تحولات روابط ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی، نشاندهندهی تاریخ پیچیدهای از خصومتهای عمیق و در عین حال دیپلماسی اجباری است. در این مطلب به مذاکرات مهم این دورهی چهل و هفت ساله و نتایج آن میپردازیم
مذاکرات دوران جنگ (۱۹۷۹-۱۹۸۸)
· آغاز مذاکرات در دولت موقت (۱۹۷۹): مهدی بازرگان در مصاحبهای با نیویورک تایمز از تمایل به ازسرگیری روابط با آمریکا سخن گفت. ملاقاتهایی بین مقامات دو کشور، از جمله دیدار صدرحاج سیدجوادی با کاردار سفارت آمریکا و گفتوگوی بازرگان با «زبیگنیف برژینسکی» در حاشیه مراسم الجزایر انجام شد که نشاندهنده چراغ سبز اولیه بود.
· بحران گروگانگیری و توافق الجزایر (۱۹۸۰-۱۹۸۱): تسخیر سفارت آمریکا و گروگانگیری ۵۲ دیپلمات به مدت ۴۴۴ روز، به اولین مذاکره مستقیم و رسمی منجر شد. این مذاکرات که با میانجیگری الجزایر انجام شد، به «توافق الجزایر» انجامید و در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ با آزادی گروگانها پایان یافت. این توافق، نخستین توافق رسمی بین دو کشور بود.
· ماجرای ایران-کنترا (۱۹۸۵-۱۹۸۶): در جریان جنگ ایران و عراق، آمریکا مخفیانه با ایران مذاکره و به آن سلاح فروخت تا در قبال آن، بر آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان نفوذ کند. این مذاکرات مستقیم اما سری، با شکست مواجه شد و بعدها به رسوایی بزرگ «ایران-کنترا» انجامید
مذاکرات پس از جنگ سرد (۱۹۸۹-۲۰۰۵)
· ارتباطات سطح بالا در دولت هاشمی رفسنجانی (دهه ۱۹۹۰): گزارشهایی از مذاکرات پنهانی و تماسهای تلفنی بین مقامات دو کشور، از جمله تماسی که ادعا میشد با جرج بوش پدر و آیتالله هاشمی رفسنجانی بوده، وجود دارد که جزئیات آن به طور کامل شفاف نیست.
· همکاری در افغانستان (۲۰۰۱): پس از حملات ۱۱ سپتامبر، تهران به واشنگتن پیشنهاد همکاری برای سرنگونی طالبان را داد. این رایزنیهای مستقیم و سری در سطح دیپلماتهای ارشد وزارت خارجه در ژنو و واشنگتن انجام شد و منجر به همکاری محدود ایران در اجتناب از درگیری نظامی مستقیم با آمریکا شد، اما توافق رسمی حاصل نشد
عصر مذاکرات هستهای (۲۰۰۳-۲۰۱۵)
· مذاکرات اولیه (اوایل دهه ۲۰۰۰): با فاش شدن تاسیسات هستهای نطنز در سال ۲۰۰۲، فشارهای بینالمللی آغاز شد. ایران با سه کشور اروپایی وارد مذاکره شد و در سال ۲۰۰۳ غنیسازی را به حالت تعلیق درآورد. با روی کار آمدن محمود احمدینژاد و از سرگیری غنیسازی در سال ۲۰۰۶، مذاکرات به بنبست رسید و شورای امنیت قطعنامههای تحریمی علیه ایران صادر کرد.
· روند مخفیانه عمان (۲۰۱۲-۲۰۱۳): پس از سالها بنبست، یک کانال مخفی ارتباطی در سال ۲۰۰۹ میان دو کشور در عمان ایجاد شد. در جولای ۲۰۱۲، مقامات ایرانی و آمریکایی برای اولین بار پای میز مذاکره مستقیم و رو در رو نشستند. این کانال محرمانه، زمینهساز پیشرفتهای دیپلماتیک آینده شد.
