دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۳ اوت ۲۰۲۰

پیرامون برخورد به قرارداد ٢٥ساله

مقدمه‌‍‌ای بر خوانش پروتکل جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران

۲۰ تير ۱۳۹۹

هر برخورد با قرار داد میان چین و جمهوری اسلامی اول باید تکلیف خود در قبال این گزینه استراتژیک را روشن کند که ایران در جهان عملاً موجود مبتنی بر بلوک قدرت‌ها و کانون‌های منافع کجا را باید بگیرد؟ فقط غربی، صرفاً شرقی، نه غربی و نه شرقی، یا که هم غربی و هم شرقی؟! ایران ناگزیر از ورود در بده بستان‌های اقتصادی و سیاسی است، پرسش اما اینست که موازنه را در چه نقطه‌ از مختصات جهانی باید بجوید تا خود نیز بازیگری از صحنه شود و نه که بازیچه این یا آن قدرت انحصاری.

١- موضوع قرارداد راهبردی میان ایران و چین ده روزی هست که در مرکز مباحث و موضع‌گیری‌ها قرار دارد. واقعیت اما اینکه، تنها اکنون و به اتکای اطلاعات درز یافته طی روزهای گذشته از مجاری مختلف در این باره است که می‌توان شرایط سخن گفتن سنجیده پیرامون موضوع را فراهم‌ دید. گرچه ابهامات در این زمینه هنوز هم کم نیستند و نیاز به معلوماتی بیشتری داریم، با اینهمه اما لزومی هم برای تامل بیش از این وجود ندارد. دیرکرد، چه بسا سکوت تلقی شود و خود همین، نوعی موضع گیری به حساب آید.

٢- هر موضع‌گیری پیرامون هر موضوع، منطقاً در دل خود نوع نگاه و نحوه ورود نگرنده به سوژه را هم دارد. نوع موضع، خود بازتاب دهنده متد است. گاه اما لازم می‌افتد نوع نگاهی که با آن سراغ موضوع می‌رویم خود مستقلاً توضیح داده شود. در این موارد، تشریح متد بر محتوای "پرابلماتیک" پیشی می‌گیرد. این قرارداد و چند و چون آن نیز، از همین دست مسائل است! اینجا نه با موضوعی صرفاً گذرا در قبال فلان یا بهمان رفتار حکومت، بلکه با واقعه‌ای مواجهیم دارای جنبه برنامه‌ای که با حیات امروز و آینده کشور و سرنوشت ملت گره می‌خورد. در اینجا پای دکترین ملی در میان است.

٣- نه ایران همان جمهوری اسلامی است و نه جمهوری اسلامی تبلور و تجلی ملت ایران. کشور اما فعلاً اسیر دست نظام ولایی است و شوربختانه همین حکومت نماینده ایران در سطح جهان. اگر "مرگ بر"های تولیدی جمهوری اسلامی از آن ملت ایران نیست، پیامدهای هر برنامه و پروژه در این رژیم، چه دارای مصرف روز و چه دراز مدت‌وار، گریبانگیر مردم این کشور است و مسئله همگی ما. باید با همه توان در موضوع ورود و دخالت کرد. خطابارترین حرف این خواهد بود اگر چنین گفته شود که چون فلان چیز دستپخت رژیمی است فاقد مشروعیت ملی و مردمی، پس ربطی هم به ما ندارد!

٤- این حکومت اما به هر چیز از منشور مصالح "اسلام" خود و بقای ولایت می‌نگرد و بر همیین پایه نیز به تنظیم‌ آن بر می‌آید و از جمله، آنچه که با دکترین ملی ایران ربط دارد. هر طرح و پروژه را ‌ قبل از همه با همین معیار باید به سنجش کشید. در کنوانسیون دریای خزر، مسئله مقدم برای این نظام "تامین امنیت" بود و کف و بستر دریا در خدمت آن! در پروژه بوشهر و برنامه‌های اتمی پسین هم، مبنا نه برخورداری صلح‌آمیز ایران از این انرژی که داشتن آن به هر بهائی همچون برگ برنده و عامل تهدید متقابل در مناسبات منطقه‌ای بود. همین دو نمونه برای عدم اعتماد به هر پروژه کافی است.

٥- هر برخورد با قرار داد میان چین و جمهوری اسلامی اول باید تکلیف خود در قبال این گزینه استراتژیک را روشن کند که ایران در جهان عملاً موجود مبتنی بر بلوک قدرت‌ها و کانون‌های منافع کجا را باید بگیرد؟ فقط غربی، صرفاً شرقی، نه غربی و نه شرقی، یا که هم غربی و هم شرقی؟! ایران ناگزیر از ورود در بده بستان‌های اقتصادی و سیاسی است، پرسش اما اینست که موازنه را در چه نقطه‌ از مختصات جهانی باید بجوید تا خود نیز بازیگری از صحنه شود و نه که بازیچه این یا آن قدرت انحصاری. نیروی خواهان توسعه پایدار، از میان این چهار گزینه، هم غربی و هم شرقی را برمی‌گزیند.

