رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۷ آوریل ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵

نروژ؛ از الگوی سوسیال دموکراسی تا نظامی‌گری و بحران اخلاقی در سده بیست و یکم

نروژ؛ از الگوی سوسیال دموکراسی تا نظامی‌گری و بحران اخلاقی در سده بیست و یکم

پیش‌گفتار

نروژ، کشوری که زمانی در دوران جنگ سرد همچون «مرد خردمند ناتو» شناخته می‌شد و با سیاست‌های هم‌سنگ خود، الگویی از سوسیال دموکراسی اسکاندیناویایی را به جهانیان نشان داده بود، اکنون در آستانه یک دگرگونی ژرف و پرتنش ایستاده است. این کشور که با پشتیبانی از سرچشمه‌های هنگفت نفت و گاز، بهشتی از سرمایه‌داری با چهره‌ای انسانی ساخته بود، امروز فروپاشی اندک‌اندک بافت‌های اجتماعی، افزایش بی‌پیشینه هزینه‌های نظامی و شکاف ژرف میان نخبگان سیاسی و مردم را تجربه می‌کند. این نوشتار می‌کوشد ریشه‌های تاریخی این دگرگونی را از پیدایش سوسیال دموکراسی تا بحران‌های اخلاقی و سیاسی امروز واکاوی کند.

این نوشتار می‌کوشد ریشه‌های تاریخی این دگرگونی را از پیدایش سوسیال دموکراسی تا بحران‌های اخلاقی و سیاسی امروز واکاوی کند و نشان دهد چگونه کشوری که روزگاری الگوی عدالت اجتماعی و خردورزی سیاسی بود، اکنون در گیرودار بحران‌های هویتی، اخلاقی و امنیتی گرفتار آمده است.

ریشه‌های سوسیال دموکراسی نروژ: از سازش طبقاتی تا دولت رفاه

تاریخ سوسیال دموکراسی در نروژ، روایتگر ستیز طبقاتی و سپس سازش تاریخی است که راه این کشور را برای دهه‌ها پایه‌گذاری کرد. راه دموکراسی نوساز نروژ از سال ۱۸۱۴ با پذیرش قانون اساسی مستقل آغاز شد، اما این قانون اساسی که برای روزگار خود تندرو به شمار می‌رفت، حق رأی را به همه شهروندان نمی‌داد. تا پایان سده نوزدهم، کشمکش قدرت میان پادشاه و پارلمان (استورتینگ) دنبال شد تا اینکه سرانجام در سال ۱۸۸۴، با کنار زدن دولت محافظه‌کار سلطنتی، پارلمانتاریسم در نروژ به پیروزی رسید. در همین سال بود که حزب کارگر (Arbeiderpartiet) بنیان گذاشته شد تا صدای طبقه کارگر در این روند مردمی‌سالار باشد.

اما نقطه عطف اصلی در تاریخ سیاسی-اجتماعی نروژ، بی‌گمان سازش بزرگ طبقاتی سال ۱۹۳۵ بود. در آن سال سرنوشت‌ساز، کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری نروژ (LO) و کنفدراسیون کارفرمایان نروژ، پیمان‌نامه پایه همگانی را امضا کردند. این پیمان که برایند دهه‌ها ستیز و جابجایی هم‌سنگ نیرو به سود کارگران بود، بنیان‌های «الگوی نوردیک» یا همان سوسیال دموکراسی اسکاندیناویایی را پی‌ریزی کرد. کارفرمایان با پذیرش نقش دولت در بازار و دادن امتیازهای گسترده به کارگران، در ازای آن آرامش اجتماعی و کم‌رنگی جنبش کارگری را به دست آوردند. در همان سال، حزب کارگر با پشتیبانی حزب کشاورزان، برای نخستین بار دولت را به دست گرفت و روزگار زرین سوسیال دموکراسی و ساخت دولت رفاه آغاز شد. این الگو بر پایه همکاری سه‌گانه دولت، اتحادیه‌ها و کارفرمایان استوار بود و هدف آن پدید آوردن سرمایه‌ای به‌سامان و جامعه‌ای به دور از بحران‌های دوره‌ای سرمایه‌داری شمرده می‌شد.

این الگوی درون‌مرزی که بر پایه همکاری طبقاتی و دولت رفاه استوار بود، در پهنه سیاست برون‌مرزی نیز با رویکردی هم‌سنگ و دوراندیشانه همراه شد.

دگرگونی سیاست برون‌مرزی: از خردورزی هم‌سنگ تا جنگ‌گرایی بی‌پروا

نروژ در ۴ آوریل ۱۹۴۹ یکی از بنیان‌گذاران پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شد. این تصمیم، پایانِ باور دیرینه به بی‌سوگیری بود که پس از اشغال نروژ از سوی آلمان نازی در سال ۱۹۴۰، ساده‌اندیشانه خوانده شد. با این همه، نروژ به دلیل هم‌مرزی با اتحاد جماهیر شوروی در قطب شمال، رویکردی یگانه و دوراندیشانه در پیش گرفت و سیاست «یکپارچه‌سازی با پوشش» (Integration with Shielding) را دنبال می‌کرد.

این سیاست به این معنا بود که نروژ هم‌زمان با عضویت در ناتو و بهره‌مندی از پشتوانه امنیتی ایالات متحده، محدودیت‌هایی خودخواسته برای حضور نظامی بیرونی در خاک خود به کار می‌بست: نخست، سیاست پایگاه که بر پایه آن نروژ تا زمانی که آماج تازش نیروهای بیگانه نباشد، اجازه برپایی پایگاه‌های نظامی بیرونی را در خاک خود نخواهد داد. دوم، ممنوعیت استقرار جنگ‌افزارهای هسته‌ای در خاک نروژ یا بندرهای آن. و سوم، ممنوعیت رزمایش نظامی هم‌پیمانان در نزدیکی مرز شوروی (فینمارک) و محدودیت دسترسی هواپیماها و کشتی‌های هم‌پیمانان به خاور خط درازای ۲۴ درجه.

این سیاست هم‌سنگ، نشان‌دهنده دریافت ژرف نروژ از جایگاه جغرافیایی و زمین‌سیاسی خود بود. نروژ می‌کوشید با اطمینان‌بخشی به شوروی، از دگرگون شدن شمال اروپا به پیش‌سنگر رویارویی نظامی جلوگیری کند و هم‌زمان، به پیمان‌های خود در چارچوب ناتو پایبند بماند.

