دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰

ع. شریفی

رفیق حمید، «حداکثر» آن پدیده ای بود که می بایست به عنوان " چریک شهری" بارمبارزه را بر دوش بکشد. رفیق حمید و هر آن کس که او آموزش داد و سازماندهی کرد ، زمانی که "مشی چریکی"را پذیرفته و اجرا می کردند،هیچ لحظه ای در کوچه های تو در توی "تردید" و "چه کنم؟ چه کنم؟" توقف نکرده و چنین بود که بارها و بارها از محاصره ساواک و از درون مبارزات رودر روی مسلحانه توانست بگریزد و تمام توان خودش را نیز صرف حفظ حداکثر واحدها و امکانات سازمان نماید.

اشاره شد که برای درک اینکه اساساً چرا پارادایم مبارزه مسلحانه در جنبش چپ نوین دهه چهل و پنجاه ایران شکل گرفت‌، باید از مباحث این که «غلط بوده یا درست؟»، مقدمتاً فاصله گرفت و به این بررسی پرداخت که با بررسی شرایط عینی و تاریخی مشحص‌، باید به این سئوال پاسخ داد که اساساً چرا این جنبش اجتماعی شکل گرفت؟

در مسیر خیلی صحبت کرد. از عزم سازمان برای استقبال از هواداران می گفت و از برنامه های سازمان برای نفوذ در کارخانه ها و ایجاد هسته های کارگری و بسیج حرکات توده ای در مسیر اهداف صنفی و سیاسی، از ضرورت سقوط دیکتاتوری و استفاده از فضای باز برای تقویت سازمان و افزایش نفوذ آن در میان اقشار مختلف مردم. از احتمال چاپ روزنامه و نشریاتی با نامهای مستعار و با اهداف سازمان، و ضرورت سازماندهی جدید برای کار سیاسی. نکته مهمی را با کم کردن سرعت مونور گفت که اگر در پس تاکتیکهای امپریالیسم و رژیم، فضای سیاسی باز شد، شاید یک تشکل توده ای و یک حزب دموکراتیک هم لازم شود راه بیاندازیم.

خصوصیات مشترک این رفقای زنده‌یاد، مردم‌دوستی، وفاداری به توده‌ها، شرافت اجتماعی و خانوادگی، داشتن آرمان‌های بلند برای غلبه بر رنج و بیماری کودکان و برای رسیدن به مختصاتی که نشانه‌های عمومی همه‌کسانی است که در دهه پنجاه خورشیدی در گذرگاه رشد و شکوفایی قرار داشته‌اند، و تحت تأثیر «جنبش فدایی» به فعالیت درراه آزادی و عدالت و رسیدن به سوسیالیسم از هیچ تلاشی فروگذار نکردند.