۶. هر پروژه‌ بین المللی، تنها بر پایه احتیاجات موجود و بخاطر رفع آن‌ها شکل می‌گیرد و رفع نیاز هم هرگز نمی‌تواند امری یک طرفه باشد. برابری مطلق در قراردادها را هم بیشتر باید حرف دانست تا واقعیت؛ چون کمابیش متاثر از اینند که کدام یک از طرفین در موضع برتر است. تا اینجای کار، قبول و قابل فهم، مسئله اما اینست که انعقاد قرارداد به اتکای کدام مشروعیت ملی و برخوردار از چه وسعت در امر انتخاب؟ جمهوری اسلامی، در قراردادهای کلان خود از سر استیصال حرکت می‌کند، چون کشور به تقصیر آن سخت در تنگناست و در محاصره دشمنانی که، خودش آنها را برای ایران تراشیده است.

٧- این قرارداد را، هم باید از زاویه نیازهای کشور برای رشد و توسعه خواند، و هم همزمان با بدبینی کامل نسبت به جمهوری اسلامی! ایجاد هر تاسیساتی از طریق پیشبرد این پروژه در کشور که بتواند به زیرساخت‌های کشور یاری برساند، جادارد با نگاهی مثبت اما هوشمندانه ارزیابی شود. ولی هر برنامه‌ نظامی جاسازی شده در این طرح را باید که با بدبینی تمام نگریست. تا زمانیکه متن این قرارداد در جزئیات آن و در سطح علنی منتشر نشود و پرسش‌ها پیرامون مفاد آن پاسخ نگیرد، نه دارای مشروعیت و اعتبار ملی است و نه مردم ایران متعهد در برابر آن. جمهوری اسلامی روزی خواهد رفت.

 

 

بخش: 

دیدگاه‌ها

رفیق بهزاد گرامی ،
شما در جایی اشاره به توسعه پایدار میکنید و ظاهرا از حکومت اسلامی انتظار توسعه پایدار! را دارید و اضافه میکنید که زیر ساخت هایی از قبل این قرار داد در مملکت ایجاد شود ، شما از کدام توسعه و از کدام زیر ساخت ها صحبت میکنید ؟ آیا شما از سرنوشت آن همه دلار که بعد از برجام وارد ایران شد خبر دارید؟ آیا حتی یک سنت از این پولها به درمان زخم های این مردم و مملکت که توسط همین حکمت ایجاد شده، داده شده ؟ بجز اینکه به جیب این غارتگران و عوامل داخلی و خارجی آنها و جهت سرکوب صاحبان همین ثروتها صرف شده است؟ آیا شما در همین ابتدای راه ، از روزگار صیادان جنوب که چنین تباه شده خبر دارید؟
اصلا چرا اکنون ثروت های این مملکت توسط این غاصبان پیش فروش شود ؟ اگر با اراده جمعی اپوزیسیون و افشاگری کامل در این مورد این قرارداد جلوگیری شود یا حداقل بتوان آنرا محدود کرد ، شاید برای آینده این مملکت چیزی بماند تا خرج بازسازی آن شود، چرا با صدا بلند این چپاول اموال و ثروتهای مملکت ، جار زده نشود ؟ در جایی اشاره میکنید که در پاسخ به این موضع روز نباید تعلل کرد و سکوت جایز نیست ، من نیز معتقدم که در مورد مسئله به این مهمی حتما نباید تعلل کرد، اما گاهی سکوت بهتر از موضعگیری بد و آشفته است.
0

جناب آقای کریمی ضمن عرض خسته نباشید به نظرمن چپها بایستی معنی توسعه راآنقدردربین خودکارکرده باشندتا بتوانندتوسعه وابسته ویا آن توسعه ای که مسقیم به منافع مردم خدمت میکندبازشناسند.من فکرمیکنم چون اولین تجارب چپ پیرامون توسعه میباشدلازم است بحث های مفصلی پیرامون این موضوع صورت گیردوتجارب موفق وناموفق ارائه شود.الان درذهن بسیاری توسعه راساختمانهای مرتفع وشیک وخیابانهای عریض وطویل میدانند.
0

