رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۸ ژانویه ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴

درک حمله آمریکا به ونزوئلا

درک حمله آمریکا به ونزوئلا

نویسنده گابریل زوکمن (۱)

۴ ژانویه ۲۰۲۶

اگر مبالغ هنگفت پولی ناشی از تغییر رژیم در کاراکاس را مد نظر نگیریم نمی توانیم ربودن نیکولاس مادورو را درک کرد. هف کم‌ بها دادن به جنبه‌های ایدئولوژیک یا ژئوپلیتیکی مداخله آمریکا که تاکید مجددی بر دکترین مونرو در ایجاد حوزه‌های نفوذ امپراتوری می باشد نیست.

اما انگیزه اصلی این اقدام قهرآمیز نفت، چنگ اندازی و استخراج از بزرگترین ذخایر طلای سیاه جهان، می‌باشد. شرکت‌های چندملیتی آمریکایی و سهام داران انها برای بازه های طولانی از این ذخای بهره‌برداری نفتی کرده و سودهای بی‌سابقه بردند.

مادورو یک دیکتاتور بی‌رحم و فاسد بود. اما ترامپ بدون خصومت با بسیاری از دیکتاتورهای بی‌رحم و فاسد بسیار خوب کنار می اید.

هدف اصلی حمله ترامپ از سرگیری بهر برداری(گسترده تر) دوباره از منابع نفتی فراوان ونزوئلا به نفع ثروتمندترین اقشار آمریکا است. اولین اوج این بهره برداری به دهه ۱۹۵۰ یعنی دوران «عصر طلایی» باز میگردد. جنبش «امریکا را دوباره قوی کنیم» ( MAGA ) هم از این دوران اسطوره ساخت.

برای درک جاه‌طلبی کاخ سفید، باید بار دیگر به تاریخ کمتر شناخته‌شده‌ای رجوع کرد: تاریخچه‌ای از استخراج‌گرایی بین‌المللی که به اوج خود رسیده و ترامپ امروز در پی نگارش فصل تازه‌ای از آن است،  فصلی که درکمصورت موفقیت، می‌تواند حتی افراطی‌تر از گذشته نیز باشد.

تولید نفت در ونزوئلا در دهه ۱۹۱۰ با یک نقص اساسی آغاز شد و آنهم واگذاری آن به شرکت‌های بزرگ خارجی بود. دیکتاتور خوان ویسنته گومز (Juan Vicente Gomez) امتیازات فوق‌العاده سخاوتمندانه‌ای را به شرکت‌های چندملیتی آمریکایی و بریتانیایی اعطا کرد. آنها هم به سرعت تولید نفت را در ونزولا بالا بردند. از سال ۱۹۲۹، کاراکاس بیش از ۱۰٪ از میزان تولید نفت جهان را به خود اختصاص داد و اولین صادرکننده نفت شد. در ابتدا، انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها کیک (منافع) را بین خود تقسیم می‌کردند. اما پس از پایان جنگ جهانی دوم، آمریکایی‌ها موفق شدند تا همه منافع را راسا تصاحب کنند. ونزوئلا به نخستین مقصد سرمایه‌گذاری خارجی آمریکا و اصلی ترین منبع سود خارجی آن تبدیل شد.

باید به خوبی متوجه میزان ابعاد ثروتی هایی (سود هایی) که ایلات متحده امریکا در اواسط قرن بیستم از ونزوئلا  بدست آورد بود.

در سال ۱۹۵۷(۲)، در اوج این استخراج فرامرزی، سود ثبت شده توسط شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکایی در ونزوئلا معادل سود کل (تمامی)  شرکت‌های چندملیتی آمریکایی - در تمام بخش‌ها - در مجموعه سایر کشورهای آمریکای لاتین و تمام کشورهای قاره اروپا بود! معادل ۱۲٪ از تولید ناخالص داخلی ونزوئلا - یعنی ارزش کل کالاها و خدمات سالانه تولیدی در کشور- به سهامداران آمریکایی رسید. این تقریباً معاد مبلغی است که طبقه زحمتکش ونزوئلا ، یعنی ۵۰٪ فقیرترین ها دریافت می‌کردند.تولید ناخالص داخلی ونزوئلا افزایش یافت، اما به نفع ثروتمند های  آمریکایی‌های که سود سهام دریافت می‌ کردند و کارمندان آمریکایی با حقوق بالا بود. ونزوئلا در اوایل دهه ۱۹۶۰، در واقع بزرگترین جامعه مهاجران آمریکایی را آسکان داده بود. آنها در مناطق اختصاصی دارای بیمارستان‌های کاملاً جدید و مجهز و زمین‌های بیسبال سرسبز زندگی می‌کردند.

منابع و مطالعات: این نمودار سیر تحولات درصد نسبی میان «سود خالص پس از کسر مالیات حاصله شرکت‌های تابعه شرکت‌های چندملیتی آمریکایی» در ونزوئلا و «تولید خالص داخلی» ونزوئلا در طول زمان  را نشان می‌دهد.

 

 

منبع: محاسبات نویسنده بر اساس بررسی‌های چند ساله «دفتر تحلیل اقتصادی» در مورد فعالیت‌های شرکت‌های چندملیتی آمریکایی. برای ارائه این داده‌ها به (نوشتار) «رایت و زوکمن Wright et Zucman» (۲۰۱۸) مراجعه کنید.

این آن «عصر طلایی» است که دولت ترامپ آرزوی بازگشت به آن را دارد. تقسیم درآمد نفتی که مشکل بتوان آن را عادلانه و برابر به حساب آورد.