· توافق موقت ژنو (۲۰۱۳): با انتخاب حسن روحانی، تحول بزرگی رخ داد. در اولین سفرش به نیویورک، وزیران خارجه ایران و آمریکا رو در رو مذاکره کردند و در تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۲، باراک اوباما و حسن روحانی تماس تلفنی تاریخی برقرار کردند. این تلاشها به امضای «برنامه اقدام مشترک» (برجام موقت) در نوامبر ۲۰۱۳ انجامید.
· توافق جامع برجام (۲۰۱۵): پس از حدود دو سال مذاکره فشرده، در ۱۴ جولای ۲۰۱۵، ایران و گروه ۱+۵ (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) به توافق جامعی دست یافتند. در این توافق، ایران پذیرفت برنامه هستهای خود را در ازای رفع تحریمها محدود کند. این توافق نقطه اوج مذاکرات مستقیم و عالیترین سطح روابط دیپلماتیک دو کشور از زمان انقلاب بود.
فراز و فرودهای پسابرجام (۲۰۱۸-۲۰۲۶)
· خروج آمریکا از برجام (۲۰۱۸): دونالد ترامپ در اردیبهشت ۱۳۹۷ آمریکا را از برجام خارج کرد و سیاست «فشار حداکثری» را در پیش گرفت و تحریمها را بازگرداند.
· احیای برجام؟ مذاکرات وین (۲۰۲۱-۲۰۲۲): جو بایدن پس از رسیدن به قدرت، تمایل خود را برای بازگشت به برجام اعلام کرد. هفت دور مذاکرات غیرمستقیم در وین برای احیای توافق برگزار شد، اما در تابستان ۱۴۰۱ به دلیل اختلافات حلنشده (از جمله خواسته ایران برای تضمینهای معتبر) به بنبست خورد.
· دور جدید مذاکرات (۲۰۲۵-۲۰۲۶): ترامپ با بازگشت به قدرت، مجدداً سیاست فشار حداکثری را کلید زد اما همزمان راه مذاکره را نیز باز گذاشت. مجموعهای از مذاکرات با هدف دستیابی به «توافق صلح هستهای» جدید آغاز شد که تاکنون چندین دور آن در مسقط، رم، ژنو و اسلامآباد برگزار شده است.
مکثی بر روند طی شده
تاریخ مذاکرات ایران و آمریکا نشان میدهد که حتی در تلخترین شرایط نیز ارتباطات دیپلماتیک به طور کامل قطع نشده است. از «توافق الجزایر» برای حل بحران گروگانگیری تا توافق تاریخی «برجام» بر سر برنامه هستهای، فراز و فرودهای بسیاری را شاهد بودهایم. با وجود خروج آمریکا از برجام و رسیدن مذاکرات احیا به بنبست، گفتوگوهای تازهای برای دستیابی به توافقی جدید آغاز شده است که نشان میدهد این مسیر همچنان ادامه دارد، اما مسیری طولانی و پرتنش میتوان توصیف کرد که در آن «فشار حداکثری» با «دیپلماسی معاملهگرا» همراه شد و پشت صحنهاش تهدید نظامی قرار داشت. مواضع دو طرف تقریباً کاملاً متضاد بود و مذاکرات در فضایی از فشار و درگیری بارها شروع و متوقف شد و در نهایت نتوانست اختلافات اساسی را برطرف کند.
نتایج و چگونگی مذاکرات در دوره دوم ترامپ
پیشزمینه: مذاکرهای که از ابتدا دشوار بود
مذاکرات از همان ابتدا در فضایی پرتنش آغاز شد. دولت ترامپ سیاست «فشار حداکثری» را به کار گرفت و صادرات نفت ایران را به صفر رساند. در سوی مقابل، ایران اگرچه نشانههایی از آمادگی برای گفتوگو بروز داد، اما خطوط قرمز خود را بسیار سفت و سخت نگه داشت و به ویژه از بحث دربارهٔ برنامه موشکی (که آن را ستون دفاعی خود میدانست) سر باز زد.