اما این سیاست خردمندانه در سال‌های گذشته کنار نهاده شده است. از سال ۲۰۲۲ تاکنون، نروژ با نادیده گرفتن آشکار سیاست ۷۰ ساله خود، ۱۲ منطقه نظامی را به ایالات متحده واگذار کرده است که در آنها ارتش آمریکا حق بهره‌برداری انحصاری دارد و سران نروژی حتا اجازه بازرسی این پایگاه‌ها را ندارند. این پایگاه‌ها که بزرگ‌ترین آنها پایگاه دریایی هاکونسورن در شمال اروپا است، خودمختاری نروژ را به چالش می‌کشند. به گفته کارشناسان، این پایگاه‌ها نه تنها امنیت نروژ را فراهم نمی‌کنند، بل‌که به دلیل جایگاه زمین‌سیاسی حساس این کشور، یعنی همسایگی با روسیه و بودن سرچشمه‌های کلان انرژی در قطب شمال، یک خطر امنیتی جدی برای نروژ به شمار می‌روند.

بر پایه واپسین آمار رسمی، ۴۰۰۰ سرباز آمریکایی در رزمایش «پاسخ سرد ۲۰۲۶» (Cold Response 2026) در نروژ شرکت داشته‌اند.

رزمایش «پاسخ سرد ۲۰۲۶» که از ۹ تا ۱۹ مارس ۲۰۲۶ در شمال نروژ، شامل استان‌های ترومس (Troms)، نوردلند (Nordland) و فینمارک (Finnmark) و همچنین شمال فنلاند برگزار شد، بزرگ‌ترین مانور نظامی در شمال اروپا به شمار می‌رود. در این رزمایش ۱۴ کشور عضو ناتو با نزدیک به ۳۵ هزار نظامی شرکت کردند.

نیروهای آمریکایی با ابزارهای پیشرفته خود، مانند هواپیماهای شکاری اف-۳۵ لایتنینگ ۲ (F-35 Lightning II)، هواپیماهای گشتی پی-۸ پوزئیدون (P-8 Poseidon)، تانکرهای سوخت‌رسان کی‌سی-۱۳۵ (KC-135)، بالگردهای اچ‌اچ-۶۰ دبلیو (HH-60W) و سی‌وی-۲۲ (CV-22)، و همچنین یگان‌های مهندسی نیروی دریایی نامدار به سی‌بیز (Seabees) در این رزمایش‌ها شرکت کرده‌اند.

کنار نهادن این سیاست خردمندانه در سال‌های گذشته تنها به پذیرش پایگاه‌های آمریکایی پایان نیافت، بل‌که دگرگونی ژرف‌تری را در سرشت سیاست برون‌مرزی نروژ نمایان ساخت: گذار از کشوری آشتی‌خواه و صلح‌دوست به کنشگری جنگ‌خواه در درگیری‌های فرامرزی.

از میانجی‌گری به جنگ‌طلبی: افغانستان و لیبی

نروژ در دو دهه گذشته، از یک کشور آشتی‌خواه با پیشینه میانجی‌گری مانند پیمان‌های اسلو در ۱۹۹۳، به یک شرکت‌کننده پرجوش در جنگ‌های ناتو و آمریکا دگرگون شده است.

در افغانستان، نروژ از نخستین روزهای تازش آمریکا به این کشور در سال ۲۰۰۱، در جنگ شرکت کرد. همکاری نروژ در افغانستان، بخشی از راهبرد کلان آمریکا برای استوارسازی چیرگی خود در آسیای میانه بود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که رسانه‌های نروژ در پوشش این جنگ، نتوانستند نقش «نگهبان منتقد» خود را بازی کنند و وفاداری به ناتو و آمریکا جایگزین پایبندی به پیمان‌نامه سازمان ملل شد. جنگ افغانستان که به درازترین جنگ تاریخ آمریکا دگرگون شد، هزینه‌های انسانی و مالی سنگینی برای نروژ نیز داشت.

نروژ در درازنای بیست سال کنش جنگی در افغانستان (۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱) ۱۹ سرباز خود را در این کشور از دست داد و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند. فراتر از کشته‌شدگان، پژوهش‌های پزشکی در نروژ نشان می‌دهد که ۹۲۰۰ سرباز نروژی که در افغانستان خدمت می‌کردند، با پیامدهای روانی دست‌به‌گریبان هستند.

اما فاجعه‌بارترین نمونه دگرگونی سیاست بیرونی نروژ، همکاری در بمباران لیبی در سال ۲۰۱۱ بود. نخست‌وزیر آن زمان، ینس استولتنبرگ (Jens Stoltenberg) که سال‌ها دبیرکل ناتو هم بود، و وزیر خارجه آن زمان، یوناس گار استوره (Jonas Gahr Støre) که نخست‌وزیر کنونی است، گفت که هدف از این همکاری، «پاسداری از غیرنظامیان در بنغازی» بوده است. اما بررسی‌های پسین نشان داد که این سخن‌ها دروغی بیش نبود. برنامه سرنگونی قذافی سال‌ها پیش در حلقه‌های نومحافظه‌کار آمریکایی (پروژه سده نوین آمریکا) چیده شده بود و هدف اصلی، سرچشمه‌های نفت و گاز لیبی بود. نکته افسوس‌بار این است که تنها چند ماه پیش از بمباران، سازمان ملل جایزه حقوق بشر را به قذافی داده بود و نروژ نیز در این تصمیم همکاری داشت. خلبانان نروژی خود در برنامه تلویزیونی «بمب‌های خوب» (The Good Bombs) پذیرفتند که هدف‌های بمباران با پاسداری از غیرنظامیان همخوانی نداشت. نتیجه این بمباران‌ها، کشته شدن هزاران غیرنظامی، فروپاشی لیبی، دگرگونی آن به کانون قاچاق انسان و بردگان آفریقایی، و روانه شدن موج بزرگ پناهجویان به اروپا بود. استولتنبرگ و استوره شرم‌آورانه گفتند که بمباران لیبی تأثیری در افزایش پناهجویان نداشته است.

با این همه، نقش نروژ در جنگ‌های فرامرزی تنها به کمک به آمریکا در نابودی دیگر کشورها از طریق یورش و بمباران محدود نمی‌شود. بخش پنهان‌تر اما گسترده‌تر این نقش‌آفرینی در بازار سودآور فروش جنگ‌افزار به کشورهای درگیر در جنگ‌ها جست‌وجو می‌شود.

