بین‌المللی

 "گرایش به  چپ" ماکرون، سه هفته پس از انتخاب مجدد  در پست رئیس جمهور، ژان کاستکس  در نهایت از مقام خود استعفا  و پست خود را تحویل خانم الیزابت بورن  داد . دومین زن  به عنوان نخست وزیر، فارغ التحصیل دانشگاه (اکول) پلی تکنیک ،استاندار سابق ، به ویژه کسی است که اصلاحات شرکت ملی حمل نقل و بیمه بیکاری را انجام داده است.

هفته گذشته در جلسه گفتگو و پرسش و پاسخی با مضمون ذکر شده با حضور تعدادی از دوستان صاحب نظر از دیدگاه های مختلف شرکت داشتم صحبت و پاسخ های من به سوالات مطرح شده در این جلسه در گفتار زیر آمده‌است. 

 ۸۶ سال بعد  از اولین “اتحاد چپ ها “در فرانسه و ۲۵ سال از آخرین آنها ،جامعه فرانسه و علل الخصوص نیروهای دمکرات و سوسیالیست و طرفداران محیط زیست و  هواداران صلح  و نیروهای زحمتکش ،منتظر اتحاد نیروهای مترقی و چپ  که یک ضرورت بود، سر انجام با نام  «اتحاد جدید مردمی محیط زیستی و اجتماعی » شکل گرفته است .این نیروها منتظر تحولات دمکراتیک و عمیق جامعه برای مبارزه با بیکاری و اشتغال جوانان ،افزایش دستمزدها ،وآینده بهتر میباشند .تنها این تحولات دمکراتیک میباشد که می‌تواند از قدرت گرفتن نیروهای راست افراطی، که بر بستر نارضایتی های اجتماعی و اقتصادی در بین اقشار زحمتکش رشد کرده است ،جلو گیری نماید .

جنبش دموکراتیک عراق، به نمایندگی حزب کمونیست عراق و حزب ملت عراق، در روز ۱۹ آوریل ۲۰۲۲ از رئیس مجلس به دلیل نقض اساسنامه مجلس و تاخیر در انتخاب رئیسجمهور و تشکیل دولت عراق، مطابق با وظایف آمده در قانون اساسی و طی دوره تعیینشده، شکایت قانونی کرد. این شکایت در پاسخ به تداوم ماهها بنبست سیاسی (از انتخابات ۱۰ اکتبر ۲۰۲۱ تا کنون) و نقض مهلتهای آمده در قانون برای انتخاب رئیسجمهور جدید و مواد مرتبط قانون اساسی است

رابطه آمریکا با دولت‌های نفتی مورد علاقه‌اش قبلاً بنیادی بوده و اکنون معاملاتی است. قبلاً در مورد همسویی بلندمدت بود اما اکنون در مورد تقاضاهای کوتاه مدت است. قبلاً در مورد اعتماد بود. اکنون بحث بی اعتمادی و برتری جویی است. ما نباید قدرت ذخایر نفت اعراب را دست کم بگیریم. اما دیکتاتورهای عرب هم نباید رنجشی را که در قلب و ذهن مردم عادی آمریکا و اروپا ایجاد می کنند، دست کم بگیرند. و مطمئناً نباید سیاست‌های ناپایدار بی‌شمارشان را که در طول ۲۰ سال آینده سر باز خواهند کرد، دست کم بگیرند.

گزاری تصویری از اول ماه در بعداد. این گزارش توسط رفقای حزب کمونیست عراق ارسال شده‌است.

حزب کمونیست عراق به مقاومت قهرمانانه مردم فلسطین و عزم آنها برای پایان دادن به اشغالگری و ریشه کن کردن آن از سرزمین هایشان درود می فرستد و مجدداً بر همبستگی مداوم خود با مبارزات فلسطینی ها برای احقاق حقوق مشروع خود در بازگشت و ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی به پایتختی اورشلیم تأکید می کند.

بایدن، در عین پرهیز از بدترین نتایج ممکن در اوکراین، باید از فرصتی که در هر نسل فقط یک بار پیش می آید، بهره گیرد و نظم امنیتی اروپا را در مسیر خودکفایی هدایت کند. اروپا با برتری عظیم اقتصادی و جمعیتی اش، توانایی فوق کافی برای ایجاد یک قدرت نظامی در تعادل با روسیه را دارد، و در حال حاضر هم تمایل فزاینده ای به انجام این کار نشان می دهد. اما اگر واشنگتن همچنان در مسیر تاکنونی پیش رود، چنین تغییری رخ نخواهد داد.

