Skip to main content
سه‌شنبه ۶ اکتبر ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

فرهنگ و هنر

شمی صلواتی
با قلم نویس ساده

قلبم را با نان گرم از سفره عیانی
و ذهنم را با قوانین پوچ بردگی
وجودم را با مماشات
یا تن دادن به فاحشگی
و وجدانم را نه با ننگ
بلکه در جنگ با کتابهای بیگانه از شعور
با دروغهای بر گرفته از جعل تاریخ
با بتهای ساخته شده ازخدایان واهی
شمی صلواتی
دیشبی بود
در میان مستی دو دل
به همسرم می گفتم
دانی که چرا؟
عشق به خانه ما مهمان است
چون ما بیگانه باجهل و
دشمن به هر باوری که؛
بانی جدایی انسان است.
1 نظر
رحمان
«باید نزدیک شویم!»

«ولع سراب»