رفیق بهزاد

برخورد شما به نظر من بسیار عاقلانه است. در مورد قراردادی که کسی از محتوای آن اطلاع کامل و دقیق ندارد، جه موضع ای باید گرفت. این اواخر هر بار خمینی شروع به صحبت می کرد مردم شروع به گریه می کردند. عاقبت حوصله اش سر رفت و گفت خفه شید شاید این بار خنده دار باشه!!!
اما در مورد مشروعیت که ورد زبان همه خارج نشینان شده. من بیست و هشت سال پیش به خانم معلمی با هیجان تمام گفتم که این رژیم مشروعیت ندارد و از پشتیبانی مردم برخوردار نیست. با نگاه عاقل اندر سفیه به من نگاه کرد و گفت که نمیشود رژیمی بدون پشتیبانی مردم بر سر قدرت بماند. یک دهه برای فهم موضوع و شک در توهم خودم لازم شد. مگر اینکه مردم از نظر ما تعریف دیگری داشته باشند و همینهائی که خودشان را فدای رژیم میکنند، مردم نباشند. مگر اینکه ظبق همین پیمان مورد بحث مردم جدیدی سفارش بدهند که مثل این مردم با سابقه بیش از هزار سال نباشند.
0

جمشید تورنتو عزیز
تصمیم سیاسی در یک حزب سیاسی که به شیوه د مکراتیک اداره می شود متفاوت است با تصمیم گیری شخصی یا احزاب تکنفره و نیاز مبرم به مشاوره و همفکری هست البته به نظر من هم می شود این زمان را کوتاهتر کرد و به یک گروه خیلی کوچک حتی یک فرد چنین اختیاری را داد که در چهارچوبهای از پیش تعیین شده بسرعت پس از هر رویدادی نظر بدهد
0

مقاله کوتاه و بسیار گویا بود ، آنها که کلا مخالف هر گونه معامله با شرق هستند این واقعیت را فراموش می کنند که چین با همه کشورهای جهان در حال معامله است و ایران نیز نمی تواند متمایز باشد پس موضوع معامله با چین نیست بلکه موضوع شرایط جمهوری اسلامی برای معامله است. جمهوری اسلامی امروز برای خودش چند گزینه بیشتر باقی نگذاشته است که بتواند با آنها در سطح کلان معامله کند. وقتی مجبور باشد با چین و روسیه کره شمالی فقط معامله کند پس ناچار است همه شرایط آنها را هم بپذیرد چون موضوع به بقایش ارتباط دارد و این آن چیزی است که باید مورد توجه قرار گیرد در حالی که اگر امکان معامله با بقیه جهان هم بود و فرصت انتخاب! آنگاه چیزی که در درجه اول اهمیت قرار می گرفت نه بقای حکومت بلکه منافع ملی بود
0

موضع شما در قبال جمهوری اسلامی هرچند واقع بینانه است، اما متاسفانه راه را نبسته اید.
میگویید: "خطابارترین حرف این خواهد بود اگر چنین گفته شود که چون فلان چیز دستپخت رژیمی است فاقد مشروعیت ملی و مردمی، پس ربطی هم به ما ندارد!" اما مگر کسی این 6 کلمه آخر را گفته است؟ چرا نمی گویید "پس ضد منافع ملی و در خدمت مافیای ارتجاعی حاکم است"؟ محکوم کردن افراد و نظراتی که وجود ندارند راحت تر است؟
میگویید: "ایجاد هر تاسیساتی از طریق پیشبرد این پروژه در کشور که بتواند به زیرساخت‌های کشور یاری برساند، جادارد با نگاهی مثبت اما هوشمندانه ارزیابی شود.".
این یعنی آقای بهزاد کریمی در ماهیت جمهوری اسلامی به نتیجه قطعی نرسیده است، یعنی از نظر ایشان جمهوری اسلامی می تواند به زیر ساخت کشور یاری برساند. البته که ساختن یک کیلومتر راه هم یاری به زیر ساخت کشور است، اما نه به قیمت اختلاس هزار کیلومتر و کشتار و زندانی کردن هزاران نفر. فتحعلیشاه قاجار یا سلطان حسین صفوی هم که باشی دو سردابه و یک راه کاروان رو که میسازی.
آیا عدم قاطعیت در ماهیت حاکمیت ارتجاعی گوشه چشمی به چین، اردوگاه سوسیالیسم واقعا موجود جدید، ندارد؟ یعنی فقط امام ضدامپریالیست و شوروی مرده و بجای آن رهبر معظم و چین نشسته؟
امیدوارم خیلی خلاصه هم که شده نظرتان در مورد ماهیت جمهوری اسلامی و چین را بصراحت بیان کنید.
0

بهزاد جان پایدار باشی
ولی افسوس که جزب چپ در توهم جانکاهی گرفتار آمده
متاسفانه حزب چپ بخصوص هسا نتوانسته به اندازه مغز حزب
در برخی مسایل اتخاذ موضع کند ودرمحافظه کاری بشر میبرد
جمشید تورنتو
0

افزودن دیدگاه جدید