اسماعیل بخشی و بازتعریف مبارزه
مسعود شب‌افروز

اظهارات اخیر اسماعیل بخشی را باید در تداوم یک خط فکری مشخص خواند؛ خطی که هم‌زمان سه مؤلفه را به هم پیوند می‌زند: هویت کارگری، مخالفت قاطع با جنگ، و دفاع از مبارزه‌ی متشکل و مدنی در داخل کشور. پیام روز کارگر او، که با افتخار از پیوند نامش با «کارگر» سخن می‌گوید، صرفاً یک تبریک نمادین نیست؛ بلکه بازتأکید بر جایگاهی است که او برای خود در متن یک مبارزه اجتماعی تعریف کرده است.

بخشی در مواضع اخیرش درباره جنگ، به‌صراحت با هرگونه «رویا‌فروشی» و تحریک به درگیری نظامی مخالفت می‌کند. این موضع، برخلاف برخی روایت‌های هیجانی در فضای سیاسی، بر پیامدهای عینی جنگ تمرکز دارد: تخریب زیرساخت‌ها، گسترش فقر، و مهم‌تر از همه، تعمیق بیکاری در میان کارگران. از این منظر، جنگ نه یک فرصت سیاسی، بلکه یک فاجعه طبقاتی است که بیشترین هزینه آن را فرودستان می‌پردازند.

در همین چارچوب، تأکید او بر «بازگشت به مبارزه متشکل مدنی در داخل کشور» اهمیت ویژه‌ای دارد. بخشی به‌نوعی در حال مرزبندی با دو گرایش است: از یک‌سو، با سرکوب و انسداد سیاسی در داخل که امکان سازمان‌یابی را محدود می‌کند، و از سوی دیگر، با برخی جریان‌های خارج از کشور که تلاش می‌کنند مبارزات داخلی را در چارچوب پروژه‌های سیاسی خود بازتعریف یا مصادره کنند. او صریح می‌گوید که نقش نیروهای خارج از کشور باید «حمایت» باشد، نه «هدایت» یا «جایگزینی».

این نگاه، حامل یک نقد ضمنی به نوعی سیاست‌ورزی از راه دور است؛ سیاستی که گاه بدون درک پیچیدگی‌های میدان داخلی، نسخه‌های کلان و پرهزینه ارائه می‌دهد. بخشی در مقابل، بر اصالت کنشگران داخل کشور تأکید می‌کند و مشروعیت مبارزه را از پیوند آن با واقعیت‌های زیسته مردم می‌داند، نه از تریبون‌های رسانه‌ای یا ائتلاف‌های بیرونی.

در عین حال، نباید از محدودیت‌های این رویکرد غافل شد. تأکید صرف بر مبارزه داخلی، در شرایطی که سرکوب ساختاری ادامه دارد، با چالش‌های جدی روبه‌روست: از نبود تشکل‌های مستقل تا هزینه‌های سنگین فعالیت مدنی. پرسش اینجاست که چگونه می‌توان میان «استقلال مبارزه داخلی» و «نیاز به همبستگی و فشار بین‌المللی» تعادل برقرار کرد؟ بخشی به‌درستی نسبت به مصادره هشدار می‌دهد، اما پاسخ عملی به این تعادل همچنان نیازمند صورت‌بندی دقیق‌تری است.

در مجموع، مواضع اخیر اسماعیل بخشی را می‌توان تلاشی برای بازتعریف زمین بازی دانست: دوری از جنگ و سناریوهای ویرانگر، تمرکز بر مطالبات معیشتی و طبقاتی، و بازسازی کنش جمعی در داخل. این رویکرد، اگرچه با موانع جدی مواجه است، اما در میان صداهای متکثر اپوزیسیون، یک ویژگی متمایز دارد: تأکید بر واقع‌گرایی اجتماعی به‌جای خیال‌پردازی سیاسی .


Source URL: https://www.bepish.org/node/13932