دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸ - ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۹

سياسی

در بطن کارهای برنیز دو باور اصلی بود: اول این که توده‌ها بیش از حد احمق و بی‌عقلند و بیش از حد تحت تاثیر عواطف و تکانه‌ها که بتوان به تصمیم آنها اعتماد کرد.

درسی که از تجربه های دوران پهلوی و جمهوری اسلامی، در رابطه با مقوله امید و آرزوی آینده بهتر، میتوان گرفت باور به این اصل است که برای زنده نگاه داشتن روحیه امید و تشویق پویایی در مردم، ما نیازمند یک چشم انداز امید بخش و کشف و استخراج آرزوهایی هستیم که هر ملتی در مخیله تاریخی خود ضبط کرده و  به واسطه آن توانسته است خود را، بعنوان یک ملت متمایز از ملل دیگر، حفظ کند.

مشی ترامپ، استراتژی و تاکتیک خاص خود را دارد. راهبردهای این مشی تا آنجا که به خاورمیانه برمی‌گردد معطوف‌اند به تحت کنترل درآوردن آن به سود تمایلات متحدین منطقه‌ای امریکا یعنی اسرائیل و عربستان سعودی و چند شیخ نشین دیگر. این تاکتیک‌ها اما با هر میزان از خورانده شدنش به هیئت حاکمه امریکا توسط همین منابع خاورمیانه‌ای، معنی اصلی خود را باز در بستر استراتژی عمومی امریکا می‌یابند؛ یعنی مرتبط با جهت‌گیری استراتژیک امریکا در قبال خاور دور و مشخصاً هم چین. ترامپ رهایی هر چه سریع یقه امریکا از خاورمیانه پرتنش را تعقیب می‌کند تا عمده انرژی کشورش صرف مواجهه با رقبای اصلی امروزین و بعدی آن شود! پس علیرغم مثلاً سرسختی‌هایش در قبال جمهوری اسلامی باز آماده مذاکره با آن!

 

البته هر اقدام انسان دوستانه و حقوق بشری به خودی خود مثبت است، اما در حالی که هنوز شاهد کنار کشیدن و قطع همکاری اقتصادی شرکت های بزرگ اروپایی با ایران هستیم و از دست دولت های اروپایی و خود اتحادیه اروپا کاری ساخته نیست، معنای این "شیرینی به جای نان" چیست؟ 

آلترناتیو نئولیبرال نه تنها با قدرت، شدت و خشونت وارد میدان میگردد، بلکه آنها گاها دشمن سیاسی خود را فقط در "حاکمیت ملا ها و سران سپاه" خلاصه کرده و  کینه همگانی را به سمت آنها کانالیزه میکنند

حاکمیت با یک بحران ساختاری علاج ناپذیر و سرطانی درگیر هست. بحرانی که جامعه را ناراضی و تا سرحد یک انقلاب اجتماعی پیش برده است. علیرغم اینکه این اختلافات و بحران ساختاری نفوذ حاکمیت را بسیار کاهش داده است ولی انسجام و همگرایی جناحهای حاکم در سرکوبهای سیستماتیک از یک سو و تحریمها و رفتارهای دشمنانه آمریکا از سوی دیگر و نیز پراکندگی اعتراضات عمومی پتانسیل مهار نافرمانیهای سرکش جامعه از سوی حکومت را هر چند شکننده ولی حفظ کرده است

برخلاف همه ادعاهای اصلاح طلبان حکومتی وغیرحکومتی، این جمهوری اسلامی است که باشتابی باورنکردنی کشور رابسوی فروپاشی سوق داده ومی دهد. واتفاقاراه جلوگیری ازفروپاشی ایران، برکناری نظام قرون وسطائی حاکم وجایگزینی آن با نظامی دموکراتیک، عادلانه و به‌ دورازتبعیض است. ضرورت تشکیل جبهه وسیع جمهوری خواهان ازجمله ازچنین ضرورت هائی ناشی می شود.

استبداد مبتنی برولایت فقیه مسئول مرکزی مشکلات کنونی کشور است.  حل بنیانی بحرانهای کنونی و امکان مشارکت مجموعه نیروهای سیاسی و اجتماعی برای حل مشکلات کشور تنها با نفی این سیستم و امکان شکل گیری اراده همگانی در تعیین مسئولین کشور بر اساس انتخاباتی آزاد ممکن است.

اگر آقای خاتمی و یارانش جداً خواهان حل مسائل و مشکلات جامعه و کشور هستند، راه، روش و سیاست شفاف، صادقانه، خردمندانه، دمکراتیک و مردم‌دوستانه، پیوستن به مردم و تکیه به آن و نیروهای آزادیخواه، عدالت‌جو و طرفدار دمکراسی و صلح دوست است

همان مردمی که دی ماه را در تاریخ معاصر ایران ثبت کردند و همچنان هم در کار تولید و بازتولید تداوم آن هستند تا سرانجام بتوان محاصره مدنی این حکومت ولایی را به فرجام رساند. اینان نه از ترامپ خط و الهام می گیرند و نه که به ترامپها امید بستهاند. این اعتراضات مردمی، برای رسیدن مردم ایران به آزادی و دمکراسی اند و برای برچیده شدن انواع تبعیضات ناشی از حاکمیت جمهوری اسلامی تبعیض بنیاد.