تجارت مرگ: نروژ در جایگاه صادرکننده جنگ‌افزار

نروژ نه تنها در بمباران لیبی همکاری داشت، بل‌که همچون یکی از مهمترین صادرکنندگان جنگ‌افزار به خاورمیانه، نقش بزرگی در جنگ‌ها بازی می‌کند. بر پایه آمار رسمی، نروژ در سال ۲۰۱۶، ۱.۹ میلیارد کرون (نزدیک به ۲۲۸ میلیون دلار) جنگ‌افزار جنگی صادر کرد که ۴۰ درصد آن به ایالات متحده آمریکا بود. پس از آمریکا، خاورمیانه بزرگترین بازار فروش جنگ‌افزار نروژ است. بیشترین صادرات جنگ‌افزار و مهمات نروژ به خاورمیانه که دربرگیرنده موتورهای موشک، سامانه‌های نظامی و مهمات جنگی است، به کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و کویت انجام می‌شود.

نکته افسوس‌بار این است که بر پایه قوانین بین‌المللی و قوانین صادراتی نروژ، این کشور حق فروش جنگ‌افزار به کشورهایی که درگیر جنگ هستند را ندارد. همچنین کشورهای گیرنده باید به حقوق بین‌المللی انسانی احترام بگذارند. اما آنچه در عمل روی می‌دهد این است که نروژ به اندازه چشمگیری جنگ‌افزار به چندین کشور که مسئول نادیده‌گرفتن حقوق بشر و خشونت بوده‌اند، صادر می‌کند. برای نمونه، عربستان سعودی از جنگ‌افزارهای وارداتی خود (بیشتر از آمریکا و اروپا) برای جنگ علیه یمن بهره برده و همچنان نیز بهره می‌برد.

شرکت نامو (Nammo) در شهرک روفوس (Raufoss)، بزرگترین سازنده جنگ‌افزار نروژ است. این شرکت خصوصی که نیمی از سهام آن در دست وزارت صنعت و بازرگانی نروژ و نیم دیگر در دست یک شرکت فنلاندی است، در سال ۱۸۹۶ میلادی بنیان گذاشته شده و مهمترین ساخته‌های آن موشک و مهمات جنگی است. این شرکت افزون بر نروژ، در بسیاری از کشورهای جهان مانند آمریکا، آلمان، سوئد، لهستان، فنلاند، سوئیس، اسپانیا، کانادا، هند، استرالیا و امارات متحده عربی دارای نمایندگی است. این ناهمخوانی آشکار میان شعارهای آشتی‌خواهی و انسان‌دوستی نروژ از یک سو، و صادرات گسترده جنگ‌افزار به کشورهای درگیر در جنگ و نادیده‌گیرنده حقوق بشر از سوی دیگر، تصویری دوگانه از سیاست بیرون‌مرزی این کشور نشان می‌دهد که با «الگوی آشتی‌خواه نروژی» در ناسازگاری ژرفی جای دارد.

این دوگانگی در سیاست برون‌مرزی — آشتی‌خواهی در شعار و جنگ‌افزاری در عمل — در راهبردی قطب شمال، جایی که نروژ از سیاست هم‌سنگ تاریخی خود به دور شده و به سنگر رویارویی ناتو با روسیه و چین دگرگون شده است، به شکلی دیگر نمایان می‌شود.

قطب شمال: از منطقه همکاری به سنگر رویارویی

نروژ در سال‌های گذشته به سنگر نخست رویارویی باختر با روسیه و چین در قطب شمال دگرگون شده است. پس از جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، قطب شمال یک "نقطه تنش راهبردی" شده است. 

روسیه با بیش از نیمی از کرانه‌های اقیانوس منجمد شمالی، ناوگان شمالی خود را برای بازدارندگی هسته‌ای در این منطقه جای داده است. در برابر، نروژ عضو ناتو، میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا و مانورهای مشترک با هم‌پیمایان است. تنش‌ها در منطقه بارنتز (Barents)، جایی که نروژ با روسیه همسایه است، بسیار افزایش یافته است. نروژ می‌گوید که زیردریایی‌های روسیه در اقیانوس اطلس شمالی خطری برای راه‌های ارتباطی ناتو هستند و به همین دلیل میلیاردها دلار هزینه خرید ناوچه‌های ضد زیردریایی از بریتانیا کرده است. 

از سوی دیگر، چین خود را "کشور نزدیک به قطب شمال" می‌نامد و از سال ۲۰۱۴ به روشنی گفته که به دنبال یک "قدرت قطبی" شدن است. ابتکار "راه ابریشم قطبی" چین، با هدف سرمایه‌گذاری در راه‌های کشتیرانی و منابع انرژی منطقه، نگرانی باختر را برانگیخته است. همکاری نظامی فزاینده روسیه و چین در قطب شمال، معادله‌های امنیتی را برای نروژ و ناتو پیچیده‌تر کرده است. 

نروژ که خود را خاک‌ریز این رقابت زمین‌سیاسی می‌بیند، نه تنها سیاست هم‌سنگ گذشته را کنار نهاده، بل که به یکی از سرسخت‌ترین پشتیبانان راه و روش رویارویی‌جوی ناتو دگرگون شده است. با این که منتقدان هشدار می‌دهند که دگرگونی نروژ به پایگاه نظامی آمریکا در همسایگی روسیه، نه تنها امنیت این کشور را فراهم نمی‌کند، بل که هنگام درگیری، آن را به هدفی سزاوار برای تازش دگرگون می‌کند.

این نظامی‌گری بی‌پیشینه در سیاست برون‌مرزی، بار سنگین خود را بر دوش ساختار اقتصادی کشور — ساختاری که خود از دیرباز با دوگانگی میان اقتصاد سرزمین اصلی و درآمدهای نفتی دست‌به‌گریبان بوده —گذاشته است.

بحران اقتصادی-اجتماعی: از مالیات‌های سنگین تا فروپاشی همبستگی نوردیک

اقتصاد نروژ همواره دارای دو بخش جداگانه بوده است: بخش "سرزمین اصلی" دربرگیرنده خدمات، کشاورزی و صنعت‌های درون‌مرزی که سرچشمه اصلی درآمد مالیاتی دولت است، و بخش "نفت و گاز" که سرچشمه اصلی درآمد ارزی از راه صادرات به شمار می‌رود. بر پایه آمار سال ۲۰۲۵، درآمد دولت نروژ ۲,۳۱۰.۳ میلیارد کرون بوده است. نکته شگفت‌انگیز این است که وارونه پنداشت همگانی، تنها ۳۱.۶٪ از این درآمد (۷۳۱.۱ میلیارد کرون) از فراورده‌های نفتی فراهم شده و بیش از ۶۰٪ آن (۱,۴۱۷.۱ میلیارد کرون) از مالیات‌های سنگین بر کنش‌های اقتصادی مانند مالیات بر درآمد، مالیات بر دارایی و مالیات بر ارزش افزوده به دست آمده است.