این یک مدل توسعه همچنین عمیقا ناپایدار است که می‌تواند تنها واکنش‌های خشونت‌آمیز را برانگیزد. چگونه می‌توان پذیرفت که درآمدهایی که به سهامداران خارجی پرداخت می‌شوند به همان اندازه درآمدی های باشد که نیمی از جمعیت دریافت می‌کنند؟ تا دهه ۱۹۵۰، به پیروی از گومز، رژیم‌های مختلف حاکمه در کاراکاس ترجیح می‌دادند سرمایه بین‌المللی مورد عنایت قرار دهند، مالیات‌ها را در حد پایین نگه دارند، به خواسته‌های شرکت‌های بزرگ نفتی تمکین کنند و از این راه اغلب خود را نیز ثروتمندتر سازند. از دهه ۱۹۶۰ به بعد، مثل بقیه آمریکای لاتین، دولت‌های متوالی سعی کردند تا شرایط مالی متعادل‌تری (منصفانه‌تری) را  در قراردادهای نفتی مذاکره کنند. ونزوئلا در صدر رهبری این جنبش قرارگرفت.

در سال ۱۹۶۰ سیاستمدار ونزوئلایی، خوان پابلو پرز آلفونزو (Juan Pablo Pérez Alfonzo) نقش (مهمی) در ایجاد اوپک (سازمان کشورهای صادرکننده نفت) بازی کرد (۲). ونزوئلا زمام این حرکت را به دست گرفت تا یک «نظم اقتصادی نوین جهانی» را محقق سازد و بخواهد تا قواعد تجارت جهانی بازنویسی گردد. این روند در سال ۱۹۷۶ با ملی شدن دارایی‌های شرکت‌های اکسون موبیل، شل و شورون در ونزوئلا به اوج خود رسید.

دونالد ترامپ ۳۰ سال است که به‌طور پیوسته (ملی شدن دارایی‌ها این شرکت ها را) «سرقت» (می نامد) و محکوم می‌کند. او هدف اصلی خود را - یعنی بازگرداندن شرایط ناعادلانه و سلطه‌گرانه‌ای که در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ حاکم بود - پنهان نمی‌کند.

 در صورت تحقق یافتن این هدف دونالد ترامپ، میتوان متصور شد که سودهای صنعت نفت آمریکا - که یکی از بزرگترین تامین کنندگان مالی ترامپ و حزب جمهوری‌خواه به شمار می اید - دو برابر و حتی سه برابر افزایش یابد. ذخایر «طلای سیاه» ونزوئلا، که از بزرگ‌ترین‌ها در جهان به شمار می‌روند، واقعاً چشمگیر و عملاً دست‌نخورده باقی مانده‌اند. تولید نفت این کشور نیز، به دلیل سوء مدیریت رژیم چاویستی و همچنین تشدید تحریم‌های آمریکا از سال ۲۰۱۷، به‌شدت کاهش یافته است.

 

 

منافع مالی از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که قیمت نفت اکنون بسیار بالاتر از دهه ۱۹۵۰ است. اگر ترامپ موفق شود شرایط مالی حاکم بر میانه قرن بیستم را بازگرداند، سهمی که شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکایی و مالکان آن‌ها از این ثروت به دست می‌آورند، به همان نسبت افزایش خواهد یافت.

زمانی که ترامپ می‌گوید می‌خواهد ونزوئلا را «اداره» کند، منظورش دقیقاً همین برنامه است.

برای درک بهتر، سود شرکت آرامکو – تولیدکننده اصلی نفت عربستان سعودی و کشوری با دومین ذخایر بزرگ نفت جهان – در سال‌های اخیر بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار در سال بوده است.  

۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار در سال؛ این همان رقمی است که امروز پشت ماجرای ربودن مادورو قرار دارد.

توضیحات:

۱) در باره اقای گابریل زوکمن (Gabriel Zucman) :

  • ۲۰۰۵:  پس از گذراندن دوره آمادگی B/L در دبیرستان هانری چهار، به عنوان دانشجو در رشته علوم اجتماعی مدرسه عالی نرمال پاریس-شهر ساکله قبول می‌شود.

  • ۲۰۰۸:  مدرک کارشناسی ارشد در رشته تحلیل و سیاست اقتصادی را از مدرسه اقتصاد پاریس دریافت می‌کند.  

  • ۲۰۰۶–۲۰۱۳:  نشریه «نگاه‌های متقابل به اقتصاد» را تأسیس کرده و مدیریت می‌کند.  

  • ۲۰۱۳:  پایان‌نامه دکترای اقتصاد خود را با عنوان «سه مقاله درباره توزیع جهانی ثروت» در مدرسه عالی مطالعات علوم اجتماعی (EHESS) و زیر نظر توماس پیکتی دفاع می‌کند.

۲) اشاره ای کوتاه از ف. دوردانی:

  • در این متن، اقای گابریل زوکمن به این نکته اشاره نمی‌کند که دهه‌ ۱۹۵۰ هم‌زمان است با یکی از دوره‌های مهم تاریخ ایران، یعنی کودتای آمریکا و انگلستان علیه دولت ملی شادروان دکتر محمد مصدق در سال ۱۹۵۳. دلیل انهم این است که آیشان متن خود را صرفاً به تحولات کنونی ونزوئلا اختصاص داده است.

  • همچنین، آقای گابریل زوکمن، با وجود اشاره‌ای کوتاه به نقش ونزوئلا در بنیان‌گذاری اوپک، به پیامدهای گروگان‌گیری رئیس‌جمهور قانونی این کشور و همچنین قصد دونالد ترامپ و دولت آمریکا برای «اداره» منابع نفتی آن در ارتباط با آیندهٔ اوپک نمی‌پردازد. 

  • این پرسش باقی است که آیا این اقدام ایالات متحده امریکا در بلندمدت به تضعیف ـ و در بدترین حالت، از میان بردن ـ اوپک نخواهد انجامید؟

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید