شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹ - ۳۱ اکتبر ۲۰۲۰

جنبش کارگری و مبارزه برای دموکراسی در نیجریه 1- بخش چهارم

۲۴ خرداد ۱۳۹۸

"کنگره به منظور سازماندهی و متحد ساختن و آموزش کارگران نیجریه در تمامی صنوف حرفه ای از بخش های مختلف برای دفاع و پیشبرد حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کارگران، ... و دموکراتیک عمل می کند."

جنبش کارگری نیجریه در طی سالها تحت فشار و تهدیدات دائمی از سوی دولت به ویژه از سوی نظامیان قرار داشت. این تهدیدات و هجمه‌ها هرگاه که تظاهرات اعتراضی و مبارزه برای عدالت اجتماعی بالا می‌گرفت، شدت می یافت. همان طور که بعداً خواهیم دید و در مطالب آدسینا هم ثبت شده است، کارگران متشکل در نیجریه از 1940 به داشتن دیدگاه ستیزه جوی در دفاع از حقوق کارگران و پیگیری سیاست های متضمن بهبود شرایط کار و زندگی آنان معروف بوده اند، حتی اگر دخالت‌ها باعث انشعاب و تفرقه در میان جنبش بوده است.

ساختار سازمانی

جنبش کارگری در کشور وسیله کنگره کارگران نیجریه (NLC) رهبری شده است، که قبلا گفته شد به عنوان یک اتحادیه واحد در سال 1978 وسیله دولت نظامی تأسیس شد و بیانیه موضوعی آن در عین ابهامات ولی رادیکال است و دستی باز دارد:

"کنگره به منظور سازماندهی و متحد ساختن و آموزش کارگران نیجریه در تمامی صنوف حرفه ای از بخش های مختلف برای دفاع و پیشبرد حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کارگران، کمک به آزادسازی کارگران و همه اقشار مردم از تبعیضات و سوء استفاده و استثمار انها، دستیابی به برابری و عدالت جنسیتی در محیط کار و در کنگره کارگری، تقویت ارتباط و اتحاد کارگران با سایر اقشار و حامیان طبیعی آنها در داخل و خارج از جامعه نیجریه، و راهبری مبارزه برای تحول نیجریه به جامعه ای عادلانه، انسانی، و دموکراتیک عمل می کند."

کنگره ملی کارگری NLC به عنوان تنها "مرکز ملی کارگری" با شبکه توانمندی از اعضای خود بیش از یک هزار اتحادیه صنعتی و شورای ایالتی را در کل کشور ایجاد و پوشش برنامه ای می دهد. قبل از ظهور کنگره ملی کارگری چهار مرکز کارگری مستقل وجود داشتند: کنگره اتحادیه های صنفی نیجریه (NTUC)، جبهه متحد کارگری (LUF)، کنگره متحد کارگری (ULC)، و شورای کارگران نیجریه (NWC). هر یک از این مراکز تعدادی اتحادیه های وابسته را پوشش می دادند. رابطه بین این فدراسیون های کارگری در دوران استعماری گاه بسیار تند می‌شد اما این رابطه بعد از استقلال بسیار مرکب و با همکاری و ستیز و فراز و نشیب همراه بوده است. در برابر دولت و کارفرمایان نیز گاه اتحاد و گاه اختلاف بر روابط این فدراسیون‌ها غلبه می کرده است.

NLC با چهار میلیون عضو و گسترش در اقشار متنوع از کارکنان دولت و کارگران بخش خصوصی، به عنوان یک سازمان کلیدی کارگری در دوران بعد از استقلال نیجریه ظاهر شده است، که حدوداً 10% نیروی کار در نیجریه، با تخمین 50 میلیون نفر در کل را نمایندگی می کند. کنگره 29 اتحادیه و 37 شورای ایالتی کار را، که هریک ساختار ویژه ای در بین صنایع و بخش دولتی دارند، پوشش می دهد.

البته بازی های سیاسی درونی، هم در داخل کنگره ملی و هم بین اتحادیه های وابسته حکمرانی دارد. با توجه به این که صنعت نفت نقش عمده ای را در اقتصاد نیجریه بازی می کند، اتحادیه های بخش نفت بسیار توانمند تر و جدی تر از سایر اتحادیه های غیر نفتی هستند. این موضوع پس از لغو نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال 1993 بیش از هر زمان دیگر روشن شد، اتحادیه ملی کارگران نفت و گاز طبیعی (NUPENG) و اتحادیه کارکنان ارشد صنایع نفت و گاز(PENGASSAN) به کنگره ملی NLC پیوستند و از پلاتفرم ضد نظامیان و جنبش برای دموکراسی کشور حمایت کردند که در آن زمان هیئت مدیره ملی کنگره تحت نفوذ و فشار دولت نظامی قرار داشت. فشار ها و کنش های صنعتی کارگران نفت و گاز اقتصاد کشور را هدف گرفت و سرانجام دولت نظامی را به زانو درآورد و دولت از دست نظامیان خارج و به اصول دموکراتیک بازگردانده شد. علاوه بر این مانند اتحادیه های صنعت نفت و گاز اتحادیه های بخش جنوبی که مناطق صنعتی کشور هستند، نیز در مقام مقایسه با اتحادیه های شمالی خود را ستیزه جو تر و کارا تر نشان داده اند.

 

افزودن دیدگاه جدید