دوشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۲۶ اکتبر ۲۰۲۰

آرش برومند

واقعیت این است که اگر نیروی چپ قصد دارد بعنوان یک نیروی اثرگذار اجتماعی مطرح باشد و بخواهد به هژمونی فرهنگی دست یابد، ناگزیر به طرح نظریه های متناسب با زمان و فراخور شرایط جامعه ایران است. شیوه سنتی نظریه پردازی توسط تشکیلات حزبی-سازمانی در دنیای امروز که مدیریت گستره های گوناگون زندگی اجتماعی - اقتصادی - سیاسی بسیار پیچیده شده و نظر کارشناسی نقش کلیدی بازی می کند، دیگر پاسخگو نیست. بدون اندیشکده های چپ، سیاستگذاری مؤثر و دوام داری ممکن نیست.

با توجه به گسترش فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در میان توده‌های مردم، یک نیروی چپ پیگیر، تحریم‌های اقتصادی را تنبیه جمعی یک ملت تلقی کرده و نمی تواند همانند «حجتیه»ای‌های اسلامی و غیراسلامی طرفدار نظریه «هر چه بدتر، بهتر» و پشتیبان این نوع تحریم‌ها باشد.

درحالی‌که نیروهای سیاسی چپ و دمکرات و ملی در خارج از کشور به‌درستی از نهادهای مدنی در ایران و مبارزات آن‌ها پشتیبانی کرده و خبرهای مربوط به این مبارزات را منعکس می‌کنند، به نظر می‌آید که در برخورد با نهادهای مدنی در خارج از کشور برخوردی منفعل دارند.