ژانویه 2020

اینک در چهل و یکمین سالگرد انقلاب ضد دیکتاتوری بهمن همچنان دیکتاتوری بعنوان معضل یزرگ جامعە، عامل بی عدالتی و فساد و مانع عمدە توسعە دمکراتیک کشور باقی ماندە است. شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنەای بار دیگر همچون ماهای پایانی حکومت شاە حداقل از دی ٩٦ تا کنون در کشور طنین انداز است. جنبش ها و خیزش های مردمی در حال رشد و گسترش اند و برکناری رژیم را آماج خود قرار دادەاند.

این سؤال بسیار مهمی است که توصیف عمومی از نئولیبرالیسم چه تفاوت معینی با دیگر اشکال لیبرالیسم دارد و حدت و شدت این تفاوت تا کجاست؟ منظور اشکالی چون لیبرالیسم اقتصادی، لیبرالیسم کلاسیک و (نئو)کنسرواتیسم است، که همۀ آنها برای بازار نقشی مرکزی قائل اند و همگی شان شعار "بازار بیشتر، دولت کمتر" را سر می دهند.

اساسا آنچە موجب تن دادن حکومت در آن مقطع با تصویب قانون کار جدید شد، وجود و نفوذ سازمانهای کارگری نیرومند در جامعە بود. بقای قانون کار نیز بە تبع آن منوط بە حضور و نفوذ سازمانهای کارگری بود. حکومت و سرمایە داران کە این را خوب می دانستند شروع بە قلع و قم سازمانهای کارگری کردند تا بتوانند پس از سرکوب آنها قانون کاری اگر تصویب شد کە با منافع آنها اندکی زاویە داشت آن را از میان بردارند. این کار را هم کردند.

اقتصاد سبز وسیله ای برای دستیابی به توسعه اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی پایدار است. علاوه بر اقتصاد سبز، مفاهیم دیگری نیز در گفتمان سیاسی و فرهنگی به این معنی بکار می روند، از جمله توسعه سبز، اقتصاد با حداقل اثر کربن و توسعه کم مصرف. مشاغل سبز نه تنها به سازندگی پایدار کمک می کنند، بلکه به بازسازی زیست محیطی و بهبود کیفیت پایدار اجتماعی در آینده رهنمون می شوند.

جناب رئیس فراکسیون "کارگری" ولی گویا چون جرات حرف زدن از بی عدالتی و عوامل واقعی بی عدالتی را ندارند، خود را بە کوچە علی چپ زدەاند و دیواری کوتاەتر از دیوار کارمند گیر نیاوردەاند!

از وقتی ابراهیم رئیسی قاضی القضات جنایتکار تازە رژیم وعدە تجدید نظر و رسیدگی (با رفعت اسلامی) به کارگران و اعتراضات صنفی را داد، چند ماە گذشتە است. با این وجود در این مدت نە تنها تغییر مثبتی در بگیر و ببندهای فعالین صنفی رخ ندادە است، بلکە سرکوب آنها نیز شدت گرفتە و کمتر هفتەای است، کە عدەای از فعالین صنفی بازداشت و برای محاکمە فرمایشی تحویل بیدادگاە های مظلوم کش فقاهتی نشوند. 

معلوم شد که فلسطین برای این دو نفر یک بهانه است تا برای نجات خود از مهلکه‌های سیاسی موجود و خریدن فرصت در درون آمریکا و اسرائیل متوسل به جنجال آفرینی بشوند. ترامپ برای تحت الشعاع قرار دادن برنامه استیضاح و "قهرمان نمایی"اش در آستانه انتخابات پیش روی، و نتانیاهو نیز برای دورزدن پرونده فساد در دادگاه و چهره نمودنی دیگربار در انتخابات چند هفته بعد!

امروزه بخشی از نیروهای چپ جوگیر سلطنت طلبی شده، آنها هم ترجیح میدهند تا با سکوت از کنار بهمن کبیر پنجاه و هفت عبور کنند، انگار که کاشکی این اتفاق تاریخی نمی افتاد. پیشنهاد من برای تشکیل میزگردی جهت بحث و بررسی اهمیت واقعه بیست و دو بهمن، از طرف همین دوستان چپ شهرمان با سردی مواجه میشود؛ چرا که تحت تاثیر پروپاگانداهای امپریالیسم رسانه ای، نوعی سمپاتی داشتن به مرده های تاریخی "سلطنت طلبی" جزعی از فشن و مد سیاسی روز گردیده است.

در یک کلام لب طرح، بلاموضوع کردن واقعیت تاریخی اشغال و پاک سازی سرزمین ونفس اشغالگری بود که پس از جنگ ۱۹۶۷ به توسط دولت های اسرائیل و حامیان بین المللی اش صرت گرفت بود و هیچگاه توسط جامعه جهانی و اسنادسازمان ملل برسمیت شناخت نشد.

