سياسی

میز گردی را که پیش رو دارید حاصل گفتگویی است که در هفته نامه آتیه به کوشش یاشار دارالشفا برگزار شده است. از آنجا که این هفته نامه به شکل محدودی توزیع می شود و گیشه های مطبوعات شاهد حضور آن نیست و تنها برای تعدادی نهادها و مراکز دولتی و احتمالا تشکل های رسمی کارگری و کارفرمایی فرستاده میشود! ضروری دانستیم که این گفتگو را در این صفحه باز نشر دهیم.

یکی از بحرانهای بسیار خطرناک جامعه، که حاکمیت بنفع خود از آن سود میبرد، پدیده لمپنیسم است که تاثیرات ویرانگری برجامعه و برخی جوانان برجای میگذارد، این خیل عظیم اراذل واوباش که پیامد ونتیجه عملکرد مخرب جمهوری اسلامیست، در برآمد خیزشهای مردمی نقش سرکوبگرانه ای خواهند داشت

بحث و گفتگو در اتاق پالتاکی گفتگوی سیاسی
سخنرانان: بحث و گفتگو در اتاق پالتاکی گفتگوی سیاسی
سخنرانان: - کامبیز قائم مقام: عضو هیئت اجرائی سازمان های جبه ملی خارج از کشور
- یدی قربانی: عضو هیئت سیاسی اتحاد جمهوری خواهان ایران
- کوروش پارسا: عضو هیئت سیاسی همبستگی جمهوری خواهان ایران
- فرید اشکان: فغال سیاسی، عضو شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

قبل از فروپاشی جمهوری اسلامی درنتیجه تحریم‌ها و افزایش فشار از خارج، ما قطعاً شاهد تداوم فلاکت نه‌تنها اقتصادی میلیون‌ها انسان خواهیم بود، که آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه، یعنی همین تهیدستان و زنان و کودکان برخاسته از این اقشار هستند؛ در تائید این ادعا نمونه عراق تحریم شده قبل از سقوط صدام است که در بسیاری از تحلیل‌ها، مراجعه به فاکت مرگ نیم میلیون کودک عراقی به‌طورعمد صورت نمی‌گیرد.

در عرصه رقابت و مسابقه برای کسب قدرت سیاسی، نسل ما، نسل جوانان بیست تا سی و چند ساله، سرمست از تظاهرات خیابانی و در فکر سرنگونی دیکتاتوری، کسب قدرت سیاسی و پیاده کردن ساختار سوسیالیستی بوده و هیچ فکرش را هم نمی کردند که رقیبان به مراتب کارکشته تری در مقیاس بین المللی دارند

تعلیق به مدت دو ماه با امید به چه صورت گرفته است؟ امید به تغییر اوضاع در کشور سوریه، و یا چه‌بسا روشن‌ترشدن جایگاه نیروهای طرفدار ایران در عراق پس از انتخابات اخیر، و...؟ و یا امید به تداوم شکاف میان آمریکا و کشورهای مطرح اروپا.

به نظر می رسد که تقاضای کل جهانی برای پانلهای خورشیدی به خاطر کاهش نصب در چین کاهش یابد، اما همین تخمین حاکی از آن است که کاهش قیمت موجب تحرک بیشتر بازار در سالهای 2019 و 2020 گردد

در طی چند روز بعد، جلسه سنگاپور دوباره ابقا شد ولی اوضاع به همان شکل اوليه نبود. رئيس هيئت نمايندگی کره شمالی اعلام کرد که کره شمالی حاضر نيست سلاح‌های خود را در عوض کمک‌های اقتصادی از دست بدهد

آقای حجاریان می گوید "اصلاح طلبی" به عنوان ایده را باید از "اصلاح طلبان" در مقام عامل تفکیک کرد. او این را می گوید تا از موقعیت متغیر و دچار فراز و فرود عاملان آن در جامعه، لزوم مبارزه با ناامیدی از خود راهبرد "اصلاح طلبی" در جمهوری اسلامی را بیرون بکشد.

