يكشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱

اعلاميه

سند برنامه سیاسی در دستور کار کنگره‌ی دوم حزب قرار دارد، در اين سند به راه‌های برون‌رفت از وضعیت کنونی، مسیر گذار از جمهوری اسلامی، جنبش مطالباتی و خيزش های خيابانی، حفظ محيط زيست، رهایی از سیاست خارجی تنش‌زا و دشمن محور جمهوری اسلامی، عادی‌سازی مناسبات با همه‌ی کشورها و احیای مناسبات دوستانه با همسایگان، بر بنیان منافع ملی کشور و الزامات تامین آن در منطقه و جهان پرداخته شده‌است. در کنگره حول اين مسائل بحث و گفتگو خواهد شد.

موضوع مرکزی اعتراضات، عدم اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان است که از تاریخ تهیه‌ی آن ٨ سال می‌گذرد. بنا به این طرح قرار بوده‌است که آموزگاران در ٤ رتبه مربی معلم، استادیار معلم، دانشیار معلم و استاد معلم تعریف شوند و حداقل ٨٠ درصد حقوق متناظر با هم‌ردیف‌های خود در دانشگاه را دریافت کنند که تاکنون خبری از اجرای آن نیست. در این ٨ سال مسئولان بارها وعده‌ی عملیاتی کردن این طرح را داده‌اند ولی هنوز اقدامی نشده‌است. آخرین باری که قول قطعی اجرای این طرح داده شد، مهرماه ٩٨ بود که آن نیز توخالی از آب درآمد.

همکاری سه سازمان و حزب در چند سال گذشته، تجربه گرانقدر هم بجهت مناسبات درونی بين آن ها و هم بلحاط همکاری جريان های سياسی است. حزب چپ ايران (فدائيان خلق) همکاری سه سازمان و حزب را ارج می گذارد و می کوشد که اين همکاری ها ارتقا يابد و طيف وسعيتری از نيروهای جمهوري خواه را فرا گيرد.

برکشیدن کابینه‌ی رئیسی که رئیس آن از مجریان و تصمیم گیرندگان اصلی کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ است و در طول چهل و سه سال گذشته جزو دستگاه قضائی جنایتکار حکومت بوده‌، که احکام مرگ صادر می‌کرده‌است، دهن کجی به مردم داغدیده‌ی کشور و در نفس خود، اقدامی جنایتکارانه است. در عین حال،‌ کابینه‌ی رئیسی با تمام هزینه‌ای که خامنه‌ای و اطرافیان او خرج چیدمان آن کرده‌اند، آئینه‌ی کامل درماندگی کل رژیم و قبل از همه ورشکستگی خود خامنه‌ای است. این کابینه، هم‌چون معمار خود، علی خامنه‌ای، بر این تصور است که با شعارهای دهن پرکن می‌توان کشور را اداره کرد.

کنون ده ها تن از فعالان سیاسی کرد در اقلیم کردستان عراق یا در ترکیه به‌دست عوامل حکومتی به قتل رسیده‌اند. آخرین مورد قتل موسی باباخانی عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان در شهر اربیل کردستان عراق بود، که در روز پنجشنبه ۱۴ مرداد ماه توسط دو تن از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ربوده شد و دو روز بعد پیکر شکنجه‌شده و بی‌جان او را در هتلی در همین شهر پیدا کردند. این برخوردهای اقتدارگرایانه و صلح ستیزانه، جو خشونت و درگیری مسلحانه در منطقه را تشدید می‌کند.

اکنون با اعلام ترکیب دولت طالبان، مقاومت مردمی پنجشیر که نخستین درخواست‌ آن تشکیل دولتی فراگیر است، حقانیت خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. دولتی که وزرای آن جملگی عنوان سرپرست را بر خود دارند منحصراً مرکب از سرکردگان طالبان است و ترکیب آن خبر از اعمال اقتدار بر دیگر اقوام کشور را می‌دهد. دولتی که سرپرستی وزارت داخله‌اش در قبضه رهبر تندروترین شاخه طالبان قرار دارد و انجام خونبارترین عملیات تروریستی ثبت سیاهه اعمال آن در سال‌های گذشته است.

اکنون صدای اعتراضات نیروهای دادخواه که از همان روزهای نخست بلند بود، چنان اوج گرفته است که خبر این کشتار به گوش مردم ایران در دور افتاده‌ترین نقاط کشور هم رسیده‌است. بدون تردید این صدای دادخواهی با گذشت زمان طنین رساتری خواهد یافت و حلقه‌ی محاصره‌ی قاتلان و جانیان روز به روز تنگ‌تر خواهد شد و دیر نیست که شاهد محاکمه آمران و عاملان کشتار ۶۷ هم باشیم. در خارج از کشور سال‌هاست که ماموران تروریست جمهوری اسلامی به پای میز محاکمه کشیده می شوند.

مسئله مرکزی لحظه حاضر اما چه در برابر خود طالبان و چه برای مردم افغانستان و نیروهای سیاسی غیر طالب عبارت از حد و نوع حاکمیت طالبان بر این سرزمین است. مبتنی بر تجربه، کمتر کسی واقعیت طالبان به عنوان واقعیتی از افغانستان را رد می‌کند. بحث، اساساً سر حدود سلطه طالبان و کشورداری آنانی است که به لحاظ نگرش و عقاید همان طالبان قبلی‌اند. هرگونه خوش بینی نسبت به اصلاح پذیری کلیت طالبان، یک ارزیابی خطرناک و خطای سیاسی مهلک خواهد بود.

ما ضمن این آرزو که مردم افغانستان بتوانند با سازماندهی مبارزات مدنی و سیاسی خود در جابجای کشورشان پرچم مقاومت در برابر این تاریک اندیشان برافرازند، اما اقدام دستجاتی از مردم برای خروج از وطن خود را هم واقعیتی از امروز افغانستان می‌دانیم. در شرایط کنونی که شهروندانی از این کشور به هر دلیلی قصد مهاجرت به ایران دارند، این یک ضرورت انسانی و ملی است که ما ایرانیان به یاری افغانستانی‌هایی برخیزیم که وارد کشور ما می‌شوند. در چنین برهه‌ای، از هموطنان این انتظار می‌رود که درد و رنج پناهجویان افغانستانی را از آن خود بدانند و با گشاده رویی به روی مردم دردمند و زحمتکش این کشور همجوارمان آغوش بگشایند.

این حکومت بیهوده فکر می کند صدای حق طلبانه‌ی مخالفان جمهوری اسلامی را با ترور و اعدام می‌تواند خاموش سازد. بیهوده گی این تصورات مالیخولیائی جمهوری اسلامی را حیزش اعتراضی مردم در خوزستان، اعتصابات کارگران پیمانی نفت و سایر کارگران از جمله فولاد اهواز و نیشکر هفت تپه، مبارزات حق طلبانه‌ی معلمان و بازنشستگان، فریادهای مرگ بر دیکتاتور مردم در تهران و دیگر نقاط ایران و اعتراضات سایر هموطنان ما در کردستان و سیستان و بلوچستان قابل مشاهده است.