روند کامل مذاکرات
· مذاکرات سال ۲۰۲۵ (دور نخست): در آوریل ۲۰۲۵، گفتوگوهای غیرمستقیم در عمان از سر گرفته شد. در سومین دور (۲۶ آوریل) برای نخستین بار تیمهای فنی وارد مذاکره شدند.
· توقف در سال ۲۰۲۵: دو دور دیگر نیز برگزار شد، اما در ۱۳ ژوئن (۲۳ خرداد ۱۴۰۴) اسرائیل حملات هوایی گستردهای به تأسیسات هستهای ایران انجام داد (عملیات «نیمهشب» از سوی آمریکا). در نتیجه، دور ششم مذاکرات که قرار بود روز بعد برگزار شود، لغو گردید
· از سرگیری در اوایل ۲۰۲۶: در ۶ فوریه ۲۰۲۶ (۱۸ بهمن ۱۴۰۴) مذاکرات در مسقط از سر گرفته شد. در ۱۷ فوریه، دومین دور گفتوگوهای غیرمستقیم در ژنو برگزار گردید. در ۲۶ فوریه، سومین دور در ژنو پایان یافت و عمان (واسط) از «پیشرفت قابل توجه» خبر داد
· شکست نهایی در آوریل ۲۰۲۶: با میانجیگری پاکستان، دو طرف در ۱۲ آوریل ۲۰۲۶ (۲۳ فروردین ۱۴۰۵) در اسلامآباد وارد یک گفتوگوی مستقیم ۲۱ ساعته شدند. این مذاکرات به شکست انجامید، زیرا ایران همچنان از امتیاز دادن در مسائل کلیدی خودداری کرد. پس از آن، ترامپ از اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز خبر داد
موضوعات اصلی مورد بحث
مسئله هستهای (بنیادیترین اختلاف)
موضع آمریکا: توقف کامل و قابل راستیآزمایی تمام تواناییهای هستهای ایران، از جمله توقف هرگونه غنیسازی
موضع ایران: حق داشتن انرژی هستهای صلحآمیز، اما تعهد به عدم تولید سلاح هستهای. طرح دهبندی ایران عملاً گزینه توسعه سلاح هستهای را حفظ کرده بود
· تنگه هرمز (ابزار راهبردی فشار)
هدف ایران: حفظ کنترل بر تنگه و حق دریافت «عوارض عبور
خواست آمریکا: آزادی کامل کشتیرانی بینالمللی به عنوان یک آبراه بینالمللی.
· برنامه موشکی و تحریمها (سایر اختلافات کلیدی)
خط قرمز ایران: برنامه موشکی «غیرقابل مذاکره» است
خواسته ایران: لغو تحریمها و جبران خسارت ناشی از سیاستهای آمریکا
ساختار مذاکرات و تیمها
· قالب غیرمستقیم: به جز گفتوگوی مستقیم آوریل ۲۰۲۶، تقریباً تمام مذاکرات به شکل غیرمستقیم و با میانجیگری عمان انجام شد؛ یعنی دو طرف در اتاقهای جداگانه و واسطه پیامها را منتقل میکرد
· تیم آمریکایی: بیشتر متشکل از فرستاده ویژه ترامپ (ویتکاف) و دامادش (جرد کوشنر). در مذاکره حساس آوریل ۲۰۲۶، معاون اول رئیسجمهور (جیدی ونس) مستقیماً رهبری تیم را بر عهده داشت
· تیم ایرانی: همواره به رهبری وزیر امور خارجه (عباس عراقچی) بود. در مذاکره آوریل ۲۰۲۶، هیئت ایرانی بسیار بزرگ (۷۱ نفر) بود. علی خامنه ای تا قبل از ترور، طی جنگ اخیر، در تمامی مذاکرات حرف آخر را میزد
نتایج و پیامدها: شکست مذاکرات و بنبست دیپلماتیک
شکست مذاکرات به معنای ناکامی بزرگ سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران بود. پس از آن، دولت ترامپ نه تنها محاصره دریایی را اعمال کرد، بلکه در عرصه بینالمللی نیز به دنبال انزوای ایران و بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل رفت. در مقابل، ایران برنامه هستهای خود را سرعت بخشید، روابط خود با چین و روسیه را تحکیم کرد و تهدید به تلافیجویی نمود.
