يكشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹ - ۱ نوامبر ۲۰۲۰

جُنگ کارگری

جنبش های اجتماعی فعالان و رهبران خود را خلق و پرورش می دهند و خواهند داد. هیچ جنبش ریشە دارای را در هیچ کجای دنیا با سرکوب برای همیشە کسی نتوانستە و نمی تواند از میان بردارد. جای دور نرویم، بە تجربە کشور خودمان اگر نظر کنیم می بینیم کە سرکوب جنبش ٨٨ باعث جلوگیری از جنبشهای بعدی کە نشد هیچ، بە رادیکالیزە شدن آننها منتهی شدە است. تسلیم در مقابل خواست مردم یگانە راهی است کە مقابل رژیم های فاسد و استبدادی وجود دارد. تا زمانی کە این گونە رژیمها وجود دارد جنبشها هم وجود خواهند داشت.

سازمان انرژی اتمی، که حالا به تولید ماسک افتخار می‌کند، در مرکز گرهی‌ترین موضوع منجر به تحریم و بروز بحران اقتصادی قرار گرفته است. زمانی که شعار «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» از گلوی تمام تریبون‌های حکومت سر داده می‌شد، کسی فکرش را نمی‌کرد کار این سازمان به اینجا برسد. حالا حدود یک سال است که ایران گام آخر لغو تعهدات برجام را هم برداشته است. اما در عمل تغییری در وضعیت تولید انرژی هسته‌ای رخ نداده است.

تفاوت در این است که چنین کارگرانی مجبور اند نیروی کارشان را در اندازه های کوچک و کوچکتر، بدون هرگونه  اطمینان و امنیت شغلی، بدون تضمین یک قرارداد و درآمدی کافی درخور یک زندگی انسانی، بفروشند. شرکتهائی مثل "خرگوش وظیفه شناس" – چنان که نشریۀ جاکوبین به طنز می نویسد – همانا یک "آژانس کاریابی موقت تکریم شده است.

قطعنامه "اتحادیه های کارگری: گذشته، اکنون و آیندۀ آنها"، که پیش نویس آن را مارکس تهیه کرده بود، در نخستین کنگرۀ انترناسیونال اول، منعقده در سپتامبر سال 1866 در سوئیس، به تصویب رسید. متن قطعنامه چنین است:

در صبح ٩ آبان شماری از رهبران اعتصاب با یورش ماموران بە خانە هایشان بازداشت شدند. بنا بە گزارش کانال تلگرامی مستقل هفت تپە ، یوسف بهمنی، حمید ممبینی ابراهیم عباسی، در این بازداشت شدەاند. اسماعیل بخشی از رهبران اصلی اعتصابات پیشین کە از کار نیز اخراج و متحمل زندان و شکنجە شدە است در کانال تلگرامی اش خبر از بازداشت مسعود حیوری در یورش ٩ بهمن بە خانە های کارگران دادە است. طبق خبری کە چند روز پیش خبرگزاری ایلنا منتشر کرد، دولت حاضر بە پذیرش خلع ید از امید اسدبیگی نیست.

مطالب این شماره جُنگ کارگری:

اما و اگرها در مورد تولید انسولین قلمی در کشور

از ترس بیکار شدن کرونا را پنهان می‌کنند!

اقتصاد شراکتی، آیندۀ مشاغل و "پساسرمایه داری" بخش پنجم

مهاجرین، سازماندهی و هژمونی گزینشی در منطقه آزاد اقتصادی جنوب شرق آسیا- مکونگ بخش 51 و پایانی

گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە

در شرایطی که کرونا به دلیل بی‌تدبیری حاکمان عروج کرده است و بیمارستان‌ها ظرفیت پذیریش بیمار جدید ندارند، بروز بحران در بازار انسولین، جان میلیون‌ها انسان را با خطر مواجه کرده است. مسئول شرایط پیش آمده، مستقیماً دولتی است که از آزادی خرید سلاح شاد می‌شود، اما از مرگ شهروندان خم به ابرو نمی‌آورد.

 

همین چند جملە کە از زبان یک کارشناس مطلع گفتە می شود گویای بی پناە ماندن کارگرانی است کە بە دلیل ابتلای بە کرونا بخاطر فقدان شرایط ایمنی و بهداشتی مناسب در اکثر واحدهای تولیدی و خدماتی علاوە بر تحمل مصیبت بیماری و خطر جانی درد بیکاری و بی نانی را هم باید بکشند و از حقوق بیکاری هم محروم بمانند. پنهان کردن کووید ١٩ بخاطر از دست ندادن کار ریسکی ست از روی ناچاری کە کارگر با انجام آن جان خود، خانوادە و همکاران ش را در معرض خطر قرار می دهد. انتخابی است دردناک و ناخواستە بین نان و جان.

مخلص کلام این که اقتصاد به اصطلاح شراکتی، بس دور از نشانه ای از فرارسیدن یک دوران جدیدی از همکاری، برابری، و مالکیت مشترک، به سادگی همان سرمایه داری انگلی با قدری آرایش و زیباسازی آن است. سیستم فرسودۀ سرمایه داری، که دیگر قادر به بسط نیروهای مولد و سوق جامعه به جلو نیست، کوشیده است زشت ترین و دفع کننده ترین خطوط سیمایش را بپوشاند و آن را شریف جلوه دهد.

در مورد کامبوج آشکار است که نیروی کار متحرک اشتغال یافته در نواحی با فقر زمینی روبرو است که به مقدار زیادی نتیجه نهایی کالاسازی روند کشاورزی و زراعی تحت توصیه های بانک توسعه و دولت های حاکم است. اشتغال رسمی در مناطق آزاد نیز در ریشه کن کردن فقر و تهیدستی موفق نیست، بلکه به محل نزاع و اعتراضات و اعتصابات تبدیل شده که به خشونت دولتی می انجامد.