رژیم پوتین پناهگاه و تکیه گاهی برای دیکتاتورها و اقتدارگرایان جهان شده است. در اثر تجاوز ارتش روسیه به اوکراین این کشور باز هم بیشتر به کنج انزوا در قبال دمکراسی‌های غربی رانده می‌شود. روسیه با پوتین به هرحال و بدون پوتین، اگر روابط با غرب دوجانبه تغییر نکند، راهی نخواهد داشت جز اینکه به لحاظ سیاسی و اقتصادی به چین نزدیکتر شود. این نزدیکی می‌تواند حتی تا آن جا پیش رود که یک بلوک‌بندی جدید ایجاد شود. یکی از کاندیدا‌های پیوستن به این اردوگاه اقندارگرایان توانمند از نظر اقتصادی و نظامی، در کنار بسی مستبدان دیگر، جمهوری اسلامی خامنه‌ای خواهد بود که باز هم بیشتر سرنوشت‌اش را با روسیه و چین پیوند خواهد زد.

مانند تمامی جنگ‌ها در طول تاریخ، این جنگ همه‌ی ما را به دو قطب موافق و مخالفت تقسیم می‌کند. تبلیغات کرملین تلاش می‌‌کند ما را متقاعد کند که ملت در پشت دولت متحد شده است – و این مرتدان اسف‌بار، لیبرال‌های غرب‌گرا و مزدوران دشمن‌اند که صلح ‍‌می‌خواهند. این دروغ محض است. این بار بزرگان کرملین‌اند که  در اقلیت هستند. اکثر روس‌ها خواهان جنگ و برادرکشی نیستند، ولو آنان‌که هنوز به دولت روسیه اعتماد دارند. آنها تا جایی که می‌توانند چشم می‌بندند تا نبینند که چگونه دنیایی که تبلیغات‌چی‌های روسیه ترسیم کرده‌اند در برابر چشمان‌شان فرومی‌پاشد.

"ما ضمن  اعلام همبستگی خود با تظاهرات کنندگان علیه جنگ در اوکراین ، برای سیاست خلع سلاح و صلح مبارزه می‌کنیم :  به نظر ما بهترین راه حل و مقابله در برابر جنگ، امپریالیسم و ​​راست افراطی، یک چپ قوی است." هینز بیربوم رئیس  حزب چپ اروپائی 

در فراخوان آمده است که: با وجود وقوع این جنگ و تصاویر وحشتناک کشته‌شدگان و ویرانی‌ها در اوکراین، « تغییر اساسی در سیاست خارجی آلمان و بالا بردن بودجه تسلیحاتی آلمان به بیشترین حد خود از زمان جنگ جهانی دوم، قابل توجیه نیست - حتی اگر از طریق اصلاح قانون اساسی بپیش برده شود! ".این سلاح‌ها نمی‌توانند از اوکراینی‌ها در نبردشان برای دفاع از حق خود، حمایت کنند.

نظم بین‌المللی در حال فروپاشی است و به نظر می‌رسد همه می‌دانند چگونه آن را اصلاح کنند. به گفته برخی، ایالات متحده فقط باید خود را وقف رهبری نظم لیبرالی کند که حدود ۷۵ سال پیش به وجود آمد. برخی دیگر استدلال می کنند که قدرت‌های بزرگ جهان باید مجتمعی تشکیل دهند تا جامعه بین المللی را به عصر جدیدی از همکاری‌های چند قطبی هدایت کنند. دیگرانی هم که خواستار یک معامله بزرگ که جهان را به حوزه‌های نفوذ پایدار تقسیم کند، هستند. وجه اشتراک این دیدگاه‌ها و سایر دیدگاه‌های نظم بین‌الملل، این فرض است که می‌توان هژمونی جهانی را از بالا به پایین طراحی و تحمیل کرد.

شهر اربیل بار دیگر مورد حمله‌ای وحشیانه و این بار با موشک‌های بالستیک قرار گرفت. این حمله و حملات قبلی به پایتخت اقلیم کردستان نقض آشکار امنیت و ثبات کشور ما و تلاشی برای ارعاب شهروندان در منطقه و عراق است. ما این جنایت فجیع را محکوم می‌کنیم و از سایر نیروهای سیاسی عراق می‌خواهیم که محکومیت خود را نسبت به آن اعلام کنند. بر اساس این واقعیت که مفهوم حاکمیت یکپارچه و غیر قابل تقسیم است، آن‌ها باید در عمل و در حرف به استقلال، امنیت و ثبات عراق پایبند باشند.

در بوندستاگ، اولاف شولز در توضیح طرح جامع دولت خود گفت: "ما باید از خود بپرسیم: روسیه پوتین چه مهارت هایی دارد؟ و آلمان به چه مهارت هایی برای مقابله با این تهدید، امروز و در آینده نیاز دارد؟" او می‌خواست ثابت کند، که او هم می تواند با شمشیر بکوبد. که این به اندازه کافی بد خواهد بود. اما شاید بدتر این باشد، که شولز در این حرفش جدی باشدبه طوری که بوندسوهر (ارتش فدرال)  باید عملاً در موقعیتی قرار گیرد که به اصطلاح، با «توانایی‌های» روسیه برابری کند. آن وقت معنای آن این است که، تانک و هویتزر از فلنزبورگ در شمالی ترین شهر آلمان تا گارمیش جنوبی ترین آن استقرار یابد؟  خیر  این حقیقت که «آلمان» روزی به این شکل خود را مسلح کند با این میلیارد ها متصور نیست، اما این فقط می تواند در مورد آلمان به عنوان یک نیروی هسته ای طرح باشد.

می توان درک کرد که ولادیمیر پوتین، در بکار بردن تمامی امکانات برای رسیدن به اهدافش، تردید نخواهد کرد،  و با به کار بردن ارتش روسیه می دانیم این اراده یعنی چی.  "بدتر در راه است"، و  پوتین می خواهد همه اوکراین را بگیرد،  این ها، نتیجه گیری امانوئل ماکرون بودند از مذاکره دیروز. خبر بدی برای اوکراینی ها و خبر بدی برای همه جهان.

تشکل "مانیفست‌آ" می‌خواهد پیشنهاد یک خط مشی مشخص را ترویج کند و آن‌را به‌عمل برساند که در نهایت، عدالت اجتماعی، محیط زیست و شهروندان را در مرکز توجه قرار دهد و یک مدل توسعه را راه‌اندازی ‌کند که قاطعانه با نسخه‌های نئولیبرالی، فرآیندهای خصوصی‌سازی و قدرت اقتصادی و سیاسی غالب که مدت‌ها منافع جمعی را نادیده گرفته است، مخالفت می‌کند.

ما هم صدا با نیروهای صلح دوست سرتاسر جهان این جنگ را محکوم می‌کنیم و خواهان توقف فوری آن، بازگشت به میز گفتگو و مذاکرات تحت حمایت سازمان ملل و آغاز یک گفتگوی جدی برای دستیابی به تفاهماتی که منافع همه طرف‌ها و حق مردم غیرنظامی و همه مردم برای زندگی در امنیت و آرامش و به دور از بلای جنگ را تضمین کند هستیم.

رئیس دولت روسیه  به بهانه "نسل کشی" روس زبانان  ساکن در شرق اوکراین برای حمله هوایی و زمینی استفاده کرد.  او اطمینان داد که خواهان "اشغال" اوکراین نیست، بلکه "غیر نظامی" کردن و همچنین "نازی زدایی"  این کشور  است.  کرملین روز قبل مدعی شد که رهبران "جمهوری های " خودخوانده جدایی طلب طرفدار روسیه در شرق اوکراین از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه برای "دفع تجاوزات" ارتش اوکراین درخواست "کمک" کرده اند.  از زمان به رسمیت شناختن این جمهوری ها توسط پوتین در روز دوشنبه گذشته، “نیت “او  آشکار بود.

دولت فدرال باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از گسترش مارپیچ خشونت، که  پایان آن نامعلوم است، انجام دهد.  کنفرانس ویژه سازمان ملل با حضور روسیه، اوکراین و همه کشورهای همسایه می تواند راه را برای رسیدن به میز مذاکره هموار کند.

فرانسه با حامیان خود  در اروپا و در جهان  میتواند بدون تأخیر، تحت حمایت سازمان ملل، یک ابتکار فوق‌العاده پان -اروپایی، کاملاً مستقل از ناتو و ایالات متحده را آغاز کند تا همه طرف‌های درگیر  را به میز مذاکره بازگرداند.

حزب کمونیست اسپانیا، در روشنای این تجاوز، خواهان پایان دادن بی درنگ به عملیات نظامی آغاز شده از سوی روسیه در اوکراین است. حزب کمونیست اسپانیا از همه ابتکار اتی که برای حل امنیت مشترک اوکراین و روسیه به دور از منطق نظامی و واکنش ها راه حل صلح آمیزی را ترویج می کند حمایت خواهد کرد.

شرط اصلی غلبه بر وضعیت غم‌انگیز کنونی در دونباس، ایجاد یک جنبش متحد و دموکراتیک کارگران از همه‌ی طرف‌ها، فارغ از فشارهای تمامی بلوک‌های امپریالیستی است. این کاری بسیار دشوار است، اما همچنین تنها کار واقعاً واقع‌بینانه برای هر کسی که می‌خواهد به بربریت جنگ پایان دهد، که شرایط زندگی طبقه‌ی کارگر را در هر دو طرف خطوط نظامی ویران می‌کند، تنها کار حقیقتاً واقع‌بینانه است. همچنین درک این نکته ضروری است که بدون یک جنبش کارگری توانمند و مستقل، مبتنی بر یک برنامه‌ی سیاسی سوسیالیستی انترناسیونالیستی، «آزادی» برای کارگران هر دو طرف واقعی نخواهد بود.

 اولویت اصلی باید حل مناقشه در داخل اوکراین باشد.  دولت های غربی باید از دولت اوکراین بخواهند که توافقات مندرج در معاهده مینسک ۲ در سال۲۰۱۵ را اجرا کند.[۱]  در وهله‌ی اول، آتش بس و منطقه‌ی حائل نظامی به طول۴۰۰ کیلومتر که در معاهده مینسک ۲ تصریح شده است، باید اجرا شود. نیروها و تجهیزات نظامی سنگین باید از مجاورت منطقه‌ی بحرانی شرق اوکراین از هر دو طرف خارج شوند.

اصولاً دو نوع احزاب وجود دارد: احزاب "لوکوموتیو" و احزاب "واگن". برای اینکه واگن ها در دولت شرکت کنند، باید به یک لوکوموتیو چسبیده شود. احزاب بزرگ دولتی ، اون لوکوموتیو ها هستند. در بین چپ ها، لوکوموتیو سوسیالیست فرو ریخته و به نظر می‌رسد که قابل تعمیر نبوده و الان تنها واگن ها باقی می مانده اند.

ائتلاف یک چیز است، با هم کنارآمدن یک چیز دیگر. حزب‌کمونیست ترکیه برای مبارزه مشترک، برای اعتراض، برای همبستگی در رابطه با تحولات اخیر با گروه‌های بزرگ بسیاری کنارآمده است. ازسوی دیگر ائتلاف، حول برنامه و اصول مشترک شکل می‌گیرد. حزب جمهوری‌خواه مردم حزب واحدی است، برای کسب جایگاه در سیاست‌های ترکیه می‌کوشد، عملاً جایگاهی دارد، اما نظام حاکم نمی‌تواند تصمیم بگیرد با حزب جمهوری‌خواه مردم چه بکند. به علاوه، ما در باره حزبی صحبت می‌کنیم که ساختار داخلی بسیار ثروتمندی دارد.

با اینکه همه نامزدهای انتخاباتی چپ به جز خانم توبیرا عدم شرکت خود را از قبل اعلام کرده بودند، سرانجام «انتخابات پیش‌رس مردمی» برای انتخاب کاندیدای چپ ،توسط بعضی از انجمن‌ها و شهروندان به شکل مستقل در روزهای ۲۷-۲۸-۲۹ ژانویه انجام شده و حدود ۵۰۰هزار نفر از شهروندان در آن شرکت کردند و همانطور که پیش بینی می شد خانم توبیرا ،جلوتر از ژادو و ملانشون، برنده این “انتخابات “شده که فقط مورد قبول خودش بوده است!

در طول مبارزات انتخاباتی، آنتونیو کاستا مرتباً خارج کردن پرتغال را از وضعیت بودجه ریاضتی، به رخ همه میکشید. بودجه ریاضتی که تا سال ۲۰۱٥ توسط جناح راست تحت نظارت «تروئیکا» بانک مرکزی اروپا ،صندوق جهانی پول و اتحادیه اروپا (ECB-IMF-EU)، در بحبوحه بحران بدهی واستقراض کشور اعمال می‌شد.

نزاع های پرهیاهو و یأس آور داخلی حزب ها، گاه بازتاب دهنده گزینش های راهبردی و اساسی آنها است. از جمله این موارد در آلمان، «حزب چپ» (Die Linke) است که دربرابر این انتخاب قرارگرفته که آیا می خواهد به تسخیر مجدد پایگاه مردمی خود در شرق آلمان بپردازد، یا بکوشد رأی دهندگان جوان شهری را جلب و جذب کند؟

با سرعتی که اوضاع در ماه‌های اخیر بدتر شده است، در صورت ادامه همان سیاست نرخ بهره، نمی‌توان راهی برای خروج از بحران دید. برای برخی از ناظران، ترکیه در حال فرو رفتن(سقوط) در یک مارپیچ نزولی است. دنیز اونال می‌گوید: "اگر اوضاع به همین منوال ادامه یابد، سناریوی بحران بدهی دولتی(قرض دولتی) و توسل ترکیه به صندوق بین المللی پول را نمی توان رد کرد." اما تناقض این است که اقتصاد ترکیه اکنون رشد شگفت انگیزی را نشان می دهد. به گفته بانک جهانی، این به لطف بازگشت پس از کووید به ۹.٥ درصد در سال ۲۰۲۱ افزایش یافت. تولید صنعتی ۱۱.۴ درصد افزایش یافت و هفدهمین ماه متوالی رشد خود را در نوامبر ثبت کرد.