شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱

صادق

با این اوصاف اینگونە ترفندها اگر اگر چە ممکن است اختلال موقتی جزئی در روند تشکل یابی کارگران بوجود آورد اما قادر نیست روند جاری را متوقف یا بە انحراف بکشاند. شوراهای اسلامی اصلاح ناپذیر هستند. خواست کارگران و مزدبگیران پایان دادن بە سرکوب سندیکاها و تشکلهای مستقل، آزادی بی قید و شرط فعالین زندانی و دست برداشتن رژیم از دخالت در امور سندیکاها و اجرای بی چون و چرای مقاولە نامە های  ٨٧ و ٩٨ سازمان بین المللی کار است.

 

نمادها ی مقاومت را می شود تحت فشار قرار داد بە زندان برد و شکنجە کرد، در تاریکی شبانە چون لشگر سیاهی بر آنان یورش برد، اما تاثیر و کارکرد آنان را نمی توان خنثی کرد. آنان مرعوب و مغلوب ناشدنی و ماندگار در وجود مردم و جنبشها باقی می مانند. اینکە برای دستگیری آنها شب را انتخاب میکنند، اینکە نمی توانند حتی در زندان جلوی زبان آنان را بگیرند، خود بخشی از تاثیرات نمادهای مقاومت هستند. وقتی برای ربودن یک زن جوان یک لشگر تفنگچی حرفەای اعزام می کنند، هم نشانە وحشت و ضعف آنهاست و هم برای دهشت افکنی در میان مردم است. ابلهان فکر می کنند می توانند با دهشت افکنی و قدرت نمایی کاذب از مردم زهر چشم بگیرند و گویا می توانند...

این شرکتها بواسطە سودهای سرشاری کە بابت واسطە گری و دلالی بە جیب می زنند و بخاطر اینکە غالبا بە طرفداران رژیم و مسئولین حکومتی وابستە و مرتبط هستند، بە آسانی حاضر بە از دست دادن موقعیت خود نیستند. حکومت هم از آنها و قانون شکنی ها و استثمارگری مضاعف صاحبان آنها دفاع می کند. بهمین جهت اقداماتی هم کە تا کنون برای ظابطە مند کردن آنها در اثر فشار اعتراضات کارگران در ظاهر شروع شدە نیمە کارە...

از سوی دیگر بحث ها و تلاشها و هم اندیشی ها در میان فعالان واقعی و مستقل کارگری کە خوشبختانە مدتی است متاثر از تجربیات عملی در مسیر درستی قرار گرفتەاند برای تشکل یابی مستقل ادامە دارد. با وجود برخی تفاوت نظرها میان آنان اما همە نظرات موجود برسر استقلال تشکل از هر نوع آن بە عنوان پرنسیپ اتفاق نظر دارند. و این همان نکتەای است کە مرز میان فعالین مستقل با تشکلهای وابستە را مشخص می کند. اگر چە سندیکا از نظر ما تا کنون شناختە ترین و با سامان ترین ظرف تشکل بودە است و تجربەای تاریخی و آزمودە شدە و پردوام است، با این همە نباید گذاشت اختلاف نظر بر سر ظرف تشکل بین ما شکاف ایجاد کند. تنوع تشکل را فعلا بە شرط استقلال بپذیریم و بگذاریم تا تجربە حرف آخر را بزند!

 

دفاع نە از قانون کار فعلی بلکە مخالفت با انجام هر نوع تغییر ارتجاعی در تە ماندە قوانینی ست کە سرمایەداران و مرتجعین

 بهر روی از آنها خوششان نمی آید و می خواهند اگر زورشان برسد آنها را از میان بردارند و یا بە سود منافع خودشان دگرگونە کنند. 

بهمین واسطە بایست قویا با این اقدام مبارزە و سایر کارگران را نیز با خود همراە نمود.

