چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰ - ۲۰ اکتبر ۲۰۲۱

اعلاميه

اکنون با اعلام ترکیب دولت طالبان، مقاومت مردمی پنجشیر که نخستین درخواست‌ آن تشکیل دولتی فراگیر است، حقانیت خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. دولتی که وزرای آن جملگی عنوان سرپرست را بر خود دارند منحصراً مرکب از سرکردگان طالبان است و ترکیب آن خبر از اعمال اقتدار بر دیگر اقوام کشور را می‌دهد. دولتی که سرپرستی وزارت داخله‌اش در قبضه رهبر تندروترین شاخه طالبان قرار دارد و انجام خونبارترین عملیات تروریستی ثبت سیاهه اعمال آن در سال‌های گذشته است.

اکنون صدای اعتراضات نیروهای دادخواه که از همان روزهای نخست بلند بود، چنان اوج گرفته است که خبر این کشتار به گوش مردم ایران در دور افتاده‌ترین نقاط کشور هم رسیده‌است. بدون تردید این صدای دادخواهی با گذشت زمان طنین رساتری خواهد یافت و حلقه‌ی محاصره‌ی قاتلان و جانیان روز به روز تنگ‌تر خواهد شد و دیر نیست که شاهد محاکمه آمران و عاملان کشتار ۶۷ هم باشیم. در خارج از کشور سال‌هاست که ماموران تروریست جمهوری اسلامی به پای میز محاکمه کشیده می شوند.

مسئله مرکزی لحظه حاضر اما چه در برابر خود طالبان و چه برای مردم افغانستان و نیروهای سیاسی غیر طالب عبارت از حد و نوع حاکمیت طالبان بر این سرزمین است. مبتنی بر تجربه، کمتر کسی واقعیت طالبان به عنوان واقعیتی از افغانستان را رد می‌کند. بحث، اساساً سر حدود سلطه طالبان و کشورداری آنانی است که به لحاظ نگرش و عقاید همان طالبان قبلی‌اند. هرگونه خوش بینی نسبت به اصلاح پذیری کلیت طالبان، یک ارزیابی خطرناک و خطای سیاسی مهلک خواهد بود.

ما ضمن این آرزو که مردم افغانستان بتوانند با سازماندهی مبارزات مدنی و سیاسی خود در جابجای کشورشان پرچم مقاومت در برابر این تاریک اندیشان برافرازند، اما اقدام دستجاتی از مردم برای خروج از وطن خود را هم واقعیتی از امروز افغانستان می‌دانیم. در شرایط کنونی که شهروندانی از این کشور به هر دلیلی قصد مهاجرت به ایران دارند، این یک ضرورت انسانی و ملی است که ما ایرانیان به یاری افغانستانی‌هایی برخیزیم که وارد کشور ما می‌شوند. در چنین برهه‌ای، از هموطنان این انتظار می‌رود که درد و رنج پناهجویان افغانستانی را از آن خود بدانند و با گشاده رویی به روی مردم دردمند و زحمتکش این کشور همجوارمان آغوش بگشایند.

این حکومت بیهوده فکر می کند صدای حق طلبانه‌ی مخالفان جمهوری اسلامی را با ترور و اعدام می‌تواند خاموش سازد. بیهوده گی این تصورات مالیخولیائی جمهوری اسلامی را حیزش اعتراضی مردم در خوزستان، اعتصابات کارگران پیمانی نفت و سایر کارگران از جمله فولاد اهواز و نیشکر هفت تپه، مبارزات حق طلبانه‌ی معلمان و بازنشستگان، فریادهای مرگ بر دیکتاتور مردم در تهران و دیگر نقاط ایران و اعتراضات سایر هموطنان ما در کردستان و سیستان و بلوچستان قابل مشاهده است.

ما از وضعیتی که در کشور همسایه‌ی ما افغانستان پیش‌ آمده‌است، عمیقاً متاًسف هستیم. ما قدرت‌های موٍثر در منطقه و جهان را در شکل گیری این فاجعه برای مردم افغانستان سهيم می‌دانیم و با ابراز نگرانی از بازگشت طالبانیسم به کشور همجوار خود و تعمیق بحران در افغانستان که آفتی بزرگ برای مردم آن و همچنین صلح و ثبات در منطقه است، بر این باور هستیم که افغانستان را نباید به حال خود رها کرد. چنین چیزی به معنی حمایت از حکومتی بنیادگرا و قوم گرا در این کشور است و بس. این یعنی پشت کردن به منافع و مصالح مردم دردمند افغانستان. در مختصات کنونی، مهم ترین مسئولیت بین المللی، جلوگیری از تثبیت موقعیت قدرت طالبان است.

هم اینک شبح برقراری احکام ارتجاعی طالبانی همراه با اعمال برتری قومی در افغانستان چند قومی، خواب از چشم‌ها ربوده و ترک کشور و پناهنده شدن به کشورهای همسایه در آن وسعت گرفته است. ارزش پول ملی روز به روز بیشتر در حال سقوط است و کابوس فلاکت بیشتر، معیشت مردم را تهدید می‌کند. سقوط افغانستان در دامچاله جنگ داخلی، نه فقط مصیبتی دهشتناک برای این کشور، که خطری مدهش علیه صلح و ثبات در منطقه است.

تا کنون دادگاه هائی در برلین آلمان و بلژیک و فرانسه برای محاکمه تروريست های جمهوری اسلامی بخاطر ترور مخالفين برگزار شده است. اما این نخستین دادگاهی است که يکی از جنايتکاران کشتار ۶۷ را به محاکمه می کشد. دادگاه سوئد به يک معنی آغازی است برای محاکمه سران جمهوری اسلامی که فرمان کشتار و ترورها را صادر کرده اند. و هشداری است برای همه آدمکشان که بدانند جهان برای گریز از دست عدالت بسیار کوچک شده است.

گرچه به دلیل نارسایی اخبار هنوز هم نمی‌توان از مرکز تصمیم مشخص و آمران نقشه ‌شوم منجر به جنایت نام برد، اما بنا به جهت دهی‌ها به حادثه، فضای فکری حاکم بر نیروهای امنیتی و انتظامی نقده و استان، وجود دستجات افراطی قومی فعال در منطقه و اوضاع سیاسی بحرانی کشور، وجود توطئه‌ها در پشت این واقعه منتفی نیستند. البته آنچه در لحظه حاضر بر هر چیز دیگری ترجیح دارد، حس مسئولیت برای جلوگیری از تنش و تشنج دوباره در این شهر و بازگرداندن فضای امنیت و همزیستی سالم به اهالی آن است.

حزب چپ ایران (فدائیان خلق) جمهوری اسلامی و در راس آن علی خامنه ای را مسئول اصلی مرگ هزاران تن از مردم ایران و وخامت اوضاع و شرائط دشوار حاکم بر کشور می داند. ما با تقدیر از فداکاری و احساس مسئولیت کادر بهداشت و درمان کشور، بر تعجیل در تدارک واکسیناسیون عمومی، از طریق تأمین واکسن از همه‌‌ی منابع مورد تأیید بهداشت جهانی تاکید داریم. در شرایط کنونی خواست عمومی تزریق واکسن است و جمهوری اسلامی تا کنون با بی مسئولیتی تمام به این خواست که با مرگ و زندگی مردم ایران گره خورده است بی اعتنا بوده است.