اگر چپ‌های دموکرات ایران نتوانند این جنبش‌ها و طغیان‌های عمومی را در راستایی دموکراتیک و آزادی‌خواهانه متشکل نموده و هدایت نمایند، طغیان سیل خیابانی مردم به دامان این افراطیون تخریبگر خواهند افتاد. نمونه واضح آن شمار کسانی می‌باشند که در اردوگاه "برنی سندرز" در آمریکا بودند، اما بعد از حذف شدن وی از صحنه انتخابات توسط حزب دموکرات، به جبهه "دونالد ترامپ" پیوستند.

گرچه این فضای فکری نا آشنا نیست اما اینها را گفتم زیرا که هر چه در این باره گفته شود باز هم کم است! این تفکر ریشه دار را باید شناساند و عوارض عملی آن در هر وجهش را بازنمود. این فضا همانگونه که در ابتدای سخن گفته شد بسی ریشه دارتر و گسترده تر از آنی است که در یونسی ها و روحانی ها و اعتدالیون و بسیاری از اصلاح طلبان خلاصه شود. این نگاه فقط مختص اسلامی‌های حاکم نیست.

مشکلات خاورميانه بر مبنای توازن قوادر ميدان‌های گوناگون نظامی و اقتصادی بدست خواهد آمد. در واقع، در دورانی که جنگ منطقه ای درگير شده است، رفتن بسوی "تخليه" يک جانبه به نيروی مهاجم امکان می دهد که سياستهای تجاوزگرانه اش را با دست بازتر و قدرت بيشتر به جلو برد.

به موازات برافراشتن پرچم "صلح" و ازادی"، باید پرچم مقابله با هر نوع تهاجم و تجاوز خارجی به ایران را نیز برافراشت. ما مخالف هر گونه دخالت امنیتی خارجی در ایران می‌باشیم. مسائل داخلی ایران را باید خود ایرانی‌ها حل کنند.

اما چرا باید اینهمه حساسیت نشان داد نسبت به این ابراز "خوشحالی" آقای روحانی و الم شنگه‌های سپاه و اقتدارگرایان و در راس همه آنان زبان تهدید خامنه‌ای؟ برای اینکه اینها فقط حرف‌های بی‌مالیات نیستند. دود این نوع برخوردها به چشم مردم ایران رفته و خواهد رفت. در این لحظه، می‌باید که زیانمندی این نوع جنگ و جدل‌های "ضدامپریالیستی" و تحریکات ناسیونالیستی حضرات را نشان داد. زمان، زمانه ایستادن بر عقل و کیاست است و نه گفته شود بسیار خوشحالیم که "مزاحم" بیرون رفته است!

این نابرابری و در جنگی ناخواسته و تحمیلی، آنجا بیشتر خودنمایی می‌کند که ابزار مقابله در طرف کارگری بسیار ابتدایی است؛ تشکل آزاد و مستقلی در کار نیست؛ اگر اعتراضاتی تاکنون صورت گرفته و اعتصاباتی رخ‌داده است از سوی دولت و دستگاه‌های امنیتی و قضایی غیرقانونی و مستحق مجازات است.

غلبه بر دیکتاتور‌ها و سمتگران غلبه بر موجودیت مادی آن‌ها نیست بلکه غلبه بر زیرساخت فرهنگی و اجتماعی پرورندهٔ آنهاست. می‌توان آن‌ها را با فرهنگی مشابه مغلوب کرد و خود دوباره‌‌ همان فرهنگ و‌‌ همان کار‌ها را دامه داد. اگر بپذیریم که غلبه فرهنگی شالوده است، آنگاه خود باید فرهنگ شالوده‌ای متفاوتی را راهنمای کار قرار دهیم. پیروزی وقتی واقعی است که فرهنگی دموکراتیک دیکتاتوری را مغلوب کند.

انتخابات پیش ِ رو یک میدان خالی برای تازاندن ارتجاع اردوغانی است. نتیجه‌ی انتخابات از حالا مشخص است. آنچه مشخص نیست ادامه‌ی روند وضعیت ترکیه در روزهای پس از این انتخابات است. تغییرات قانون اساسی پس از رفراندوم، رئیس جمهور را عملاً به عنوان یک قدرت بلامنازع تبدیل کرده است

در شرایط شدت‌یابی رقابت‌های جهانی از یک طرف و حدت‌یابی بحران‌های اقتصادی نظام سرمایه‌داری امپریالیستی جهانی از طرف دیگر، بخش قدرقدرت و پیر امپریالیسم کهن دست به تهاجم خطرناکی زده است که نمونه آن را در خاورمیانه شاهد هستیم. در خاور دور، دولت‌های کره جنوبی بخاطر وجود پایگاه آمریکائی "همپفری" در این کشور و ژاپن بخاطر پایگاه "اوکیناوا" و نداشتن ارتش مستقل خود، عملا مستعمره نظامی - امنیتی آمریکا بوده و قادر نیستند از این ازدواج اجباری طلاق بگیرند.

در عصر انقلاب فناوری پیش رفته ی دیجیتال، اقتصاد سرمایه داری بنا به ماهیت سودجویانه اش قادر به ایجاد شغل های جدید در دیگر زمینه ها برای نیروی انسانی بی کار شده نیست. این مسئله باعث رشد سریع بیکاری و کاهش قدرت خرید مصرف کنندگان خواهد شد. و منجر به بحران اجتماعی جدید و بسیار خطرناکی خواهد بود

گذار به برآمد چپ و اپوزیسیون دموکراتیک در سپهر سیاسی کشور و به شکست کشاندن جمهوری اسلامی در تداوم حذف اپوزیسیون از صحنه سیاسی چالش بزرگی است که مقابل همگان قرار دارد. این مهم تنها با ایجاد تشکلی متحد، تصمیم‌گیر و معطوف به اقدام و عمل سیاسی، شایسته‌سالار و همبسته، شانسی برای موفقیت پیدا می‌کند

تاریخ صد و پنجاه ساله ی مبارزه در ایران علیه استبداد نشان می‌دهد، جریاناتی می‌توانند تاثیر سیاسی مشخص داشته باشند که از دل یک ضرورت تاریخی بیرون آمده باشند. در میان مبارزات مشروطه و هنگامی که قحطی و فلاکت رهآورد حکومت مستبد قاجار بود، فرقه‌ی اجتماعیون عامیون از دل این وضعیت تاریخی بیرون آمد و وظایف تاریخی خود را انجام داد.

اینکه نسل جدید به خیابان ریخته در دیماه نود و شش، سطح نوینی از جنبش توده ای با خواسته های ماورای جنبش های قبلی را به میدان آوردند، شکی نیست. اینکه دیگر جایگاهی برای دنباله روی از ورزشکستگان سیاسی جناح های حکومت باقی نمانده است، در آن هم شکی نیست. بهتر است رفیق شیدان بر اساس همین نتیجه گیری خویش حرکت نموده و به جای سوء اعتماد به وحدت نوین چپ، این قدم را گامی راستین در راستای آفرینش آلترناتیو سیاسی سوسیالیستی ارزیابی نموده و آن را به فال مثبت بگیرند

با توجه به طیف‌های مختلف تشکیل دهنده، این حزب تازه تاسیس حامل دو تناقض حل نشده در درون خود است که زمان حل آن دیر یا زود فراخواهد رسید. یکی تناقض میان سوسیالیسم یا کمونیسم و سوسیال دمکراسی است (پذیرش یا براندازی نظام سرمایه داری و مالکیت خصوصی) و دیگری اختلاف نظر بر سر چگونگی موضع گیری در نبرد سیاسی واقعا موجود در صحنه سیاسی ایران میان دو جناح عمده سیاسی است.

در این کوران شتابگیر جهانی شدن، حزب چپ ایران (فدائیان خلق) باید قبل از همه تکلیف خود را با ارکان تشکیل دهنده اقتصاد جهان، یعنی موضوعیت بازار و مالکیت بر وسایل تولید، روشن کند. می دانیم که بخشی از فعالین چپ در کشور ما هنوز فکر می کنند سقوط شوروی به دلیل ممنوعیت های سه گانه فوق نبوده است و به دلیل خیانت رهبران یا نفوذ سیا بوده است. حزب چپ ایران (فدائیان خلق) مثل هر حزب چپ دیگر ضرورتی ندارد که در باره نظام های اقتصادی که ممکن است توسط نسل های بعدی ساخته شود اظهار نظر کند.

امیدوارم حزب چپ ایران(فدائیان خلق) به عنوان بخشی از جریان سوسیال دموکرات ایران پایه هایش را مستحکم کند و با نوآوری های فکری و سیاسی و تشکیلاتی راهی به داخل کشور و نسل جوان بگشاید. تفکر و رویکرد سوسیال دموکراسی به گمان من با توجه به اعتراضات دی ماه گذشته در ایران و با توجه به رشد پوپولیسم فریبکار در سطح جهانی یک پاسخ اصیل به نیاز واقعی به عدالت و بهبود زندگی در همه جای جهان و از جمله در میهن ماست.

فکر می کنم کە حزب چپ (فداییان خلق) اگر رهبریش خوب و بە موقع عمل کند، ظرفیت بسیار بالایی برای جذب نیرو دارد عدە زیادی از منفردین چپ کە از نحلە های دیگر چپ هستند بتدریج بە آن ملحق خواهند شد. حزب باید تلاش کند مواضع درست و شفافی در قبال مردم و کشور اخذ کند. از نظر فکری و سیاسی سطح دانش اعضایش را ارتفا دهد، و روی مواضع و برنامە هایش استوار بماند و پیگیرانە ازمطالبات برحق و درست گروە های اجتماعی بویژە کارگران یدی و فکری و عموم زحمت کشان دفاع کند

راهبرد اصلاح طلبی حکومتی در همان زایش خود آبستن بن بست بوده است؛ از همان آغاز بروزش! اما هم جامعه می بایست این تجربه را پشت سر می گذاشت و هم تحول خواهی حق نداشت بر این امکان نیمه جان برای جان یافتن نیروی گذار در کشور چشم بپوشد. اکنون هم خطاست هرگاه جریان اصلاح طلبان حکومتی نادیده گرفته شود. راهبرد تحول طلبی نه حالا که همواره در این بیست سال، خود را همواره رقیب راهبرد اصلاح طلبی حکومتی می دیده بی آنکه هرگز آن را خصم خود بپندارد.

باید مدبرانه و بردبارانه به ابزار استفاده بهینه از این نیرو نیز دست یابیم. سعی کنیم همدیگر را بفهمیم، تصحیح کنیم، تکمیل کنیم و بدانیم که تنها دست در دست یکدیگر می توانیم این کشتی را که در میان طوفان های زیادی سفر خود را آغاز کرده است، به سرمنزل مقصود برسانیم

حزب چپ ایران (فدائیان خلق) که در جریان کنگره وحدت پا به عرصه سیاست در ایران امروز گذاشت نیز با وجودیکه افراد و سازمان‌های شناخته شده چپ قدیمی در تولد آن نقش داشتند، اما آنرا باید بمانند کودکی تازه متولد و جدیدا پاگذاشته به عرصه حیات سیاسی ایران بحساب آورد، که قبل از هر چیز بهتر است خود را خوب بشناسد و به شایستگی بشناساند.

من با نگرانی پیگیر آن بودم که آیا شکلی از وحدت تأمین خواهد شد یا نه. در این چند سال از نزدیک شاهد کوشش بسیار زیاد برخی دوستان نزدیکم برای رسیدن به هدف وحدت بودم. در این لحظه به آنها و به تمام کوشندگان راه وحدت تبریک می‌گویم. این وحدت مرا از شادی سرشار کرد.