جمعبندی
مذاکرات دور دوم ترامپ با ایران از ابتدا محکوم به دشواری بود. دو طرف در تقریباً تمام موضوعات کلیدی در تضاد کامل قرار داشتند. این مذاکرات بیشتر به ابزاری برای ادامه «فشار حداکثری» تبدیل شده بود تا تلاشی صادقانه برای مصالحه. وقتی در نهایت پنجره دیپلماسی بسته شد، تنها مسیر باقیمانده تشدید تقابل بود و منطقه خاورمیانه وارد مرحلهای از بیسابقهترین تنشها شد
چشم انداز مذاکرات
چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا در مقطع کنونی، مستلزم بررسی عمیق «موانع ساختاری» است که فراتر از اختلافنظرهای فنی، ریشه در بیاعتمادی عمیق و اهداف راهبردی متضاد دارند. با وجود تاریک بودن افق، هنوز یک مسیر باریک و شکننده برای دیپلماسی باقی مانده است
چشمانداز مذاکرات: تاریک، اما نبسته
چشمانداز مذاکرات در کوتاهمدت تیره و تار به نظر میرسد، اما پنجره دیپلماسی هنوز به طور کامل بسته نشده است. تحلیلها نشان میدهد که مذاکرات وارد فاز جدیدی شده که در آن «اراده سیاسی» برای جنگ یا صلح، جای «بحثهای فنی» را گرفته است.
· وضعیت کنونی: آخرین دور مذاکرات مستقیم در اسلامآباد (آوریل ۲۰۲۶) پس از ۲۱ ساعت مذاکره فشرده به نتیجه نرسید. معاون رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که «آخرین و بهترین پیشنهاد» خود را روی میز گذاشته، در حالی که ایران اصرار دارد که «توپ در زمین آمریکاست». همزمان، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را آغاز کرده که آتشبس شکننده را تهدید میکند.
· احتمال ازسرگیری: با میانجیگری کشورهایی مانند پاکستان، عمان و ترکیه، امکان ازسرگیری مذاکرات در سطوح پایینتر کارشناسی وجود دارد. تحلیلگران بینالمللی معتقدند اگر هر دو طرف تشخیص دهند که هزینه جنگ غیرقابل تحمل است، ممکن است ابتدا به یک توافق حداقلی (آتشبس) دست یابند و مسائل اصلی را به مذاکرات بعدی موکول کنند.
· سناریوهای احتمالی
1. ادامه بنبست و تشدید تقابل: محتملترین سناریو در کوتاهمدت است که در آن شاهد افزایش تحریمها، محاصره دریایی و حملات نیابتی خواهیم بود.
2. توافق مرحلهای شکننده: توافقی برای توقف جنگ و کاهش محدود تنشها در قبال آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران.
3. احیای مذاکرات با چارچوب جدید: اگر فشارهای اقتصادی و نظامی بر هر دو طرف افزایش یابد، ممکن است با چارچوبی جدید (احتمالاً با تضمینهای قویتر) به میز مذاکره بازگردند
فاکتورهای اصلی جلوگیریکننده از نتیجه مذاکرات
موانع به نتیجه رسیدن مذاکرات را میتوان در سه سطح ساختاری، محتوایی و رویهای طبقهبندی کرد. این موانع فراتر از اختلافات فنی، ریشه در بیاعتمادی مزمن و تضاد منافع راهبردی دارند
1. موانع راهبردی و ساختاری (بنیادیترین لایه)
· بیاعتمادی عمیق تاریخی: دههها خصومت، از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا بحران گروگانگیری، خروج آمریکا از برجام و حملات نظامی اخیر، فضایی از سوءظن ایجاد کرده است. این بیاعتمادی، هر پیشنهادی را با شکستن آنها، بهعنوان تاکتیک فریب تلقی میکند و فرآیند مذاکره را با اختلال مواجه ساخته است.