ایده هایِ آزادیخواهانه و عدالتجویانه بطورِ نامشخص و فرموله نشده در میان اکثریت مردم وجود دارند و در سراسر جهان در جنبشهایِ مردم (ب.م. کارگری، زنان، محیط زیست، ضد خشونت پلیس، ضد تبعیضاتِ نژادی و جنسیتی)،افرادِ غیر مذهبی، مذهبی، سوسیالیست و دمکرات هایِ ناروشن در موردِ آسیب هایِ سرمایه داری، مشترکا فعالیت می کنند.

آخرین گلوله را چه کسی بر سینه شب

شلیک کرد !؟

و قهقهه مستانه اش از فراز جنگل

گذشت -

که مردگان را در شب نشینی با ابلیس

به هراس آورد

این که جناح حاکم علیرغم خیزبلندی که برداشته است بتواند به تحقق سودای یکدست سازی و بقیه قضایا نائل شود، البته خود به معنی واردشدن به قماربزرگی است که فی الواقع بردی در آن وجودندارد. نه فقط جامعه در اکثریت بسیاربالا با چنین مالیخولیائی احساس هیچ گونه همذات پنداری ندارد که برعکس آشکارا رؤیای دیگر و متضادی را دنبال می کند، و هم جهان پیرامون در برابرآن است.

این زندانیان از هفته ها پیش در اعتراض به انواع اجحافات حقوقی و روحی و جسمی دست به اعتصاب غذا زده اند و اکنون وضعیت جسمانی آنها در نتیجه شرایط زندان و اعتصاب غذا رو به وخامت گذاشته است. این وضعیت خطیر در حالی است که برای برخی از آنان وثیقه های میلیاردی درخواست شده و عملاً امکان آزادی موقت را از آنها ستانده است.

مقامات مسئول و تصمیم گیرنده باید بلادرنگ با کنترل جاری، نسبت به خواست های شهروندان و مطالبات آنها واکنش مناسب نشان دهند. دولت جدید باید با توجه به منافع ملی و در نظر گرفتن حقوق همه شهروندان و فاصله گرفتن از تبعیض و فساد اقتصادی تشکیل شود.

در این شماره می خوانید:

-این مجلس، مجلس ما نیست، مجلس دشمنان ماست!

-تاریخ شگفت انگیز نئولیبرالیسم- بخش پنجم

-موشک های کە بجای امنیت، امنیت زدایی می کنند!

-گزارش ویژه: "ما را بحساب آورید!(1) "- بخش هیجدهم

-بازگشت پیروزمندانە سندیکا بە میان کارگران ایران

-گذر و نظری بر رویدادهای مهم کارگری هفتە

گزارش از گسترش تکان دهنده ابعادنابرابری های اقتصادی در جهان حکایت می کند که طبق آن یک درصدثروتمندین های جهان ثروتی معادل قریب به ۷ میلیاردنفر را در چنگ خود دارند که هرلحظه برججم آن ها افزوده می شود. چنانکه در طی یک دهه گذشته تعدادمیلیاردرها دو برابرشده است. به گفته یکی از مدیران کنفدراسیون آکسفام، شکاف بین ثروتمندان و فقرا را نمی توان بدون تغییر سیاست های عمیقا نابرابروعامدانه ای- که تنها دولت های معدودی به آن متعهد هستند- برطرف کرد.

این مجلس، دشمن کارگر و حقوق کارگر است. مجلس اعیان و اشراف است. مجلس موتلفە و بازاری ها، دلال ها و رانتخوران است، مجلس دزدان و غارتگران، جنایتکاران نظامی- امنیتی ها، شکنجە گران، مجلس دیکتاتورها و مرتجعین فاسد و ناکارآمد و در نهایت بازیچە دست ولی فقیە است. نمایندگان کارگران و زحمتکشان و مردم عادی را نە بە این مجلس راە می دهند و نە آنها مانند غارتگران ثروت های عمومی می توانند از پس هزینە های اولیە نمایندگی برآیند. همە لوایحی کە در این مجلس فرمایشی بە تصویب رسیدەاند علیە کارگران و زحمتکشان و در جهت منافع اعیان و اشراف اند.

این واقعیت شناخته شده ای است که فریدمن به رژیم پینوشه مشورت می داده و نیز این که سیاست اقتصادی این رژیم توسط به اصطلاح "بچه های شیکاگو"، یعنی دانشجویانی که مشخصاْ به این منظور در شیکاگو آموزش دیده بودند، تدوین و اجرائی شد. از این رو نامحتمل نیست که فریدمن نسبت نئولیبرالیست را برای دومین بار در شیلی و این بار به معنای منفی اش دریافت کرده باشد. به نظر می رسد در همان جائی که خود فریدمن جامه جوان نئولیبرالی را از تن کنده بود، این جامه به دلیل پیوندهای فریدمن با رژیم پینوشه دوباره به تن او پوشانده شد و تا ابد بر تن او ماند.

