سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۲۰ اکتبر ۲۰۲۰

محمود شوشتری

صدا بلند شد؛ «منصور فرزند ... » «جهان‌بخش فرزند ... » ...بیایید بیرون. غرولندها و اعتراض‌های زیر لب. با چشمانی هنوز سرخ از خوابی نیمه تمام و بدنی هنوز خسته از استراحتی نیمه‌تمام آهسته آهسته شلوار و پیراهنی تن کردند و پشت سر هم در صفی راه افتادند. چشم‌ها نگران، نگران یاران راهشان را تا دم در دنبال کرد و بعد در با صدایی مهیب بسته شد. در راهرویی عریض راه افتادند. دیگر کِرختی خواب از بین رفته بود و آهسته و نجوا‌کنان پچ پچ می‌کردند.

او که عاشق کار بود در کنار فعالیت و مسئولیت‌های سنگین سازمانی‌اش سخت مشغول پیشبرد پروژه شغلی‌اش، شیرین سازی آب‌های شور در استان مرکز، بود. مسئولیت‌های سیاسی فرامرز این‌بار بسیار سنگین‌تر و خطرآفرین بودند. در آن روزهای سیاه و شوم که اجرای هر قرار سیاسی خطر دستگیری و شکنجه و اعدام را با خود داشت فرامرز ماندن را برگزید.

مطلب زیر ترجمه دو مقاله است که ده سال پیش در چنین روزهایی ۲۹ فروردین ۱۳۸۸، ترجمه کردم و در چند سایت خبری منتشر شد. نظر به اهمیت مضمون این دو مقاله مطلب بازنویسی کردم و همراه پیش‌نوشته‌ای کوتاه تقدیم حضور می‌شود.

فریاد عاموس عوز در غوغای سخنوری و فریادهای مزورانه و هیستریک رایج سردمداران جهان سیاست در مورد حل درگیری خونین و جانکاه خاورمیانه، فریادی است از روی عقل سلیم ودرایت. او با تحلیلی دقیق و درست به علل و ریشه های بحران خاورمیانه پرداخته و نشان می دهد که" چگونه می توان فناتیسم را درمان کرد".

 

مقوله توسعه همان گونه که معمولَا گفته می‌شود، ''در اساس مقوله‌ای سئوال برانگیز'' است. به این معنا که نه تنها مفهوم آن قابل بحث است، بلکه معنا و مضمون آن از موقعیتی تا موقعیت دیگر حتی در ظرف زمان و مکان نیز متفاوت است. این دفتر با کلامی جذاب و قابل درک نشان می‌دهد که در یک شرایط تاریخی معین به چه چیز میتوان ''توسعه'' گفت و ''معضل توسعه''، دشواری‌ها و چالش‌های پیش‌روی آن کدام‌اند.