از سوی دیگر، صادرات نروژ در سال ۲۰۲۵ برابر با ۱,۷۷۵ میلیارد کرون بوده که سهم نفت و گاز از این میان ۵۶.۶٪ است. این دوگانگی معنای ژرفی دارد: نروژ برای نگه داشت تراز رفاه همگانی، به مالیات‌گیری از شهروندان خود وابسته است. با این همه، افزایش هزینه‌های نظامی و کاهش بهای نفت در سال‌های گذشته، این الگو را زیر فشار نهاده است. بودجه سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که دولت ۱۱۲ میلیارد کرون برای ارتش نروژ و ۷۰ میلیارد کرون دیگر برای جنگ در اوکراین کنار گذاشته است، یعنی روی هم ۱۸۲ میلیارد کرون که برابر با ۳.۴٪ از تولید ناخالص داخلی و ۸ درصد درآمد دولت است. این نظامی‌گری، زنگ خطر را برای آینده خدمات رفاهی به صدا درآورده است. هنگامی که دولت میلیاردها هزینه جنگ می‌کند، صف‌های خوراک، تهیدستی و گدایی در خود نروژ در روند گسترش است و شهرداری‌ها برای فراهم کردن هزینه‌های نگهداری از سالمندان، دبستان‌ها و کودکستان‌ها با بحران مالی دست‌به‌گریبان هستند.

پیامد این فشار اقتصادی، نخستین و آشکارترین نشانه‌های خود را نه در آمارهای کلان، بل‌که در بافت اجتماعی و زندگی روزمره گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه نروژ بر جای می‌گذارد.

یکی از نشانه‌های فروپاشی الگوی سوسیال دموکراسی نروژ، افزایش آسیب‌پذیری در میان گروه‌های کم‌توان و تنگ‌دست جامعه است. نروژ در دهه‌های گذشته با پیاده‌سازی راهبرد "مسکن نخست" (Housing First) توانسته بود شمار بی‌خانمان‌ها را کاهش دهد. این راهبرد که بر پایه همکاری دولت مرکزی، شهرداری‌ها و بخش خصوصی بنیان نهاده شده بود، هدف خود را فراهم کردن مسکن پایدار برای گروه‌های آسیب‌پذیر، به ویژه معتادان و بیماران روانی، دانسته بود. اما این کامیابی‌ها در سال‌های گذشته با چالش‌های جدی روبرو شده است. بررسی‌های میدانی در شهرداری‌های نروژ مانند استاوانگر (Stavanger)، ساندنس (Sandnes) و سولا (Sola) نشان می‌دهد که پیاده‌سازی پروژه‌های مسکن کوچک با دشواری‌های فراوانی روبرو شده است.

این چالش‌ها نشان‌دهنده شکاف ژرف‌تری است: جامعه نروژ که زمانی به همبستگی ملی خود می‌بالید، امروز گرایش چندانی به پذیرش گروه‌های آسیب‌پذیر در محله‌های پولداران و لایه‌های بالای میانی ندارد. باور همگانی به توانایی دولت کاهش یافته و بسیاری از شهروندان احساس می‌کنند که بار سختی‌های اجتماعی به گونه‌ای ناعادلانه بر دوش آن‌ها نهاده می‌شود. هم‌زمان با اینکه دولت میلیاردها کرون هزینه خرید جنگ‌افزار و جنگ‌های بیرون از مرزها می‌کند، برای فراهم کردن مسکن معتادان و بی‌خانمان‌ها در درون کشور با کمبود بودجه روبرو است. این ناسازگاری آشکار، سرشت طبقاتی دولت نروژ را به روشنی نشان می‌دهد.

بر پایه واپسین آمار رسمی سازمان مسکن نروژ (Husbanken) در سال ۲۰۲۳، نزدیک به ۶۵۰۰ تن در این کشور بی‌خانمان بوده‌اند که بیش از نیمی از آن‌ها در شهرهای بزرگ به ویژه اسلو متمرکز شده‌اند. نیاز به یادآوری است که شمار بی‌خانمان در سال ۲۰۲۰ ۳۵۰۰ تن بود. سهم جوانان زیر ۳۰ سال در میان جمعیت بی‌خانمان به نزدیک ۳۰ درصد رسیده و پدیده "خوابیدن روی مبل دوستان" (Sofasurfing) در میان جوانان افزایش یافته است. این پدیده که در آمارهای رسمی یافت نمی‌شود، هزاران جوان را در بر می‌گیرد که در خانه دوستان یا آشنایان زندگی می‌کنند و هر دم در آستانه بی‌خانمانی هستند.

نروژ یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ‌ومیر از مواد مخدر را در اروپا دارد. بر پایه تازه‌ترین آمار اداره بهداشت نروژ در ژانویه ۲۰۲۶، در سال ۲۰۲۵ ۳۴۲ تن به دلیل کاربرد مواد مخدر جان خود را از دست داده‌اند. این شمار در سنجش با معیارهای اروپایی بسیار بالا است. هروئین دیگر دلیل اصلی مرگ نیست و الگوی مصرف دگرگونی چشمگیری یافته است. مواد افیونی ساختگی مانند فنتانیل ۱۹ درصد از مرگ‌ومیرها را در بر می‌گیرند و دیگر مواد افیونی مانند مورفین، اکسیکدون و کدئین با ۳۶ درصد، بزرگترین سهم را در مرگ‌ومیرها دارند.