وجود نا امنی و فضای تنش آلود و ریسک درگیری و احساس خطڕ جنگ در یک کشور بیشترین نقش منفی را در آمدن و نیامدن توریست ها دارد. حال اگر در کشوری مانند ایران محدودیتهای امنیتی و مذهبی حجاب و بازداشت و زندانی کردن و بە گروگان گرفتن شهروندان دو تابعیتی و سرکوب های خیابانی مداوم و غیرە هم بر ناامنی ها اضافە شوند، دیگر چیز زیادی از همین صنعت کوچک توریسم باقی نمی ماند. حالا پیامدهای فاجعە شلیک موشک را هم اگر بر موارد نامبردە بیفزایم، فاتحە صنعت جهانگردی در ایران برای مدتی نامعلون خواندە شدە است.

در ونزوئلا که از سال 2015 تحت فشار شدید اقتصادی قرار داشته، آنا فرانچسکا سوتو لیدر ملی زنان در ASI ونزوئلا می گوید:"این زنان هستند که بیشترین صدمه را از این شرایط دیده اند. "هر کارگری که براساس ساعت کار حقوق می گیرد باید 5 صبح از خانه خارج شود تا بتواند وسیله ای پیدا کند تا به سر کار برود - در شرایط امروز کشور ما دیگر سیستم نقل و انتقال عمومی رایگان نداریم که قبلا کارگران را به کارگاه می برد. حالا باید خیلی زود از خانه خارج شویم تا شاید با وسایل خطرناک حمل و نقل به سرکار برسیم. زنان یک روز کامل را از دست می دهند تا در صف خرید مایحتاج زندگی و ارزاق و خوراک روزانه برای خانواده بایستند."

کارگران پتروشیمی ها در پی تشکیل اتحادیە اند، دەها تشکل اتحادیەای مستقل در میان معلمان و بازنشستگان سر برآوردە و مشغول مبارزە سندیکایی هستند، سندیکای واحد و هفت تپە، اتحادیە آزاد کارگران، بە رغم فشارهای سنگین و بریدن احکام زندان طولانی برای رهبران شان سر پا ایستادەاند، پرستاران در پی ایجاد تشکل مستقل هستند، درخواست مذاکرات مزدی بە شیوە سندیکاها بە روزنامە های مجاز راە پیدا نمودە است. این ها همگی حاکی از بازگشت پیروزمندانە سندیکا بە میان کارگران ایران و نفی تشکلهای حکومتی توسط کارگران و مزدبگیران است.

تلاشها برای تشکیل اتحادیە های کارگری مستقل و طرد تشکلات فرمایشی حکومت ساختە و تحت کنترل دولت ادامە دارند... سندیکا کە در فرهنگ سیاسی رژیم و طرفدارانش کفر محسوب و تشکیل آن مستوجب مجازات است، اینک دوبارە در پرتو مبارزات کارگران در حال جا بازکردن در جامعە و رسانە هاست!

فایل صوتی جلسه پرسش و پاسخ تلگرامی جمعه ۴ بهمن ۹۸ برابر با۲۴ ژانویه ۲۰۲۰

میهمان برنامه: دکتر ناصر زرافشان، حقوقدان، نویسنده مترجم و از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران

 ما بر این باوریم که اگر همه‌ی جریاناتی که برای استقرار دموکراسی، خواهان گذار از جمهوری اسلامی هستند، با دعوت مردم به عدم حضور در پای صندوق‌های رأی، عليه انتخابات نمايشی مجلس یازدهم فعالیت نمایند، ضربه کاری به استبداد حاکم فرود می آید. در لحظه‌ی کنونی، تشویق به تحریم گسترده اين انتخابات، مدنی‌ترین روش اعتراض و مبارزه با رژیم حاکم است.

سیاست ما نه به جنگ و تحریم، و نه به جمهوری اسلامی است. ما علیه جنگ هستیم و کنار هیچ طرف از جنگ طلبان نخواهیم ایستاد. حزب ما برای گذار از جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری سکولار و دمکرات با اتکاء به جنبش های مدنی و مبارزات دموکراتیک مردم ایران مبارزه می کند و توسل به جنگ و آلترناتیوسازی با اتکا به نیروی خارجی را محکوم می‌داند.

همین گزارش نشان می دهد، چگونه تبعیض جنسیتی یعنی استثمار بیشتر زنان به شکل ساختاری با آن گره خورده است و گزارش امسال هم سعی می کند که بدان به عنوان یک معضل بزرگ بر جستگی بدهد؛ همین طوراست مثلا نژادپرستی و تبعیض سیاهان در آمریکا و نقاط دیگر یا تشدیدجنگ ها و بحران های مهاجرت و پناهندگی... همه و همه اساسا از آن سرچشمه می گیرند.