 

 

کارگران و مزدبگیران می دانند کە در چنین حکومت ستمگری برای گرفتن حق و حقوق شان باید بە خود و مبارزات شان متکی باشند. وجود فزایندە این همە اعتراض و اعتصاب بە رغم همە ی بگیر و ببندها و اخراج ها موید شناخت و ماهیت طبقاتی رژیم و تشخیص درست جهتی است کە زحمتکشان برای رسیدن بە خواستە هایشان و مبارزە با ستمگری و استبداد رژیم در پیش گرفتەاند. کارگران می دانند کە حتی صرف تصویب قوانین نیز اگر چە حائز اهمیت است، اما تازمانی کە کارگران نتوانستە باشند بطور وسیع خودشان را در اتحادیە های کارگری و احزاب مدافع حقوق خودشان متشکل و متحد نمایند، هیچ تضمینی برای اجرای قوانین از طرف دولت و کارفرمایان وجود ندارد و حتی دست آورد های قانونی آنها کە در اثر پیکارهای پرهزینە طولانی کسب کردەاند را بە یغما خواهند برد.

این گونە برخورد اثر القائات تفرقە افکنانە رهبران تشکلهای حکومتی است کە تلاش کردە و می کنند با فرافکنی خشم و اعتراض کارگران را بسوی گروەهای دیگر مزد بگیر منحرف و آنها را رودروی هم قرار دهند. آنها بارها این کار را کردەاند. ...این گونە برخورد کردن ها تنها بە سود دولت و کارفرمایان تمام می شود و بە زیان مبارزە مشترک زحمتکشان است. کارگران خود باید برای افزایش دستمزد ها و حقوق بازنشستگی و دیگر مطالبات شان با متشکل شدن در تشکلهای مستقل کارگری بطور جدی مبارزە کنند.

سرنوشت انجمن های صنفی در شرکتهای نفتی هم نمی تواند از این قاعدە مستثنی باشد. مبارزە برای تشکیل تشکلها و نهادهای مستقل و کارآمد در هر حال و شرایط فارغ از تلاشهای مذبوحانە دولت و کارفرمایان برای ایجاد اخلال درروند این مبارزە محکوم بە شکست است. در واقع هم اکنون رهبری اعتصاب سراسری کارگران پیمانی نفت، کە گروە بزرگی از کارگران را عملا با خود بە همراە دارد، در بیانیەای کە پنج شنبە این هفتە پس از خبر مربوط بە این قضیە منتشر کرد مخالفت این گروە بزرگ از کارگرانی را کە از بالای سرشان می خواهند برایشان تشکیل دهند اعلام کرد.

هدف از این پیام ظریف  تلاشی است برای انداختن شکاف بین اعتصابیون و تضعیف اعتصاب برای فراهم کردن زمینە شکستن و بی نتیجە گذاشتن اعتصاب با برجستە کردن وعدە  کاذب وزیر نفت رئیسی. برای پخش این پیام مدیریت خبر گزاری یا مسئولینی کە پشت آن قرار دارند، بە نظر می رسد لازم  دیدەاند چنین نامەای جعل و انتشار دادە شود. این خبرگزاری در این کار سابقە دارد و قبلا نیز سعی کردە بود این کار را از طریق مصاحبە و ایجاد اختلاف بین کارگران رسمی و غیر رسمی پیش ببرد کە البتە ناکام ماندە بود.

عبدلملکی علاوە بر داشتن خط فکری و مسلکی موتئلفە، حزبی کە بیشترین نقش را در از میان برداشتن مواد حمایتی قانون کار داشتە است، در برنامە اش مواردی را گنجاندە کە در تقابل با مواضع ظاهری خود این بە اصطلاح تشکلها قرار دارند. آدم می ماند کە قسم حضرت عباس آنها را باورکند، یا دم خروس شان را! حمایت از وزیری با این سابقە و برنامە را هیچ طور دیگری جز همدستی با دشمنان طبقە کارگر نمی توان تعبیر کرد!