گفت‌وگو درباره‌ی "محله‌های ممنوعه" یا "منطقه‌های آسیب‌پذیر" یکی از چالش‌های اجتماعی در کشورهای اسکاندیناوی است. در سوئد، شرایط بحرانی‌تر است: در سال ۲۰۲۴، ۵۹ "منطقه‌های آسیب‌پذیر" بوده‌اند که از میان آن‌ها ۱۹ منطقه "آسیب‌پذیر ویژه" بودند. در این منطقه‌ها، نفوذ باندهای جنایی چندان بالا است که پلیس در انجام کارهای روزانه خود با دشواری روبرو است. محله رینکبی-تنستا (Rinkeby-Tensta) در استکهلم با ۹۰ درصد کوچگران و پناهندگان و ۸۰ درصد وابسته به کمک‌های رفاهی، نمونه بارز این بحران است. احمد عبدالرحمان (Ahmed Abdirahman)، تحلیلگر سیاست‌گذاری سومالیایی‌تبار که در این محله بزرگ شده و هنوز زندگی می‌کند، می‌گوید: "وقتی در سال ۱۹۹۸ به اینجا آمدم، این محله برایم بهشت بود. امروز، نمی‌خواهم فرزندانم اینجا بزرگ شوند."

در نروژ، شرایط هنوز به بدی سوئد نیست اما نشانه‌های نگران‌کننده پدیدار شده است. پلیس نروژ در گزارش ۲۰۲۴، چندین منطقه در خاور اسلو مانند "تون‌هاگر" (Tøyen) و "استوونر" (Stovner) را مناطقی با "چالش‌های اجتماعی-اقتصادی بالا" بازشناسی کرده است. نرخ بزه و جنایت در این منطقه‌ها به گونه‌ای چشمگیر بالاتر از میانگین ملی است.

اما شکاف میان شعارها و واقعیت‌های اجتماعی در نروژ، تنها در زمینه اقتصاد و رفاه بزرگ تر نشده است. شوک بزرگ‌تر هنگامی جامعه نروژ را لرزان کرد که رسوایی‌های اخلاقی در بالاترین سران قدرت — از دیپلمات‌ها و نخست‌وزیران گرفته تا خانواده شاهی — پرده از چهره‌ای دیگر از «الگوی نروژی» برداشت.

بحران اخلاقی و فروپاشی مشروعیت: رسوایی اپستین (Epstein) و خانواده شاهی

پخش سندهای وزارت دادگستری آمریکا درباره جفری اپستین (Jeffrey Epstein)، بزهکار جنسی مرده، نه تنها لایه‌های فساد در حلقه قدرت آمریکا را آشکار کرد، بل‌که زنگ خطری برای نروژ، کشوری که همواره به پاک‌دستی ازمابهتران و دستگاه پادشاهی و سیاسی خود می‌بالید، بود. آنچه از این سندها آشکارا دیده می‌شود، تصویر شبکه‌ای از دیپلمات‌ها، سیاستمداران و حتا نزدیکان خاندان شاهی است که سال‌ها با اپستین در پیوند بودند و در ازای دریافت کمک‌های مالی و دسترسی به شبکه نفوذ او، درهای قدرت را به رویش گشودند.

دیپلمات‌ها، نخست‌وزیران و «میزبان درخشان»

نروژها بزرگ‌ترین شوک را زمانی احساس کردند که وصیت‌نامه اپستین، که دو روز پیش از مرگش در سال ۲۰۱۹ امضا شده بود، از لابه‌لای سندهای وزارت دادگستری آمریکا بیرون آمد. بر پایه آن، اپستین ۱۰ میلیون دلار به دو فرزند ترجه رود-لارسن (Terje Rød-Larsen) و همسر او مونا یول (Mona Juul)، دیپلمات‌های بلندپایه نروژی، به ارث نهاده بود. این وصیت‌نامه که در میان انبوهی از سندها نهان‌مانده خودنمایی می‌کرد، ژرفای پیوند این دو دیپلمات با اپستین را، فراتر از یک آشنایی و دوستی، نشان می‌دهد.

ترجه رود-لارسن، دیپلمات کارکشته و از معماران اصلی "پیمان‌های اسلو" در دهه ۱۹۹۰، چنان پیوند صمیمانه‌ای با اپستین صهیونیست داشت که در پیامکی در سال ۲۰۱۷ او را "بهترین دوست" خود و "یک انسان خوب" نامید. سندها نشان می‌دهد که اپستین در سال ۲۰۱۸ به رود-لارسن برای خرید یک آپارتمان در اسلو کمک مالی کرد. این دو دیپلمات که در اوج قدرت خود بودند، حتا به همراه دو فرزندشان در سال ۲۰۱۱ برنامه سفر به جزیره شخصی اپستین را داشتند، هرچند روشن نیست این سفر انجام شده است یا نه.

پس از پخش این سندها، مونا یول که سفیر نروژ در اردن و عراق بود، در فوریه ۲۰۲۶ از جایگاه خود کناره‌گیری کرد. وزارت خارجه نروژ کوتاه نوشت که "تماس او با اپستین، بزهکار محکوم‌شده، نشان‌دهنده یک داوری اشتباه جدی بوده است". ترجه رود-لارسن نیز که تا سال ۲۰۲۰ مدیر مؤسسه بین‌المللی آشتی (IPI) در نیویورک بود، پس از افشاگری‌ها از این جایگاه کناره‌گیری کرد، اما این پایان کار نبود.

چند هفته پس از افشای پیوند رود-لارسن و یول، نوبت به بزرگ‌ترین نام در میان طبقه فرمانروای نروژی رسید. توربی‌رن یاگلاند (Thorbjørn Jagland)، نخست‌وزیر پیشین نروژ (۱۹۹۶-۱۹۹۷) که زمانی هم رئیس کمیته نوبل و دبیرکل شورای اروپا بود، به اتهام "آلودگی ریشه‌دار" (aggravated corruption) در پیوند با جفری اپستین زیر پیگرد قانونی است.

سندها تصویر تکان‌دهنده‌ای از پیوند یاگلاند و اپستین ترسیم می‌کنند. در سال ۲۰۱۴، زمانی که یاگلاند رئیس کمیته نوبل بود، با هماهنگی دستیاران اپستین، برای سفر خود به همراه همسر، دو فرزند و دوست‌دختر پسرش به جزیره شخصی اپستین برنامه‌ریزی کرده بود. در همان سال، یاگلاند در ایمیلی از اپستین خواستار کمک مالی برای خرید یک آپارتمان در اسلو شد.

اما شاید خطرناک‌ترین بخش این پیوند، کوشش یاگلاند برای گشودن درهای دیپلماسی بین‌المللی به روی اپستین بود. در سال ۲۰۱۸، اپستین از یاگلاند خواست تا زمینه‌های دیدار او با سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، را فراهم کند و گفت که "راه‌حل‌هایی برای پوتین دارد". یاگلاند گفت که این درخواست را با دستیار لاوروف در میان خواهد گذاشت، هرچند که او هرگز نتوانست این دیدار را برنامه‌ریزی کند.

این افشاگری‌ها چندان سنگین بود که پلیس اقتصادی نروژ (اوکوکریم) بررسی‌های خود را آغاز کرد و در فوریه ۲۰۲۶ چندین دارایی یاگلاند را بازرسی کرد. شورای اروپا نیز در کاری بی‌پیشینه، ایمنی دیپلماتیک یاگلاند را برداشت تا روند پیگرد قانونی او شدنی شود. این نخستین بار در تاریخ شورای اروپا بود که چنین کاری علیه یکی از بالاترین سران پیشین آن انجام می‌گرفت.

در میان نام‌های فاش‌شده، نام بورگه برنده (Børge Brende) نیز خودنمایی می‌کند. "برنده" که وزیر خارجه پیشین نروژ و اکنون مدیرعامل انجمن جهانی اقتصاد در داووس است، نماد "برترین جهان‌گرد" بود که ساموئل هانتینگتون (Samuel Huntington) درباره‌اش هشدار داده بود. سندها نشان می‌دهند که "برنده" و اپستین دست‌کم سه بار با یکدیگر شام خورده و پیام‌های خود را به همدیگر داده‌اند. در یکی از این پیام‌ها، "برنده" پس از یک شام با استیو بنون (Steve Bannon)، راهبردپرداز راست‌گرای آمریکایی، و ترجه رود-لارسن (Terje Rød-Larsen)، اپستین را "میزبان درخشان" خواند و با لحنی دوستانه نوشت: "دلتنگتان هستم آقا". واپسین پیوند آن‌ها یک هفته پیش از دستگیری اپستین در سال ۲۰۱۹ بود.

انجمن جهانی اقتصاد که خود را پرچمدار تراداری و اخلاق می‌داند، در واکنش به این افشاگری‌ها گفت که یک بررسی مستقل درباره‌ی پیوند "برنده" با اپستین آغاز خواهد کرد. اما منتقدان پرسشگرند: اگر این پیوندها با یک بزهکار جنسی به این اندازه ژرف و گسترده بوده است، پس "اخلاق طبقه فرمانروای جهانی" چه معنایی دارد؟

همسر شاهزاده و پیوندهای نهان با بزهکار جنسی

اما بزرگ‌ترین شوک نروژ، افشای پیوند گسترده مته-ماریت (Mette-Marit)، همسر شاهزاده نروژ با جفری اپستین بود. سند وزارت دادگستری آمریکا نشان می‌دهد که همسر شاهزاده میان سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ بیش از هزار بار با اپستین در تماس بوده است. ایمیل‌های فاش‌شده نشانگر زبان عشوه‌گرا و گفت‌وگوهایی درباره دیدارها هستند.

در یکی از این ایمیل‌ها که نروژ را شوکه کرد، مته-ماریت از اپستین می‌پرسد که آیا برای یک مادر شایسته است که "دو زن برهنه که سوار یک تخته موج‌سواری هستند" را کاغذدیواری اتاق پسر نوجوانش کند. این ایمیل، تصویر یک همسر شاهزاده دوراندیش و دور از حاشیه را برای همیشه در ذهن نروژی‌ها دگرگون کرد. مته-ماریت در ژانویه ۲۰۱۳ چهار روز را در دارایی اپستین در پالم بیچ (Palm Beach) گذراند، هرچند خود اپستین در آن زمان در آن جا نبود. پس از پخش این سندها، مته-ماریت در بیانیه‌ای پذیرفت که "داوری ضعیفی" داشته و از "هرگونه تماس با اپستین" ابراز پشیمانی کرد. یوناس گار استوره، نخست‌وزیر نروژ، در کاری بی‌پیشینه، به‌گونه آشکار همسر شاهزاده را نکوهش کرد و با ارزیابی او درباره‌ی "داوری ضعیف" هم‌رایی نمود.     

  او در یکی از ایمیل‌ها به اپستین می‌نویسد که نام Jeffrey Epstein را در گوگل جست‌وجو کرده و با این که از محکومیت جنسی او آگاهی یافت، ارتباط خود را با او پایان نداد.

پسرخوانده شازده و ۳۸ اتهام جنایی

هم‌زمان با گرد و خاک رسوایی مته-ماریت، رسوایی دیگری خانواده شاهی را لرزاند. ماریوس بورگ هویبی (Marius Borg Høiby)، پسر ۲۹ ساله مته-ماریت، با ۳۸ اتهام جنایی مانند چهار بار تجاوز جنسی، شش بار فیلم‌برداری بی‌اجازه، و زدن دوست‌دختر پیشینش دادگاهی شد. هویبی (Høiby) در دادگاه گفت که از سه سالگی زیر ذره‌بین رسانه‌ها بوده و فشارهای روانی، او را به سوی الکل، مواد مخدر و رابطه جنسی افراطی کشانده است. اما این سخنان نتوانست خشم مردم نروژ را فرونشاند. پلیس نروژ پس از ماه‌ها بررسی، کیفرخواست علیه او آماده ساخت و دادگاهی شدن او به بزرگ‌ترین دادگاه خانواده شاهی در تاریخ نروژ دگرگون شده است. دادستان خواهان ۶ سال زندان برای او شد که در ماه ژوئن رای دادگاه داده می‌شود.

این رسوایی‌های پی‌درپی، که هر یک به تنهایی توان لرزاندن بنیان باور مردم به نهادهای دولتی را داشت، با  در هم‌آمیختگی خود به پرسشی بنیادین درباره مشروعیت نظام سیاسی و پادشاهی انجامید.

پیامدها: افت پشتیبانی از پادشاهی

این رسوایی‌ها باور دیرپای نروژی‌ها به پاک‌دستی و درست‌کاری فرادستان را فرسوده ساخت. بر پایه نظرخواهی‌های پخش‌شده در فوریه ۲۰۲۶، پشتیبانی از خانواده شاهی به ۶۱ درصد، پایین‌ترین سطح از زمان بنیان‌گذاری پادشاهی در نروژ (۱۹۰۵)، افت کرده است. ۴۴ درصد از پاسخ‌دهندگان بر این باورند که مته-ماریت برای ملکه آینده ناشایست است و ۵۲ درصد خواستار برگزاری همه‌پرسی برای پادشاهی آینده شده‌اند.

