نظام قانونی حقوقی  کشور چگونگی مناسبات میان این مدل های ساختاری اقتصادی را تعریف و تنظیم خواهد نمود، اولویت حمایتی دولت های سوسیالیستی بر حمایت از بخش های تعاونی، دولتی و غیر انتفاعی خواهد بود. کارگران و کارکنان موسسات، از طریق سیستم انتخاب نمایندگی، نقش مستقیم  خویش را در مدیریت موسسات اقتصادی خواهند داشت.

گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم، مستلزم استقرار نظام کارسالاری بر مالکیت بر سرمایه و ابزار تولید، یعنی نضمین  نقش کارگران در مالکیت موسسات از یک طرف، و نقش مستقیم آنها در مدیریت موسسات نیز می باشد. ایفای نقش کارگران در مدیریت موسسات، از طریق نظام انتخابات نمایندگی میسر خواهد بود. هر کشور و جامعه ای بطور جداگانه و مستقل، متناسب با ویژگی های شرایط اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خویش، مدل های نظام اقتصادی سیاسی سوسیالیستی خویش را بر اساس تجربیات و تصمیمات خویش میسازند. به همین دلیل، نمیتوان نسخه واحدی را برای تمامی جوامع و کشور های مختلف توصیه کرد.

فراهم کردن شرایط آزاد و مناسب برای شکوفایی پتانسیل ها و استعدادها افراد، به موازات حمایت های دولتی از تمامی موسسات اقتصادی اجتماعی با اولویت بخشیدن بر پویایی و نو آفرینی و شکوفایی استعدادها در موسسات، به موازات استقرار سیستم های نظارتی مناسب، میتوانند مانع رشد فساد اقتصادی سیاسی در سیستم های سوسیالیستی گردند. در حالیکه بطور همزمان، شرایط را برای نو آفرینی، پویایی و شکوفایی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فراهم می نماید.

سوسیالیسم باز میگردد

 حیات چند صد ساله  جنبش های کارگری و بیش از صد و پنجاه سال پیکارهای سوسیالیستی – کمونیستی همراه با تجربیات تلخ و شیرین و  همگام با شکست و پیروزی هایی  توام بوده است. در شرایطی که سلطه مطلقه قدرتمداری های ظالمانه و خشونت بار سرمایه سالاری ، همراه با  کودتاهای استعمارگرانه، همگام با جنگ افروزی های جنایت کارانه ، هر گونه جنبش های ازادیخواهانه و عدالت حویانه ای را در نطفه خفه کرده و پیروان جنبش های رهایی طلبانه سوسیالیستی را داغون و نابود میکرد. با توجه به این تجربیات تلخ  میباشد که رشد جوانه های  جنبش های کارگری – سوسیالیستی و فرارویی آنها به سطحی که سلطه های قدرتمداری های سرمایه داری در اکثر کشورهای مختلف جهان  را به چالش بکشد، خود به تنهایی دستاورد بزرگی برای جنبش های کمونیستی – سوسیالیستی و بشریت محسوب میگردد.

اگر چه به دنبال از هم پاشیدگی اتحاد شوروی و بلوک شرق، توازن قوا ما بین  اردوگاه های سوسیالیستی و امپریالیستی، به میزان خیلی سنگینی به سمت ازدوگاه امپریالیستی چرخش نمود. این شکست  اردوگاه سوسیالیستی، نه تنها موجب کندی حرکت جنبش های سوسیالیستی در کشورهای مختلف جهان گردید، بلکه تاثیرات ایدئولوژیک روانی آن در اذهان پیروان جنبش های سوسیالیستی – کمونیستی و همچنین میلیارها جمعیت کره زمین موجب تزلزل ها و اغتشاشات فکری زیادی گردید، که بازتاب های آن در میان پیروان جایگزین سوسیالیستی نیز مشاهده میگردد.

طی دهه های اخیر، اردوگاه امپریالیستی، جهت غلبه بر بحران های ادواری درونی خویش از یک طرف و فراهم کردن حداقل تامین اجتماعی جهت کنترل مردم کشورهای خویش، اقدام به راه انداختن جنگ های منطقه ای همزمان با جنگ های جهانی اول و دوم نموده اند.  الان که ما به آخر دوران چندین دهه جنگ و کشتار و ویرانی امپریالیستی در خاورمیانه، شمال آفریقا و افغانستان نزدیک میشویم، از یک طرف توازن قدرت اقتصادی به سمت اردوگاه قدرتمداری سوسیالیستی چین در حال چرخش میباشد، از طرف دیگر رشته های اتحاد کشورهای امپریالیستی در حال گسستن از همدیگر میباشد.

از سر گذراندن بحران مالی جهانی سالهای 2008-2009، و سپس روبرو شدن با بحران اقتصادی ناشی از ویروس کرونا، موجب گردیده است تا از یک طرف کشورهای امپریالیستی و کلان سرمایه داری در باطلاق صدها تریلیون دلار بدهکاری های غیر قابل پرداخت غرق گردند، از طرف دیگر برای اولین بار طی نیم قرن اخیر، خود را در سراشیبی سیر قهقرایی در رقابت با اردوگاه رقیب با رهبری چین سوسیالیستی بیابند. همین امر موجب گردیده است تا نه  تنها آنها به شیوه دیوانه واری به گسترش پیمان نظامی ناتو به سمت شرق بپردازند، بلکه هزینه های نظامی خویش را به میزان جنون آمیزی افزایش دهند.

جنگ اخیر در اکرائین،  در مرحله اول، عملا تبدیل به عرصه ای گردیده است که در آن این رقابت و قدرت نمایی آنها به چالش مستقیم کشیده شده است. آنهایی که رویای متلاشی کردن باقی مانده های اتحاد جماهیر شوری سابق را از یک طرف، و جمهوری خلق چین را از طرف دیگر در سر می پرورانند، جنگ پیش آمده در اکرائین را بهترین شرایط برای دامن زدن به جنگی فراگیر و ویرانگر یافته اند، که از طریق آن نه تنها تمامی صنایع نفتی نظامی آنها ثروتهای جهانی کشورهای منطقه ای را غارت نمایند، بلکه از این طریق بتوانند بر بحران ذاتی و درونی خویش غالب آیند، و بالاخره بلوک چین و روسیه را در باطلاق جنگی طولانی غرق نمایند.

مرحله گذار سوسیالیستی در ایران

گسل های سیاسی امنیتی در اردوگاه امپریالیستی از یک طرف، به چالش کشیده شدن این اردوگاه از طرف اردوگاه رقیب به رهبری چین سوسیالیستی از طرف دیگر،  و بالاخره چرخش اولویت میدان های بحران زای  جنگ افروزی امپریالیستی از خاورمیانه به مناطق جغرافیایی دیگر، رشد آگاهی های ضد امپریالیستی به سمت پذیرش بیشتر جایگزین سوسیالیستی در جهان،  عرصه را برای تنفس بیشتر جنبش کارگری سوسیالیستی ایرانی از نظر امکان اقدام مستقل و قدرتمند سیاسی در کشور فراهم تر می نماید.

از طرف دیگر، ایران کشوری با سابقه بیش از صد و بیست سال جنبش سوسیالیستی - کمونیستی میباشد، که سرمشق جنبش های مشابه در کشورهای منطقه می باشد. ایران کشوریست که در آن اگر جنبش سوسیالیستی از هیات مخفی علی مسیو در قلب جنبش مشروطه ایران، با دلاوری های حیدر عمواغلی ها، آواتیس سلطان زاده ها در جنبش های فرا قفقازی به   دوره های هر چند کوتاهی از حکومت تحت رهبری پیشاهنگان سوسیالیستی، از قبیل دوره یکساله حکومت ملی آذربایجان به رهبری پیشه وری، در زمان حاکمیت فرقه دموکرات آذربایجان را تجربه نموده است.

با کنار گذاشتن این دیدگاه خطرناک، که باید حتما در یک کشور ساختارهای نظام سرمایه داری به حدی از بلوغ رسیده باشند و از آن طریق شکل گیری نهادهای اقتصادی با انبوه  توده های کارگران، پیش زمینه اولیه گذار به سوسیالیسم فراهم کرده باشند، تا بتوان از سوسیالیسم حرفی به زبان آورد، در دنیای به هم پیوسته جهان امروزی که در آن کشورهای مختلف با رشد های اقتصادی نا موزون و نا متناسب درگیر میباشند، تنها حاکمیت قدرتمداری نیروهای سوسیالیستی به نمایندگی از طرف اردوگاه کارسالاری میباشد که قادر است از طریق هدایت و برنامه ریزی های بلند مدت منطقه ای، ناحیه ای و کشوری بتواند گذار سوسیالیستی را مدیریت، تحکیم و بی بازگشت نمایند.

با این مقدمه، نیروهای اردوگاه سوسیالیستی در ایران، نه از طریق دریوزگی از درگاه لیبرال دموکراسی برای اینکه به آنها فرصت نفس کشیدن، یا امکان فعایت ازاد را در نظام سکولار دموکراتیک آینده فراهم نماید، بلکه با بدست گرفتن سکّان کشتی تحول  گذار سوسیالیستی  در کشور به همراه تمامی نیروهای آزادیخواه و رهایی طلب دیگر خواهد توانست این کاروان را به سرمنزل مقصود سوسیالیستی هدایت نماید.

دنیز ایشچی

28 آوریل 2022

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.