سياسی

جدید این بود که نماینده‌ی کارگران هفت‌تپه بالاترین مقام دولتی را در قبال شکنجه‌ در زندان‌های جمهوری اسلامی، برخوردی که با فعالان جنبش‌های مدنی می‌شود و شنود از شهروندان کشور مسئول دانسته و وزیر اطلاعات را به پاسخگویی فراخوانده بود. کاری که تاکنون بی‌سابقه بود.

به نظرمی رسد استراتژی امریکا یک‌لایه مهم دیگر هم دارد. امریکا به خواست قابل‌درک مردم کُرد در منطقه و پتانسیل قدرتمند این خواسته برخوردی ابزاری داشته و از آن به‌مثابه اهرمی علیه ایران، سوریه و عراق، و ترکیه استفاده می‌کند. تنها این هدف (اعلان نشده) است که می‌تواند برخورد امریکا و سیاست دولت ترکیه را توضیح بدهد. ازیک‌طرف، نگرانی از این برنامه امریکاست که می‌تواند توضیحی برای سیاست قاطع و سرسختانه ترکیه باشد.

در دفاع از حقوق انسانی می‌بایست مرزها را به کناری گذاشت و برای رعایت حقوق بشر، لغو اعدام، شکنجه، آزار و اذیت و ... در ایران گام‌ها را مشترک و متحد برداشت. در این راستا، اقدامات مشترک نیروهای جمهوری‌خواه، آزادیخواه و دمکرات چه متشکل و چه منفرد می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود.

مناسبات میان قوانین محیط های خودگردان و قوانین کشوری را در زمینه هایی که با هم کاملا همسو نباشند، و در مواردی که بخشی از قوانین میتواند مختص گروهبندی خاصی باشند، را قانون اساسی کشوری تنظیم می نماید. هدف از این گفته ها تعریف حقوقی از این مقوله ها نبوده، بلکه تاکید بر این مطلب میباشد که نظام مناسباتی تکنولوژی حلقه های مدار بسته، و تکنولوژی هوشمند مجازی در داخل چنین نظام حقوقی به زیست خویش خواهد پرداخت.

همین کە دادستان مجبور می‌شود با خبرنگار یک روزنامە داخلی در مورد خبر شکنجە دو زندانی مصاحبە کند و خبر شکنجە را دو مرتبە طی یک هفتە تکذیب کنند، مؤید هراس دستگاە سرکوب از واکنش مردم نسبت بە رفتار جنایتکارانە مسئولین حکومتی با کارگران حق‌طلب و رهبران کارگری است.

آنچه حالا، رخداد انقلاب را در معرض تعرض قرار داده و حتی اینجاوآنجا موجب حسرت خوردن و ایدئالیزه کردن دوره پیشا انقلاب شده، نه درخشش دوره شاه که تیرگی‌های ناشی از زایش و ماندگاری جمهوری اسلامی و کردارهای آن است! در سایه تبهکاری‌های چهل‌ساله ولایت، واقعیت تلخ سلطنت اکنون نه‌تنها روبرو با خوانشی واژگونه است، که هر چه بیشتر در وارونگی‌ها بازنویسی می‌شود!

یکی از مسائل محوری در مباحث استراتژی به مشی جبهه چپ حزب مربوط است. گرایش قوی در حزب شکل‌گرفته است که شکست‌های حزب تا مرحله خطر ناپدید شدن آن از سپهر سیاسی فرانسه را به سیاست حزب درزمینهٔ جبهه چپ مربوط می‌داند.

جهان ما اما محکوم به ماندن در کثافت و پستی نیست. این جهان برای انسان است و درست به همین دلیل و به خاطر سعادت انسان هم است که می باید از این جهان سیاسی غرق در انواع توطئه های فرومایگان سیاسیون، کثافت زدایی کرد.

درکشور ما تحت تسلط ولایت فقیه و ایادیش، بیش از 3ملیون نفر از کودکان از تحصیل مدرسه محروم اند، و رژیم تاکنون هیچگونه اقدام جدی و فراگیری برای آموزش آنان، و سروسامان دادن به بیش از 200هزار کودک خیابانی و باز پروری آنان انجام نداده است

اعتصابات معلمان و همچنین سایر گروە های مزدبگیر برای خواستهای لوکس و تجملاتی نیست کە کسی بتواند برای مدتی طولانی از رسیدگی بە آنها بە بهانە های مختلف شانە خالی کند و با سرکوب و هراس افکنی بە آنها خاتمە دهد. این اعتصابات بخاطر نان و معیشت و شرایط غیر قابل تحملی است کە حکومت بوجود آوردە است.

اگر همزمانی تقریبی آن پیروزی و این اعلام موجودیت تصادفی بوده باشد، ولی نزدیکی عجیب شعارها تصادفی نیست و این ظن را تقویت می‌کند که «ارتجاع سرخ وسیاه» این جریان و وعده قلع و قمع «ارتجاع سبز و سرخ» بولسونارو، اگر محصول آشپزخانه واحدی نباشند، آبشخور واحدی دارند.

سیاست سوم در این وضعیت سخت پلاریزه شده، البته که کار سختی در پیش دارد و تحت فشار از هر دو سویی است که آن را موی دماغ خود می بینند و به "سکتاریسم" و "تنزه طلبی" متهم می کنند. اما این سیاستی است برحق که همزمان دغدغه حال و آینده مردم را دارد.

آنچه که حاکمیت ایران در حال تبلیغ کردن آن میباشد این است که علت بحران اقتصادی و مشکلات و نارسائی های داخلی اجتماعی فعلی ما ناشی از تحریکات و تحریمات آمریکا است. به همین دلیل آنها میتوانند توجیه نمایند که این، آمریکا و اقمار منطقه ای و دوستان داخلی آنها هستند که در درجه اول دشمن مردم ایران هستند، نه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران.

درمراسم روز اربعین، رژیم برای تبلیغ قدرت نمایی و برای رقابت با مراسم حج و دولت عربستان سعودی و ادعای توانایی بسیج کردن مردم، میلیاردها تومان را هزینه راه کرده است، که تنها با بخشی از این بودجه می‌توان تمام مناطق زلزله زده را باز سازی کرد. اما رژیم مسولیتی دربرابر مردم این شهر که اقلیت مذهبی و قومی هستند، احساس نمی‌کند.

هدف، باید جلب جریان صادق آنان به همپیوندی ارگانیک با جنبش سکولار دمکراسی باشد وگرنه، بخش درشتی از اینان مسموم همیشگی رانت در قدرت مستقرند، بهبود یابی شان امری است واهی، و امید بستن به آنها نیز بی ثمر! در هر حال بگونه واقع بینانه باید پذیرفت که جنبش دمکراتیک ایران، شاخه دینی خود را هم دارد و اصلاح طلب اسلامی متحول به دمکراسی – سکولار، بخشی جدایی ناپذیر از ساختار دمکراسی در ایران!

نوشته زیر به این می پردازد که طرح اصلاح، اصلاحات در ولایت، بیانگر بن بست قطعی راه تاکنون متخذه اصلاح طلبان است و نشانگر شکستی استراتژیک برای مشی ای که از همان اول هم سترون بود. نوشته می خواهد بگوید اگر هم راه نجاتی برای اصلاح طلبان وجود داشته باشد، نه در اصلاح، اصلاح طلبی تاکنونی، بلکه در تجدید نظر انقلابی آنهاست در مشی تاکنونی شان.

ظاهرا اما حالا کە زندان وتهدید ها کارآیی شان از بین رفتە است و ستمگران مستبد حاکم نتوانستەاند بوسیلە آنها عدالت خواهان را وادار بە تسلیم و سکوت کنند، درتلاشند در کنار صدور احکام اعدام برای عدەای از فعالین صنفی و مدنی و زیست محیطی و توسل بە ترورهای خیابانی، و با روشها و تبلیغات گوبلزی و چسباندن صفت های ناروا بە شمار دیگری از فعالین هم شخصیت و حیثیت و سابقە مبارزان پیگیر و مقاوم را نزد افکار عمومی تخریب و آنها را افراد نا متعادل روحی جلوە دهند، و هم بلکە بوسیلە آن رعب و هراس در میان مبارزان پراکندە نمایند.

از این جنبه می توان گفت خشونت بکارگرفته شده در اساس خشونتی اتفاقی و از سرخطا نبوده بلکه حامل پیام و هشداری بوده است که دولت و سرویس های اطلاعاتی عربستان از آن طریق خواسته اند به دیگرمخالفان بالقوه و یا بالفعل خود ارسال کنند.

نکته اصلی این واقعه، ابعاد سنگینی است که به خود گرفته است. در دنیای پرتنش ترامپ لازم نیست که جرقه جدید در صحنه های آشنا بدرخشد. وقایع غیر منتظره در جهان امروزی ما می توانند - تقریبا به صورتی غیر منتظره -شالوده برنامه های یک قدرت جهانی را از هم بپاشانند.

بیرون از جایگاه سخنرانی، این فریاد دانشجویان علیه دولت و نظام بود که شنیده می شد! آنان دیگر به درستی کمترین مرزی بین دولت و نظام نمی بینند و برآنند که مرز آنجایی است که مردم و نظام را از همدیگر جدا کرده است. این نوشته تمرکز بر دو نکته دارد.

تازه داشتیم کم‌کم حادثه در قفس‌های آهنین کردن‌های کودکان جداشده از دامن مادران پناهنده آمریکای لاتین در آمریکا توسط دولت ترامپ را به فراموشی می‌سپردیم، که کلمات قصار دیروزی آقای ترامپ بر دهان ایشان جاری شد. موضوع از چه قرار است؟

آقای روحانی حقیقتا مردم و خصوصا دانشگاهیان را دست کم گرفته و با فریبکاری حکمی را اصل مسلم فرض کرده و بر اساس آن استدلال می کند. او با فرض من درآوردی و فریبکارانه "خوشبینی مردم نسبت به دولت" احکام دیگری را نتیجه می گیرد.

چه کسی میتواند تضمین کند که شکل گذار از جمهوری اسلامی ایران بصورت شکل کلاسیکی صورت خواهد گرفت که در آن برای تمام احزاب اپوزیسیون، از جمله احزاب چپ ایران به میزان برابری ازادی و امکان ایفای نقش فراهم خواهد شده تا اینکه بتوانند در پروسه روند تحولات سیاسی، تشکیل مجلس موسسان و تنظیم قانون اساسی نوین ایران نقش کارا، موثر و برابر حقوقی خویش را ایفا نمایند.

در شرایط کنونی ایران، اصلاحات از محدوده معینی نمی‌تواند تجاوز کند. محدوده‌ای که با تائید رهبری و بدون به خطر انداختن حاکمیت مطلق او معین می‌شود. اما در صورت بکار افتادن دو نیروی دیگر، یعنی فشار خارجی و جنبش توده‌ای، ممکن است بخش‌های وسیع‌تری از حکومت به مخالفان بپیوندند. و این امکان به وجود ‌آید که قبل از اینکه کار با فروپاشی رژیم به پایان برسد خود مخالفان داخل حکومت، رهبر و حامیان سرسخت او را کنار بگذارند.

همه آنچه در سال‌های پایانی دهه 60 و نیز در تداوم آن در دهه های 70 و 80 به وقوع پیوستند، از آن‌جمله: رفراندوم تغییر قانون اساسی، نظارت استصوابی، شورای تشخیص مصلحت نظام و ... نیز با هدف تحکیم و بی بازگشت نمودن انحرافی بود که در بیانیه مشترک ابوالفضل قدیانی و علیرضا رجایی از آن یاد می‌شود.

جا دارد هر کدام از ما به سهم خود به این مساله بیاندیشیم که مسئولیت فردی، سیاسی و اجتماعی خود را در مقابله با این جنگ، در تلاش برای تبدیل کردن اعدام های سال شصت و هفت به یک معیار در سیاست ایران چقدر انجام داده ایم، چقدر در این جهت این که جنایتکاران نتوانند به چهره های محبوب سیاسی تبدیل شوند تلاش کرده ایم، چقدر تلاش کرده ایم صدای جنبش دادخواهی در برابر این گونه عوام فریبی ها و در برابر سرکوب چه از نوع سخت و چه از نوع نرم آن باشیم؟

امروزه همه پان ترک ها، پان کرد ها، پان فارس ها، پان عرب ها و دیگر پان ها بدون استثنا تامین و تضمین منافع گروهی خویش را در همپیالگی با بلوک ترامپ- نتانیاهو – پمپئو می یابند. بعضی از آنها تا آنجا پیش می روند که اعلام می کنند همزمان با اعلامیه "نه قرارداد" بلفور در زمان جنگ جهانی اول که توسط آن استعمار انگلیس بخش فلسطینی سرزمین اعراب را به صهیونیست ها بخشیده بود، همین استعمار کبیر همان زمان به این دوستان "پان" ما هم چنین وعده هائی داده بود و امروز بعضی از آنها وفای  به وعده اعلامیه بلفور را از اربابان بزرگ تقاضا می نمایند.

استقلال به‌مثابه یک هدف برای سازندگی ملی ایران، هرگاه نتواند که اتوریته معنوی برای کشور ما در منطقه فراهم بیاورد، هرآینه اگر برای ما ثروت و رفاه نسازد و برابر ارزشی پشتوانه پولی ملی ما با ارزهای نافذ جهانی را پاس ندارد، و چنانکه قادر نباشد به تقویت و استحکام کشور منجر شود یا که باعث بالا رفتن اعتبار شاخص‌های اقتصادی ایران گردد تا داشته‌های فراوان آن صرف سازندگی امروز و آینده کشور شود، بی‌هیچ اماواگری باید گفته شود که حاوی چیز هستی‌بخش و زندگی سازی نیست و نخواهد هم شد!

در ست فهميده ايد، كمونيستها با كعبه آمال شما، «نظام پهلوى » به مخالفت برخاستند اما دليل داشت، آنها عليه ديكتاتورى و فاشيسم بودند، هم اين ها بودند كه در تمام سال هاى سكوتِ رهبران و همفكران كنونى شما، باز هم بار اصلى مبارزه با فاشيسم اسلامى را بر دوش كشيدند. 

بحران مالی سال دوهزار و هشت که کم مانده بود نظام سرمایه داری کلان  را به زانو در بیاورد، بر اساس فروش اسناد اوراق بهاداری صورت گرفته بود که بر پایه های پشتوانه ای وام های بی در و پیکری که به مردمی که امکان باز پرداخت آنها را نداشتند جهت خرید خانه داده شده بود، تهیه و صادر شده بودند.