تاریخ‌نگاران شاهی این بحران را "بدترین بحران خاندان شاهی نروژ از زمان بنیان‌گذاری آن" می‌خوانند. اما این بحران تنها در پیوند با خانواده شاهی نیست. باور همگانی مردم به نخبگان و طبقه فرمانروای سیاسی نیز آسیب دیده است. هنگامی که نخست‌وزیر پیشین برای خرید آپارتمان از یک بزهکار جنسی خواستار پول می‌شود، و وزیر خارجه پیشین او را "میزبان درخشان" می‌خواند، و همسر شازده با او عشوه‌گری می‌کند، مرز میان سیاست و بزه برای همیشه آشفته می‌شود.

رسوایی اپستین در نروژ، تنها یک رویداد جنایی ساده نیست. این رسوایی، روبند از چهره "طبقه فرمانروای فضیلت‌فروش" نروژ برداشت و نشان داد که در پشت شعارهای انسان‌دوستی و آشتی‌خواهی، شبکه‌ای از منافع شخصی، پیوندهای نهان و آلودگی اخلاقی جای دارد که دیر یا زود، بنیان‌های مردمسالاری و اعتماد همگانی را خواهد لرزاند.

در چنین شرایطی، شکاف میان جامعه و طبقه‌ی فرمانروا چنان ژرف شده که شماری از شهروندان خواستار همه‌پرسی برای آینده پادشاهی شده‌اند. نروژ که زمانی خود را الگوی پاک‌دستی و درست‌کاری در جهان می‌دانست، امروز با این پرسش بنیادین روبرو است: اگر طبقه فرمانروای یک جامعه تا این اندازه آلوده باشند، چه کسی می‌تواند از سامانه‌ی سیاسی و اخلاقی آن دفاع کند؟

با این همه، واکنش طبقه فرمانروا به این بحران مشروعیت، به جای پاسخگویی و روشن سازی، در راه دیگر گام نهاد: سرکوب صدای دگراندیشان و بستن فضای نقد، گویی که ریشه بحران را نه در کردار خود، بل‌که در آیینه‌ای می‌جوید که آن را بازتاب می‌دهد.

واکنش به بحران: از پاسخگویی تا سرکوب

طبقه فرمانروای سیاسی نروژ هرگونه صدای مخالف با سیاست‌های بیرونی خود را به بهانه "تبلیغات روسیه" به دور می‌ریزند. وزیر دفاع نروژ، توره سندویک (Tore Sandvik)، در سخنرانی سالانه خود در ژانویه ۲۰۲۶، درباره‌ی "پادکست‌های گفتگوی آرام" که "مثل میکروفون برای داستان‌های پوتین کار می‌کنند" هشدار داد و روشن شد که سخن او درباره‌ی پادکست‌های استاد دانشگاه گلن دیسن (Glenn Diesen) بوده است. این گفتارها زمانی معنای ژرف‌تری پیدا می‌کند که بدانیم دیسن، استاد دانشگاه، تنها به دلیل به پیش‌گذاری تحلیل‌های ناهمساز با دولت درباره جنگ اوکراین، آماج این تازش‌ها است.

این رویکرد خودکامه‌گرایانه، یادآور فضای مک‌کارتیسم در آمریکاست و نشان می‌دهد که مردمسالاری آزادیخواه در نروژ تا چه اندازه در روند پس‌روی است. هنگامی که یک وزیر دفاع، تحلیلگران و استادان دانشگاه را بدون هیچ دلیل عینی و تنها به دلیل ناهمسانی با روایت رسمی، خیانت‌کار می‌خواند، جامعه از گفتگوی آزاد دور شده و به سوی کردار خودکامه‌گرایانه می‌لغزد. می‌توان با تحلیل‌های دیسن درباره جنگ اوکراین هم‌رای بود یا نبود، اما نکته سرنوشت‌ساز این است که مردم باید به تحلیل‌های گوناگون درباره دلیل رخداد جنگ و چگونگی پیشرفت آن دسترسی داشته باشند. مردمسالاری نیازمند ناهمسانی دیدگاه است، حتا در سیاست بیرونی و امنیتی.

پایان سخن

نروژ امروز در یک چهارراه تاریخی ایستاده است. از یک سو، الگوی سوسیال دموکراسی که بر پایه سازش طبقاتی و همبستگی ملی بنیان شده بود، به دلیل جدایی طبقه فرمانروا از مردم و پیروی بی‌چون‌وچرا از قدرت‌های فراملی، در روند فروپاشی است. از سوی دیگر، سیاست بیرونی خردمندانه دوران جنگ سرد که امنیت کشور را با پشتیبانی از مرزهای خودخواسته فراهم می‌کرد، جای خود را به جنگ‌گرایی وابسته و استقرار پایگاه‌های آمریکایی داده که خود بزرگ‌ترین خطر برای امنیت ملی به شمار می‌رود. دگرگونی نروژ به پایگاه نظامی آمریکا در همسایگی روسیه، نه تنها امنیت این کشور را فراهم نمی‌کند، بل‌که هنگام درگیری، آن را به هدفی برای تازش دگرگون می‌کند.

بحران اخلاقی و رسوایی‌های طبقه فرمانروا، از پیوند با اپستین و تجاوزهای پسرخوانده شازده تا پنهان‌کاری‌های سیاسی گسترده، همراه با بحران اقتصادی، به دلیل جنگ‌گرایی به جای رفاه که به کاهش بودجه درمان و آموزش به سود خرید جنگ‌افزار انجامیده، به باور همگانی به پاکی دستگاه فرمانروا ضربه سنگینی زده است. جامعه‌ای که زمانی با شعار "هیچ‌کس نباید بالاتر از دیگران باشد" (Janteloven) شناخته می‌شد و به برابری نامدار بود، اکنون تماشاگر شکاف طبقاتی، افزایش بی‌خانمانی، گسترش وابستگی به مواد و کوچ دارایی‌داران و کارآفرینان از کشور به دلیل مالیات‌های سنگین است.