· تقابل اهداف راهبردی: در سطح کلان، ایالات متحده به دنبال توقف کامل توان هستهای ایران و حذف آن از معادله قدرت منطقه است؛ در حالی که ایران به دنبال حفظ توان بازدارندگی خود (هستهای و موشکی) و تثبیت نقش منطقهایاش میباشد. این دو هدف در تضاد کامل هستند و یافتن نقطه تعادل میان آنها دشوار است.
· فضای بسته سیاسی داخلی: هر دو طرف با محدودیتهای داخلی جدی مواجه هستند. در ایران، هرگونه امتیازدهی در موضوعات حساس مانند غنیسازی، با انتقاد شدید جناحهای تندرو روبرو میشود. در آمریکا نیز اجماع سیاسی بر سر هرگونه توافق با ایران که به معنای عقبنشینی از مواضع حداکثری نباشد، بسیار دشوار است.
2. موانع محتوایی (موضوعات اختلافی اصلی)
· برنامه هستهای (محور مرکزی): اصلیترین مانع است. ایران پیشنهاد توقف ۵ ساله غنیسازی را داده، اما آمریکا خواهان تعهد ۲۰ ساله و همچنین خروج ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی از کشور است. این اختلاف بهقدری جدی است که حتی گفته میشد توافق ۸۰ درصد پیش رفته بود، نهایتاً بر سر همین موضوع فروپاشید.
· تنگه هرمز (ابزار راهبردی فشار): اختلاف بر سر این آبراه استراتژیک به یک نقطه عطف جدید و حیاتی تبدیل شده است. ایران آن را به عنوان اهرم فشار اصلی خود برای دریافت امتیاز و «حقوق عبور» میداند. در مقابل، آمریکا خواهان باز بودن کامل و رایگان آن برای کشتیرانی بینالمللی است و محاصره دریایی را برای تحقق این هدف آغاز کرده است.
· آتشبس و مسائل منطقهای: ایران خواستار گسترش آتشبس به لبنان (شامل حزبالله) و تضمین عدم تکرار حمله است، در حالی که آمریکا آن را محدود به خود ایران میداند. همچنین ایران خواستار جبران خسارات جنگی و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است که این مسائل را پیچیدهتر کرده است.
3. موانع تاکتیکی و رویهای (شیوه مذاکره)
· رویکرد حداکثری در مقابل رویکرد فازی: آمریکا با رویکرد «الان یا هرگز» و ارائه پیشنهاد نهایی وارد مذاکره میشود؛ در حالی که ایران استراتژی «هیچ عجلهای نداریم» و گامبهگام را دنبال میکند. این دو رویکرد به طور طبیعی با یکدیگر در تضاد هستند و فضای کافی برای چانهزنی را از بین میبرند.
· تقابل همزمان نظامی و دیپلماتیک: مذاکرات در سایه حملات نظامی، تشدید تحریمها و محاصره دریایی انجام میشود. این رویکرد «چماق و هویج» معکوس، اراده طرف مقابل را برای اعتماد و امتیازدهی تضعیف میکند، زیرا مذاکره ذیل تهدید، عملاً به معنای تسلیم تلقی میشود.
جمعبندی و تحلیل نهایی
مذاکرات ایران و آمریکا در آستانه سال ۲۰۲۶، به نقطه عطفی تاریخی رسیده است. دیگر موضوع اصلی بر سر جزئیات فنی یک توافق قدیمی (برجام) نیست، بلکه بر سر بازتعریف جایگاه ایران در نظم منطقهای و جهان است. تا زمانی که ارادهای برای پذیرش هزینههای یک جنگ تمامعیار از سوی هیچکدام از طرفین وجود نداشته باشد، دیپلماسی مرده به نظر نمیرسد. با این حال، افق پیش رو بسیار تاریک است و دستیابی به هرگونه توافق پایدار، نیازمند عقبنشینی هر دو طرف از مواضع حداکثری فعلی است؛ امری که در کوتاهمدت، بسیار دور از انتظار به نظر میرسد.
بهروز فدائی ـ 14 آپریل 2026
افزودن دیدگاه جدید