نروژ که زمانی میلیاردها دلار هزینه "انسان‌دوستی بین‌المللی" و "کمک‌های بشردوستانه" در دورترین نقطه‌های جهان می‌کرد، هم‌اکنون از گشودن بحران‌های درونی خود ناتوان مانده است: بی‌خانمان‌ها و معتادان در محله‌ها رانده می‌شوند، سالمندان با کاهش خدمات نگهداری روبرو هستند، مدرسه‌ها و کودکستان‌ها با کمبود بودجه دست‌به‌گریبانند، و جوانان آینده‌ای تاریک پیش روی خود می‌بینند. انگار "روح ۱۸۱۴" که با قانون اساسی آزادی‌خواهانه زاده شد و "خرد ۱۹۴۹" که سیاست بیرونی هم‌سنگ را پدید آورد، جای خود را به پندارهای قدرت‌های بزرگ و از یادبردن منافع ملی داده‌اند. نروژ برای یافتن راهی به بیرون از این بحران‌های چندگانه، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به ارزش‌های راستین مردمسالارانه، تراداری، پاسخگویی و در پیش‌گیری برپایی جامعه رفاه به جای ماجراجویی‌های نظامی و میلیتاریسم است. آیا پیش از آن که دیر شود، اراده‌ای برای بازگشت به راه خردورزی و همبستگی در این کشور پدید خواهد آمد؟

پرسش بنیادین این است که آیا از طبقه‌های فرمانروای کنونی — که این همه آلوده هستند — کاری برمی‌آید، یا باید به سراغ گزینه‌های جایگزین رفت؟

 

Miami Herald | Norway Launches New Jeffrey Epstein Investigation | February 5, 2026

CTV News | Norway investigates former prime minister over Epstein ties | February 5, 2026

Arab News PK | Norway's ambassador to Jordan and Iraq resigns over Epstein links | February 7, 2026

NST Online (New Straits Times) | Norwegian diplomat steps down over Epstein ties, in widening scandal | February 8, 2026

Euractiv | Senior diplomat resigns as Norway probes Epstein links | February 8, 2026

Anadolu Ajansı | Norwegian premier backs parliamentary inquiry into Epstein case | February 8, 2026

AL-Monitor (Reuters) | Norway diplomats and politicians found in Epstein files | February 11, 2026

The New York Times | Ex-Leader of Norway Charged With Corruption Linked to Epstein | February 12, 2026

Anadolu Ajansı | Epstein case shows 'it is possible to buy influence if you are rich enough,' Norwegian premier says | February 12, 2026

اقتصادی و بودجه

Regjeringen.no | Key figures in the Revised National Budget 2025 | May 15, 2025

Regjeringen.no | Stable governance in uncertain times | May 15, 2025

Statistics Norway (SSB) | Central government revenue and expenditure | November 5, 2025

Statistics Norway (SSB) | Steady surplus | June 5, 2025

Regjeringen.no | Key Figures in the National Budget 2025 | October 7, 2024

Regjeringen.no | Meld. St. 1 (2025–2026) – Nasjonalbudsjettet 2026 | October 14, 2025

FocusEconomics | Norway GDP Q2 2025: Economic growth accelerates to one-year high in Q2 | August 21, 2025

نظامی

Forsvaret (نیروهای مسلح نروژ) | Cold Response 2026: 4000 American soldiers participate | January 15, 2026

NRK | 4000 American soldiers to Northern Norway for Cold Response | January 16, 2026

Stars and Stripes | US Marines arrive in Norway for Cold Response exercise | January 18, 2026

TASS | Norway hosts Cold Response 2026 with NATO allies | January 20, 2026

Defence Blog | US forces deploy to Norway for Cold Response 2026 | January 22, 2026

Norsk Forsvarsteknologi | Military equipment in Cold Response 2026 | February 1, 2026

افغانستان

Forsvaret (نیروهای مسلح نروژ) | Norwegian soldiers killed in international operations | August 2025

Statistics Norway (SSB) | Norwegian personnel deployed abroad 2001-2012 | March 2013

Norwegian Institute of Public Health | Mental health among Norwegian veterans | October 2024

Aftenposten | 9200 Norwegian soldiers struggle with anger after Afghanistan service | November 15, 2024

NRK | Problematic anger three times more common than PTSD among veterans | November 16, 2024

Regjeringen.no | Norway provides additional support to Afghanistan | November 2022

UNHCR | Norway contributes to support for Afghan refugees | December 2022

لیبی و صادرات تسلیحات

NRK | The Good Bombs - Norwegian pilots in Libya | 2012

DN (Dagens Næringsliv) | Norway's weapons exports to the Middle East | March 2017

SSB (Statistics Norway) | Export of defence-related products 2016 | 2017

Nammo | Annual Report 2023 | 2024

Peace Research Institute Oslo (PRIO) | Norwegian arms exports to conflict zones | 2023

بحران اجتماعی (بی‌خانمانی و مواد مخدر)

Husbanken (سازمان مسکن نروژ) | Homelessness in Norway 2023 | December 2023

Statistics Norway (SSB) | Housing conditions and homelessness | 2023

Helsedirektoratet (اداره بهداشت نروژ) | Drug-induced deaths in 2025 | January 2026

Folkehelseinstituttet | Nitazene-related deaths in Norway | September 2024

NRK | New warning system against dangerous drugs | January 15, 2026

Oslo University Hospital | Study on nitazene overdoses | 2024

سوئد

Swedish Police Authority | Vulnerable areas report 2024 | November 2024

Dagens Nyheter | Rinkby-Tensta: From paradise to no-go zone | March 2023

The Local Sweden | Sweden's vulnerable areas: What you need to know | December 2024

Politiet (پلیس نروژ) | Challenges in Eastern Oslo 2024 | 2024

Aftenposten | Tøyen and Stovner: The warning signs from Sweden | January 2025

آزادی بیان و سرکوب مخالفان

Regjeringen.no | Defence Minister's annual speech 2026 | January 2026

NRK | Minister warns against "quiet conversation podcasts" | January 2026

Altinget | Defence Minister criticizes professor's Ukraine analysis | January 2026

EU Observer | Swiss analyst sanctioned for Ukraine views | 2024

Human Rights Watch | Freedom of expression in Europe under threat | 2025

تاریخی و پیشینه نروژ

Stortinget (پارلمان نروژ) | The Constitution of 1814 | 1814

Norges Historie | The 1884 parliamentary breakthrough | 1884

LO (کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری) | The Basic Agreement of 1935 | 1935

NATO | Norway's membership 1949 | 1949

Regjeringen.no | Norwegian base policy during the Cold War | Historical archive

نظرسنجی و افکار عمومی

NRK | Support for monarchy drops to 61 percent | February 2026

Dagbladet | Poll: 52 percent want referendum on monarchy | February 2026

VG | Mette-Marit's approval rating plummets after Epstein revelations | February 2026

Opinion AS | Trust in politicians hits record low | February 2026

 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید